تبليغاتX
16 آذر
انجمن اسلامی دانشجویان 1358

مجید شاکری - دانشگاه علم وصنعت ایران

 

اشاره:مذهب نه چندان تازه اي را معرفي خواهم كرد كه كم كم بين عده اي از مسئولان-هر چند كم- طرفداراني يافته«مصلحت طلبي با ماسك اسلامي».در ضمن نام نوشتار صرفا بنا به پيام آن انتخاب شده و ارتباطي به هيچ كتاب يا گفتاري ندارد.

چهارشنبه31/2/76:بسم رب القانعين.امروز از خستگي سر كار نرفتم.آخه ديشب از نماز مغرب اول وقت تا ساعت نه شب،يكريز مشغول كار فرهنگي،مذهبي،اسلامي بودم.فهميدم از « مكروه بودن چپ چپ نگاه كردن»در اسلام تابلو است كه راي دادن به جناح چپ حرام است.خدا خادمين به فرهنگ مملكت را حفظ كند.

زري گفت بيا به ياد ساده زيستي هايمان ناهار كلجوشي بخوريم.از خوشي زارزار گريه كردم.چه زني!زنگ زدم آشپزخانه،دو پرس چلوكباب و دو پرس هم جوجه كباب،بياورند با يك ديگ كلجوشي براي اين اسطوره ي ساده زيستي!

پنجشنبه1/3/76:بسم ربنا خالق الانتخابات:فردا روز انتخابات است و البته به نظر من و بعضي از رفقاي نزديك ميزان راي ملت است- اگر به ما راي بدهند اگر كه نه-.با چند يار با سابقه انقلاب و شركايم در بنگاه فرهنگي مذهبي-«ريال هاي بهشتي» درباره انتخابات جلسه داشتيم.حاج آقاي بنيري و حاج آقاي دلاويز هم بودند.خبر رسيد پوسترهاي نامزد جناح،را كنده اند.ديديم ما هم بكنيم كليشه اي مي شود.بنا شد روي پوسترهايشان بزرگ بنويسيم «الله اكبر»تا هم معلوم شود كه آنها چقدر بدند ...

جمعه 2/3/76:بسم رب ناصرنا في يوم انتخابات:امروز روز انتخابات است.به به مردم چه حماسه اي بر پا كرده اند.همه جمع هستند كه فقط به ما راي بدهند.به اتفاق جناحان دلاويز و بنيري بيانيه تبريك زير را تنظيم كرديم كه فردا به محض پيروزي جناحمان پخش كنيم:«برادران و خواهران مسلمان خوشحاليم كه بار ديگر مشتي محكم به دهان آمريكاي جهان خوار و بدبخت و انگليس زديد و با انتخاب نامزد ما ، نشان داديد كه آن جناحي ها چقدر واداده اند!دراكولااند.سوسك اند.خدا لعنتشان كند. 

اتحاديه رفقاي ارزشي

شنبه 3/3/76:به نام خالق آزادي و دموكراسي:پيروز شديم و دوباره مشت محكمي زديم به دهان راستي هاي انحصارگرا.به همين دليل بيانيه اي را كه آماده كرده بودم براي پيروزي حزب چپ مردم سالار دادم منشي براي خبرگزاري پشت تلفن بخواند:«خانم ها و آقايان آزادانديش! خوشحاليم كه بار ديگر مشت محكمي بر دهان  طالبان و تروريست هاي بنيادگرا زديد و با انتخاب نامزد آزادانديشان نشان داديد كه آن جناح چقدر انحصار طلبند.دراكولااند.سوسك اند.مردم له شان كنند.

اتحاديه رفقاي آزاد انديش

چندتنا آدم با اسم هاي عجيب و غريب مثل بنيري و دلاويز زنگ زدند و خزعبلاتي گفتند كه من نه اينها را مي شناخته ام،نه مي شناسم نه خواهم شناخت!شب با زري كنار در خانه يك ديگ كلجوشي گذاشتيم و بين اهل محل تقسيم كرديم با ورقه هايي كه نوشته بود:خفقان آن جناح باعث شده هميشه بدبخت باشيم و فقط كله جوش بخوريم.

