پایان پان کرمانیسم
وب لاگ اندیشه آزاد به زودی مقاله ای با این عنوان پیرامون تغییرات رخ داده اخیر در مدیریت دانشگاه استان و کشور منتشر خواهد کرد.

ما فقط بلدیم عزای فرهنگ را بگیریم
سوره و حوزه هنری آینه تمام عیار مسائل فرهنگی ماست.از روز نخستی که امثال قیصر امین پور و جوانهای انقلابی آن زمان (که البته تا به آخر هم انقلابی ماندند) این نهاد را راه انداختند قرار نبود دولتی شود،اما اولین مشکل از همان جایی بروز کرد که حوزه دولتی شد و زیر مجموعه سازمان تبلیغات اسلامی قرار گرفت.و همین امر باعث شد تا برخی کم کم از این مجموعه جدا شوند.
دولتی شدن ، تمام مشکلات حوزه نبود که زمانی مسئله حاد شد که حجت الاسلام زم مدیر حوزه تصمیم گرفت وارد مسائل اقتصادی شود و یک بار شرکت دخانیات را خرید و بار دیگر باشگاه پیروزی را . و البته هیچ کدام از این ها هم کار فرهنگی به شمار نمی رفت بخصوص آنکه مدیریت پرسپولیس هزینه مادی و معنوی زیادی برای زم و حوزه به جا گذاشت.
اما برگردیم به مشکلات فرهنگی و در سطح وسیع تر از حوزه و سازمان .حتی زمان که سید مرتضی در سوره مطلب می نوشت بودند کسانی که با کج فهمی های خود او را آزرده خاطر می ساختند ، امثال حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان و مسیح مهاجری در جمهوری اسلامی.
اما کجایند که ببینند سید مرتضی کجاست.او اکنون به الگویی برای اهل قلم و هنر تبدیل شده و آقای شریعتمداری هنوز که هنوز است قیم و جاده صاف کن و توجیه گر رفتارهای اصول گرایان است و البته حالا دیگر به سوره کاری ندارد که اصلاح طلبان را به عنوان عوامل استکبار و ریشه همه مشکلات می شناسد و هر اتفاقی که بیفتد از افشاگری پالیزدار تا...به گردن دوم خرداد می اندازد.و مسیح مهاجری هم که هنوز که هنوز است در روزنامه جمهوری اسلامی وظیفه خود را برای جلب حمایت قشر مذهبی و راس سنتی از آقای هاشمی انجام میدهد.کاری که مشابه آن را در جناح مقابل عطریانفر و کرباسچی و قوچانی برای جلب حمایت قشر فرهیخته و بیشتر اصلاح طلب از هاشمی انجام میدهند.
اما اگر آوینی اکنون نیست و شریعتمداری به اشتباه خود پی برده ،امتداد کج اندیشی ها و برخوردهای سلبی رادر مدیریت حسن بنیانیان شاهدیم که در جایگاه ریاست سازمان تبلیغات اسلامی ، نقد را در مجموعه سوره برنتابید و در گام نخست جریان تحریریه چهارم به سردبیری وحید جلیلی را از گردونه حذف کرد.جریانی که بیش از یک مجموعه تحریریه و یا چند همکار بود و بیشتر به یک نحله فکری می مانست که برای نخستین بار بود که شاهدیم طرح دیدگاههای اندیشمندان مسلمان و طرح یک چهره واقعی از روشنفکری اسلامی بودیم ،از رفع مظلومیت از چهره مرحوم شریعتی گرفته تا طرح آگاهانه چهره جلال آل احمد و احمد فردید .که دستهای مرتبط با حجتیه در دهه های قبل مانع از آن شده بود که چنین چهرهدهایی در رسانه و مطبوعات مطرح شوند.به نحوی که مثلا سروش با اعمال نفوذ در تلویزیون مانع شد که برنامه های دکتر فردید ادامه یابد و و نهایتا به حکم آنکه قدر روشنفکران مسلمانی چون شریعتی و فردید را ندانستیم ، باید بپذیریم که تنها چهره های مطرح روشنفکری در جامعه همان سرئوش و کدیور و نراقی و امثال آن هستند.
"جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال شب فراق نخفتیم لاجرم زخیال "
نکته جالب اینکه به محض آنکه رهبری در پیام خود از مسئولان میخواهند تا رفع مظلومیت از چهره فرهنگ شود و خواستار مهندسی فرهنگی در این عرصه می شوند ناگهان همان مسئولان سازمان تبلیغات احساس وظیفه میکنند و همایش مهندسی فرهنگی براه می اندازند.اما از خود نمی پرسند که مشکلات فرهنگی از کجا نشات می گیرد؟
مسلما از همین برخوردهای حذفی خود آقایان که اگر سوره ادامه می یافت و امنثال جلیلی از سردبیری و رضا مهدوی از بخش موسیقی حوزه حذف نمی شدند ما نیازمند این مهندسی فرهنگی نبودیم که بواقع " از ماست که بر ماست"و این سیاستهای غلط آقایان کا را را به جایی رسانده که بیشتر نیازمند طبابت فرهنگی هستیم و کار از مهندسی گذاشته.