يك شنبه 4/3/76:اصلا به نام خود دموكراسي!:به منش ام دستور دادم آگهي تبريك به دييس جمهور محبوب را در روزنامه هاي ايران،كيهان،جدول،بدنسازي تخصصي،ما زرد نيستيم،هنرپيشه هاي خوش تيپ و سلمان حوض نقلي(ويژه كودكان) و نشريه تخصصي مامايي،به قدر يك صفحه كامل چاپ كند.گاو صندوق اداره را باز كردم،گفتم:مردم خودشان انتخاب كردند،پولشان را در راه خودشان خرج مي كنيم.سي صد هزار تومان هم دادم برود يك دست مانتوي آلامُد(از همين تنگ و كوتاه ها)بخرد به جاي اين چادر.شب همسايه مان را كه پيرمردي نود ساله است به زور آوردم خانه و گفتم آقاي ديني!شما بزرگ مايي،بگذار آخر عمري دو كلام سواد يادت بدهم.داد كشيد من سواد دارم!گفتم اگر مي تواني بنويس:رابطه با آمريكا از نان شب و نطق صبح واجب تر است.خوش خط و خوانا نوشت.ضايع شدم!

دوشنبه 5/3/76:«democrossy»:امروز در كنگره شهدا و مبارزه با استكبار يك سخنراني افشاگرانه كردم.برايشان گفتم خودم دستخط يكي از بزرگان ديني-كه اسمش را به دلايل امنيتي نمي گويم- خواندم نوشته بود:رابطه با آمريكا از نان شب و نطق صبح واجب تر است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 20:46  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

« وصاياي حاج 

 

                        وصاياي حاج آقا به آقازاده گرام

 

 

 

- فرزندم،اگر تو را عزم سياست باشد كه بايد باشد،لاجرم حزبي بايد،كه حزب هم تو را سرمايه باشد و هم عقيده.

- پس اگر از راست باشد فوائد نگو دارد،اول آنكه هميشه بر سركار است چه چپ آيد و چه راست،چندين جاي از بهر خويش نگه دارد،دوم آنكه راست را ادعاي دين باشد و كس نتواند در كار ايشان مداخله نمايد كه او را بي دين خوانند و عوام الناس نيز ايشان را همواره دنبال كنند.

- و اگر چپ را گزيني نيز بس فوائد دارد،نخست آنكه به غايت مدرن است و نخبگان و روشنفكران و انتلكتوئل و از اين دست با اين همدستند،دوما آنكه اگر تو را خاري خلد و خطري پيش آيد پس فرار را توانستن و پناهنده شدن،كه اندر ولايت غرب هستند رجالي كه ايشان را بپسندند و در آغوش بفشارند و شغلي چندراديويي،تليفيزيوني،ماهواره اي به دست او دهند.

- و تورا سفارش مي كنم به سومين كه هم اول است و هم دوم،كه اگر كارگزاران را برگزيني تورا كفايت كند كه هم چپ است و هم راست،بزرگان اهل تسبيح تو را تسبيح كنند و بزرگان روشنفكر تو را رشد دهند،و تو در حكم  پدر بر چپ و برادر بر راست خواهي بود.و به غايت مال دارند و قدرت و سرمايه.

- و اگر راست يا كارگزار باشي ،ايشان را از خود ندان ولي از خويش مران ،كه قهر ايشان تو را ضرر بسيار باشد.

- اي پسر اگر روزي تو را پرسيدند،ميز واجب است يا آرمان،بگو البته ميز بايد تا آرمان بماند،كه اگر رياست نباشد،توان ايستادن بر عقيده و آرمان نباشد.

- و اگر دانشجوي اصول گرا،تو را پرسيد كه مصلحت يا آرمان،وي را بگو كه اصول گرايي را اصل اول مصلحت است كه تا آرامش نباشد آرمان نيست !!!

 آرمان نيست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 19:33  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

خاطرات                                        خاطرات یک استاد !!!

    شنبه     10/4/؟8

10روز از امتحان می گذرد.اما متاسفانه هنوز برگه ها را تصحیح نکرده ام.

دنبال برگه های پایان ترم گشتم،یافت نشد،کاشف به عمل آمد که خانم،همسر گرامی را عرض می کنم مشغول تمیزکردن سبزی بوده اند،از آنها به عنوان پوشش سبزی استفاده شده است.و الان در سطل آشغال موجود می باشد.