این سوء مدیریت ها در حالی است که جناح فکری( و نه فقط سیاسی) مقابل از سالها پیش در مسائل فرهنگی و بویژه تئوریک برنامه ریزی کرده و اگر دولت و سیستم های نظارتی نظام برخورد نکرده باشند هیچ گاه نه دچار اختلاف شده و نه به تعطیلی و ورشکستگی انجامیده.
از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب جریان مخاف فرهنگی و بویژه در بخش فلسفی و سیاسی پر رونق ظاهر شده. نخست مجتهد شبستری بود که مخالفت خود را با نظامی سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه ابراز داشت،سپس محسن کدیور و سروش به آن پیوستند و اگر سروش ابتدا وظیفه خود را دفاع از اسلام در مقابل آیین شیطانی مارکسیسم میدانست کمکم به اندیشه دموکراسی حدااقلی و با حذف لیبرالیسم روی آورد و این نحله امتداد یافت تا امروز که از دموکراسی حداکثری و با قوت هرچه بیشتر لیبرالیزم سخن میگوید.
کار به جایی رسید که احسان نراقی هم تحت لوای روشنفکر دینی توانست برچسبهای های وابستگی به طاغوت را کم رنگ کندو هر چه پررنگ تر از موقعیت های ایمانی و احیاگری دینی و جایگزینی ایمان به جای شریعت و دین شخصی به جای دین اجتماعی سخن بگوید و دیگرانی چون داریوش آشوری و شایگان و پرهام هم مجال سخن گفتن بیابند.
اما در مقابل حسین نصر ، احمد فردید و شاگردانش چون داوری اردکانی و مدد پور به یمن سیاست گذاری های صحیح فرهنگی در رسانه ملی و روزنامه و مطبوعات ما مطرح نشوند و آثار کسی چون آوینی هم تا لحظه شهادت ناشناخته بماند هر چند که قلمی بدست دارد و مردم جبهه را با صدا و دوربین او شناخته باشند.
جریان روشنفکری با انتشار نشریاتی چون کیان با حضور پررنگ دکتر سروش ، راه نو با حضور همه مدعیان روشنفکری و به مسئولیت اکبر گنجی ادامه یافت و پشتوانه فکری دوم خرداد شد . هم اکنون هم ماهنامه تئوریک جبهه مشارکت " آیین " در امتداد این مسیر گام بر میدارد و ما هنوز هم باید به عزای سوره بنشینیم و وحید جلیلی هم باید با کمبود امکانات و حمایت های دانشجویی بسازد و دم برنیاورد که جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تعطیل نماند.
دولت اصول گرا بر سر کار است و شاهدیم که سوره تعطیل می شود ، شاهدیم که به محض حضور قالیباف در شهرداری تغییرات مدیریتی در فرهنگسرای پایداری نشریه یاد ماندگار تعطیل می شود ، کمک های مالی از ناشران محدود به چاپ اول کتابهایشان می شود و هزار و یک مشکل دیگر که نمیتوان مسئولان را بی تقصیر دانست.
متصدیان فرهنگ ما هنوز که هنوز است نقد از دیگران را برنمی تابند ،در حالی کهدر جبهه مقابل این امر مدتهاست نهادینه شده و حتی شاهد نقد از خود در نشریاتی چون راه نو و آیین بوده و هستیم. اگر مهر انگیز کار به نگاه آنتی فمینیستسی راه نو نقد میکند و نقد چاپ میشود ، اگر یوسفی اشکوری در ماهنامه آیین به دیدگاه های مجتهد شبستری نقد وارد میکند و آنرا فاقد استدلال عقلی و فلسفی لازم میشمارد، اگر ناصر فکوهی که هم در شهروند امروز مطلب می نویسد هم در کارگزاران به دیدگاه های موسی غنی نژاد در شهروند نقد مینویسد ، همگی نشان از باروری نقد و در این جریان دارد و البته یک علامت تعجب بزرگ جلوی چشمان سیاسیون ما میگذارد و یک علامت سوال بزرگتر برای مدیران فرهنگی ما.