الحمدلله که این جفنگیات بالاخره به یک کار آمد و مفید واقع شد.از آنجا که وظیفه استادی ایجاب می کرد که میزان آگاهی و سواد دانشجویان سنجیده شود به دنبال برگه های میان ترم گشتم.پس از رنج بسیار و تلاش ناهموار،یافت شد.

از آنجا که می دانستم اگر برگه ها را تصحیح کنم،محال است کسی نمره بیاورد از خیر تصحیح برگه ها گذشتم.نگاه کردم هر کس بیشتر نوشته بود بیشتر نمره دادم-بی شرف ها می گویند فلانی برگه تصحیح نمی کند-خدا لعنتشان کند،ملاحظه شان استاد را نمی کنند،خیر سرمان مدرک دکترا گرفته ایم.

نمرات از1 تا 9 بودند.اندک نمراتی بواسطه ارفاق فراوان و بزرگواری استادانه از مرز 10عبور کردند.باشد که امیدوار شوند و در آینده تلاش بیشتری بر خرج دهند.

نمرات یکی دیگر از کلاسها هنوز در برد گروه موجود بود.اعترافاتی چند-بی اساس و بی پایه-به منشی گروه تحویل داده اند.حیف نیست خانمی به این نازی و مهربانی را به زحمت می اندازند.بیچاره با دست خودش اعتراضات را به دست من رساند.خواستم دستش را ببوسم،حیای استادانه مانع شد.

دانشجویی آمد دخترکی کم تلاش،نمره می خواست.البته نمی خواستم بدهم اما حیف است دختری با این کمالات،جوانیش را در دانشگاه و لابلای این جوانهای لاابالی تلف کند.نمره اش را 10 کردم.خداوند از ما راضی باشد.

-دو سه نفر آمده اند می خواهند 9شان را 10 کنم هیهات!!حق ملت ضایع می شود....

مگر آنکسی که خودش روی برگه 10 گرفته نباید با این تنبل ها فرق داشته باشد!!

-این پسره غلامی آمده،نمره می خواهد.مدتی است که درس نمی خواند.من که می دانم همه حواسش به این دختره نجاتی است!!کلاس ها را عموما غیبت می کند.باید بیافتد تا بفهمد زندگی به این راحتی ها نیست.تو که نمی توانی بار زندگی خودت را بکشی چگونه می خواهی دختر مردم را سرپرستی کنی؟؟

وظیفه پدرانه ام مانع از این شد که به او نمره بدهم.فقط به خاطر خوشبختی نجاتی...به خدا!!!...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 15:9  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 

                        خاطرات امپراطور دانشگاه های ایران

 

امروز یکی از افراد خیر و بانیان مدرسه ساز به دیدنم آمد.می خواست کار خیر بکند،خدا جزای خیرش بدهد ان شاءا...

عرض کردم چرا دانشگاه نمی سازید؟استقبال کردند.خداوند به همه توفیق خدمت بدهد.

قرار شد در ده... یک دانشگاه آزاد احداث کنیم .اعتراض کردند که آنجا جمعیت کم است و دبستان و مدرسه راهنمایی و دبیرستان وجود ندارد...

عرض کردم مشکلی ندارد.ابتدا یک دانشگاه آزاد می زنیم،دخترها و پسرها مشغول تحصیل می شوند. بطبع اینها با هم آشنا می شوند و اگر ما در آنجا به خوبی کارفرهنگی کنیم اینها با هم ازدواج می کنند و فرزندانشان بر جمعیت آنجا می افزایند.

سوال فرمودند:اگر آنها در ده نماندند و به شهر خود بازگشتند چه؟

عرض کردم:اولا که با این محاسبات ما، آنجا به سرعت شهر خواهد شد،ثانیا جواب شما مشخص است همان طور که دوره کارشناسی و کاردانی گذاشتیم،دوره کارشناسی ارشد و دکترا هم می گذاریم که هم ادامه تحصیل دهندو هم بعدا آنجا درس بدهند،اشتغال زایی و تولید علم شود.

بعد هم مدرسه غیر انتفاعی و شبانه روزی برای انجا می گذاریم،تا بچه ها وارد مدرسه شوند و این روند ادامه پیدا کند.رشته مهندسی هم می آوریم که بعدا همان جا کارخانه بزنیم و تولید کار شود.این همه فضا برای کار وجود دارد چرا ما کار نکنیم.البته کار باید همراه با توسعه و اعتدال باشد،البته بدون حضور کارگذار،کار وجود نخواهد داشت که البته کار هر کسی هم نیست و ما و دوستانمان سال ها تجربه داریم و البته سرمایه هم لازم است که ما داریم و یک سری چسزهای دیگر که به غلط از آن تعبیر به پارتی می شود و البته اینها زاییده کج فهمی عوام الناس است....

و خدا میداند که هدف ما فقط خدمت است .....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 15:31  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 

ای خداوند:

به علمای ما مسئولیت،به عوام ما علم و به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم ،به فهمیدگان ما تعصب،.....به جوانان ما اصالت،به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما ..... نیز عقیده، به خفتگان ما بیداری و.....به دین داران ما دین،به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد،به شاعران ما شعور،به محافظه کاران ما گستاخی،به نشستگان ما قیام،به راکدان ما تکان و به مردگان ما حیات،به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فریاد،به مسلمانان ما قرآن،به شیعیان ما علی و .....به خودبینان ما انصاف،به حسودان ما شفا،به فحاشان ما ادب،.......به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما،همت تصمیم و استعداد فداگاری و شایستگی نجات و عزت ببخش.

 

معلم شهید انقلاب دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 19:12  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 

                                  خاطرات یک رئیس

 

امروز یکی از روزهایی بود که به شدت به خلق ا...خدمت کردم.خداییش جزء ایام ا... بود.

فلانی آمد پسرش را معرفی کرد.پسرش یکی از نخبگان کشور است.مدرک لیسانس از دانشگاه زاهدان دارد.

می خواست کاندیدای شورای شهر بشود.عرض کردم حیف است جوان رعنا و تحصیلکرده ای مثل شما سرنوشت خود را به دست یک مشت عوام الناس گریگوری نفهم بدهد.اینها چه می فهمند کی خوبست،کی بداست.

یکی از روستاهای منطقه بزرگ است.دساتور دادم شهرش کنند،ایشان شهردار شوند.صحبت کردم با آقای.........یک دانشگاه آزاد بیاورند که ایشان تدریس هم بکنند کار علمی و فرهنگی هم بشود.یکی دو روستا از این طرف و آن طرف هم قرض گرفته ایم قرار شده به محض اینکه بخش درست شد،بخشداری را به ایشان بدهند.

حیف است آدمی با این همه کمالات،با این چهره کاریزماتیک و کاراکتر تکنوکراتیک و پرستیژ روشنفکری وقت خود را در شورا تلف کند،باید در سطح کلان کار کند. این همه مسئولین از فرار مغزها حرف می زنند ولی عمل نمی کنند،باید از من یاد بگیرند چطور جلوی پدیده خروج علم و فرار مغزها را گرفت!! بخدا !!!....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 16:4  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

خاطرات یک مسئول

 

فردا آزمون استخدام منشی شرکت است.

منشی قبل آقایی بود که از تلفن بیت المال زیاد استفاده می کرد.دستور دادم اخراجش کنند.

دستور داده ام آگهی بزنند:

"به یک خانم منشی تحصیلکرده با روابط عمومی عالی نیازمندیم."

 

خانم باشد بهتر است.هر چه باشد بهشت زیر پای مادران است.از دامن زن است که انسان به معراج می رود.

خانم ها روابط عمومی شان بهتر است.برای شرکت هم مفید خواهد بود.ضمنا صبر و تحمل بیشتری هم دارند،باعث میشود که انسان در چنین محیط هایی بهتر به خلق خدا کمک کند.

-یکی دو نفر آمده اند که حجابشان خیلی افراطی است!!همین ها هستند که غلط و افراطی از این ارائه می دهند!!آدم جرات نمی کند سرش را بالا بیاورد ببیند منشی است یا ارباب رجوع!!

ردشان کردم رفتند!!