در حالی که اهالی فرهنگ در سوی ما هنوز در پذیرفتن شریعتی شک دارند و او را به جرم بی دینی مطرود می شمارند جناح مقابل که عمری از محبوبیت و اندیشه او سو استفاده کرده به عبور از شریعتی به جرم دیندار بودن و ایدئولوژیک بودنش می اندیشد و صراحتا هم اعلام م کند.
باذ این همه شریعتی به تعبیر رهبری چهره ای مظلوم مانده است و فردید ها مغفول مانده اند و من فکر میکنم اگر آوینی شهید نشده بود هنوز هم مغفول و مظلوم و شاید منفور می بود!!
استعفاي دسته جمعي ٢٨ تن از كاركنان انتشارات سوره مهر در اعتراض به روند مديريتي آن
بيست و هشت تن از كاركنان انتشارات سوره مهر پس از پنج سال فعاليت، در اعتراض به روند مديريتي آن، دست از كار كشيدند. اين جمع كه معاون بازرگاني، معاون توليد، سرپرست معاونت اجرايي، مدير IT، مسئول و كاركنان فروشگاه، مدير و اعضاي طرح و برنامه، مسئول اشتراك و... را شامل ميشوند، موارد زير را به عنوان دلايل خود براي اين اقدام برشمردند:
- اولويت چندم كتاب و كتابخواني در مديريت حوزه هنري و عدم حمايت مالي و معنوي از انتشارات.
- اعمال نگاهها و سياستهاي مهاركننده از سوي معاونت اداري- مالي حوزه هنري به بدنه فعال انتشارات و ايجاد موانع گوناگون براي كار.
- عدم كفايت اعضاي هيئت مديره به دليل چندشغله بودن، عدم اختصاص وقت كافي، عدم آشنايي با روند فعاليتها و عدم همراهي آرماني با اهداف انتشارات.
- استفادههاي شخصي مديرعامل از جايگاه مديريتي خود.
- احساس خطر مديرعامل از روند موفقيتهاي گروه و تزريق اين فكر به مديريت و دفاتر توليد محتواي حوزه هنري براي حذف گروه.
- عدم اقدام جدي مديرعامل براي رفع مشكلات و مسائل اساسي بدنه كاري انتشارات.
لازم به ذكر است طراحي و اجراي بسته بندي ويژه كتاب، افزايش چندبرابري آمار فروش انتشارات، اجراي طرح ابتكاري اشتراك كتاب، راهاندازي شبكه سراسري توزيع محصولات فرهنگي، ورود كتب نويسندگان انقلاب و دفاع مقدس به ويترين كتابفروشيها و تجديدچاپ متعدد كتابهاي ادبيات و هنر متعهد از جمله فعاليتهاي جمع مذكور ميباشد.
شنبه بیست و نهم تیر 1387
استعفا نامه معترضین به روند مدیریتی انتشارات سوره مهر
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي حمزه زاده
مدير عامل محترم انتشارات سوره مهر
باسلام
روز گذشته وقتي فهرست تقسيم بودجه انتشارات سوره را که مجلس به حق اختصاص داده است ديديم، ديگر هيچ جاي شک و ترديدي نماند كه کدخدايان دهکوره بيفرهنگ ما به واقع از بسياري مواهب خدادادي محروم هستند يا شدهاند. شايد اين مديرکاني که تنها از رياست ـ و نه مديريت ـ کت و شلوار و سررسيد آنرا فهميدهاند، تصور کنند که مشکل ما يا عقدهي ما پول و امکانات و يا ساير علايقي که ايشان بدان دلبستهاند باشد. بگذاريد هرچه ميخواهند فکر كنند، که مختارند و در قبال اين اختيار مسئول. اما آنچه امروز ديگر نميتوان از آن گذشت قصه کهنه حق است.
حسين عليه السلام تفکر سرخ ما از شيعه و يعني همه چيز يک موجود بيچيز «الا ترون ان الحق لايعمل به و الباطل لايتنهي عنه» را موقعي سرداد که بسياري يا در آغوش باطل آرميده بودند و يا با توجيه پوسيده مصلحتانديشي توانايي حرکت نداشتند. و آنگاه که رغبت عزيزش به لقاء پروردگارش جولان گرفت، شيعه پوينده شد. درد، امروز اين است. پول و ساختمان و امکانات و وسيله و غيره ارزاني کساني که ما را با اسلام افيوني و تعديل شده با علم ابزاري، دائم نصيحت ............... ميکنند و به آن خوشاند.