-خانمی آمد نسبتا جوان،زیبا می نمود،تحصیلکرده.مشکلش البته این بود که موقع نماز جماعت همه کارمند ها رفتند نمازخانه،ایشان مشغول صحبت با تلفن همراه بودند.البته تلفن همراه        ایشان  دلیل بر مرفه بی درد بودن ایشان نیست!!بهتر است منشی همواره در دسترس باشد،شاید مسئله ضرورییش آمد!!!

نمازشان را عرض می کردم،درست است نماز نیامدندولی خوب،ما که حق نداریم اموال بیت المال و فرصت های شغلی را فقط در اختیار یک قشر خاص قرار دهیم.فقط که نباید مذهبی ها استخدام شوند!!اصلا کی گفته اینهایی که ظاهر مذهبی دارند بهترند.شاید پدر و مادرشان خشکه مذهب بوده اند و اینها از آنها تبعیت کرده باشند!!

هدف این است:افرادی را که ظاهر مذهبی ندارند به راه بیاوریم.همین درسته که مانتویشان خیلی کوتاه است ولی من قول می دهم از امروز تا یک مدت کوتاه دیگر تحت تاثیر جو مذهبی حاکم بر اداره هدایت و نماز خوان شوند!!

راستی یادم رفت بگویم ایشان رسما استخدام شده اند.مصاحبه و اینها لازم نبود.البته سوالاتی چند پرسیدم.مشکل خاصی نداشتند.یک کم آرایششان غلیظ بود گکه آن هم ناشی از تربیت غلط جامعه است والا ذاتشان که پاک پاک است.

نمی شود قضاوت کرد.از فردا مشخص می شود...از فردا یک روز دیگر برای خدمت به خلق خدا شروع می شود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 16:7  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

فکر بد نکنید ،لفظ "این کاره "در این جا به معنای همان طنز نویس است و نه چیز دیگری .

ما از همان روز اولی هم که آمدیم ، کارمان یه خورده “خورده شیشه " که نه "شیطنت خاص انجمنی ها " را داشت.

این بود که دست به کار طنز شدیم و خلاصه حال خیلی ها را گرفتیم . البته خیلی های دیگر هم که شما باشید استفاده کردند که البته حق با شماست و " انتقاد از مسئولین حق مسلم ماست "

بنا براین صفحات طنز جداگانه «داستان خرها» و «داستان یک مملکت » و «خاطرات یک مسئول » را راه انداختیم تا شما ضمن مطاله فاتحه ای هم نثار روح مرحوم مغفور « جنبش دانشجویی » بنمایید.

الفاتحه .......

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 12:47  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 

«مصاحبه با حاج آقای هسته اي»

 

متن مصاحبه خبرگزاری الحشره با جناب آقای « آقا پرور » یکی از مسئولین پرونده هسته ای ایران در سال های دور

 

- جناب آقاي.... بعضی شایعات حاکی از آن است که شما در یکی از سفرهای خود جهت مذاکره با اتحادیه اروپا، مدتی با یک خانم خارجی رابطه داشته ازدواج کرده و بچه دار شده اید تائید می کنید؟

 آقا کمی خودش را جابجا می کند و سرفه ای کرده و می گوید:)

اولا شما خودتان می فرمائید این ها شایعه است و اصولا کار ایادی استکبار جهانی است که می خواهند چهره بنده را به عنوان یک چهره مذهبی تجاری سیاسی بین المللی که به حق نماینده شایسته ای برای مردم مسلمان و مومن کشورمان هستم و با معاملات موفق اقتصادی خود توانایی ملت ایران را در صحنه های تجاری جهان نشان داده ام خدشه دار کنند و به ما ملت قهرمان لطمه بزنند.

یعنی شما خبر را تکذیب می کنید در حالیکه همراهان شما در سفر هم آن را تائید کرده اند؟

غلط کرده اند. تف بر استکبار و ستون پنجم اش.

ولی خب اگر ما خبری را هم تائید نمی کنیم برای آن است که لزومی ندارد توده مردم بدانند.

اصولا ما نخبگان برخی دردها را داریم که توده عامه نمی فهمند و ما که قرار است به جای آنها بفهمیم و کار کنیم تحت فشار هستیم....

یعنی همین فشار ها باعث شد که شما....

فی الواقع بله، ما وقتی به این همه ماموریت های چند ماهه و چند ساله می رویم مدتها از ملت بزرگوار ایران و خانواده محترم دور هستیم.

من نمی فهمم وقتی ما خانواده را با خودمان می بریم شما پدر سوخته ها اعتراض می کنید اگر هم که آنها را نبریم و آنجا تشکیل خانواده دهیم اعتراض می کنید! ما  مانده ایم چه کار کنیم از دست شما مطبوعات!!؟؟

یعنی شما تشکیل خانواده را تائید می کنید؟؟

پناه بر خدا، شما از آدم حرف می کشید!! کاری نکنید با داروی نظافت خودکشی کنم ها!! آبروی مملکت در خطر است!! سکوت کنید جانم!!

- آقاي... برگردیم سر اصل مطلب....

خب ما آنجا در مملکت غریب احساس تنهایی می کردیم و نیز دیدیم که این غرب چقدر منحط شده و علیرغم پیشرفت اقتصادی در سراشیبی سقوط اخلاقی افتاده است. این بود که تصمیم گرفتیم ضمن گفتگوی تمدنها و تعاملات بین المللی هم آنها را هدایت کنیم تا به راه راست بگروند و هم نسلی پاکیزه ایجاد کنیم که سایر افراد آن ملل غربی را نجات دهد همانطور که ما مردم خودمان را نجات دادیم.

ولی آقاي..... تا آنجا که ما شنیده ایم نه تنها آن خانم مسلمان نشده بلکه فرزندش را هم حضانت کرده و قصد دارد او را با فرهنگ غربی با بیاورد. نظر شما چیست؟

پناه بر خدا.... چه دروغ ها.... بر فرض که هدایت هم نشده باشد مگر انسان در عرض 1 سال هدایت می شود. خود ما هنوز نتوانسته ایم همه ملت را آدم کنیم!!!...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 19:31  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 

اول کلام

ما راه رهایی از زمان پرسیدیم                 گفتند در این زمانه عیبی است مگر؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 12:33  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

   

               نگاهي بر طنز و نقد درنشريات اين وري

 

اشاره:مدتي است كه نشريات وابسته دبه دفتر تحكيم وحدت دانشگاه ،نشريه انديشه آزادو سياستهاي انتقادي آن رتا آماج حملات خود قرار داده اند.

مطلبی که در زیر می خوانید نوشته یکی از دانشجویان است که در انتقاد و واکنش به مطالب منتشره در نشریه اندیشه آزاد و انتقادات مطروحه علیه آن از سوی دیگر نشریات خطاب به اندیشه آزاد نوشته شده است و سعی شده که بدون هیچ گونه اعمال نظر و تلخیصی به چاپ برسد.

 

نشریه اندیشه آزاد را می گیرم و مثل اکثر دانشجویان اول سروقت صفحه آخر آن می روم تا ببینم این بار طنز هفته شامل چه مطالبی است.آگهی های بازرگانی،خاطرات یک مسئول و داستان خرها برای من که تا کنون حداقل پنج عنوان نشریه دانشجویی کشوری را که به صورت مجلات ماهنامه در سطح کشور توزیع می شوند به طور کامل خوانده ام مطالب تازه ای نیستند.

-آگهی های بازرگانی برخلاف آنچه که در نشریه انجمن اسلامی (کاغذ اخبار)آمده مطالب تازه ای نیست و .این سبک ابتکار برزو بیطرف طنزنویس ماهنامه سوره است که از مدتها قبل توسط ایشان و با کیفیت عالی کار می شود.اما این نوع طنز در نشریات دانشجویی عدالت خواه جدیدا مورد استفاده قرار می گیرد و نوع چاپ شده آن در نشریه اندیشه آزاد شاید نوع قوی و منحصر به فردی باشد چرا که هر دفعه در قالب اطلاعیه و آگهی های حزبی هم چپ را نقد میکند و هم راست را و به راستی نشان داده از هیچ کجا خط نمی گیرد چرا که هر سه جناح چپ و راست و کارگزاران(که هم چپ است و هم راست)به طور مساوی نقد کرده است.

-اما خاطرات یک مسئول و داستان خرها همان طور که خود نشریه اعلام کرده سبک کار نشریه خیزش دانشگاه علم و صنعت تهران (مجمع حزب ا... و جنبش عدالت خواه)بوده و توسط آقایان مجید شاکری و مجید عبدالهی ابداع شده که دوستان اندیشه آزاد آنرا تغییراتی داده اند و شماره های جدیدی از آنرا منتشر کرده اند.