امروز چه حجتي براي ايشان باقي است که در شش سال گذشته سوره مهر را از وابسته شدن به بودجه کشور نهي کردهاند در حالي که خون و پوست ايشان در پول نفت است و جز مديريت هزينه توانايي ديگري نداشته و ندارند. و امروز بخاطر همان ناتوانايي، بر منابع ديگران دست درازي ميکنند كدخدايان دهكوره بيفرهنگ، که شغلي جز پيچيدن نسخههاي توهمزا ندارند به نام رفع مظلوميت از فرهنگ بدترين ظلمها را در حق جواناني روا داشتند که بيادعا تمام آنچه را که داشتند در طبق اخلاص نهادند. همان روزها که بسياري از ايشان به خاطر عدم اعتقاد به فرهنگ که البته ريشه در ناتوانيهاي ايشان دارد، کاسههاي گدايي براي يافتن مناصب بزرگتر را علناَ روکرده بودند، همين جوانان بااعتقاد، با استعانت الهي ترديدها را شکستند و هم اينان ديگر جرات ندارند که با وقاحت در محضر متوجه کل به فرهنگ، نداي بيمخاطبي محصولات اصيل انقلابي سردهند. و بايد هم عرصه را بر خدمتگزاران تنگ کنند که عنقريب دکههاي مزين به ادا و اصول ايشان ديگر رونق نخواهد داشت. اعضاي الحاقي محترم شوراي جديدالتاسيس سياستگذاري انتشارات در مناصب قبل خود چه کردهاند که امروز بايد بر برنامههاي شناخته شده بچههاي سوره تاخت و تاز کنند؟
گويا اينان عادت کردهاند ارابههاي خود را بر نتايج زحمات ديگران برانند. ظاهراَ خاطره تلخ حذف طراح و مجري فيلم کوتاه ديني رويش از ذهنها رفته است. گويا قرار است در هر گوشهاي اگر کسي خلاقيت و توانايي بروز داد، با تمام ابزار و امکانات منکوب و زمينگير شود.
امروز جان و روح سوره مهر از فرط بازرسيهاي رنگ و وارنگ خسته و مجروح است. امروز قلب سوره مهر از تهمتها و فشارها پاره پاره است. امروز فکر و روان سوره مهر هزينه رفع ترديد مديراني ميشود که حال و رمق ندارند. امروز از کارافتادههاي خسته به نام تجربه اسباب تعديل غيرت سوره مهر شدهاند. امروز سوره مهر ميداند كه کار شبانه روزي تاوان و کفاره کم کاري کدخدايان دهکده بيفرهنگ است. امروز کتاب رسانان سوره مهر ميدانند که اگر قرار است پيام شهدا را برسانند بايد در حمام و آبانبار و بوي تعفن و فاضلاب کار کنند. امروز سوره مهر ميداند که اتاقهايش ستاد پشتيباني جنگ فرهنگي است پس آنها را نميآرايد و مملو از نيروهايي ميکند که بايد عن قريب به کارزار درآيد.
اين روزها سوره مهر شاهد اتفاقات ديگري نيز هست. امروز بياخلاقترينها به پشتوانه مناصب اعتباري و بيربط خود در آن حاضر ميشوند و به بااخلاقترينها که بيست سال از بهترين سالهاي عمر خود را بيادعا به خدمت گذراندهاند و پرچم ادب پايداري را برافراشته نگاه داشتهاند، درس اخلاق مي دهند. و اگر هم شد تهديد ميکنند. امروز ميخواهند بياموزند که در خانههاي خود "نبرد درالوگ"، "چزابه" و "به داد ما برسيد" بخوانيد؛ اما در محل کار خود هر بلايي بر سرتان آوردند فقط بگوييد"مرسي". و علناَ اخلاق مسيحيگري و مهمانداران هواپيما را ترويج ميکنند. و اگر کسي از سر وظيفه ديني و امر به معروف و نهي از منکر اشتباهاتشان را متذکر شود متهم به بيادبي، بياخلاقي، پررويي و پرتوقعي ميشود.
امروز هم فرايند غالبِ پيش بردن کار، خون دل خوردن است. امروز هم چون ديروز آشپزخانهمداري گفتمان غالب کدخدايان دهکده بيفرهنگ ماست. هنوز هم "دسته يک"، "خاطرات عزت شاهي" و "پنهان زير باران" زير خروارها بيتوجهي و با قيمت جواني بهترينها به ظهور ميرسد. فکر مسموم سهامداري فولاد متيل، اصغرکاظميها و محسن کاظميها را به افسانههاي فراموش شده تبديل کرده است. کدخدايان دهکده بيفرهنگ ما ميدانند که آشپزخانه حتماٌ مخاطبين زيادي دارد ولي مخاطبين "دسته يک" و "پنهان زير باران" را بايد اندازهگيري کرد تا مطمئن شد. و صدالبته اگر نبود اعتقاد راسخ ايشان به آشپزخانهمداري، آخر و عاقبت ايشان جز رستورانداري نميشد.
و سلام و درود ما بر سرهنگيها و بهبوديها که در مزرعه ادب پايداري، "فرمانده من"، "پا به پاي باران"، "زنده باد کميل" و صدها اثر جاودان آفريدند در حالي که همه آنها به عطر مطهر خون دل مزين بود. سلام و درود ما بر تمام کساني که از سر اداي دين دست به قلم بردند و تعهد آفريدند و بيتوجهيهاي کدخدايان دهکده بيفرهنگ ما خللي در اراده ايشان وارد نساخت. سلام و درود ما بر سيدحسنحسينيها و قيصرامينپورها که سخاوتمندانه دنيا را به رستورانداران سپردند و رفتند.
و ما ميرويم نه به خاطر آن که ما را خسته کردهاند ـ زهي خيال باطل ـ که ما در ابتداي راه هستيم. و ما ميرويم نه به خاطر آن که پول و امکانات نداريم که از شهداي عزيزمان آموختيم چگونه بدون پول و امکانات بايد کار کرد. و ما ميرويم نه به خاطر ناتواني که توانايي بچههاي مسلمان را همه ديدهاند. و ما ميرويم نه به خاطر آن که انگيزههايمان را از دست دادهايم که انگيزههايمان صدچندان است. و ما ميرويم نه به خاطر آن که عزت و شرف و سرمايه عمرمان لگدکوب شده است که هر آنچه داشتيم را با پروردگار عزيزمان سودا کرديم.
امروز ميرويم تا شايد ارشديون از سر خداترسي نگاهي به گذشته کنند و راه اصلاح را در پيش گيرند. چرا که «لن يصلح الوالي الا بالاستقامه الرعيه». امروز ميرويم تا حجت را بر کساني تمام کنيم که از سر مصلحتخواهي و نه حقخواهي، سياستورزي را پيش گرفتهاند. .
آقای جاسبی
ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی
پیش از این گمان میکردیم ،اشغال زمینهای مردم به زور و ساخت و ساز غیر قانونی در املاک غصبی مختص رژیم اشغالگر قدس است و در اراضی اشغالی فلسطین و مزارع شبعا اتفاق می افتد ،اما امروز که فیلم تجاوز ماموران تحت امر شما را مشاهده کردیم ،باورمان شد که فن آوری اشغال در کشورمان بومی شده و دانشگاه آراد اسلامی در تحقق این پیشرفت علمی!!! و تکنولوژیک و حقوقی پیشگام شده است.
گرچه کژی برداری از این تکنیک اسرائیلیان توسط شما برایمان قابل درک نبود بخصوص که شما کتابی در زمینه فلسطین هم نوشته اید.
آقای جاسبی
راستی تکنولوژی "آتش زدن موکت آغشته به بنزین به کمک لاستیکهای فرسوده به دور آن جهت قرق سازی محوطه های مسکونی از ساکنان آن " حاصل کار شخصی شما بود یا پروژه برگزیده دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات؟
آقای جاسبی
باور می کنیم که " تخلیه نخاله های ساختمانی تهران را در منزل مسکونی دیگران" تنها با هدف کمک به پاک سازی شهر تهران انجام داده اید و اگر بعدها ماموران شما آنها را به داخل ملک هدایت کرده اند خدای نکرده ، به قصد اشغال آن زمین ها نبوده است.
آقای جاسبی
راستی همه این کارها را به قصد توسعه علم و دانش انجام دادید؟
از حضرت رسول شنیده بودیم که "اطلبوا العلم و الو بالصین" ، علم را جستجو کنید حتی اگر در چین باشد. اما قرارنبود که در املاک مردم بی گناه و به قیمت تصرف مال شان و حتک حرمت زنانشان، که نماند از معاصی و گناه که ماموران تحت امر شما به نام توسعه دانشگاه آزاد در حق این خانواده و شاید خانواده های دیگر نکرده باشند.
راستی آقای جاسبی
شما با دانشجویان خودتان هم همین طور برخورد می کنید؟ و یا همه این کارها برای آسایش خاطر طالبان علم است؟
آقای جاسبی
از آقای خضریان چه خبر؟ شما که اینقدر برای توسعه علم و رفاه دانشجویان می کوشید ، نظرتان درباره دانشجویان منتقد چیست؟
آقای جاسبی
آنچه در فیلم تهاجم مامورین دانشگاه آزاد به سرپرستی حراست واحد علوم تحقیقات شاهد بودیم، نمی بایست در حق کسی رخ می داد که گناهش بخشیدن 2 میلیون هکتار از اراضی شخصی خود به دانشگاه تحت امر شما به منظور اهداف خیر خواهانه باشد ، آنهم کی که عنوان اولین دادستان انقلاب را در کارنامه دارد.
آقای جاسبی
شما به حدود اموال و حرمت ناموس کسی تجاوز کردید که خود عمری نگاهبانی از اموال و ناموس مردم را برعهده داشته است ، کسی که حکم انتصابش مزین است به امضای امام راحل(ره) و حکم محکومیتش منقش به امضای شما. و چه نیکو فرمود حضرت امیر (ع) که: " از شر کسی که به او خوبی کرده ای ، بترس ."
آقای جاسبی
آسوده خاطر باشید که فیلم این جنایت و تجاوز را به هیچ کس نشان نخواهیم داد. که می ترسیم نمایش قدرت نمایی و زیاده خواهی شما ، بسیاری را نسبت به انقلاب و آرمانهای عدالتخواهانه آن دلسرد سازد. امری که نتیجه مستقیم عملکرد شما در جایگاه مدیریت کلان یکی از نهادهای نظام است ،هرچند این نهاد سرخود و خودکامه باشد.
آقای جاسبی
امیدواریم در پاسخ اگر ما دانشجویان را به رسمیت بشناسید _که البته تاکنون چنین نبوده است _ نخواهید مثل همیشه نسبت فامیلی تان را با شهید بزرگوار عباسپور یادآوری کنید.که خود توهین بزرگی به این شهید و آرمانهای همه شهدای دولت و انقلاب است.گرچه که حمایتهای بی حد و حصر دکتر عباس پور نماینده محترم مجلس شورای اسلامی از شما همواره این موضوع را تداعی می کند.
آقای جاسبی
راستی از حزب جدیدتان چه خبر؟ شمایی که مسئولین جوان حزبتان حرمت رئیس جمهور را هم نگاه نمی دارند و به جای پاسخ به اتهامات شما در جایگاه ریاست دانشگاه آزاد به توهین و توجیه ی پردازند و فرافکنی پیشه می کنند،خوب است قدری به بازگشت دانشگاه آزاد به مجرای انقلاب فکر کنید ، که خیلی وقت است زیادی آزاد شده است. قرار بود دانشگاه تحت امر شما یک نهاد انقلابی باشد نه مرکز پرورش جبهه مخالف دولت و یا نهاد مجزا از نظام و انقلاب.
آقای جاسبی
شما که وقت خود را برای فکر کردن به دغدغه های دانشجویان صرف نمیکنید.اهل آرمان خواهی و اندیشه های انقلابی هم که نیستید.پس لااقل کمی به فکر آبروی خویش باشید.ادامه این ریاست برای شما میتواند بشدت تاسف بار باشد،کمی به آینده خود فکر کنید حال که به آینده دانشگاه فکر نمی کنید.
نساجی این بار هم دست به قلم شده است تا احیانا در حق دکتر جاسبی فرزندی کند و ایشان را بستاید. البته با قلم خاص خودش.
بخش جدیدی از خاطزرات پراکنده وی این بار در وبلاگ شخصی اش با عنوان اندیشه آزاد در همین باره منتشر شده است که میتوانید در آنجا ببینید.
دیگر نخواهیم گذاشت لیبرال دموکراسی گفتمان انجمن شود
دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل در مصاحبه سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل گفت: دیگر نخواهیم گذاشت لیبرال دموکراسی گفتمان انجمن شود.
سید علی اکبر دانشی دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل که با خبرنگار سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل پیرامون مسائل و دیدگاه انجمن سخن می گفت افزود : تاکنون برخی اهمال ها در کادر مرکزی تشکیلات این مجال را به برخی افراد با تفکر لیبرال دموکراسی داده بود تا انجمن را به تریبون احزاب تبدیل کنند ، به گونه ای که با صدور بیانیه به نام انجمن سخن از حمایت اصلاح طلبان انقلابی بگویند.اما شورای مرکزی کنونی با عبور از بحرانهای تشکیلاتی و تئوریک و همین طور فشار های خارجی به ثبات دست یافته و دیگر نخواهیم گذاشت لیبرال دموکراسی گفتمان انجمن شود.
این فعال دانشجویی افزود: بر همین اساس انجمن با صدور بیانیه ای موسوم به " مانیفست انجمن اسلامی دانشگاه زابل " در تاریخ 15/10/86 به طور رسمی جدایی خود را از دفتر تحکیم وحدت و برائت از جریانات تند رو اعلام کرده و حهت ارتباط با با انجمنهای مستقل اعلام آمادگی نمود.
وی با بیان اینکه مهم ترین بحث در کار تشکیلات دانشجویی مباحث تئوریک است گفت:در همان مانیفست انجمن اعلام کردیم که در بحث پشتوانه فکری اجازه نخواهیم داد کسانی که در قلمرو مباحث مفرفتی بر شکاکیت تاکید دارند و توفیق یافته اند تا وهمیات ذهن خود را تئوریزه کنند و روانه بازار اندیشه کنند و از دانشجویان به عنوان تکیه گاهی مستحکم برای رسیدن به آمال و امیال خود بهره جویند .
وی افزود: برخی ها در قلمرو آرمانهای انقلاب به حدی تشکیک ایجاد کرده اند که ضمن به سخره گرفتن اصل صدور انقلاب و رخداد مهمی چون 13 آبان که آبرو و افتخار انجمنهای اسلامی است زیر سوال می برند اما در مقابل هر نوع ادبیات دفاعی به کار گرفته شده برای حمایت از انمدیشه های مهلک و مسموم غربی را که اشاعه کنندگان آن در جای خود سیاه ترین نوع تشویش اذهان در ادبیات سیاسی جهان است را محکوم می نمایند.
وی در ادمه با اشاره به حادثه تیرماه 1360 و آغاز انحراف نهایی سازمان مجاهدین خلق گفت:نباید اجازه داد مسعود رجوی های زمان خودخواهی ارضا ناشدنی خود را به توده های انقلابی و دانشجو.یان منتقل و آنان را بر علیه مردم بشورانند و یا افرادی که ادعای روشنفکری دارند به مانند منحرفین از ایدوئولوژی اسلامی مجاهدین خلق در دهه 50 در اسلام و دستاورد های آن را در زندگی دنیوی و سیاسی بشر کم انگاشته و یا اسلام را محدود و منکوب کنند.
وی در پایان با تاکید بر مواضع منعکس شده در بیانیه تحلیلی تبیین مواضع تشکیلاتی و سیاست خارجی از عضویت رسمی انجمن در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور دفاع و آن را اقدامی انقلابی در تاریخ انجمن توصیف کرد.
وی همچنین ابراز امیدواری کرد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل در کنار انجمنهای اسلامی دانشجویان(1358)دانشگاه سیستان و بلوچستان و دانشگاه چابهار ، با عضویت در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل زمینه ساز تشکیل جبهه فکری جدیدی در حوزه شرق کشور گردیده و با تشکیل شورای انجمنهای اسلامی شرق کشور گفتمان جدیدی را در این فضای ایجاد نمایند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور پیوست
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل با صدور بیانیه ای رسما به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور پیوست.
به گزارش سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل که پیش از این با صدور بیانیه ای موسوم به " مانیفست انجمن اسلامی دانشگاه زابل " در تاریخ 15/10/86 به طور رسمی جدایی خود را از دفتر تحکیم وحدت اعلام و از جریانات تند رو اعلام برائت کرده بود با صدور بیانیه جدیدی با عنوان " بیانیه تحلیلی تبیین مواضع تشکیلاتی و سیاست خارجی" رسما به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور پیوست.
در بیانیه این تشکل چنین آمده است:
بیانیه تحلیلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل
در تبیین مواضع تشکیلاتی و سیاست خارجی انجمن
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل در حالی حرکت مجدانه خود را در نیل به آرمانهای مقدس جنبش دانشجویی بازیافته که مشکلات و مسائل فراوان توان تشکیلات انجمن را در مخاطره قرار داده است. با این حال و با وجود بحرانهای داخلی که به تازگی پشت سر گذاشته انجمن برخود وظیفه می داند تادر بستر مسائل عمده تشکیلات دانشجویی کشور نیز تبیین موضع و تلاش مضاعف به خرج دهد.
از سوی دیگر فضای کنونی احزاب و تشکلهای سیاسی کشور و علل الخصوص جامعه دانشگاهی به نحوی است که می رود تا عده ای را با یاس از فعالیت سیاسی از گردونه قانون اساسی و ارزشهای انقلاب خارج سازد و یا عده ای دیگر را دچار انحطاط فکری و انزوای سیاسی نماید.اما آنچه مهم است نصب العین قرار دادن دستاوردها و تجربه های نسل های پیشین در این مسیر خطیر است.
تجربه تاریخی مجاهدین خلق در دهه 50 و نگاه نوستالوژیک به فرایند تغییر ایدئولوژی آنان ، ما را واداشت تا در اقدامی پیش گیرانه و پیش از آنکه جرقه این انحرافات دامن گیر یکایک انجمنهای اسلامی شود ، ضمن صدور بیانیه ای از تشکیلات وابسته به تحکیم اعلام استقلال نموده و خود را تشکیلاتی جدا از مجراهای سیاسی موجود نماییم.
با این همه و علیرغم فضای سیاسی محدود و فشارهای موجود در محیط دانشگاه ، رسالت تشکیلاتی ما به عنوان سنگربانان انجمن اسلامی ایجاب می کرد تا چاره جوی مشکلاتی آمده در مسیر کنونی جنبش دانشجویی باشیم ، از این رو با نیم نگاهی به تجربه تشکیلات گذشته انقلابی و دانشجویی و انحرافات بوجود آمده در آنها در سالهای قبل و بعد از انقلاب به این نتیجه رسیدیم که " چاره تحکیم را باید در عبور از تحکیم " یافت و " درمان از درون بی فایده خواهد بود" .
بر همین اساس در صدد یافتن تشکیلات و مجرای جدیدی جهت هدایت پتانسیل و ظرفیت های سیاسی و فکری خویش و در جهت نقد مشفقانه مسائل دانشگاه و جامعه برآمدیم.که در نهایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل ضمن تبیین مواضع تشکیلاتی خود اعلام میدارد که در سالگرد شهدای 7 تیر 1360 و با الهام از این واقعه که سرآغاز انحراف نهایی یکی از بزرگترین تشکیلات انقلابی _ و برخواسته از دانشگاه و دانشجویان و بخصوص از دل انجمنهای اسلامی دانشجویان _ کشور است به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل سراسر کشور می پیوندد تا راه را بر تکرار این تجربه تلخ تاریخی و انقلابی که هر آن ممکن است سرنوشت یکی دیگر از تشکیلات دانشجویی کشور گردد ، بسته شود.
لذا انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل پس از انجمن اسلامی دانشجویان(1358)دانشگاه سیستان و بلوچستان و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار ،سومین انجمنی خواهد بود که با عضویت در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل زمینه ساز تشکیل جبهه فکری جدیدی در حوزه شرق کشور گردیده و تلاش خواهد کرد تا گفتمان نسل سوم انقلاب را بر اساس اندیشه های انقلابی و نگرشهای فرا سیاسی و بدور از هیجانات بیهوده زودگذر و سیاست زدگی ها نهادینه سازد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل
خاطره نویسی های نساجی
نساجی بالاخره دست به قلم شد و ماجراهای سیاسی روزانه اش را با همان زبان طنز خاص خودش به نگارش در آورد .تاکنون چند عنوان از خاطرات فعالیتهای سیاسی رضا نساجی زواره دبیر تشکیلات انجمن اسلامی در وبلاگ شخصی اش با عنوان " اندیشه آزاد " و تیتر " دردنوشته های یک انجمنی " منتشر شده که مربوط با ماجرای درگیری اخیر وی و انجمن با مسئولین در پرونده انضباطی و قضایی اوست.
این نوشته ها از آنجا که او ترمزی برای گفتن حرف حق نمیشناسد و البته رفتارسیاسی اش با یک طنز اجتماعی خاص و البته گزنده همراه است جالب توجه می نماید .
بخصوص اگر او همه مسئولین دانشگاه از رئیس دانشگاه گرفته تا دوست عزیزمان آقای ناصری معاون دانشجویی دانشگاه و دیگر مسئولین دلسوز شامل مسئول سابق نهاد و دبیر کمیته انضباطی را سر یک سفره نشانده باشد .آنهم سفره ای ازجنس خاطره نویسی و البته طنازی سیاسی!!!!
ما و حکایت انجمنی نیوز
به تازگی دوستان از ایجاد وبلاگی خبر داده اند که خبر ساز شده است.
وبلاگی که به گفته مدیران آن !!! قرار است به زودی بدل به سایت مجهزی شود و آنچه که این روزها با عنوان " انجمنی نیوز " و با تیتر " آخرین تئوکرات های انجمنهاي اسلامي " عنوان داشته که " ما آخرین نسل منتقد هستیم. آخرین انجمنهای اسلامی دانشجویان تئوکرات ایران " همگی جدید و بدیع می نمایدو بسیار هم جالب توجه است و شاید همگی هم مورد تایید ما باشد..
دبیران شورای صنفی دانشکده ها مشخص شدند.
با برگزاری انتخابات درون شورایی دانشکده ها دبیران شورای صنفی دانشکده های سه گانه مشخص شدند.
آقایان پیمان فیضی و صابر رستاد از ائتلاف هم پیمانان به ترتیب دبیر شورای دانشکده علوم پایه و مهندسی شدند و مرتضی سراوانی به دبیری دانشکده ریاضی برگزیده شد.
اخبار حاکی از آن است که در پی تشدید اختلافات در اردوی هم پیمانان فیضی از این ائتلاف جدا و برای کاندیداتوری دبیری شورای دانشگاه فعالیت میکند.از طرف دیگر هم پیمانان در پی جلب رای دانشکده ریاضی برای دبیری کل رستاد هستند.
انتخابات شورای مرکزی دانشگاه در آغاز سال تحصیلی برگزار خواهد شد.