-نوع چهارم سبک طنز نشریه،معمای هفته است که تا کنون سه چهار بار منتشر شده است و در آن سعی شده متناسب با موضوع نشریه ،یکی از مسائل روز دانشگاه مطرح شود مسائلی چون عدم تخصیص امکانات به انجمن،اسراف در دانشگاه و ... بهانه هایی بوده اند که در این قالب کوتاه اما موفق بیان شده اند..

-سبک دیگری که در این نشریه چاپ شده و از همه فخیم تر و استوارتر بوده ،سبک داستانی بوده که تنها یک بار در قالب داستان طنز کریستف کلمب منتشر شده است که آن هم نوعی شفافیت بیش از حد و صراحت را در خود داشت که می توانست تقلیل یابد.به خاطر دارم که یک مصاحبه طنز با ادبیات داستانی در شماره اول نشریه چاپ شده بود که لبه تیز انتقاد را به سوی اعضای سابق پرونده هسته ای ایران همچون موسویان،سیروس ناصری و حسن روحانی نشان گرفته بود.

اطلاعیه ها و بیانیه هایی که با امضای انجمن اسلامی تحکیم وحدت دانشجویان و انجمن اسلامی دانشگاه های مجهول به چاپ می رسید هم احتمالا هدفی جز در هم شکستن ادبیات قبیح حاکم بر نشریات و بیانیه های این دو تشکل  که یکی این وری و دیگری اون وری بوده اند نداشته است.

اما در مجموع غیر از دسته بندی طنزها و انتقادات نشریه باید چند نکته را مد نظر داشت:

1-نوع جدیدی از ادبیات طنز در این نشریه ابداع شده  و در انواع قبلی طنز حاکم بر نشریات دانشگاهی و گاها تحلیلی مانند سوره (حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی) ابتکار و نوآوری شده است.

2-مهمترین مشکل آنها،شفافیت و صراحت آن است که جامعه دانشگاهی را بر نمی تابد و می بایست تقلیل یابد چرا که زیبایی طنز به رمزآلود بودن آن است.

3-افزایش طنز در برخی شماره ها از کیفیت آثار کاسته است هر چند که اکثر مخاطبان نشریات در دانشگاه ما از خواندن مطالب تحلیلی و تفصیلی و طولانی پرهیز دارند و ترجیح می دهند اخبار دانشگاهی ،طنز دانشجویی و انتقادات صریح بشنوند و بخوانند.شاید مهمترین انگیزه مسئولین نشریه از انتشار مطالب طنز آنهم به این صورت صریح جذب مخاطب بوده چرا که وقتی تشکلی دفتر و امکانات ندارند تنها راه جذب نیرو و مخاطب آن نشریات تشکل است.

در میان دانشجویان و تشکلها هم موضع گیری هایی در قبال نشریه صورت می گیرد،عده ای از دانشجویان خواهان افزایش طنز آن هستند و عده ای دیگر به واسطه تفاوت سلایق خواهان افزایش مطالب تحلیلی و خبری اند.تشکلها هم گاها با دید غضب به نشریه نگریسته اند چرا که خود زیر ذره بین اندیشه آزاد بوده اند.

اما اگر انتشار نشریه دوم انجمن مستقل با نام 16 آذر که مدتهاست از آن سخن به میان می آید صورت گیرد می توان امیدوار بود که سلایق مخاطبان تفکیک و برای هر کدام تریبون جداگانه در نظر گرفت و بر زیبایی کار افزود.می توان امید داشت با تجهیز و تمکین انجمن اسلامی دانشجویان مستقل و افزایش توان  اجرایی آنها بر کیفیت کار نشریات و ژورنالیسم آنها افزوده شود چرا که پتانسیلی که در این نشریه دیده می شود در کمتر دانشگاهی و کمتر نشریه ای دیده شده است.امیدوارم این نکات در بهبود فضای حاکم بر نشریه موثر گردد و پاسخگوی نیاز جامعه دانشگاهی باشد.

                                                                             

                           (سیالات 83  )

               

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 19:2  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->

آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM