تبليغاتX
16 آذر
انجمن اسلامی دانشجویان 1358

انجمنی ها

 از این تابلو تا تابلوی اعلانات بعدی بیشتر از 300 متر فاصله بود. پیرمرد ناچار دنبال یک درخت یا چیزی مشابه گشت تا کاغذ بعدی را بچسباند. چسب را باز کرد و روی کاغذ چسباند و یکدور دور کمر درخت پیچید. هنو تکه ای از آخرین بیانیه ای که روی همین درخت چسبانده بود به یک قطعه چسب آویزان بود. دوباره ورق ها را برداشت و چسب 5 سانتی اش را و سراغ تابلوی اعلانات بعدی که نزدیک محوطه خوابگاهها بود رفت. داشت کاغذ بعدی را می چسباند که صدای پرسید :چی می چسبونی حاج ابراهیم؟

پیرمرد که گویی به شنیدن این جمله عادت داشته باشد، بی آنکه سر را برگرداند آرام جواب داد: هیچی مهندس جان ، خودت که ماشاالله سواد داری بیا بخون.

جوان جلو آمد و یکی از کاغذ ها را از دست پیرمرد گرفت نخوانده برگرداند و گفت:باز چه خوابی دیده اند برای هم. و سرش را تکان داد و راهش را کشید و رفت.

پیرمرد گفت:چه میدانم چه خوابی دیده اند من فقط مرده شورم . و راهش را به سمت تابلوی اعلانات بعدی ادامه داد. سر راه سه چهار دانشجوی پسر سلامش کردند و همین که دیدند دستش پر از کاغذ است به سمت اولین تابلوی اعلانات رفتند تا کاغذ را بخوانند.

به خوابگاه 6 که رسید دید چند نفر دور تابلو جمع شده اند و دارند چیزی را می خوانند عینکش را جابجا کرد و کلمات روابط عمومی و دانشگاه را که درشت تر بودند تشخیص داد. آب دهانشس را قورت داد و جلو رفت یک کاغذ دست گرفت و گوشه تابلو هر چه کاغذ بود نگاه کرد و دنبال تاریخشان گشت . تسلیت از طرف هم اتاقی هایت ، فتوکپی به قیمت دانشجویی تایپ _حدیث از امام معصوم خدمات دانشجویی خیابان دانشگاه ... همه را به جز حدیث و اطلاعیه دانشگاه کند و روی زمین گذاشت . همه مشتاق بودند که ببینند پیرمرد چه پیغامی دارد.

لحظاتی بعد همه دور بیانیه جمع شده بودند و پیرمرد به در خوابگاه 5 رسیده بود.

خوابگاه 9 را هم زد و می خواست برود که یکی از راه دور داد زد : خسته نباشی آقا حاج ابراهیم .

برگشت و نگاهش کرد، امیر هوشنگ بود از بچه های انجمن : چی میزنی حاجی؟

_ بیانیه است آقا جان ، شما که باید بهتر بدانید.

_ بیانیه انجمن اسلامي ؟

_ آره آقا جان

_ نه من شهرستان بودم امروز صبح رسیدم. انجمن هم نرفتم. خبریه ؟

_ نمی دونم فکر کنم همش زیر سر این اطلاعیه است. و با دست اطلاعیه روابط عمومی دانشگاه را روی تابلوی خوابگاه نه نشان داد.

هوشنگ سر تکان داد و خسته نباشی گفت و شروع کرد به خواندن. پیرمردخوابگاه پسران را تمام کرد و راه افتاد که برود به سمت ساختمان کلاسهای اقتصاد .سر راه که از خیابان می گذشت یکی از بچه های انجمن ادبیات رو که به اسم نمیشناخت دید. جوان سلام کرد و گفت: سلام حاجی ادبیات رو ما صبح زدیم ولی همه رو کندند، دوباره داریم می ریم بزنیم. شما هم حواستان باشه حاج آقا، نذارید بکنند.

_من فقط بیانیه ها رو میزنم . برنمی گردم عقب که ببینم کنده اند یا نه.آقای مصباحی گفت این سی چهل تا رو بزن منم میزنم نیم ساعت دیگه هم باید برم خونه.

_اشکال نداره ،خودم به بچه های انجمن مهندسی می سپارم که مواظب باشند.شما برو یاعلی.

پیرمرد سری تکان داد. توی ذهنش به کلمه مرده شور فکر کرد و بعد انگار که چیزی یادش آمده باشد به سمت در اقتصاد حرکت کرد.

_ قبلا اینجا دانشکده مهندسی بود و اون طرف هم که الان دانشکده ادبیات شده است دانشسرای عالی بود یعنی اصلا این وری ها را راه نمی دادند آنجا،آنوقت ها از هم جدا بودند.دو تا انشگاه بودو این بچه هایی هم که هستند همه رشته شان دبیر بود.

اون وقتا_شما یادتان نمی آید _ آقتای عباسی نامی دبیر انجمن بود ،خیلی آقا بودنماز اول وقتش ترک نمیشد همه برنامه ها اون آقا صحبت میکرد همه احتراتمش را داشتندبیانیه میزد دانشگاه تکون میخورد اون موقع ها من جوون بودم نیم ساعته هه بیانیه ها رو از مهندسی تا ساختمان اقتصاد میزدم .برمیگشتم برم خونه میدیدم همه اش سرجاشه که هیچ دو نفر دارن میخوننش.شاید یکی دو هفته میگذشت کسی اونا رو نمیکند اما الان هنوز نرفتم از اونجا میبینم که دارن میکننش.دانشجوام دانشجوهای قدیم...

البته آن موقع هم همین بچه ها بودن یعنی هرچی بچه مسلمون و باخدا و چیزفهم بو می آمد انجمن .یه دانشگاه بود و یه انجمن یکی مهندسی و یکی اقتصاد .دانشسرای عالی هم انجمن داشت منتها جدا.گاهی میآمن اینجا،گاهی با هم بیانیه میدادند. هوای همیدگرو داشتن .اما الان همه چی تغیر کرده بابا جان.از رئیس دانشگاه گرفته تا ..

_تا ما هم حاجی؟

_نه حاجی جان،شما همون هایید.دوره زمونه عوض شده .حاجی،اون موقع ها شبای جمعه اینجا دعای کمیل می ذاشتن.یه جوونی بود نورانی،اصفهانی بود.اسمش علیرضا شمس آبادی ،شهید شد می آمد دعای کمیل میخوان اشکت رو در می آورد.من دست زن و بچه هامو میگرفتم می آوردم جلسه دعا ،الان دیگه از اون خبرا نست._حاجی ماهم یریم دعای کمیل ولی دیگه تو انجمن اسلامی نیست تو مسجده .چه فرقی میکنه بچه ها همون بچه هان .

_میترسم حاجی ، میترسم اون بچه ها دیگه تکرار نشن، که نمی شن. اونا کارشون درست بودکه همشون گذرنامه گرفتن ،رفتن بهشت. شهید شدن چند تاشون .

نگاهش را به عکسهای بالای سرش می کند و اشک را با دستمال پاک میکند.

من که سالش یادم نیست اما دخترم اون موقع تازه رفته بود مدرسه که یادمه دبیر انجمن یه جوونی بو به اسم آقا مهدی _مهدی سرافراز_ که سرافراز هم شد و سرش در راه امام حسین داد.دو سال دبیر انجمن بود درساش که تموم شد مدرکشو که گرفت رفت جبهه .خدارحمتش کنه.هرچند که اونا بهشتین.

می رسد به در دانشکده و یک کاغذ در می آورد و شروع میکند به چسباندن بیانیه ها .کسی دور و بر نیست کاغذ ها را زمیم میگذارد و از لای عینک ته استکانی اش سعی میکند اطلاعیه روابط عمومی را که همه جا نصب شده بخواند:

"نظر به واضع اخیر تشکل انجن اسلامی دانشجویان دانشگاه مبنی بر اعلام جدایی این تشکل از تشکیلات سراسرس مطبوع خود در دفتر تحکیم وحدت ، هیئت نظارت بر تشکلهای دانشگاه، انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد را تا اطلاع ثانوی به حال تعلیق و از نظر ریاست دانشگاه هرگونه برگزاری برنامه توسط این انجمن و انجمنهای دانشکده های دیگر تا اعلام رای نهایی درباره دیگر انجمنها ممنوع میباشد.

لذا برنامه راه پیمایی 13 آبان امسال توسط روابط عمومی دانشگاه و بدون دخالت تشکلها برگزار میگردد.11/8/77 "

چشمهایش وسط بیانیه سوزش می گیرند.نگاهی به اطرافش میکند و وقتی میبیند کسی دور و برش نیست اطلاعیه را میکند و به جایش بیانیه یزند .یکی از دور داد میزند :چی میزنی حاج ابراهیم؟

دلش هری می ریزد .دستانش شروع به لرزیدن می کنند. دهانش قفل شده است. آب دهانش را قورت میدهد و بی آنکه سرش را برگرداند به حمت میگوید:هیچی قربان . ماهیچ کاره ایم. ما مرده شوریم....

_مرده شور چیه حاجی، ما مخلصتیم.. شما ده دوازده تا دبیر انجمنو کفن کردی ،همین روزاست که مارو هم کفن کنی حاجی !!

صدا آشناست .بخصوص که دست مهربانش را روی شانه پیرمرد میگذارد.

پیرمرد که انگار آب سردی رویش ریخته باشند برمیگردد و وقتی جوانب 5_24 ساله را می بیند که به او لبخند زده است آرام می شود .

_شما که مارو ترسونی آقا منصور. دلم هری ریخت.

_چرا بترسی حاجی جان .کار خلاف که نمیکنی؟ خدا خیرت بده. اگر هم عقوبتی داشت مال ما، ما گردن می گیریم.

پیرمرد آرام لبخند می زند و همان جا روی پله می نشیند.

_چسبت تمام شده حاجی؟

نگاهی به چسب میکند تقریبا چیزی از آن نمانده.

_شما همین جا باش من یرم تا سر خیابون یکی می گیرم و برمی گردم.

_مگه تو انجمن ندارید؟ تو دفتر اقتصاد ؟

_نه حاجی مثل اینکه یادت رفته تو جنگيم ها ،ديروز دفتر اقتصادو پلمپ كردن.

پيرمرد آهي ميكشد.

_بابا جان من با همين چسبي كه هست دو تاي ديگه رو ميزنم شما برو و زود برگرد.

جوان سري تكان مي دهد و بدو مي رود. پيرمرد هم بلند ميشود و سراغ تابلوي اعلانات طبقه اول ميرود.ده سال است كه كمابيش كارش همين الست .در كنار اطلاعيه ها ي اداره فرهنگي دانشگاه كه بايد هر روز سرتاسر دانشگاه بزند گاهي براي بچه هاي انجمن هم بيانيه ها و تبليغاتشان را ميزند و پول كمي ميگيرد.به جز هشت سال پيش كه كمونيستهاي قديم رنگ عوض كرده بودند و بعد از جنگ يكهو همه با ادعاي ليبرال مسلكي آمده بودند مدرك بگيرند و برخي هاشان يك جوري خودشان را توي انجمن جا زدند.اين بود كه بين انجمن مهندسي واقتصاددعوا افتاد و پيرمرد هم كه از اين حرفها سر در نمياورد يك مدت برايشان چاي هم نمي برد چه برسد به بيانيه.هرچند كه حاضر بودند ماهانه پول بيشتري به او بدهند.

اين حرفها راحع ليبرال ها و كمونيستها را هم سال بعدش كه بچه مسلمانها انجمن را پس گرفتند و جاي عكس احمد زاده ها عكس شريعتي را زدند از دبير جديد انجمن شنيد وگرنه چه ميدانست كه ماركسيستها چه فرقي با ليبرالها دارند.

اما فرق بچه مذهبي ها را خوب ميفهميد دهرچند كه خيلي ها ادعاي مسلماني و ظاهر موجه داشتند.اما نماز روزه شان براي چيز ديگري بود.

_بيا حاجي ،اينم چسب ،چند تا از اون بيانيه ها را هم بده تا برم ببينم اگه كنده اند با بچه ها دوباره امشب يك سري بزنيم.

پيرمردي سري به رضايت تكان مي دهد.جوان قصد رفتن ميكند كه پيرمرد انگار چيزي يادش آمده باشد مي پرسد:آقا مصباحي اينو نوشتيد اذيتتون نكنند؟

_چه اذيتي؟

_در انجمن مهندسي رو هم ممكنه ببندند؟

_نه حاجي نمذاريم.تا من دبير انجممنم نمذارم.اقتصادو هم خود بچه ها كوتاهي كردند.بهشون گفتم شب تو دفتر بخوابيد نذاريد درو پلمپ كنن.

_حيف شد.وسايلتون چه كردند؟

_هيچي همون جاست.نذاشتن ببريم مهندسي ،فقط عكس شهدا رو برداشتيم كه اونا رو هم ميزنيم تو راهرو اصلي دانشكده تا همه بفهمن چي شده.

پيرمرد افسوس ميخورد وقتي يادش مي آيد كه صاحبان اين عكسها چه كساني بودند.بارها قاب عكسها را گردگيري كرده بود بي آنكه كسي به او بگويد.بي آنكه پولي بگيرد يا حتي به وظيفه اداري او ربطي داشته باشد.چايي براي بچه هاي انجمن هم همين طور.مي بايست هرروز ساختمان امور فرهنگي را باز ميكرد و شب هم ساعت ده اتاق ها را چك ميكرد كه خالي باشد و برق ها را خاموش ميكرد به جز يك چراغ كه تا صبح روشن بود.در را قفل ميكرد مگر مواقعي كه بچه هاي دفتر مركزي انجمن كاري داشتند يا جلسه اي بود.قفل در را به خودشان ميداد و ميرفت به خانه اش كه كمي آن طرف تر داخل سرايداري بود.

يادش مي آمد وقتي كه آخرين دبير انجمن مي خواست برود همه مهرهاي تسويه حساب را كه گرفت آخرينم مهر را كه مهر انجمن بود خودش زد و داد به دبير جديد انجمن كه همين منصور بود تا امضا كند.همان جا همه چيز را تحويل او داد دو ركعت نماز داخل انجمن خواند دست روي تك تك قاب عكسها كشيد و دفتر يادداشتهاي انجمن را نوشت و امضا كرد. بعدها منصور برايش خواند كه چه نوشته بود. چيزي شبيه وصيت نامه كه روزي كه از انجمن و از دانشگاه رفت روز مرگ اش بود انگار، آنگونه كه او نوشته بوددر همان نصف صفحه.

قيافه تك تك بچه هاي انجمن جلوي چشمهايش آمد،همه دبيرهاي انجمن از قبل از انقلاب كه آبدارچي دانشكده مهندسي بود و كمتر به ايجا رفت و آمد مي كرد.از ذكايي كهجزو مجاهدين خلق شد و بعدها اعدامش كردند از مرتضوي كه هميشه با او و مهدوي كمونيست بحث مي كرد و سر همين بحث ها آخر وسط خيابان ترورش كردند ، از اكبري زادگان كه شهيد شد و از فاطمي و قدس نيا كه همين جا استاد شده اند و يادشان رفته كه روزي چه آرمان و عقايدي داشته اند.آهي ميكشد و ته دلش ميگويد : اي دنياي قدار.

_آي پيرمرد چي داري ميزني اينجا؟

رد كت و شلواري كه به نظر استاد مي آيد تمام قد جلوي او ايستاده و كاغذ هاي دست را نگاه ميكند.

هيچي آقا من هيچ كاره ام .

_ بده ببينم پيرمرد.

كاغذ را ميگيرد و به محض خواندن سرخ ميشود ميخواهد داد بزند كه دو تا از بچه هاي انجمن از راه مرسند و يكي شان ميگويد:  آقاي دكتر بيانيه مال ماست.اين آقا داشت تابلو را تميز ميكرد.

_شما دست برنمي داريد از اين كارهاتان .برويد خوابگاه درستان را بخوانيد.شما را چه به سياست.حتما بايد اخراجتان كنند؟

بيانيه ها را از پيرمرد مي گيرند و به لبخند ميزنند._حرف حق است آقاي دكتر.ميزنيم حتي اگر اخراجمان كنند.شما ميخواهيد دفتر انجمن را بگيريد،بگيرير ما از انجمن برون نميرويم.

مرد زير لب غرولند ميكندو ميرود.پيرمرد راه مي افتد به سمت خوابگاه دختران كه باقيمانده بيانيه ها را بزند.اخرين مقصد تابلوي اعلانات دم در خوابگاه است.به آنجا كه ميرسد و قصد ميكند چسب را باز كند ناگهان صداي اتومبيلي كه كنارش ترمز ميكند را مي شنود.

_چيه باز حاجي،چي داري ميزني؟

مسئول حراست است.

_ ببخشيد آقاي مهندس نشناختم ماشين نو مبارك.

مرد اخم ميكند.

_مگه نگفتم واسه اينا بيانيه نزن؟بايد حتما احضارت كنم دفتر حراست؟

_نه آقا ما چكاره ايم ما مرده شوريم..

_مرده شور اين حرف زدنت رو ببرن،يه نسخه از اون بيانيه رو بده ببينم .فردا هم بيا دفتر من تا تكليفت رو مشخص كنم.

برگه را بدست او ميدهد.راننده گاز ميدهد و ميرود.پيرمرد كه ترسيده برگه ها را بر ميدارد كه برود خانمه كه عليمحمد طباطبايي از راه ميرسد و بيانيه را ميخواند .

_حاجي كجا؟خسته شدي بده خودمون ميزنيم.

10 سال كه بچه هاي انجمن مهندسي كه او را مي شناسند و خرج اهل و عيالش را مي دانند برايش مقرري تعيين كرده اند كه آخر ترم از پول كاردانشجويي شان به او ميدهند تا كارهاي اين مدلي انجمن را انجام دهد.هرچند كه كه آخرش خودشان از درس و كلاسشان ميزنند و بيشتر كارها را انجام ميدهند.انجمني هاي ادبيات كه درسهايشان شب امتحاني است خودشان كارا را انجام ميدهند و گاهي هم كمك دست پيرمرد ميشوند.

پيرمرد هم أدم پولكي نيست.توي دلش هزار بار به خودش فحش ميدهد كه بايد فحش امثال مهندس رضوي حراست را بشنود يا اينجوري زيرابش را توي دانشكده اقتصاد بزنندكه آنجا بيانيه ميزده.اما دلش به اين خوش است كه وقتي قيافه هاي معصوم بچه هاي انجمن را ميبيند ياد عكسهاي شهداي انجمن مي افتد.

عكس هاي قديمي جور ديگري اند ،همه قشنگي انجمن به همين عكسهاي شهداست كه زيرشان نام شهدا محل تولد و شهادت رشته تحصيلي و تاريخ شهادت را زده اند.

اكثر شهدا رشته هاي فيزيك و رياضي و شيمي اندكه شهداي دانشسراي تربيت معلم اند كه الان دانشكده علوم و ادبيات شده و از هم جدا شده اند.

انجمن هم انجمنهاي قديم.البته اگر انجمني بماند .از وقتي دكتر پرويز پسرش را به زور وارد انجمن كرد و او هم انجمن را به جنگ و دعوا كشاند هر كاري كرد جز براي خدا و از انجمن هر چيزي ماند جز اسلامش ،لابد ديگر بايد فاتحه اش را خواند چقدر منصور خون دل خورد تا توانستند ازانجمن بيرونش كنند و دوباره همه چيز برگشت سر جاي اولش.

پيرمرد خودش هم نمي داند براي چه چيز اينجا مانده است.

عليمحمد بيانيه ها را بر ميدارد و با ناخنش دنبال سر چسب مي گردد . يكي دو نفر دور بيانيه جمع شده اند و دارند با هم بحث مي كنند.يكي دو نفر ديگر هم اضافه مي شوند .يكي ميخواهد بيانيه را بكند كه عليمحمد ميدود و دخالت ميكند.دعوا بالا ميگيرد و از آن طرف سر و كله ماشين مهندس رضوي حراست هم پدا ميشود كه ترمز ميكند و جلو تر نمي آيد.

پيرمرد عليمحمد را مي بيند كه زير دست و پا افتاده و بيانيه هايش را ميگيرند و به داخل جو پرت ميكنند. سر و صورت عليمحمد خوني شده است و پير مرد تنها كاري كه از دستش بر مي آيد اينست كه با تمام توان فرياد مي زند: كشتند... سيد اولاد پيغمبرو كشتنن... جوون نازنين كشتند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 20:32  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

نيمرخ دانشجويي انقلاب  1979

رضا نساجی زواره

انقلاب اسلامي 1979 ايران از اين رو در چارچوب نظريات و تحليلهاي گذشته نمي گنجد كه برخلاف انتظار، نه ساختارطبقاتي و نگره هاي مورد انتظار ماركسيستها را داشت و نه انگيزه هاي و انديشه هاي غربي  امثال تدا اسكاچپول.

اسكاچپول كه در سال 1979جايزه اي براي تحليل خود بر انقلابهاي آمريكا فرانسه وروسيه دريافت كرده بود  در همان سال با انقلابي روبرو شد كه صحت نظرياتش را زير سوال برد و يك علامت تعجب بزرگ روبروي خيل عظيكم نظريات بلوك شرق و يك علامت سوال بزرگ تر در مقابل انديشه هاي ليبرال غربي گذاشت اما آنچه در اين مجال به آن خواهيم پرداخت بررسي ابعاد جنبش هاي دانشجويي و كاركرد آن در قبل و كمي بعد از انقلاب اسلامي ايران است.

جنبش دانشجويي در ايران در عين پويايي و تحرك همواره از سردرگمي رنج برده ،تعدد تشكيلات و عدم انسجام دروني چه قبل و چه بعد از انقلاب ،شايد مهمترين مشكل نبوده باشد كه اين سردرگمي ازآن روست كه همواره سر در انديشه ديگران داشته و بيش از خويش از كيش ديگران بهره برده است و اين سوال در ذهن سركردگانش بوده كه " از كه رنج مي بريم ؟"و درنهايت چاره رادر شكلي نو و قالبي جديد يافته اما در بيشتر موارد از يكي بريده و به ديگري پيوسته است.

در پاسخ به اين سوال كه" از كه رنج مي بريم ؟"سوالي ديگربايد ،كه" از كجا آمديم؟"كه اين دومي ما را به سالهاي نخستين دهه بيست نه كه دوران پهلوي اول ميبرد .جايي كه نخستين تحركات دانشجويي را در دانشگاه تهران و در جريان اعتصاب دانشجويان در عتراض به فساد مالي مسئولين دانشگاه درتدارك ورود وليعهد به دانشگاه ميبينيم اما جاي تامل ذو در عين حال تاسف دارد كه فعاليت اين گروه موسوم به 53 نفر به رهبري دكتر تقي اراني كه بيشتر حول مطالعه آثار ماركسيسم و نيز فعاليت هاي صنفي بود بستري شد براي تشكيل حزب توده كه بعدها در جريان ملي شدن صنعت نفت در امتداد سياستهاي امپرياليستي شوروي،راه خيانت به ملت را پيمود و دانشجوياني را كه اولين تشكل منسجم دانشجويي در ايران را به نام « سازمان دانشجويان دانشگاه تهران» به هواداري از حزب توده تشكيل داده بودند واداشت تا در مخالفت با جبهه ملي و ملي شدن نفت تظاهرات و راهپيمايي كنند.

 اين تنها ضربه دانشجويي به جنبش دانشجويان ايران نبود كه بعدها و پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم ماركسيستهاي توده اي و چريك هاي مسلح
، جبهه مخالف مردم انقلابي و دانشجويان مسلمان را تشكيل دادند .اما حزب توده پس از خيانت به ملت و نيز مشي سياسي و حزبي و ابسته به شوروي خود ديگر نتوانست وجهه دانشجويي بيابد و دانشجويان معتقد به مرام ماركسيستي كه به دليل روحييات انقلابي خاص دوران دانشجويي ،حزب توده را برنمي تابيدند با تاسي از جنبشهاي چپ مسلح كوبا و ويتنام  ، اين بار در قالب چريكهاي فدايي خلق ظاهر شدند كه طيفي به رهبري بيژن جزني (دانشجوي دانشگاه تهران )و عباس سوركي در اولين اقدام در سال 1346 فروپاشيد و طيف ديگر به رهبري مسعود احمدزاده و امير حسين پويان در دهه 50 سركوب شد ،اما همين دو طيف در زندانهاي شاه مهمترين هسته ايدئولوژيك را تشكيل دادند .

ماركسيسم دانشجويي در ايران در حالي پا گرفت كه اولين مدعيان آن افرادي برخواسته از طبقات متمول جامعه بودند (در آنزمان شرايط آموزش رايگان و جود نداشت)و درواقع بورژوازاده هايي چون "ايرج اسكندري"(عضو گروه پنجاه و سه نفر كه بعدها رهبر حزب توده شد)نميتوانستند انعكاسي از پرولتاريا و طبقات محروم جامعه باشند و از مردم بگويند بلكه "غرب ديده هاي شرق زده" اي بودند كه هرگز در صدد انقلاب برنيامدند بلكه خواهان رفورم سياسي بر مبناي ايدئولوژي ماركسيستي بودند .

از سوي ديگر جريانهاي ليبرال نيز در قالب جبهه ملي در دانشگاه شكل گرفته بودند ، گرچه از انسجام دروني همانند «سازمان دانشجويان دانشگاه تهران» برخوردار نبودنداما اين طيف نيز به تاسي از مصدق چه قبل از 28 مرداد  و چه بعد از كودتا با عنوان "نهضت مقاومت ملي ايران " هرگز انقلابي نبودند چرا كه خود مصدق انقلابي نبود و بيشتر يك رفورميست و اصلاح طلب بود تا يك رهبر انقلابي و دوران 28 ماهه قدرت وي نشان داد دولت برآمده از از جبهه ملي بيشتر در قالب يك نظام و اقتدار بوروكراتيك ميگنجد تا يك اقتدار كاريزماتيك و متكي بر رهبري توده هاي مردم.

همانگونه كه انسداد فكري و شكستهاي مداوم جبهه ملي در برخورد با شاه ، امثال مهندس بازرگان را به تشكيل نهضت آزادي با روحيه "انقلابي تر و مذهبي تر" واداشت ،دانشجوياني كه نيم نگاهي به اين جريان داشتند نيز به دنبال احساس ضعف ايدئولوژيك و كم كاريها در زمينه هاي فكري و نيز انفعال سياسي نهضت و خلا اقدام عملي در مبارزه با شاه در پي ايجاد تشكلي جديد با نام "سازمان مجاهدين خلق ايران"برآمدند چراكه نهضتي ها "مسلمان ،ايراني ،مصدقي و معتقد به قانون اساسي شاه " بودند و نمي توانستند امثال حنيف نژاد را كه "مسلمان ،انقلابي و ايدئولوژيك" بودند و در 28 مرداد از جريان مصدق و نيز قانون اساسي شاه نااميد شده بودند را راضي كند .

اما اين جريان جديد ريشه در انجمن هاي اسلامي دانشجويان داشت چرا كه انجمني ها فعاليت خود را در خارج از دانشگاه در جريانات جبهه ملي و نهضت آزادي دنبال ميكردند و به عنوان مثال حنيف نژاد كه اولين دبير انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي تهران بود مسئوليت سه جريان  جبهه ملي نهضت آزادي و انجمن اسلامي را در دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران برعهده داشت.

انجمن هاي اسلامي در آغاز دهه بيست به دست مهندس بازرگان تاسيس شدند ،كمي بعد با او در تشكيل نهضت آزادي سهيم شدند ،سپس در همكاري با آن به بن بست رسيدند و اين بن بست در قالب نامه اي 9 صفحه اي كه  نه نفر از جمله محمد حنيف نژاد ،سعيد محسن به نحضت نوشتند ،از آن بريدند ،اما ارتباط خود را با بازرگان حفظ نمودند و بازرگان هم از ايشان با تعبيرات خاص خود دفاع نمود . اين و ابستگي فكري به نحوي بود كه كتابهايي چون راه طي شده از وي سرآغاز كارايدئولوژيك عظيم مجاهدين بود كاري كه با افكار بازرگان شروع شد با انديشه طالقاني و علامه جعفري پيوند خورد و اما وقتي در كنار 14جلد شرح مثنوي و تفسير نهج البلاغه علامه جعفري و تفسير نوين آيت الله طالقاني كتابهايي چون "چه بايد كرد"(لنين)-"پيدايش حيات"(اپارين) - "مقاله فلسفي"(مائو)- "ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخي" (استالين)و آثار ماركس همراه شد و مسعود رجوي و تقي شهرام انديشه التقاطي خود را به ايدئولوژي ماركسيستي بيژن جزني و مسعود احمد زاده نماياندند وجه ماركسيستي فدائيان بر سبقه مذهبي مجاهدين غلبه كرد و در غياب حنيف نژاد ،سعيد محسن واصغر بديع زادگان كه در سال 51 اعدام شدند ،نسل دوم مجاهدين از نسل اول عبور كرد و به صف چريك هاي ماركسيست پيوست.

اين گونه بود كه مجاهدين خلق از دل "انجمن هاي اسلامي" برخواست ،با "نهضت آزادي" نشست ،با "حزب الله " ادغام شد و سرانجام در "فدائيان خلق" گم شد و پشت به انجمن هاي اسلامي و پدران فكري خود چون آيت الله طالقاني و مهندس بازرگان كرد و سپس "مجيد شريف واقفي"،"مرتضي صمديه لباف"و ديگر مسلمانهاي خود را فداي تفكر "تقي شهرام"،"بهرام آرام"و "بهمن بازرگاني" نمود،سپس در قالب "سازمان پيكار در راه آزادي خلق" بيش از آنكه با شاه پيكار كند با خلق و نيز با خويش در افتاد .به نحوي كه بعد از پيروزي انقلاب در حاليكه دانشكده فني تهران در چنگ مجاهدين و دانشكده علوم مملو از فدائيان خلق بود ،ماركسيست ها هر چه در توان داشتند در مقابل ملت و دولت به كار گرفتند و سرانجام درگيري هاي دانشگاه تبريز بود كه انجمن هاي اسلامي را واداشت تا دست به انقلاب فرهنگي بزنند و خواستار پاكسازي دانشگاه از چريك هاي مسلحي شوند كه دانشگاه را به ميدان جنگ بدل كرده بودند .

امت انجمن هاي اسلامي هم مانند مجاهدين سرنوشتي پرفراز و نشيب داشتند ،از دامان مهندس بازرگان برخواستند و با وي در نهضت آزادي در آميختند واز انديشه شريعتي سرشار شدند و در پي پس زدن استحمار و رنگ روزمرگي برآمدند و انقلابي ساختند از جنس تشيع علوي به گونه اي كه در عبور از تشيع صفوي و روشنفكران ، با بازرگان چنان اصطاكي پيدا كردند كه سرانجام در 13آبان 58گرچه ميدانستند تصرف سفارت آمريكا پايان دولت موقت خواهد بود اما در انقلابي ديگر بازرگان را كنار زدند تا انجمنهاي اسلامي مهمترين ركن ثبات انقلاب اسلامي در سالهاي نخستين انقلاب شوند چرا كه به تعبير"يرواند آبراهاميان" اين پيروان شريعتي بودند كه در اقدامي كه به كفر مي مانست آيت الله خميني را امام ناميدند.( يرواند ابراهاميان –ايران بين دو انقلاب)

اما اين پايان كار جنبش دانشجويي نيست ،كه هم اكنون هستند كساني كه سه چهار دهه دير به دنيا آمده اند و آنچه را كه انجمن هاي اسلامي در سالهاي پايان طاغوت از آن عبور كرده اند بار ديگر جستجو ميكنند به اميد اينكه شايد گم شده خويش را در امثال جبهه ملي و جريانات روشنفكري امتحان پس داده آنزمان بيابند .گرچه اين جريان از پيش باخته جديد يك قدم از اسلاف خويش جلو ترند چرا كه اگر آنان ملي مذهبي و روشنفكر ديني انذ اينان از دين نيز گذشته اند كما اينكه در ملي گرايي ايشان نيز جاي شك هست چرا كه "علي افشاري"و "اكبر عطري"به عنوان چهره هاي شاخص اين جريان ،ملت را هم به دشمنان ملت فروخته اند .

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 16:20  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

هرکس که ندای استغاثه ی مسلمانی را بشنود وبه فریاد او نرسد مسلمان نیست.

  پیامبر اکرم (ص)

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل، در طلیعه ی عاشورای حسینی شهادت مظلومانه ی زنان و مردان بیت المقدس را که همواره در برابر ابر جنایتکاران فریاد حق طلبی سر داده اند و به سکوت تن در نمی دهند و شهد شیرین شهادت نوشیده اند ، را به رهپویان علم و دانش تبریک وتسلیت گفت ونسبت به اقدامات تروریستی و غیر انسانی گرگان درنده ی مرغابی صفت مواضع ذیل را تبین می نماید:

1- آمریکا،اسرائیل وانگلیس که تواما در سایه ی دموکراسی و حقوق بشر پرچم جنایت ، شرارت، استبداد، استکبار و استثمار را بر بام جهان به اهتزاز در آورده اند؛ آیا شائبه ی عظمت خواهی و قدرت طلبی با افکار  خبیثه ونامانوس در افکار عمومی جهانیان را تقویت نمی نمایند؟ آیا چنین خون آشام  هایی که فقط با ریختن خون مردم بی دفاع و نسل کشی، هنرهای خود را عالمتاب می کنند از اعمال جنایتکارانه وفجیعانه ی خویش با سلاح های کشتار جمعی غافل شده اند؟ آیا بارویکرد انتحاری و سبعانه مفهوم دموکراسی و آزادی   خواهی غربی با اعمال وحشیانه ودرنده خویی عوض نشده است؟ آیا هجوم های ناگهانی و بی دلیل به سرحدات اسلامی من جمله فلسطین ، لبنان، سوریه ، عراق ، افغانستان و... به معنای استکبار جهانی قلمداد نمی شود؟

آیا وقت آن نرسیده، که در جهت خلع ید ناپاک اذناب استعمار برآییم و عقده های سرطانی را ریشه کن کنیم ( انّه سمیعُ مجیب)

2- از حمایت مجامع بین الملل که دست نشانده و گماشتگان ابرقدرت ها هستند و بااسم بی محتوای شورای امنیت و عفو بین المللی و حقوق بشر و از این قبیل مفاهیم بی محتوا که خدمتگزار قدرت های بزرگ هستند ومجری  احکام ومقاصد آنان و مامور محکوم نمودن مستضعفان ومظلومین جهان به نفع قدرت های بزرگ جهانخوار چه مفهومی استنباط می شود؟ آیا سازمان ملل متحد که تنها اسم مسمایی از آن باقی مانده است در برابر حقوق پایمال شده ی زجر کشیدگان فلسطین و لبنان به وظیفه ی خطیر خویش عمل کرده است؟ آیا این سازمان با سکوت خود شاهد مرگ ملت های مظلوم نبوده است؟ آیا به توبیخ وتادیب مستکبرین عالم دست یا زیده است یا اینکه در جهت تصدیق و تشویق آنان برآمده، به هر حال انتظار از سازمان خنثی و بی اراده ی بین الملل برای یاری ملت مظلوم فلسطین بی فایده است و این اتحاد مسلمین جهان اعم از تسنن و تشیع را می طلبد که هرگز اجازه ندهند حبل الله اسلام باتفرقه افکنی گسسته شود.

3- بی توجهی سران عرب نسبت به ملت های مظلوم از دیگر مواردی است که اتحاد اسلامی وسازمان کنفرانس اسلامی را خدشه دار نموده اند، آیا این وضعیت نشان دهنده ی مصالحه ومماشات اعراب با جنایت پیشگان خونخوار زالو صفت نیست؟ آیا پیمان اخوت اعراب پر مدعی با چپاولگران حقوق بشر در لفافه ی همکاری های اقتصادی، سیاسی، نظامی نشان دهنده ی روابط حسنه و سازنده است؟ قهرا چنین تفاهمی در منفعت طلبی و بهره کشی از آنها تعریف می شود؛  در روزهای اخیر شبیخون ناگهانی صهیونیسم به نوار غزه ، هولوکاست دیگری آفرید و مردم را به خون و خاک کشانید، اکنون که پروژه های سرکوب مدافعان خانه وکاشانه بدست اشغالگران قدس انجام شده است، تکلیف انسانی و ایمانی مسلمین چیست؟

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل ضمن اعلام انزجار وبیزاری از حملات وحشیانه ی اشغالگران قدس، در سایه ی زعامت مقام عظمی ولایت حضرت آیت الله عظمی خامنه ای (مدظله العالی ) و پیرو بیانات رهبر فرزانه و عالمانه ی جهان اسلام همگام ویکصدا خواهد بود و از آحاد مسلمین جهان و علی الخصوص دانشجویان روشن بین وآگاه به مسائل سیاسی عاجزانه می خواهد روحیه ی بیگانه ستیزی ودشمن ستیزی را در خویشتن تقویت نمایند و هرگز در باتلاق تهاجم فرهنگی فرو نروند ودر خاتمه خواهیم گفت:

« اسرائیل لکه ی ننگی است بر پیشانی تاریخ بشریت»


 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 18:12  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

بسم الله الرحمن الرحيم 

بیانیه انجمن اسلامي دانشجویان1358  پیرامون  مواضع

اخیر انجمن های اسلامی دفتر تحکیم وحدت(طیف غیر قانونی علامه) 

تجمع صنفی دانشگاه سیستان وبلوچستان تجلی اراده عمومی دانشجویان و وحدت عمل تمامی تشکلهای منتقد و فعال عرصه دانشگاه در مطالبات صنفی بود، از این رو انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه نیز با حضور پر رنگ خود و نیز اعلام مواضع تشکیلاتی خویش، همواره موافق وپشتیبان دانشجویان در این امر بوده و در راستای تحقق خواسته های آنان و نیز حفظ وحدت میان تمامی تشکلها گام برداشته، همچنین بیانیه اخیر انجمن نیز در راستای رفع تشنج ما بین انجمن های اسلامی دفتر تحکیم وحدت و نهادهای ارزشی دانشگاه بوده است .

حال که انجمن های اسلامی پا را از حدود خود فراتر نهاده و در پی به چالش کشیدن هویت انجمن اسلامی دانشجویان1358 برآمده و اختلافات و وجه تمایزات خود را به مشترکات ارجحیت داده است، انجمن اسلامی 1358 ضمن تجدید نظر در اولویت های خود (که همانا هم اندیشی و گفتمان به دور از تنش در سطح دانشگاه بوده) دست به روشنگری و حتی افشاگری اختلافات فکری و انحرافات مستتر در عملکرد انجمنهای طیف غیر قانونی تحکیم که به طیف مشارکتی علامه نیز مشهور است، می زند.

لزومی به تکرا این مطلب نیست که انجمن اسلامی 1358 بر خود لازم نمی بیند که در باب هویت و ماهیت خویش با کسانی که کمترین نسبتی را با پیشینه تاریخی و فکری انجمن اسلامی ندارند به گفتگو بنشیند و در این راستا انجمن اسلامی1358، خط مشی و اهداف خود را بر گرفته از ارمانهای شهید گرانقدر مهندس نیکبخت و دیگر شهدای انجمنهای اسلامی می داند.

اما سوال اینجاست که دفتر تحکیم وحدتی که به فرمان امام راحل (ره)در دانشگاه ایجاد شد،چگونه در طی فرایندی ننگین،امام(ره)و شهدا را به گوشه ای زده و به خود جرات استفاده از مهر تحکیمی را می دهند که تصویر امام (ره)به ان نقش بسته است؟

ما بر این باوریم که مشکل تشکل تحکیم وحدت دانشگاه سیستان و بلوچستان نه با انجمن 1358 بلکه با اساسنامه و مرامنامه خودشان میباشد. این ایراد به دوستان مدعی لیبرال دموکراسی غربی وارد است که چرا در تشکلی فعالیت میکنند که کمترین اعتقادی را به اساسنامه،مرامنامه و پسوند اسلامی آن ندارند. آیا این عین مصداق ماکیاولیسم سیاسی نیست که بدست کسانی صورت می پذیرند که مدعی ارمانگرایی میباشند.جالب اینجاست که غایله اینجا ختم نمیشود،این افراد با خود نیز مشکل دارند،چرا که تشکل تحکیم تا کنون فاقد شورای مرکزی در دانشگاه بوده و شاهد بوده ایم که هر یک دیگری را به کندروی یا تندروی متهم می کنند.

روی سخن ما تنها با انجمن های اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان بلکه با سران به اصطلاح تحکیم وحدت (علامه) است، مواضع اتخاذ شده این طیف غیر قانونی درباره بحران غزه،دل هر انسان آزاده خواهی را به درد می آورد .شرم باد بر شمایی که تزیپی لیونی وزیر خارجه رژیم صهیونیستی، از بیانیه شما قدردانی می کند.

آیا جایز است جنبش مردمی حماس که حاصل اراده عمومی مردم فلسطین و دولت منتخب مردم در انتخابات آزاد پارلمان بوده و هم اکنون 10 وزیر و 30 نماینده نماینده مجلس در اسارت رژیم صهیونیستی هستند را تروریست بنامیم و ایا رواست که چنین جنبشی که در راستای احقاق حقوق ملتشان در برابر دشمن تا دندان مسلح  رژیم صهیونیستی می ایستد را شماری افراد ترسو بنامیم؟

اگر این طیف خودرای که وجود خویش را همواره در اتخاذ مواضع مخالف و مغایر با ارزشهای اصیل انقلابی واسلامی به اثبات میرساند،اینگونه حقایق روشن را نادیده بگیرد،ایا می باید در برابر این اقلیت خرد ناچیز، دست روی دست گذاشته، به انفعال رفته و شاهد سقوط و به قهقرا رفتن انجمن اسلامی بود؟

اینک که زمان نبرد اسلام و رژیم غاصب صهیونیستی است و جبهه حق علیه باطل علنا نمود یافته،به گوش سران  انجمن های اسلامی تحکیم می رسانیم که اگر اینان در رده اسلام نیستند پسوند اسلامی خودشان را حذف کرده و موضع خود را در قبال ارزشهای اصیل اسلامی و انقلابی مشخص سازند.زیرا انجمن اسلامی دانشجویان 1358،که درس انقلاب اسلامی و روشنفکری دینی را از کسانی چون شریعتی،چمران،... به ارث برده است،هرگز در برابر تحریفات ماهوی انجمن های اسلامی ساکت نخواهد نشست.              

انجمن اسلامی دانشجویان1358                           

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 19:27  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

علامه تكراري از جنس مجاهدين خلق

 

كدام دفتر كدام تحكيم؟

آنچه در اسفند 80 بر سر دفتر تحكيم وحدت آمد در نگاه شاهدان به مسائل جنبش دانشجويي چندان بعيد نمي نمود،كه پيش از اين هم در 13 آبان 78 انشعابي رخ داده بود.تجزيه تحكيم به دو طيف شيراز و علامه از قبل قابل پيش بيني بود كه نزاع دو شاخه سنتي و مدرن مدتها بود به مرز انفجار نزديك مي شد.اما آنچه در اين مقاله بر آن نگاهي مي افكنيم فرايندي است كه از سال هاي 76 تا 80 شدت گرفت،اختلافاتي كه حسي نوستالژيك در تشكيلات دانشجويي-نظامي پيش از انقلاب دارد.

اگر نظري به سازمان هاي نظامي-ايدئولوژيك مبارز در دهه 40 و 50 كه ريشه در دانشگاه داشتند بيفكنيم،دو سازمان فداييان خلق و مجاهدين خلق مهمتر مي نمايند.از اين دو فداييان خلق از همان بدو تاسيس(1342) ايدئولوژي ماركسيستي داشت و با رويكرد كاملا نظامي و از حزب توده،كمونيسم شوروي انتقاد ميكردند،بنابراين تا پس از پيروزي انقلاب دچار دوگانگي نشدند(گر چه از آغاز دو هسته جداگانه اما هم فكر بودند)پس از پيروزي انقلاب فداييان به دو شاخه اقليت و اكثريت تبديل شدكه اقليت راه عناد رو در رو با نظام را در پيش گرفت.اما سرنوشت دوستان تحكيمي ما بيش از اين به مجاهدين مي ماند.مجاهدين هم مانند انجمني ها فكر خود را از مرحوم بازرگان گرفتند و پس از وي بريدند.

تحكيم وحدت شايد از آغاز همچون مجاهدين التفاط نداشت اما در سرنوشت مانند او شد.زماني كه شاخه سنتي تحكيم به رهبري سيد مهدي طباطبايي در اقلبت قرار گرفت و تند روها به رهبري علي افشاري از دبير تشكيلات آن زمان عبور كردند،به سرعت همان اتفاقي كه براي نسل دوم مجاهدين خلق اتفاق افتاد را شاهد بوديم،عبور نسل دوم به رهبري تقي شهرام و نظريات امثال بهرام آرام و بهمن بازرگاني از نسل اول كه افرادي چونحنیف نژاد،محسن بديع زادگان جزء موسسین و تئوريسين هاي مجاهدين و در عين حال بسيار معتقد و مسلمان بودند.شهادت حنیف نژاد و محسن و خلا تئوريك در مجاهدين همان كاري را كرد كه حذف سيد مهدي طباطبايي و جناح معتقد و ارزشي انجمن هاي اسلامي از شوراي مركزي تحكيم .بنابراين اگر هم اكنون اكبر عطری و علي افشاري را در آمريكا و كنگره مي بينيم كه عليه ايران درخواست تحريم ميكنند نبايد تعجب كرد كه تقي شهرام هم پس از انقلاب پرچم مبارزه برافراشت كه پيش از اين هم جناح معتقد و مسلمان مجاهدين را به نفع ماركسيستها حذف كرده بود.

رويكرد جناح ماركسيست مجاهدين در سال 54 به بعد نسبت به جناح مسلمان( نظير مجيد شريف واقفي و مرتضي صمدیه لباف)داشتند ابتدا گفتمان انگاري بود به نحوي كه آنان را مرتجع،خرده بورژوا و بخصوص اپورتونيت چپ نماي راست مي ناميدند.سپس با قوت گرفتن جناح ماركسيست رويكرد اخلاقي آغز شد، شريف و صمديه به قتل رسيدند،برخي به نحوي لو رفتند كه به دست ساواكبيفتند و برخي به جنگ ظفار در عمان فرستاده شدند تا در آنجا ضمن جهاد(!!) با امپرياليسم سر به نيست شوند.

در مقابل در تحكيم وحدت طيف علامه ابتدا پس از ارائه تز عبور از خاتمي توسط افشاري و مقاومت طباطبايي و جناح ارزشي بر سر اين مسئله،اين جناح متهم به وابستگي به جناح راست سياسي( محافظه كاران) شدند و پس از آنكه در انتخابات تلاش افشاري براي رد صلاحيت طباطبايي ناكار ماند با عدم شركت در نشست دانشگاه شيراز و تحرم انتخابات،شاخه جديدي از دل تحكيم در آمد به نام علامه.همان گونه كه تقي شهرام سازمان پیکار در راه آزادي طبقه كارگر را تاسيس نمود كه بدل به تندروترين سازمان چپ ايران شد،همان گونه كه شاخه مدرن طيف علامه تبديل به تندروترين جناح دانشجويي در ايران گرديد. 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 16:41  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

تجمع اعتراض آمیز دانشجویان در مجتمع خوابگاهی

 شب گذشته و پس از انتشار خبر ضرب و شتم دانشجویان توسط افراد ناشناس، صدها تن از دانشجویان پسر با اجتماع در مجتمع خوابگاهی مهندسی پسران خواستار حضور دکتر اکبری ریاست دانشگاه شدند.

پس از حضور دکتر اکبری دانشجویان خواستار بررسی مسئله و پاسخگویی آقای زند وکیلی مسئول حراست دانشگاه و نیز کوچک زهی مسئول انتظامات شدانشگاه شدند.شعارهایی بر علیه کمیته انضباطی و دکتر اکبری نیز صادر شد که موجب عصبانیت ایشان و تهدید مبنی بر استعفا گردید. جلسه با درگیری لفظی تشکلهای دانشجویی به تشنج کشیده شد.

در حالی که برخی محکومین انضباطی گذشته و افرادی که در تعلیق به سر می بردند از لزوم مصونیت انضباطی سخن میگفتند دکتر اکبری از این مسئله به راحتی گذشت و هیچ پاسخی به دانشجویان نداد.ایشان همچنین در پاسخ به درخواست تشکیل جلسه پرسش و پاسخ عمومی با حضور دانشجویان و مسئولسین زمانی را تا پایان آبان پیشنهاد داد که با اصرار دانشجویان به همین هفته بدل شد اما ایشان در پایان جلسه هم مخالفت خود را با برگزاری چنین جلسه ای اعلام کرد.

این تجمع تا ساعت 24 ادامه یافت و مسئولین سرانجام با انتقال وسائط صوتی جلسه را ترک کردند.این در حالی بود که تا ساعتی بعد دانشجویان و فعالان تشکلهای دانشجویی به بحث در همان مکان ادامه دادند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 11:34  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

شب گذشته تعدادی مرد مسلح با ورود به دانشگاه سیستان و بلوچستان تعدادی از دانشجویان را به شدت مضروب ساختند.

شب گذشته و به دنبال درگیری لفظی یک جوان بلوچ در خیابان دانشگاه با تعدادی از دانشجویان گروهی از افراد مسلح بومی حدود ساعت 9 شب به منظور انتقام گیری وارد دانشگاه شده و با اطلاع از حضور دانشجوی مذکور در سالن فوتبال دبیرستان دانشگاه به این مکان حمله کردند.در این حمله بیش از ده مرد با لباسهای محلی بلوچی و برخی نیز با لباس رسمی با حمل سلاح گرم (کلت) و نیز سلاح های سرد شامل قمه و میلگرد ضمن مسدود ساختن درب ورودی سالن به دانشجویان حمله کردند.

این افراد سپس دانشجوی گفته شده به نام حمید اسدی  را محاصره و هرکدام ضرباتی با میلگرد به پشت او وارد کرده و سپس با کشیدن موهای سر وی او را کشیده و چندین بار به سرش لگد وارد کردند.

با خروج این افراد از سالن دانشجویان به نگهبانی اطلاع دادند اما کسی نتوانست مانع خروجشان شود.

با انتقال دانشجویان مضروب به بیمارستان شمس نجفی دبیر کمیته انضباطی و زندوکیلی مسئول حراست دانشگاه از ایشان عیادت کردند.

پیش از این نیز بارها افراد مسلح با ورود به خوابگاه های دانشجویی افرادی را تهدید و یا مضروب ساخته بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 11:27  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

آقای جاسبی

ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی

پیش از این گمان میکردیم ،اشغال زمینهای مردم به زور و ساخت و ساز غیر قانونی در املاک غصبی مختص رژیم اشغالگر قدس است و در اراضی اشغالی فلسطین و مزارع شبعا اتفاق می افتد ،اما امروز که فیلم تجاوز ماموران تحت امر شما را مشاهده کردیم ،باورمان شد که فن آوری اشغال در کشورمان بومی شده و دانشگاه آراد اسلامی در تحقق این پیشرفت علمی!!! و تکنولوژیک و حقوقی پیشگام شده است.

گرچه کژی برداری از این تکنیک اسرائیلیان توسط شما برایمان قابل درک نبود بخصوص که شما کتابی در زمینه فلسطین هم نوشته اید.

آقای جاسبی

راستی تکنولوژی "آتش زدن موکت آغشته به بنزین به کمک لاستیکهای فرسوده به دور آن جهت قرق سازی محوطه های مسکونی از ساکنان آن " حاصل کار شخصی شما بود یا پروژه برگزیده دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات؟

آقای جاسبی

باور می کنیم که " تخلیه نخاله های ساختمانی تهران را در منزل مسکونی دیگران"  تنها با هدف کمک به پاک سازی شهر تهران انجام داده اید و اگر بعدها ماموران شما آنها را به داخل ملک هدایت کرده اند خدای نکرده ، به قصد اشغال آن زمین ها نبوده است.

آقای جاسبی

راستی همه این کارها را به قصد توسعه علم و دانش انجام دادید؟

از حضرت رسول شنیده بودیم که "اطلبوا العلم و الو بالصین" ، علم را جستجو کنید حتی اگر در چین باشد. اما قرارنبود که در املاک مردم بی گناه و به قیمت تصرف مال شان و حتک حرمت زنانشان، که نماند از معاصی و گناه که ماموران تحت امر شما به نام توسعه دانشگاه آزاد در حق این خانواده و شاید خانواده های دیگر نکرده باشند.

راستی آقای جاسبی

شما با دانشجویان خودتان هم همین طور برخورد می کنید؟ و یا همه این کارها برای آسایش خاطر طالبان علم است؟

آقای جاسبی

از آقای خضریان چه خبر؟ شما که اینقدر برای توسعه علم و رفاه دانشجویان می کوشید ، نظرتان درباره دانشجویان منتقد چیست؟

آقای جاسبی

آنچه در فیلم تهاجم مامورین دانشگاه آزاد به سرپرستی حراست واحد علوم تحقیقات شاهد بودیم، نمی بایست در حق کسی رخ می داد که گناهش بخشیدن 2 میلیون هکتار از اراضی شخصی خود به دانشگاه تحت امر شما به منظور اهداف خیر خواهانه باشد ، آنهم کی که عنوان اولین دادستان انقلاب را در کارنامه دارد.

آقای جاسبی

شما به حدود اموال و حرمت ناموس کسی تجاوز کردید که خود عمری نگاهبانی از اموال و ناموس مردم را برعهده داشته است ، کسی که حکم انتصابش مزین است به امضای امام راحل(ره) و حکم محکومیتش منقش به امضای شما. و چه نیکو فرمود حضرت امیر (ع) که: " از شر کسی که به او خوبی کرده ای ، بترس ."

آقای جاسبی

آسوده خاطر باشید که فیلم این جنایت و تجاوز را به هیچ کس نشان نخواهیم داد. که می ترسیم نمایش قدرت نمایی و زیاده خواهی شما ، بسیاری را نسبت به انقلاب و آرمانهای عدالتخواهانه آن دلسرد سازد. امری که نتیجه مستقیم عملکرد شما در جایگاه مدیریت کلان یکی از نهادهای نظام است ،هرچند این نهاد سرخود و خودکامه باشد.

آقای جاسبی

امیدواریم در پاسخ اگر ما دانشجویان را به رسمیت بشناسید _که البته تاکنون چنین نبوده است _ نخواهید مثل همیشه نسبت فامیلی تان را با شهید بزرگوار عباسپور یادآوری کنید.که خود توهین بزرگی به این شهید و آرمانهای همه شهدای دولت و انقلاب است.گرچه که حمایتهای بی حد و حصر دکتر عباس پور نماینده محترم مجلس شورای اسلامی از شما همواره این موضوع را تداعی می کند.

آقای جاسبی

راستی از حزب جدیدتان چه خبر؟ شمایی که مسئولین جوان حزبتان حرمت رئیس جمهور را هم نگاه نمی دارند و به جای پاسخ به اتهامات شما در جایگاه ریاست دانشگاه آزاد به توهین و توجیه ی پردازند و فرافکنی پیشه می کنند،خوب است قدری به بازگشت دانشگاه آزاد به مجرای انقلاب فکر کنید ، که خیلی وقت است زیادی آزاد شده است. قرار بود دانشگاه تحت امر شما یک نهاد انقلابی باشد نه مرکز پرورش جبهه مخالف دولت و یا نهاد مجزا از نظام و انقلاب.

آقای جاسبی

شما که وقت خود را برای فکر کردن به دغدغه های دانشجویان صرف نمیکنید.اهل آرمان خواهی و اندیشه های انقلابی هم که نیستید.پس لااقل کمی به فکر آبروی خویش باشید.ادامه این ریاست برای شما میتواند بشدت تاسف بار باشد،کمی به آینده خود فکر کنید حال که به آینده دانشگاه فکر نمی کنید.

                                                        والسلام من اتبع الهدی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان(۱۳۵۸)

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم دریایی چابهار

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 12:39  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

خطاب به حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی  ریاست محترم قوه قضائیه

حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی

 ریاست محترم قوه قضائیه

اقدام به جا و شایسته تقدیر جناب عالی در پیگیری مجدانه پرونده زمین خواری دانشگاه آزاد، خاطر عدالتخواهان و دلسوزان نظام را خرسند نمود، به امید اینکه این امر فتح البابی باشد بر پیگیری دیگر مفاسد مدیریت دانشگاه آزاد و بویژه شخص ریاست آن آقای دکتر جاسبی که همواره در سایه ارتباطات وسیع خود مانع از اجرای حداقلی عدالت در این زمینه شده اند.

آقای شاهرودی

اجازه ندهید که تعلق خاطر برخی به شخص آقای جاسبی مانع از پیگیری صحیح این پرونده و پرونده های مرتبط شود که بیم آن می رود که برخی که مدارک عالیه دانشگاه آزاد را در کارنامه دارند و یا احیانا با عنایت آقای جاسبی بر مسند تدریس نشسته اند ،در جهت ادای دین شخصی خود به ایشان برآیند و کار را بر شما و قضات دلسوز تنگ نمایند.

آقای شاهرودی

با وجود تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری به مقوله عدالتخواهی و پیگیری مبارزه با مفاسد، دیگر جای هیچ اهمال و کوتاهی وجود ندارد، بویژه برای شمایی که مسئولیت خویش در این جایگاه را از ایشان دارید و تنها در مقابل ایشان باید پاسخگو باشید، لذا از شما انتظار داریم آنچنان که شایسته مسئولان نظام اسلامی است و در مکتب عدل علی (ع) سراغ داریم باید به این موضوع برخورد شود. سیاست شما آن گونه که حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند باید در راستای "رساندن قوه قضاییه به جایگاه شایسته خود در جامعه اسلامی" ، که "همان به وجود آمدن احساس عمومی مبنی بر مأمن بودن قوه قضاییه و اجرای عدالت در این قوه است" باشد .

آقای شاهرودی

شما با عنایت ویژه خود به این مسئله _ آنهم در شرایطی که همگان با ناامیدی از دستگاه های مسئول تنها راه چاره را در آگاه سازی اذهان عمومی و پخش فیلم مستند جنایت های زمین خواران می دیدند_ روزنه امیدی پیش روی دلسوزان و بویژه دانشجویان عدالتخواه گشودید. لذا ما دانشجویان و آحاد مردم انقلابی از شما میخواهیم که همچنان پیگیر اجرای عدالت باشید و تا احقاق حقوق پایمال شده این خانواده محترم _که تعهد و تقیدشان به نظام و انقلاب تا کنون مانع از افشاگری شده بود _ ونیز حقوق همه دانشجویان دانشگاه آزاد که بیشترین در حقوق ایشان روا گردیده است و نیز خواسته ها و مطالبات دانشجویان دلسوز باشید و نگذارید دور از چشمان شما عده ای فرصت طلب که گمان می کنند قوه قضائیه و مجلس و نظام ،حیات خلوت خانواده سیاسی شان است، با جو سازی و شانتاژ و دروغ پردازی و احیانا مظلوم نمایی و اتصال خود به نظام و انقلاب و بویژه خانواده شهید بزرگوار عباس پور درصدد به انحراف کشاندن پرونده برآیند.

کسانی که این پرونده را پیگیری میکنند همواره باید شهدا را در نظر داشته باشند همان گونه که مقام معظم رهبری در دیدار با سران قوه قضائیه فرمودند :"مسئولان (قوه قضائیه) باید همواره رشادت ها و فداکاری های شهدا را به یاد داشته باشند و فرصتِ خدمتگزاری را که به برکت این شهادت ها به وجود آمده است قدر بدانند. "

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان(۱۳۵۸)

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم دریایی چابهار

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 6:34  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

دارالخلافه مدینه : علی (ع) مشغول امور مسلمین است و عمار یاسر در خدمت اوست.

طلحه و زبیر به قصد گرفتن حکومت بصره و کوفه وارد می شوند.

مشتی سنگ ریزه در پیش روی علی است.علی (ع) همچنان به کار خویش مشغول است.سنگ ریزه ای را بر میدارد و به عمار میدهد و عمار آنرا در کوزه ای می اندازد و دو سنگ ریزه دیگر را به علی میدهد.

طلحه: یا عمار حکایت این سنگ ریزه ها چیست؟

عمار: اینان امت در ذمه خلافت اند.که علی به کار تک تک شان میرسد.

زبیر به طلحه میگوید: شک ندارم که آن دو سنگ ریزه ما بودیم.امارت بصره بر تو مبارک باد.

طلحه: یا عمار آن دو سنگ ریزه که بودند؟

عمار : این دو دو کودکی هستند که دیشب یتیم بدنیا آمدند.

زبیر: وان سنگ ریزه ای که در کوزه انداختی چه؟

عمار: آن پیر مردی بود که کارش سفید کردن ظروف مردم بود و دیشب به رحمت خدا رفت.

طلحه و زبیر با حسرت یکدیگر را مینگرند.

طلحه:یا عمار ما مهمان علی هستیم .علی از ما پذیرایی نمی کند؟

عمار:علی روزه است.

زبیر : میل داریم از آنچه علی با آن افطار میکند به ما نیز دهی.

عمار تکه ای نان خشک پیش رو می آورد و میگوید: نمیتوانید.شما با خوراک علی سازگار نیستید.

طلحه و زبیر بیشتر تعجب میکنند.عمار با خرما از ایشان پذیرایی میکند.

در این هنگام علی علیه السلام چراغی را از عمار طلب میکند و آن را روشن و چراغ روشنایی که در پیش رو دارد را خاموش میکند.

زبیر :حکایت این دو چراغ چیست؟

عمار: چراغ قبلی از مال بیت المال بود و چون علی از کار خلق آسوده شد چراغی از مال خویش را روشن کرد تا به کار شخصی شما دو صحابی بپردازد.

زبیر به طلحه نگاه میکند.طلحه به زبیر.

پیداست که از مقصود خویش سخت ناامیدند. طلحه بر می خیزد و در راه خروج می گوید: آمده بودیم تا علی را ببینیم. سلام ما را به او برسان !!!

این است عدالت علی(ع ).در شب شهادت مولا (ع ) روا ندیدم که از چیزی جز علی بگویم. برای ما علی پرست ها و نهج البلاغه خوان ها که نماز جمعه مان را برای این می رویم که در خطبه اول قطعه ای از نهج البلاغه در مذمت دنیا و ترس از آخرت بشنویم و خطبه دوم را برای شنیدن دوباره قطعه ای نامه علی به مالک یا فرزندش حسن(ع) در امور حکومت ، برای مایی که ایدئولوژی جز گفتمان علی (ع) نداریم ، برای مایی که شریعتی را فقط به خاطر عشق به علی دوست می داریم و حکومتی جز حکومتی اسلامی نمی خواهیم چرا که تشنه عدالت علی(ع) هستیم ، برای ما که در علی غوطه میخوریم و غبطه میخوریم به کسانی که او را درک کرده اند و حسرت میخوریم که نمیتوانیم شیعه او باشیم، درد بزرگی است.

درد بزرگی است ای اهل دنیا و ای حاکمان ،ادعای علی داشتن و با او سر سوزنی سازگاری نداشتنف

ابن عباس به علی توصیه میکرد همه حاکمان را عوض کن به جز معاویه،که نهع توان مقابله با او را داری و نه بودن یک حاکم فاسد همچون او برای تو مشکلی ایجاد میکند. با او بساز تا با تو بسازد.

و علی نساخت.علی با حاکم نالایق نساخت و اولین کسی که عزل کرد معاویه پسر ابوسفیان بود.

علی هیچ کس را در ولایتش بر نمی تابید اگر ذره ای خطا کند.

و حال کجاست آقای احمدی نژاد که با انتصاب مدیران نالایق دل همه دوستداران عدل علی را خون کرده؟ عدالت و مهرورزی آقای رئیس جمهور چه شد؟

کجا علی (ع ) با کسی مسامحه کرد که شما می کنید؟

کجا علی توصیه های اطرافیانش را در باب افراد باند باز و جاه طلب پذیرفت که شما می پذیرید و با کمال بی شرمی پای رهبر و مراجع را هم برای مشروعیت بخشیدن به وزارت او به میان می کشید؟

کردان معاویه زمان است و مشایی ابو موسی اشعری زمان ، چه بخواهید بپذیرید و چه نخواهید.ما ا«چه از علی میدانستیم به شما گفتیم. "انما انت مذکر لست علیهم بمسیطر" گفتیم ولی نمی توان اجبار کنیم.این شمایید که باید پاسخگو باشید.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 23:48  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

گناه ما این بود که دوم خردادی نبودیم

گناه ما این است که دوم خردادی نیستیم و میخواهیم انجمنی بمانیم. اما این شاید تنها خطای  400 نفری که برای برگزاری بزرگترین اجتماع سالانه شان دانشگاه تهران را برگزیده بودند یا دوستان مان در اصفهان که در انتخاباتی سالم، رسالت انجمن اسلامی را بواسطه رای دانشجویان تحویل گرفته اند، نبود که خطای چند نسل قبل و همه موسسسان انجمن هایمان بود.گناه نابخشودنی که پاسخ اش را با مشت و لگد و تهمت و تهدید شنیدیم.

همگان دیدند که گروهی که خود را با همه متفاوت می دانستند ما را برنتافتند و منافق و نظامی خواندند. اما این اولین بار نبود که پیش از این بارها و بارها طعم تلخ استهزا و تهمت و ضرب و شتم را می چشیدیدیم که این تاوانی است که نزدیک به یک دهه پرداخته ایم تا سنگری را که میراث چمران و علم الهدی می دانیم از دست نرود.

دوستان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران

شما که ما را هم بسیجی مستتر خواندید و هم منافق مستتر، بگویید مگر بسیجی و منافق در باور شما به یک معنا و مفهوم است که شما هر دو را به ما نسبت دادید.

شما که از شهیدان دانشگاه تهران سخن بیان آوردید بگویید مگر نه این است که این شهیدان همه بسیجی بوده اند و مگر بسیجی بودن گناه ناصواب است که سالهاست مخالفان و منتقدان را به لفظ بسیجی می خواندید و می رانید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 17:26  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 

ابتکار یک ایرانی در مبارزه با تحریف نام "خلیج فارس"

عصرایران؛ سید امید عرب- در آستانه نشست اجلاس کشورهای حوزه خلیج فارس که جست وجوی اینترنتی نام خلیج فارس و نیز معادل مجعول آن افزایش می یابد ، ابتکار برنامه نویس ایرانی جویندگان نام جعلی خلیج عربی را با حقیقت های مربوط به نام خلیج فارس بیشتر آشنا می کند.

این برنامه نویس ایرانی که خود را با نام های مستعار "سعید" و "پدرام" معرفی کرده است، به کاربران اینترنت توصیه کرده با جستجوی واژه "Arabian Gulf" (خلیج عربی) سایت گوگل به نتیجه زحمات او پی ببرند.

زمانی که کاربران نام جعلی "Arabian Gulf" را به جای نام اصلی "Persian Gulf" در کادر موتور جستجوی گوگل تایپ می کنند، گزینه های مختلفی به دست می آید که سه یافته اول این موتور را زمانی که باز می کنید، جواب جالب توجهی به شما داده می شود.

معمولا در موتورهای جستجوگر در صورتی که جملات و کلمات اشتباه تایپ شده باشد، گزینه تصحیح شده ظاهر می شود و این برنامه نویس ایرانی نیز با طراحی صفحه ای جالب توجه، به کسانی که نام واقعی "خلیج فارس را تحریف کرده اند آموزش خوبی داده است.

با تایپ گزینه "Arabian Gulf" در موتور جستجوی گوگل و دریافت جواب های متوالی، در اولین گزینه یافت شده به شما توصیه می کنند با مطالعه بیشتر تاریخ، گزینه تان را به خلیج فارس یا "Persian Gulf" تغییر دهید و زمانی که مجددا روی آن کلیک کنید، عبارت لاتین "the gulf you are looking for does not exit. try Persian Gulf" "خلیجی که شما به دنبالش می گردید وجود خارجی ندارد، خلیج فارس را امتحان کنید".

همچنین در قسمت پایین این صفحه یک قسمت متمایل به آبی رنگ و پر رنگ نیز دیده می شود که با فشردن آن، داستان چگونگی تحریف نام خلیج فارس نیز نقل شده است.

نکته قابل ذکر اینکه برنامه نویس ایرانی این گزینه ها را از مدت ها پیش طراحی کرده که هم اکنون به سطح اول گوگل صعود کرده است و در این میان تعدادی از کاربران میهن دوست عصرایران ، پیشنهاد دادند که همزمان با نشست شورای همکاری خلیج فارس، بار دیگر در این باره اطلاع رسانی شود.

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 22:47  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

اختلاف شدید در جامعه اسلامی دانشجویان

به گزارش عصر ایران دومین گردهمایی ویژه دفاتر خواهان تحول و نوآوری جامعه اسلامی دانشجویان، با حضور و حمایت حدود بیست دفتر جامعه اسلامی دانشجویان سراسرکشور با محوریت بررسی عملکرد چهارساله اخیر بخصوص عملکرد آن در سالتحصیلی 87-86 و بررسی تخلفات گسترده صورت گرفته در کنگره امسال جامعه اسلامی دانشجویان ، در مشهد مقدس برگزار شد.در بیانیه پایانی این نشست آمده است :

"یا ایهاالذین آمنوا اصبروا و صابرو و رابطوا و اتقوا..."

چند صباحی سرخوش از فراگیر شدن گفتمان عدالت طلبی و آرمان خواهی در جنبش دانشجویی ایران بودیم که به ناگاه حرکتهای کهنه و نخ نما که نشان از داغ و درفش انحصار طلبی و افراطی گری در محیط آکادمیک دانشجویی دارد ،خبر از خزان زود رس جریان عدالت طلبی به ما می دهد .

متاسفانه در حرکتی عجیب و تعجب انگیز شاهد تقلبی گسترده و آشکار در انتخابات جامعه اسلامی دانشجویان بودیم که در نتیجه آن نوزده دفتر دانشگاهی چاره ای بجز تحریم ان انتخابات مورد تشکیک نداشتند و بنا به توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم حفظ صبر و بصیرت و نیز جهت حفظ وحدت و انسجام جامعه اسلامی از رسانه ای شدن تحریم و هرگونه تنش جلوگیری نمودند . اما متاسفانه در حرکتی فرصت طلبانه دفتر مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان و باند حاکم و چنبره زده بر آن اقدام به رسانه ای کردن خبر انتخابات سراسر مورد تشکیک نمود و در حرکتی به دور از نجابت سیاسی اخیرا شورا و دبیر کل غیر قانونی را معرفی نمود .

با کسب اجازه از محضر مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای (مد ظله العالی )؛

به اطلاع جنبش دانشجویی مسلمان و خبرگزاریهای محترم می رساند که تا اطلاع ثانوی شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان فاقد رسمیت و غیرقانونی بوده و شورایی است نه برخاسته از آرمانهای دانشجویی ، بل حاصل ماجراجوییهای سایه های سیاسی در پشت پرده و جوانان فرصت طلب جویای نام ، که می خواهند از این نمد برای خود کلاهی ببافند .

اکنون که توصیه ها و نصایح مشفقانه و آگاهانه مایه عبرت و پندگیری نگشته است در پایان و به ناچار به فرصت طلبان و ماجراجویان این حرکت خزنده و نامیمون اخطار می کنیم  که دل به گرو این تشکل آرمانخواه و مکتبی نسپارند و موجبات تضعیف این سنگر مقدس در محیط دانشجویی و جریان اصولگرایی نشوند و بیش از این در راه اهداف اصولگرایی مایه شرم دلسوزان نظام نگردند.

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

 

اسامی دفاتر امضاء کننده :

1. جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام

2.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد سبزوار

3.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه گیلان

4.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان

5.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار

6.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه

7.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل

8.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی

9.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

10.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد

11.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز

12.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان

13.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه الزهراء مشهد

14.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فنی شهید منتظری

15.جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد بافق

16. زینب زارع عضو شورای مرکزی اتحادیه

17.مهدی ولیزاده عضو سابق شورای مرکزی اتحادیه

18.رضا مشکانی عضو اسبق هیئت عالی نظارت اتحادیه

19.مهدی بادپا عضو سابق شورای مرکزی اتحادیه

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 20:39  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

بیانیه تحلیلی انجمنهای اسلامی در اعتراض به اهانتهای اخیر رسانه های وابسته به صهیونیسم:

فرزندان خمینی نه در مرز های جغرافیایی و ملی می گنجند و نه در مرزهای عقیدتی

انجمنهای اسلامی دانشجویان چند دانشگاه در اعتراض به اهانتهای اخیر شبکه تلویزیونی العربیه عربستان بیانیه صادر کردند.

به گزارش سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل ،انجمنهای اسلامی دانشجویان 10 دانشگاه سراسر کشور ،در اعتراض به ساخت فیلم موهن در رابطه با انقلاب اسلامی در شبکعه تلویزیونی العربیه عربستان بیانیه تحلیلی با عنوان " بیانیه انجمنهای اسلامی در اعتراض به اهانتهای اخیر رسانه های وابسته به صهیونیسم " صادر نموده اند.

متن بیانیه به شرح زیر است:

اگر دیروز یهودیان همسایه مدینه النبی با توطئه علیه پیامبر اعظم (ص) دست در دست اعراب مشرک می کوشیدند با نابودی اسلام و مسلمین رویای سیادت و رهبری بنی اسرائیل را بر امتهای جهان تحقق بخشند ، امروز این اعراب فریب خورده اند که دست در دست اسرائیلیان نهاده اند ،دستی که نیل تا فرات را نشانه رفته و اولین طعمه آن هم سرزمین خود اعراب است.

و اگر سرکردگان منافقان می کوشیدند پادشاهی از دست رفته خود را بر اوس و خزرج با توطئه بر علیه رسول الله بازیابند ، امروز هستند شاهزادگانی که نمیتوانند ببینند مردی از سلاله نبی مکرم اسلام (ص) غرور و افتخار را به همه اعراب و مسلمانان بازگردانده و امام راحل و رهبر شیعیان لبنان در قلب همه امت عرب و اسلام جای دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 18:57  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

آیت ا..علم الهدی امام جمعه محترم شهر مشهد به تازگی مطالبی را در باب سیاستهای فرهنگی و تبلیغاتی و همچنین ورزشی نظام عنوان کرده اند که جای قدری تامل و درنگ دارد.

1- ایشان در خطبه نماز جمعه هفته گذشته با اشاره به رژه تیم اعزامی ایران به این مسابقات و پرچم داری یک ورزشکار زن در این این برنامه فرمودند که نباید زنان ایرانی و مسلمان در مسابقات ورزشی و در معرض دید جهانیان ظاهر شوند و معنا ندارد که یک زن پرچم بدست بگیرد.

باید پرسید آیا شرکت ایشان (خانم هما حسینی)که اولین سهمیه ایران در این مسابیقات و در رقابتهای زنان بود باعث افتخار ایران نیست؟ آیا شرکت ایشان با لباس شکیل اسلامی و حجاب کامل نماد فرهنگ و تمدن والای ایرانی_اسلامی نیست؟

آیا اگر این کار حتی اگر تبلیغاتی هم باشد ،از دید شما ناپسند است ،پس فرق ما با طالبان چیست؟فقط در تشیع و تسنن؟

2-ایشان پیش از اسین هم با اعلام تاسف از برگزاری کنسرتهای موسیقی فرموده بودند که باید شهر مشهد به عنوان یک شهر مذهبی از این مظاهر پاک شود.

سوال من اینست اگر کنسرت موسیقی ایرانی نباشد و اگر مثلا استاد شجریان در شهر خودش مشهد نتواند کنسرت بدهد ، پس کجا فرهنگ و هنر ایرانی ارائه شود؟

3- فراموش نکنینم که ایشان امام جمعه دومین شهر بزرگ کشور هستند و تریبون نماز جمعه هم تریبون رسمی مواضع کشور و نظام به شمار میرود.این تعدد تریبونها و مواضع نامنظم و متفاوت خود مشگل بزرگی به شمار میرود که چنین مواضعی در چنین تریبونهایی بارها بهانه دشمنان و شبکه ها و رسانه ی خارجی شده است.

3- باز هم فراموش نکنیم اگر فیلم مارمولک ساخته کمال تبریزی از پرده سینما پایین آمد به خاطر اعتراض چند تن از ائمه جمعه کشور بود که حتی فیلم را هم ندیده بودند وگرنه فیلم هم مجوز ارشاد داشت و هم بسیاری از مسئولین و روحانیون فیلم را تایید کرده بودند.

4- باید از ایشان و بسیاری دیگر پرسید اگر موسیقی نه و ورزش هم نه ،پس چگونه میخواهید به جنگ تهاجم فرهنگی بروید و اگر موسیقی و هنر ایرانی بد است با دست خالی میخواهید جنگ کنید؟

نکند فقط با مداحی تسبیح و مفاتیح جوانان را میخواهید باهویت و مشتاق به مقابلعه نمایید و اصولا این سه دهه تجربه کافی نیست که باز هم میخواهید سراغ حرفهای سی سال قبل بروید؟

من فقط یک جمله میگویم و آن اینکه در جنگ رسانه و فرهنگ " فقط با فرهنگ است که میشود با ضد فرهنگ جنگید " و نه با دست خالی.کاش این را خیلی های دیگر هم گوش دهند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 2:31  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

با احمدی نژاد چه باید کرد؟  

 

 

 

 

خود شیفتگی و خدمت شیفتگی 

اولین بحث در نقد دولت نهم بحث برخورد وی با منتقدین است.اکنون که در آستانه روز تنفیذ حکم نهمین ریاست جمهوری و آغاز سومین سال کاری احمدی نژاد هستیم به جرات میتوان گفت کسانی که او را در بحبوهه انتخابات ریاست جمهوری متهم به دیکتاتوری دینی و فاشیسم میکردند و خود را نجات بخش مردم و آخرین سنگرهای روشنفکری و مردم سالاری میخواندند و میخوانند ، نمیتوانند او را به خودکامه گی و یا توتالیتریسم متهم سازند.

 در مقابل از ابزار پوپولیسم بهره میگیرند و آرا سوم تیر ماه 84 را ناشی از ناآگاهی توده ها و عوام فریبی می شمرند حال آنکه همین آرا اگر دوم خرداد در حمایت از خاتمی بیرون آمد نشانگر رشد و آگاهی مردم و فرهنگ بالای سیاسی آنها بوده است.اینجا باید از دوم خردادی ها پرسید پس خاتمی در این 8 سال چه کرد که نه تنها توسه سیاسی و آزادی بیان و اندیشه رخ نداد که مردم نسبت به 8سال قبل جاهل تر و عقب مانده تر شدند؟

بواقع احمدی نژاد نه تحجر به خرج داد و نه خودکامگی.اما باید گفت اگر او دیگر سران دولت نهم در بعد فردی خود کم بین و خاضع اند در بعد جمعی و گروه نگری و درز نگاه به عملکرد و رویکرد دولت دچار خود بزرگ بینی اند و این توهم شاید ناشی از شیفتگی بی حد و حد برخی از اینان به خدمت باشد و نه خود.

 

از روز اول اقتصاد را نشانه رفتند

 

به خاطر دارم در بدو امر انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری روزنامه های اصلاح طلب ناامید از کسب سقف آرزو ها و حتی کف خواسته هاشان(به تعبیر سعید حجاریان) به سراغ بهانه جویی از وی رفتند و تیتر همزمان چند روزنامه این بود:" نفت پنجاه و چند دلاری پشتوانه احمدی نژاد ".

در واقعبا این تیتر و با این رویکرد اصلاح طلبان این باور را دامن می زدند که حتی اگر موفقیتی مطابق وعده های اقتصادی احمدی نژاد بدست آمد و بهبود نسبی حاصل شد منتج مستقیم از قیمت نفت و افزایش درآمدهای نفتی است و ربطی به سیاستهای احمدی نژاد ندارد.اما آنان نمی دانستند که همین نفت و افزایش قیمت آن بلای جان احمدی نژاد خواهد شد و بهانه نفتی ناکارامد است و اگر هم باشد توجیهی برای خود احمدی نژاد خواهد بود.

 

فرض کنید اصلاح طلبان وجود خارجی ندارند

 

حال که احمدی نژاد و برخی تریبون ها همچون کیهان بهانه عدم موفقیت های دولت را تبلیغات دروغین و نوشته های زهر آلود اصلاح طلبان و نشریات آنان میدانند ، بیایید فرض کنیم اصلا نه اصلاح طلبی وجود دارد و نه روزنامه ای. اما آیا با این وجود مشکلات معیشتی مردم حل خواهد شد؟

مشکلاتی که داد علما و مراجع را هم درآورده و آنها هم در دیدارهای خود با رئیس دولت بارها وی را به حل مشکلات مردم توصیه کرده اند.

 

احمدی نژاد وزیر اقتصاد است یا رئیس بانک مرکزی ؟

 

اگر خاتمی شان ریاست جمهوری را در حد یک رایزن فرهنگی یک سفارت اروپایی تقلیل داد ، باید گفت که احمدی نژاد هم بیشتر در هیات یک وزیر اقتصاد یا برنامه ریز اقتصادی ظاهر شده است تا رئیس جمهور.

وی هر بار که در قابل دیدگان مردم و در رسانه ملی ظاهر شده است بیش از آنکه به برنامه های کلی خود به عنوان رئیس دولت بپردازد سعی کرده است مشکلات اقتصادی را توجیه و یا برنامه های اقتصادی آینده را درمیان بگذارد.

این امر نشانگر آنستکه این خود احمدی نژاد است که تصمیم گیرنده اقتصادی است و وزیر اقتصاد نقش چندانی ندارد و بیشتر مجری طرح است.حال این سوال پیش می آید که آیا احمدی نژاد به عنوان دکترای عمران (گرایش ترافیک) دانش کافی برای ایجاد تحول اقتصادی دارد یا نه؟چرا که پر واضح است برنامه ریزی اقتصادی و بخصوص آنچه وی طرح تحول اقتصادی می خواند مستلزم توانایی علمی کافی و مسلما حرفهای جدیدی در این حوزه است.تا شاید روزی احمدی نژاد هم بمانند ماهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی از عملکرد خود در این باره با افتخار سخن بگوید .جایی که او میتواند با سربلندی از سیاستهای پولی خود در زمانی سخن براند که غرب با اعمال فشار قصد درهم شکستن ببر های نو ظهور آسیا را داشت و مالزی با تکیه بر سیاستهای وی از آسیب مصون ماند و ارزش پولی خود را حفظ کرد در حالی که به عنوان مثال اقتصاد سنگاپور نزول نمود.

اما مشکل اینجاست که سه سال ریاست جمهوری احمدی نژاد به این گذشته که او کتابهای اقتصاد خرد و کلان را بخواند و توجیهی برای مسائل اقتصادی پیش رو بیابد یا با تکیه بر رکورد های تورمی و گرانی سالهای گذشته قدری از تندی و تیزی نمودارها در انظار صاحب نظران بکاهد.او در حالی از ارائه طرح تحول اقتصادی سخن میگوید که وزیر اقتصاد ندارد و سرپرست وزارتخانه هم در شان یک نظریه پرداز نیست و تاکنون مسئولیتی در این حد و قواره نداشته است.

ارائه طرح مذکور در چنین شرایطی خود بیانگر آنست که این طرح صرفا حاصل کار خود اوست و احیانا مشاورانش که عنوان دولت سایه را از روزنامه های اصلاح طلب هدیه گرفته اند.گر چه در میان مشاوران هم صاحب نظر اقتصادی وجود ندارد.

 

دولت سایه و دولت سکوت

 

گویا احمدی نژاد مشاورانش را بیشتر از وزرا محترم میدارد.به نحوی که در مقابل این دولت سایه ، وزرا تبدیل به دولت سکوت شده اند و مجری دیدگاه های وی که از اتاق فکر با مشاورانی چون صادق محصولی شکل میگیرد.به حدی که خود دولتمردان هم اقرار دارند که احمدی نژاد تنها از کانالهای خاصی حرف شنوی دارد.

در واقع احمدی نژآد یک شنونده خوب است.او با مهربانی و ادب هرچه تمام نظر منتقدین را مشنود ،اما در اینکه آیا آنها را به کار میبندد یا نه جای تردید هست.نشست سال گذشته او با 50 اقتصاد دان(و بعضا اقتصاد خوان صرف!!!) میتوانست فرصتی باشد برای پیشگیری از مشکلاتی که هم اکنون دامنگیر کشور شده است اما این جلات تداوم یافته و انتقادات نیز ،اما آیا احمدی نژاد انتقادات را به کار می بندد؟

شهامت رئیس جمهور در برخورد با انتقادات ستودنی است ، امری که در دوران خاتمی کمتر دیدیم .به عنوان مثال او از مناظره تلویزیونی با توکلی اقتصاددان منتقد امتناع کرد و در حالی 8 سال شعار زنده باد مخالف من سر داده بود در آخرین روزها و در مقابل دانشجویان دانشگاه تهران به حتاکی و کم تحملی تن داد .

 

به بحث اقتصاد باز گردیم و بورس را جستجو کنیم.جایی که سال گذشته و امسال با انجام دو معامله کلان رکود عرضه سهام دو بار جابجا شد.از رکورد امسال که تحسین دوم خردادی ها را در زیر لفافه به همراه داشت بگذریم که حتی آنها هم نتوانستند اهمیت ماجرا را کتمان کنند (مراجعه کنید به مصاحبه شهروند امروز با خریدار عمده سهام فولاد خوزستان).سال گذشته و در همین ایام سهام مس سرچشمه در حالی توسط کنسرسیومی از شرکت های خارجی و داخلی خریداری شد که همگان به دنبال فاش شدن نام خریداران حقیقی و حقوقی آن بودند . اما ماجرا وقتی جالب شد که نام یک شرکت خودرو سازی دولتی هم در میان اعضای کنسرسیوم به چشم میخورد.حال این سوال پیش می آید که اگر هدف از خصوصی سازی کوچک کردن دولت است واگذاری یک شرکت دولتی به شرکت دولتی دیگر چه معنایی میتواند داشته باشد؟و آیا باز کردن پای خودروسازان دولتی به عرصه تولیدی دیگر ، خلاف آشکار این امر نیست؟

اتفاقی که در سالهای گذشته و در دولتهای قبل هم شاهد آن بودیم : خرید شرکت دخانیات توسط حوزه هنری در دوران مدیریت آقای زم و همچنین خرید باشگاه پرسپولیس توسط همین نهاد که برای سالها مشکل ساز شد.امری که با واگذاری این باشگاه به یک سازمان دولتی دیگر (سازمان تربیت بدنی) و نیز واگذاری رفیق قرینش استقلال به وزارت رفاه  بار دیگر تکرار شد.

به بورس بازگردیم: وقتی که دو هفته قبل دولت سیمان را از سبد کالاهای حمایتی خارج کرد و بر نگرانی ها در بخش مسکن افزود.اما این گرانی ناگهانی با اراده دولت برطرف شد وکاهش قیمت سیمان و همین طور میلگرد در هفته بعد نشان داد که دولت هنوز هم بر بازار میتواند مسلط باشد .

تداوم رخدادهای این چنینی میتواند نوید بخش ثبات بازار بخصوص در بخش مسکن باشد که شاید قیمتهاد را نزولی ببینیم.حتی اگر برای این کار مستلزم تصمیمات کلانی چون تغییر پایتخت از تهران _شهری که در آن هوا هم گران میشود _ باشد که احمدی نژاد نشان داده است می تواند مجری تصمیمات کلان شود.  تجربه اجرای طرح سهمیه بندی بنزین و توزیع الکترونیک آن شاهد خوبی است بر این موضوع ،هرچند عده ای کمن اطلاع آحمدی نژاد را در مشکلات آن مقصر بدانند بی آنکه آگاه باشند این طرح از سوی مجلس به دولت تحمیل و دولت تنها مجری آن بوده وبس . و یا روزنامه های دوم خردادی بهانه بیشتر از این نداشته باشند که گم شدن کارتهای سوخت و خطاهای فردی رانندگان را بزرگ نمایی کنند و تیتر صفحه یک خود سازند.

 

عدالت تولیدی باشد یا توزیعی ؟

 

یکی از صاحب نظران در یک جمع دانشجویی ضمن مقایسه دولتهای خاتمی و احمدی نژاد گفته بود: " خاتمی به یک قطار لوکس می ماند که ساکن بود و حرکت نکند و احمدی نژاد به قطاری تندرو می ماند که چراغ خاموش و بی ترمز و به شتاب حرکت میکند اما نمیداند به چه مقصدی؟

و باز هم به قول او "در دوران خاتمی و برای شعار جامعه مدنی و فضای باز سیاسی کتابهای متعدد منتشر شد اما برای شعار عدالت احمدی نزاد چقدر کار تالیفی و فکری صورت گرفته است؟ "

و آیا اصلا شعار احمدی نژاد مبنای فکری داشت و یا صرفا پاسخی بود به سیاستهای لیبرال هاشمی در حوزه اقتصاد که موجبات شکاف  طبقاتی را فراهم آورد؟

و اصلا آیا تئوری اقتصادی که به عدالت اجتماعی منجر شود وجود دارد؟

در پاسخ باید گفت که تاکنون سه نظریه و گفتمان در باب عدالت اقتصادی واجتماعی طرح شده اند:

سوسیالیسم مبتنی بر مارکسیسم و منشعبات آن از قبیل لنینیسم مائوئیسم....که در کشور های شوروی سابق چین کمونیست و کوبا نمادهای اصلی آن وجود داشته و دارند.

سوسیال دموکراسی که نماد آن حکوت کشور فرانسه و نظریه پرداز مطرح آن جان راولز است.

اقتصاد اسلامیکه این آخری را نمیتوان علیرغم گذشت سی سال از تنها نماد یک حکومت اسلامی و در عین تالیف کتب و مقالات متعدد کامل و مدون دانست.در مقبل مدون ترین و مارکسیسم لنینیسم بوده که شکست آن از دو دهه سال قبل محرز شده و اگر هم در چین کشوری موفق از لحاظ اقتصادی میبینید به سیاستهای دهه های اخیر آن برمی گردد که شبیه به سوسیال دموکراسی (و البته بدون دموکراسی) است.

در باب نظریه دوم که ملغمه ایست عجیب از اقتصاد لیبرال و منافع طبقات پایین دست ،انتقادات زیادی وارد است که شما را به مقالاتی که در نقد آراء جان راولز نگاشته شده اند ارجاع میدهیم.اما آنچه اینجا مطرح است اینکه آیا اقتصاد اسلامی لیبرال است (ماتنند سیاستهای هاشمی و خاتمی) یلا سوسیالیسم در آن وجه غالب است (مانند سیاستهای کوپنی میرحسن موسوی و عابدی جعفری و سهام عدالت احمدی نژاد و دانش جعفری) ؟

 

گفتمان اقتصاد اسلامی نداریم

 

به جرات میتوان گفت ما در سه دهه اخیر هیچ گاه گفتمان اقتصادی مبتنی بر اندیشه های اسلامی نداشته ایم.

زمانی و به فراخور شرایط جنگ و با تدبیر میرحسین موسوی سیاستهای کوپنی و شبه سوسیالیستی لازم می بود که به تدبیر وزیر اقتصاد کابینه اش دکتر عابدی جعفری به خوبی از پس اداره کشور برآمد.

البته در مقابل میر حسین و جناحی از حزب جمهوری اسلامی چون مسیح مهاجری(سردبیر کنونی روزنامه جمهوری اسلامی) ،علیرضا بهشتی ، گروهی از بازاریان سنتی طرفداران اقتصاد باز و تجارت آزاد به شمار می آمدند. افرادی چون اسدالله بادامچیان و ابراهیم نبوی(اعضای ارشد حزب موتلفه اسلامی)و عبدالله جاسبی .

در دوران هاشمی که تفکر فرهنگی راست (سنتی)با تفکر اقتصادی چپ سیاسی (تجارت باز و خصوصی سازی)در هم آمیخت و ملغمه ای از جنس کارگزاران سازندگی از دل آن در آمد ،هاشمی به جرات از اقتصاد لیبرال سخن گفت و نه اسلامی.

بدین شکل بود که در دولت جمهوری اسلامی ابتدا در بانکهای دولتی ، بهره بانکی و قرض الحسنه جایگزین سیستم ربا شد ،سپس بانک های خصوصی مجوز گرفتند و حتی موفق به مجوز قرض الحسنه شدند.حال باید پرسید بانک خصوصی چه فرقی با شخص سرمایه دار دارد که میتواند ربا دهد؟

این در حالی بود که در آغاز انقلاب نه تنها با سرمایه هاس شخصی قابله شد بلکه حتی بانکهایی که حالت تعاونی داشته و با سهام مردم اداره میشدند به نام ملی شدن تبدیل به دولتی شدند .به عنوان مثال بانک ملت که مخصوص و بر مبنای سهام معلمان و فرهنگیان اداره میشد با باز پس دهی عین سهام تبدل به بانک دولتی شد که هیچ حرف تازه ای در مقابل بانکهای دولتی دیگر چون ملی نداشت.ما حتی در این زمان موسسات و کارخاتنه هایی را که نتوانسته بودند بدهی های خود را به موقع بپردازند دولتی کردیم و عملا موجبات نابودی آنها را فراهم آوردیم.

باز برگردیم به بحث هاشمی و اقتصاد لیبرال.این سیاست در زمان خاتمی هم ادامه یافت و البته با شتاب بیشتر و حالت ناشیانه و نسجیده تر.

اما دولت احمدی نزآد با چه شعار اقتصادی آمد؟

مصاحبه اخیر دکتر خوش چهره _ استاد دانشگاه تهران و نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی که نماد جریان اصول گرایان مستقل هم به شمار می آید _ با روزنامه اعتماد گواهی است بر اینکه احمدی نژاد از پشتوانه فکری بی بهره بوده است.خوش چهره در گفتگو با این روزنامه ضمن انتقاد از سیاستهای اقتصادی دولت د پاسخ به خبرنگارکه پرسیده بود چرا شما با وجود این اختلاف دیدگاهها از احمدی نژاد در برنامه تلویزیونی ود مقابل نوبخت نماینده هاشمی رفسنجانی دفاع کردید گفته بود: " 15 دقیقه به شروع برنامه از من تلفنی خواستند تا به این دلیل که منزلمان نزدیک جام جم است به برنامه بروم و صحبت کنم .من هم از برنامه های احمدی نژاد پرسیدم و گفتم من حرفها و برنامه های خودم را بیان میکنم."

وی سپس از تشدید اختلافات فکری خود و احمدی نژاد در برنامه های اقتصادی سخن گفته بود که مرا به یاد اعتراضات دکتر افروغ دیگر نماینده اصول گرای مستقل به وزیر اقتصاد کابینه احمدی نژاد انداخت که گفته بود:"شما کسی را انتخاب کرده اید که اگر هاشمی هم می بود همین فرد را انتخاب می کرد."

از بحث شعار های سیوسیالیستی که بگوییم لازم است از دانش جعفری هم بگذریم چرا که او وزارت خانه را با دل خوری پس داده و جنجال آفرین هم شده است.رکن دوم سیاستهای اقتصادی احمدی نژاد میرکاظمی وزیر بازرگانی است که باید بمانند همشهری زواره ای خود دکتر عابدی جعفری مجری سوسیالیسم اسلامی باشد.

 

گفتمان اجتماعی جمهوری اسلامی هم مدون نیست

 

کم بهرگی علمی تنها در عرصه  اقتصاد خلاصه نمی شود.مشابه همین بحث را با ابعاد گسترده تری در عرصه اجتماع و تصمیم گیری های فرهنگی میبینیم.موضوعی که فراز و نشیب های سیاستهای فرهنگی دولتمردان جمهوری اسلامی در تمام این 30 سالی که از عمر با برکت نظام گذشته است ناشی از آن بوده و هر مدیر یا صاحب نظری در این عرصه حضور یافته با سوالات کلیدی و البته دشوار آمو مواجه بوده است؟

نحوه نهادینه کردن ارزشها و هنجار های اجتماعی و دینی (اگر به غلط بخواهیم عرف اجتماعی را در ایران از عرف دینی تفکیک کنیم ) و حتی محدوده و مفهوم ارزشهای جامعه که بدون شک در این سه دهه دستخوش تغییرات اساسی از درون و برون  (تحت تاثیر عوامل خارجی چه تعاملات فرهنگی با خارج و چه تهاجمات فرهنگی خارجی)  شده است ،مهمترین سوالات در این باب بوده اند.

اینکه بالاخره مفهوم "لا اکراه فی الدین" چه می شود و چقدر سیاستهای سلبی ما در امر دین و فرهنگ با این آیه شریفه باید هماهنگ شود یکی از این سوالات است کهع دولتهای خاتمی و احمدی نژاد هر کدام با یک رویکرد به آن پرداختند.

اما ایم موضوع به خیلی پیش تر از حتی خاتمی برمیگردد.زمانی که نه تنها اندیشه چپ و ماتریالیستی در ایران و در حرکت خودجوش دانشجویان پیرو خط امام موسوم به انقلاب فرهنگی ممنوع و اندیشه های لیبرال هم پس از کنار رفتن دولت موقت و به دنبال آن خیانت جناح بنی صدر خود به خود منفور گردید،ما شاهد حرکتهای محدود کننده و سیاست های تنگ نظرانه برخی در لوای نظام بودیم.

اما عبور از جنگ این مجال را به برخی ها داد تا استحاله فکری خود و یا پنهان داشته ها را به میدان عمل بگذارند.هاشمی که پیش از این خود را در همه جا متعلق و نماد جناح راست سیاسی و به تعبیر کنونی اصول گرا می نمایاند به چپ سیاسی غلتید اما شرایط عمومی و اجتماعی و عدم هماهنگی توده ها با تغییرات مذکور لازم می نمود تا وی "در عین آنکه خود به چپ گردش میکرد، مردم را همچنان راست نگه دارد "و البته تنها در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بود که شرایط زمانی پس از فضای باز سیاسی خاتمی و رخ نمود چپ در جامعه ایجاب میکرد که هاشمی این حقیقت را بپذیرد که برخی توده های مردم لااقل در ظاهر از او چپ ترند و یا حداقل نمود 8 ساله چپ را در سیاست ، فرهنگ و اقتصاد ملاحظه کرده و از حساسیت خود نسبت به سیاستهای اقتصاد باز و از این دست مسائل کاسته اند.  بنابراین او این بار میزگرد هایی را حول محور فضای باز سیاسی و اقتصاد آزاد کانون دیدگاهها و تبلیغات انتخاباتی خود قرار داد . هرچند که تجربه ناخوشایند 8 ساله او و دوران 8 ساله خاتمی مانع از این شد که وی طرفی از این تغییر ظاهر ببندد.

به موضوع گفتمان سلبی در عرصه فرهنگ برگردیم.تغییر ملایم گفتمان هاشمی و نیز گذر زمان باعث شد که برخی ها از کرده خود پشیمان و رویکرد تفریطی خود را به افراطی گرایی بدل کنند.به همان میزان که طبرزدی در دانشگاه تغییر ایدوئولوژی داد و از راست افراطی به چپ افراطی گرایید شاهد بودیک امثال اکبر گنجی ها دیگر به جای آنکه در ولیعصر مردم را به جرم آستین کوتاه و یا بد حجابی لوث و بد نام نمایند و در صدد حمایت از لیبرال دموکراسی برآمده و مروج این گفتمان نو شوند.

دولت خاتمی هم با همین اندیشه و بر مبنای سیاست فضای باز سیاسی و نیز تحقق حقوق شهروندی عمل کرد و عملا امتداد راهی را پیمود که 180 در جه با عملکرد دهه نخستین انقلاب خود و بسیاری همقطارانش متفاوت بود.اویی که سابقه امضای حکم ممنوعیت ویدئو در ایران را در دوران وزارت ارشاد خویش داشت هم اکنون قهرمان آزادی بیان شده بود.ظهور احمدی نژاد دقیقا در چنین فضایی و در شرایطی که برخی به صراحت و از تریبون تلویزون ملی مردم را از تحجر و برخوردهای سلبی می هراساندند با طرح شعار "مهرورزی" ،"کرامت انسانها" و اینکه "کسی حق ندارد مردم عزیزمان به خاطر پوشش تهدید کند" به روی کار آمد ، اما عدم وجود یک پشتوانه ایدئولوژیک یا استراتژی معین در نظام و دولت باعث شد که وی در اقدامی که به چرخش 180 درجه می مانست نیروی انتظامی را در برخورد با بدحجابی آزاد گذاشت (اگر نگوییم واداشت).البته این طرح که میتوانست به یک اعتراض اجتماعی و یا تحریکات فراوان خارجی بینجامد به خاطر عملکرد موفق نیروی انتظامی در سالهای بعد از 18 تیر و افزایش محبوبیت آن در دوران قالیباف و نیز نیمه دیگر طرح که شامل برخورد با ناامنی های اجتماعی می شد تقریبا بی سر و صدا پی گیری شد و همچنان هم ادامه دارد.

اما همچنان یک سوال مطرح است:آیا دولتمردان ما در راستای نهادینه کردن ارزشهای دینی و بدل ساختن مجدد آن به عرف اجتماعی و قانون مدنی حق دارند از برخوردهای سلبی بهره ببرند و اگر آری ، محدودیت آن تا کجاست؟

امری که اگر در چارچوب احکام امر به معروف و نهی از منکر باشد لااقل در حوزه احکام فردی کاملا مدون و مشخص است اما متاسفانه در چارچوب قوانین دولتی و اختیارات آن همچنان نا مفهوم است و اگر حتی مدون و مشروع باشد مقبولیت کامل ندارد.

با این همه احمدی نژاد را می توان به سخت گیری در عرصه فرهنگ و اجتماع متهم کرد.که او مشی روشنفکری (به معنای مورد پسند مخالفان) خود را با طرح موضوع "حضور بانوان در ورزشگاهها" در آغاز کار نشان داد .امری که بیش از حد ساده می نمود و اعتراض علما را برانگیختو شاید سبب شد احمدی نژاد برای جلب اعتماد علما و قشر مذهبی جامعه در صدد اجرای سیاستهایی برآید که اعتراض دیگران را دربر داشته است.

بنابراین این احمدی همان احمدی نژادی است که او را به عنوان مجری برخوردهای خیابانی میشناسند هرچند این مسئله به قوه قضائیه و نیروی انتظامی بیشتر مربوط میشود تا احمدی نژاد و دولت.

 

 

آیا هنوز هم باید به احمدی نژاد رای داد؟

 

احمدی نژاد نمی تواند و نباید شکست بخورد.آرای مردمی که در سوم تیر 84 به نفع وی به صندوق ها ریخته شد نه برای تفنن بود و نه از سر رفع تکلیف.که سرخوردگی از دولتهای قبل و عملکردشان بخصوص در حوزه اقتصاد ،فرهنگ و روابط خارجی مردم به این انتخاب واداشت.انتخابی که نوید بخش کاهش فاصله طبقاتی و بازگشت به ارزشهای فراموش شده انقلاب بود.

احمدی نژاد نباید فرصت یک ساله باقیمانده را از دست دهد چرا که شکست او انتخاب مجددی را در پی نخواهد داشت بویژه اکنون که قالیباف کاندیدای باب دندان تری برای اصول گرایان می نماید و خاتمی هم هرچند از بیان شفاف امتناع میکند اما کاندیدای حتمی انتخابات خواهد بود.

احمدی نژاد باید بداند که شکست دولت نهم شکست آمال مردم و نهایت سرخوردگی آنان از تحقق دولتی عدالت محور و حتی اصول گرا خواهد بود.که شاید این باور را ایجاد کند که استقرار حکومتی با مولفه های دینی ناممکن است و گشایشی باشد برای آنانی که مترصد فرصتی برای قالب کردن الگوهای وارداتی سیاسی هستند.با این حساب رئیس جمهور نباید با اشتباهات خود امید کسانی را ناامید کند که جمهوری اسلامی را شایسته اتصال به حومت مهدی موعود میدانستند و انقلاب اسلامی را یگانه نماد آرمان گرایی.مسئله خیلی عمیق تر از یک انتخابات و چند لیست و حزب است موضوع مصاف ایدوئولوژیک گفتمانی است که هم از درون تهدید میشود و هم از برون و تنها گناه اش آرمان گرایی است .به توصیف درونی ها اصول گرایی و به تعبیر برونی ها بنیاد گرایی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 21:39  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

پایان پان کرمانیسم

پایان پان کرمانیسم

همین مانده بود که اعتماد ملی از افتخارات دو م خردادی ها در عرصه مدیریتی استان محرون و رنج دیده سیبستان و بلوچستان بگوید.

روزنامه اعتماد ملی به تازگی مقاله ای را به قلم         

را با عنوان         منتشر کرد که برای ما و بسیاری از افرادی که به نوعی با استان سیستان و بلوچستان در ارتباط بوده و نسبت به این قطعه از خاک سرزمینمان دلبستگی و شاید وابستگی داشته و داریم گران تمام شد.

در این مقاله که در تاریخ        مرداد ماه و در صفحه  روزنامه به چاپ رسید نویسنده  سعی کرده بود با بزرگ نمایی عملکرد دو استاندار اصلاحات در سالهای گذشته آنرا به نوعی در مقابل عملکرد استاندارز بومی که انتخاب دولت نهم بوده قرار دهد بویژه حال که این استاندار به ابتکار رئیس جمهور به پست دیگری گماشته شده است.و البته همه این نوشته هم به همین ابتکار و آنچه که در ارتباط با آن رخ داده خواهد پرداخت.پدیده ای که ما فعالان سیاسی و دانشجویی  غیر بومی استانم آنرا پان کرمانیسم می نامیم و شاید بیشترین ضربات سیاسی را در دوران دانشجویی و خود از آن متحمل شده باشیم.

 این موضوع اینقدر در مسائل استان_ و دانشگاه های آن بویژه_ اهمیت داشت که فقط کافیست بگوییم پایان دوره پان کرمانیست ها در دانشگاه سیستان و بلوچستان به همان اندازه برای فعالان سیاسی مایه  مسرت و دلگرمی بود که اضمحلال این پدیده در ساحت کلی سیاست کشور ، که مرگ آن را به این زودیها قرار نیست به تماشا بنشینیم.

و اما جریان پان کرمانیسم چیست ؟

کرمانی های حاضر در عرصه اقتصاد و سیاست بیش از آن که متعلق به جریانات حزبی و سیاسی باشند ، یک قوم اند و ناسیونالیست که در زمینه ناسیونالیسم سیاسی _مدیریتی و اقتصادی بر اصفهانی ها که زمانی نماد این نوع نگرش بودند پیشی گرفته اند ،حضور آنان در کنار یکدیگر در همه عرصه ها همراه با نوعی تساهل و تسامح نسبت به نگرشهای شخصی است و کرمانی بودن بر همه چیز می چربد.با چنین رویکردی است که جریان غالب مجلس هفتم با اتکا به آراء عمده مجلس ،وزارت علوم را برای دکتر زاهدی رقم زد و او نیز بدون توجه به نگرش اصلاح طلبانه افراطی برخی افراد آنها را  به صرف آنکه همشهری بودن با خود به مجموعه وزارتخانه وارد و یا تمدید حضورشان را تضمین نمود.

بااین حساب اگر شاهدیم دکتر رستمی به عنوان یک مدیر اصلاح طلب در دوران ریاست بر دانشگاه سیستان و بلوچستان به پست حساس مسئول بررسی شکایتهای وزارت علوم منصوب میگردد نباید از وزیر اصول گرایی چون دکتر زاهدی تعجب کرد ، چرا که آنچه عجیب است حضور خود او در چنان پست مهمی است!!

برگردیم به موضوع شکست پان کرمانیسم در عرصه سیاسی کشور.

 اولین نشانه های انحطاط این جریان به انتخابات مجلس شورای اسلامی تهران برمی گردد جایی که دو کاندیدای اصلاح طلب با رویکرد پان کرمانیستی یا حداقل مشکوک به مماشات با این جریان در شکستی مفتضحانه به همراه هیچ کدام از هم قطاران خود موفق به کسب آراء عمومی نشدند. در حالی که مجید انصاری روحانی اصلاح طلب این اواخر و در تلاش برای کسب رای در دور دوم انتخابات از هیچ گونه حمله به احمدی نژاد فرو گذار نکرد و اسحاق جهان گیری کاندیدای حزب کارگزاران و از اعضای خانواده بزرگ هاشمی رفسنجانی (استاندار سابق استان اصفهان در دوره اول ریاست جمهوری خاتمی و وزیر صنایع در دوره دوم ریاست جمهوری او ) به تشکیل جریان همسو با نمایندگان اصول گرای سنتی همچون دکتر عباسپور (عضو حزب موئتله و برادر زن دکتر جاسبی و برگ برنده او در مجلس) در حمایت از لابی جاسبی می اندیشید.

دومین شکست این جریان به برکناری پور محمدی وزیر با نفوذ کشور بر میگردد.پور محمدی _ که بنابر گفته از سوی برخی افراد به احمدی نژاد تحمیل شده بود  و سابقه حضورش در وزارت اطلاعات باعث شد که عماد افروغ نماینده اصول گرای مستقل در مجلس هفتم به شدت به حضورش در کابینه احمدی نژاد اعتراض کند _ ناگهان ، شجاعانه از سوی وی کنار زده شد تا پس از چند ماه بی وزیری احمدی نزاد دو روز پیش کسی را به جای او به مجلس معرفی کند.هر چند که با برکناری نیازی به جای او در سازمان بازرسی کشور گمارده شد.

داستان مشکلات پور محمدی با معتمدین احمدی نژاد در این وزارت خانه از جمله سردار افشار مجری انتخابات مدتها بود که تیتر برکناری وی را به دهان روزنامه ها انداخته بود و فقط بهانه برگزاری موفق مرحله دوم انتخابات بود که مدتی مانع احمدی نژاد در تسریع این امر گردید.

شکست سوم شاید در بعد خبری و سیاسی به بزرگی دو شکست قبل نباشد اما بار سیاسی و روانی آن به مراتب بیشتر از مورد قبلی است.انتصاب حبیب الله دهمرده استاندار سابق استان سیستان و بلوچستان به سمت استاداری کرمان زمانی جالب توجه است که بدانیم وی با نگاه ناسیونالیستی شدیدی که که صرفا به موطن خود سیستان دارد نمی تواند از سیاست آنتی کرمانیستی برکنار بماند، بخصوص اگر بدانیم که ریاست 17 ساله او بر دانشگاه سیستان و بلوچستان (که خو او از ادغام دو دانشگاه بلوچستان و تربیت معلم زاهدان بوجود آورد) با حضور کرمانی های دو م خردادی در دانشگاه سیستان و بلوچستان و تسفیه نیروهای اصول گرا پایان یافت و او به دانشگاه زابلی نقل مکان کرد که با جمعیتی در حدود  500 دانشجو  به تازگی از دانشگاه سیستان و بلوچستان جدا شده بود .

 اما همین دانشگاه با ریاست دکتر دهمرده که دانشیار گروه ریاضی دانشگاه و مدرس مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز هست تا سال 84 که وی از سوی احمدی نژاد به عنوان اولین استاندار بومی استان منصوب شد با بیش از 12 هزار دانشجو قطب دانش کشاورزی و آنهم قطب تجربی این رشته در کشور و از امکاناتی چون بهترین سایت کامپیوتری در سطح دانشگاههای کشور و " مرکز حیات وحش و کشاورزی چاه نیمه "بهره مند شده بود .

کرمانیها نمیتوانند احمدی نژاد را به خاطر انتصاب یک استاندار غیر بومی و آنهم از استان همسایه که تاکنون در چنگشان بوده است شماتت کنند ،چرا مگر این خود آنها نبودند که در جریان سفر نخست وی به استانها و در شهر کرمان از استاندار بومی گله کردند و مگر همین آقای جهانگیری با مدرک لیسانس فیزیک در یکی از مهمترین استانهای کشور به عنوان استاندار غیر بومی منصوب نشد و بعدها به وزارت ترقی نیافت؟

و مگر استاندار سیستان و بلوچستان در دوران دوم خرداد مسئول ستاد خاتمی در استان اصفهان چه کسی بود؟ همان آقای حسینی که ابتدا در زاهدان و سپس با یک پله ترقی استاندار اصفهان شد؟ و حال ایشان و مهندس امینی (استاندار خراسانی بعد از وی در دوران خاتمی)و تاج زاده و محمد رضا خاتمی نبودند که برای جلب مجدد آراء اهل تسنن استان در اقدامی کاملا مزورانه اقدام به اقامه نماز جماعت پشت سر روحانی اهل سنت می نمودند؟ مگر خود آقایان حسینس و امینی در دوران استانداری خود چه خدمتی به اهل سنت کردند و چنین پست کلیدی و فرمانداری و بخشداری به اهل تسنن سپردند که حال چنین سیاسی بازی میکنند؟

برگردیم به جریان پان کرمانیستی که احیانا با تغییر و تحولات در سمتهای دانشگاه سیستان و بلوچستان که پاتوق آنها بوده است برای همیشه بقچه سیاسی _علمی خود را از آنجا برخواهد چید. امری که میشود گفت از همین جابجایی استاندار ، به این طرف کلید خورده است.

شاید در آغاز سال تحصیلی جدید خبری از جریان پان کرمانیستی نباشد اما امیدواریم جریان پان سیستانیستی هم جایگزین آن نشود، اگر چه این استان موطن سیستانی ها و بلوچ ها است و به طور عمده  آنان حق دارند در سیاست و اقتصاد و سرمایه های مادی و معنوی آن سهیم باشند ، اما نه دانشگاه جای ناسیونالیسم است و نه قوم سیستانی تنها وارث منابع استان که حق همه اقوام و مردمان باید در آن لحاظ و محترم شمرده شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 16:40  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

ما فقط بلدیم عزای فرهنگ را بگیریم

 

سوره و حوزه هنری آینه تمام عیار مسائل فرهنگی ماست.از روز نخستی که امثال قیصر امین پور و جوانهای انقلابی آن زمان (که البته تا به آخر هم انقلابی ماندند) این نهاد را راه انداختند قرار نبود دولتی شود،اما اولین مشکل از همان جایی بروز کرد که حوزه دولتی شد و زیر مجموعه سازمان تبلیغات اسلامی قرار گرفت.و همین امر باعث شد تا برخی کم کم از این مجموعه جدا شوند.

دولتی شدن ، تمام مشکلات حوزه نبود که زمانی مسئله حاد شد که حجت الاسلام زم مدیر حوزه تصمیم گرفت وارد مسائل اقتصادی شود و یک بار شرکت دخانیات را خرید و بار دیگر باشگاه پیروزی را . و البته هیچ کدام از این ها هم کار فرهنگی به شمار نمی رفت بخصوص آنکه مدیریت پرسپولیس هزینه مادی و معنوی زیادی برای زم و حوزه به جا گذاشت.

اما برگردیم به مشکلات فرهنگی و در سطح وسیع تر از حوزه و سازمان .حتی زمان که سید مرتضی در سوره مطلب می نوشت بودند کسانی که با کج فهمی های خود او را آزرده خاطر می ساختند ، امثال حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان و مسیح مهاجری در جمهوری اسلامی.

اما کجایند که ببینند سید مرتضی کجاست.او اکنون به الگویی برای اهل قلم و هنر تبدیل شده و آقای شریعتمداری هنوز که هنوز است قیم و جاده صاف کن و توجیه گر رفتارهای اصول گرایان است و البته حالا دیگر به سوره کاری ندارد که اصلاح طلبان را به عنوان عوامل استکبار و ریشه همه مشکلات می شناسد و هر اتفاقی که بیفتد از افشاگری پالیزدار تا...به گردن دوم خرداد می اندازد.و مسیح مهاجری هم که هنوز که هنوز است در روزنامه جمهوری اسلامی وظیفه خود را برای جلب حمایت قشر مذهبی و راس سنتی از آقای هاشمی انجام میدهد.کاری که مشابه آن را در جناح مقابل عطریانفر و کرباسچی و قوچانی برای جلب حمایت قشر فرهیخته و بیشتر اصلاح طلب از هاشمی انجام میدهند.

اما اگر آوینی اکنون نیست و شریعتمداری به اشتباه خود پی برده ،امتداد کج اندیشی ها و برخوردهای سلبی رادر مدیریت حسن بنیانیان شاهدیم که در جایگاه ریاست سازمان تبلیغات اسلامی ، نقد را در مجموعه سوره برنتابید و در گام نخست جریان تحریریه چهارم به سردبیری وحید جلیلی را از گردونه حذف کرد.جریانی که بیش از یک مجموعه تحریریه و یا چند همکار بود و بیشتر به یک نحله فکری می مانست که برای نخستین بار بود که شاهدیم طرح دیدگاههای اندیشمندان مسلمان و طرح یک چهره واقعی از روشنفکری اسلامی بودیم ،از رفع مظلومیت از چهره مرحوم شریعتی گرفته تا طرح آگاهانه چهره جلال آل احمد و احمد فردید .که دستهای مرتبط با حجتیه در دهه های قبل مانع از آن شده بود که چنین چهره هایی در رسانه و مطبوعات مطرح شوند.به نحوی که مثلا سروش با اعمال نفوذ در تلویزیون مانع شد که برنامه های دکتر فردید ادامه یابد و و نهایتا به حکم آنکه قدر روشنفکران مسلمانی چون شریعتی و فردید را ندانستیم ، باید بپذیریم که تنها چهره  های مطرح روشنفکری در جامعه همان سرئوش و کدیور و نراقی و امثال آن هستند.

"جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال    شب فراق نخفتیم لاجرم زخیال "

نکته جالب اینکه به محض آنکه رهبری در پیام خود از مسئولان میخواهند تا رفع مظلومیت از چهره فرهنگ شود و خواستار مهندسی فرهنگی در این عرصه می شوند ناگهان همان مسئولان سازمان تبلیغات احساس وظیفه میکنند و همایش مهندسی فرهنگی براه می اندازند.اما از خود نمی پرسند که مشکلات فرهنگی از کجا نشات می گیرد؟

مسلما از همین برخوردهای حذفی خود آقایان که اگر سوره ادامه می یافت و امنثال جلیلی از سردبیری و رضا مهدوی از بخش موسیقی حوزه حذف نمی شدند ما نیازمند این مهندسی فرهنگی نبودیم که بواقع " از ماست که بر ماست"و این سیاستهای غلط آقایان کا را را به جایی رسانده که بیشتر نیازمند طبابت فرهنگی هستیم و کار از مهندسی گذاشته.

این سوء مدیریت ها در حالی است که جناح فکری( و نه فقط سیاسی) مقابل از سالها پیش در مسائل فرهنگی و بویژه تئوریک برنامه ریزی کرده و اگر دولت و سیستم های نظارتی نظام برخورد نکرده باشند هیچ گاه نه دچار اختلاف شده و نه به تعطیلی و ورشکستگی انجامیده.

از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب جریان مخاف فرهنگی و بویژه در بخش فلسفی و سیاسی پر رونق ظاهر شده. نخست مجتهد شبستری بود که مخالفت خود را با نظامی سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه ابراز داشت،سپس محسن کدیور و سروش به آن پیوستند و اگر سروش ابتدا وظیفه  خود را دفاع از اسلام در مقابل آیین شیطانی مارکسیسم میدانست کمکم به اندیشه دموکراسی حدااقلی و با حذف لیبرالیسم روی آورد و این نحله امتداد یافت تا امروز که از دموکراسی حداکثری و با قوت هرچه بیشتر لیبرالیزم سخن میگوید.

کار به جایی رسید که احسان نراقی هم تحت لوای روشنفکر دینی توانست برچسبهای های وابستگی به طاغوت را کم رنگ کندو هر چه پررنگ تر از موقعیت های ایمانی و احیاگری دینی و جایگزینی ایمان به جای شریعت و دین شخصی به جای دین اجتماعی سخن بگوید و دیگرانی چون داریوش آشوری و شایگان و پرهام هم مجال سخن گفتن بیابند.

اما در مقابل حسین نصر ، احمد فردید و شاگردانش چون داوری اردکانی و مدد پور به یمن سیاست گذاری های صحیح فرهنگی در رسانه ملی و روزنامه و مطبوعات ما مطرح نشوند و آثار کسی چون آوینی هم تا لحظه شهادت ناشناخته بماند هر چند که قلمی بدست دارد و مردم جبهه را با صدا و دوربین او شناخته باشند.

جریان روشنفکری با انتشار نشریاتی چون کیان با حضور پررنگ دکتر سروش ، راه نو با حضور همه مدعیان روشنفکری و به مسئولیت اکبر گنجی ادامه یافت و پشتوانه فکری دوم خرداد شد . هم اکنون هم ماهنامه تئوریک جبهه مشارکت " آیین " در امتداد این مسیر گام بر میدارد و ما هنوز هم باید به عزای سوره بنشینیم و وحید جلیلی هم باید با کمبود امکانات و حمایت های دانشجویی بسازد و دم برنیاورد که جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تعطیل نماند.

دولت اصول گرا بر سر کار است و شاهدیم که سوره تعطیل می شود ، شاهدیم که به محض حضور قالیباف در شهرداری تغییرات مدیریتی در فرهنگسرای پایداری نشریه یاد ماندگار تعطیل می شود ، کمک های مالی از ناشران محدود به چاپ اول کتابهایشان می شود و هزار و یک مشکل دیگر که نمیتوان مسئولان را بی تقصیر دانست.

متصدیان فرهنگ ما هنوز که هنوز است نقد از دیگران را برنمی تابند ،در حالی کهدر جبهه مقابل این امر مدتهاست نهادینه شده و حتی شاهد نقد از خود در نشریاتی چون راه نو و آیین بوده و هستیم. اگر مهر انگیز کار به نگاه آنتی فمینیستسی راه نو نقد میکند و نقد چاپ میشود ، اگر یوسفی اشکوری در ماهنامه آیین به دیدگاه های مجتهد شبستری نقد وارد میکند و آنرا فاقد استدلال عقلی و فلسفی لازم میشمارد، اگر ناصر فکوهی که هم در شهروند امروز مطلب می نویسد هم در کارگزاران به دیدگاه های موسی غنی نژاد در شهروند نقد مینویسد ، همگی نشان از باروری نقد و در این جریان دارد و البته یک علامت تعجب بزرگ جلوی چشمان سیاسیون ما میگذارد و یک علامت سوال بزرگتر برای مدیران فرهنگی ما.

در حالی که اهالی فرهنگ در سوی ما هنوز در پذیرفتن شریعتی شک دارند و او را به جرم بی دینی مطرود می شمارند جناح مقابل که عمری از محبوبیت و اندیشه او سو استفاده کرده به عبور از شریعتی به جرم دیندار بودن و ایدئولوژیک بودنش می اندیشد و صراحتا هم اعلام م کند.

باذ این همه شریعتی به تعبیر رهبری چهره ای مظلوم مانده است و فردید ها مغفول مانده اند و من فکر میکنم اگر آوینی شهید نشده بود هنوز هم مغفول و مظلوم و شاید منفور می بود!!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 14:28  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

استعفاي دسته جمعي ٢٨  تن از كاركنان انتشارات سوره مهر در اعتراض به روند مديريتي آن

 

بيست و هشت تن از كاركنان انتشارات سوره مهر پس از پنج سال فعاليت، در اعتراض به روند مديريتي آن، دست از كار كشيدند. اين جمع كه معاون بازرگاني، معاون توليد، سرپرست معاونت اجرايي، مدير IT، مسئول و كاركنان فروشگاه‏، مدير و اعضاي طرح و برنامه‏، مسئول اشتراك و... را شامل مي‌شوند، موارد زير را به عنوان دلايل خود براي اين اقدام برشمردند:

-         اولويت چندم كتاب و كتاب‌خواني در مديريت حوزه هنري و عدم حمايت مالي و معنوي از انتشارات.

-         اعمال نگاه‌ها و سياست‌هاي مهاركننده از سوي معاونت اداري- مالي حوزه هنري به بدنه فعال انتشارات و ايجاد موانع گوناگون براي كار.

-         عدم كفايت اعضاي هيئت مديره به دليل چندشغله بودن، عدم اختصاص وقت كافي، عدم آشنايي با روند فعاليت‌ها و عدم همراهي آرماني با اهداف انتشارات.

-         استفاده‌هاي شخصي مديرعامل از جايگاه مديريتي خود.

-         احساس خطر مديرعامل از روند موفقيت‌هاي گروه و تزريق اين فكر به مديريت و دفاتر توليد محتواي حوزه هنري براي حذف گروه.

-         عدم اقدام جدي مديرعامل براي رفع مشكلات و مسائل اساسي بدنه كاري انتشارات.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 13:9  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

دیگر نخواهیم گذاشت لیبرال دموکراسی گفتمان انجمن شود

 

دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل در مصاحبه سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل گفت: دیگر نخواهیم گذاشت لیبرال دموکراسی گفتمان انجمن شود.

سید علی اکبر دانشی دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل که با خبرنگار سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل پیرامون مسائل و دیدگاه انجمن سخن می گفت افزود : تاکنون برخی اهمال ها در کادر مرکزی تشکیلات این مجال را به برخی افراد با تفکر لیبرال دموکراسی داده بود تا انجمن را به تریبون احزاب تبدیل کنند ،  به گونه ای که با صدور بیانیه به نام انجمن سخن از حمایت  اصلاح طلبان انقلابی بگویند.اما شورای مرکزی کنونی با عبور از بحرانهای تشکیلاتی و تئوریک و همین طور فشار های خارجی به ثبات دست یافته و دیگر نخواهیم گذاشت لیبرال دموکراسی گفتمان انجمن شود.

این فعال دانشجویی افزود: بر همین اساس انجمن با صدور بیانیه ای موسوم به " مانیفست انجمن اسلامی دانشگاه زابل " در تاریخ 15/10/86  به طور رسمی جدایی خود را از دفتر تحکیم وحدت و برائت از جریانات تند رو اعلام کرده  و حهت ارتباط با با انجمنهای مستقل اعلام آمادگی نمود.

وی با بیان اینکه مهم ترین بحث در کار تشکیلات دانشجویی مباحث تئوریک است گفت:در همان مانیفست انجمن اعلام کردیم که در بحث پشتوانه فکری اجازه نخواهیم داد کسانی که در قلمرو مباحث مفرفتی بر شکاکیت  تاکید دارند و توفیق یافته اند تا وهمیات ذهن خود را تئوریزه کنند و روانه بازار اندیشه کنند و از دانشجویان به عنوان تکیه گاهی مستحکم برای رسیدن به آمال و امیال خود بهره جویند .

وی افزود: برخی ها در قلمرو آرمانهای انقلاب به حدی تشکیک ایجاد کرده اند که ضمن به سخره گرفتن اصل صدور انقلاب و رخداد مهمی چون 13 آبان که آبرو و افتخار انجمنهای اسلامی است زیر سوال می برند اما در مقابل  هر نوع ادبیات دفاعی به کار گرفته شده برای حمایت از انمدیشه های مهلک و مسموم غربی را که اشاعه کنندگان آن در جای خود سیاه ترین نوع تشویش اذهان  در ادبیات سیاسی جهان است را محکوم می نمایند.

وی در ادمه با اشاره به حادثه تیرماه 1360 و آغاز انحراف نهایی سازمان مجاهدین خلق گفت:نباید اجازه داد مسعود رجوی های زمان خودخواهی ارضا ناشدنی خود را به توده های انقلابی و دانشجو.یان منتقل و آنان را بر علیه مردم بشورانند و یا افرادی که ادعای روشنفکری دارند به مانند منحرفین از ایدوئولوژی اسلامی مجاهدین خلق در دهه 50 در اسلام و دستاورد های آن را در زندگی دنیوی و سیاسی بشر کم انگاشته و یا اسلام را محدود و منکوب کنند.

وی در پایان با تاکید بر مواضع منعکس شده در بیانیه تحلیلی تبیین مواضع تشکیلاتی و سیاست خارجی  از عضویت رسمی انجمن در  اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور دفاع و آن را اقدامی انقلابی در تاریخ انجمن توصیف کرد.

وی همچنین ابراز امیدواری کرد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل در کنار انجمنهای اسلامی دانشجویان(1358)دانشگاه سیستان و بلوچستان و دانشگاه چابهار ، با عضویت در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل  زمینه ساز تشکیل جبهه فکری جدیدی در حوزه شرق کشور گردیده و با تشکیل شورای انجمنهای اسلامی شرق کشور گفتمان جدیدی را در این فضای ایجاد نمایند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 21:26  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور پیوست

 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل با صدور بیانیه ای رسما به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور پیوست.

به گزارش سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل که پیش از این با صدور بیانیه ای موسوم به " مانیفست انجمن اسلامی دانشگاه زابل " در تاریخ 15/10/86  به طور رسمی جدایی خود را از دفتر تحکیم وحدت اعلام و از جریانات تند رو اعلام برائت کرده بود با صدور بیانیه جدیدی با عنوان " بیانیه تحلیلی تبیین مواضع تشکیلاتی و سیاست خارجی"  رسما به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور پیوست.

در بیانیه این تشکل چنین آمده است:

                                           

 بیانیه تحلیلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل

در تبیین مواضع تشکیلاتی و سیاست خارجی انجمن

 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل در حالی حرکت مجدانه خود را در نیل به آرمانهای مقدس جنبش دانشجویی بازیافته که مشکلات و مسائل فراوان توان تشکیلات انجمن را در مخاطره قرار داده است. با این حال و با وجود بحرانهای داخلی که به تازگی پشت سر گذاشته انجمن برخود وظیفه می داند تادر بستر مسائل عمده تشکیلات دانشجویی کشور نیز تبیین موضع و تلاش مضاعف به خرج دهد.

از سوی دیگر فضای کنونی احزاب و تشکلهای سیاسی کشور و علل الخصوص جامعه دانشگاهی به نحوی است که می رود تا عده ای را با یاس از فعالیت سیاسی از گردونه قانون اساسی و ارزشهای انقلاب خارج سازد و یا عده ای دیگر را دچار انحطاط فکری و انزوای سیاسی نماید.اما آنچه مهم است نصب العین قرار دادن دستاوردها و تجربه های نسل های پیشین در این مسیر خطیر است.

 تجربه تاریخی مجاهدین خلق در دهه 50 و نگاه نوستالوژیک به فرایند تغییر ایدئولوژی آنان  ، ما را واداشت تا در اقدامی پیش گیرانه و پیش از آنکه جرقه این انحرافات دامن گیر یکایک انجمنهای اسلامی شود ، ضمن صدور بیانیه ای از تشکیلات وابسته به تحکیم اعلام استقلال نموده و خود را تشکیلاتی جدا از مجراهای سیاسی موجود نماییم.

با این همه و علیرغم فضای سیاسی محدود و فشارهای موجود در محیط دانشگاه ، رسالت تشکیلاتی ما به عنوان سنگربانان انجمن اسلامی ایجاب می کرد تا چاره جوی مشکلاتی آمده در مسیر کنونی جنبش دانشجویی باشیم ، از این رو با نیم نگاهی به تجربه تشکیلات گذشته انقلابی و دانشجویی و انحرافات بوجود آمده در آنها در سالهای قبل و بعد از انقلاب به این نتیجه رسیدیم که " چاره تحکیم را باید در عبور از تحکیم " یافت و " درمان از درون بی فایده خواهد بود" .

بر همین اساس در صدد یافتن تشکیلات و مجرای جدیدی جهت هدایت پتانسیل و ظرفیت های سیاسی و فکری خویش و در جهت نقد مشفقانه مسائل دانشگاه و جامعه برآمدیم.که در نهایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل ضمن تبیین مواضع تشکیلاتی خود اعلام میدارد که در سالگرد شهدای 7 تیر 1360 و با الهام از این واقعه که سرآغاز انحراف نهایی یکی از بزرگترین تشکیلات انقلابی _ و برخواسته از دانشگاه و دانشجویان و بخصوص از دل انجمنهای اسلامی دانشجویان _ کشور است به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل سراسر کشور می پیوندد تا راه را بر تکرار این تجربه تلخ تاریخی و انقلابی که هر آن ممکن است سرنوشت یکی دیگر از تشکیلات دانشجویی کشور گردد ، بسته شود.

لذا انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل پس از انجمن اسلامی دانشجویان(1358)دانشگاه سیستان و بلوچستان و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار ،سومین انجمنی خواهد بود که با عضویت در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل  زمینه ساز تشکیل جبهه فکری جدیدی در حوزه شرق کشور گردیده و تلاش خواهد کرد تا گفتمان نسل سوم انقلاب را بر اساس اندیشه های انقلابی و نگرشهای فرا سیاسی و بدور از هیجانات بیهوده زودگذر و سیاست زدگی ها نهادینه سازد.

 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 23:48  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

خاطره نویسی های نساجی

نساجی بالاخره دست به قلم شد و ماجراهای سیاسی روزانه اش را با همان زبان طنز خاص خودش به نگارش در آورد .تاکنون چند عنوان از خاطرات فعالیتهای سیاسی رضا نساجی زواره دبیر تشکیلات انجمن اسلامی در وبلاگ شخصی اش با عنوان  " اندیشه آزاد  " و تیتر " دردنوشته های یک انجمنی " منتشر شده که مربوط با ماجرای درگیری اخیر وی و انجمن با مسئولین در پرونده انضباطی و قضایی اوست.

این نوشته ها از آنجا که او ترمزی برای گفتن حرف حق نمیشناسد و البته رفتارسیاسی اش با یک طنز اجتماعی خاص و البته گزنده همراه است جالب توجه می نماید .

بخصوص اگر او همه مسئولین دانشگاه از رئیس دانشگاه گرفته تا دوست عزیزمان آقای ناصری معاون دانشجویی دانشگاه و دیگر مسئولین دلسوز شامل مسئول سابق نهاد و دبیر کمیته انضباطی را سر یک سفره نشانده باشد .آنهم سفره ای ازجنس خاطره نویسی و البته طنازی سیاسی!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 19:57  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

ما و حکایت انجمنی نیوز

 

به تازگی دوستان از ایجاد وبلاگی خبر داده اند که خبر ساز شده است.

وبلاگی که به گفته مدیران آن !!! قرار است به زودی بدل به سایت مجهزی شود و آنچه که این روزها با عنوان " انجمنی نیوز "  و با تیتر " آخرین تئوکرات های انجمنهاي اسلامي " عنوان داشته که " ما آخرین نسل منتقد هستیم. آخرین انجمنهای اسلامی دانشجویان تئوکرات ایران " همگی جدید و بدیع می نمایدو بسیار هم جالب توجه است و شاید همگی هم مورد تایید ما باشد..

اینها هیچ کدام به خودی خود بد نیست مسئله اینجاست که ساخت چنین وبلاگی از مدتها قبل ایده ما بوده و تیتر های آنهم بر گرفته از گفته های دبیر انجمن اسلامی 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان است که در مجامع و سخنرانی های متعدد از این اصطلاحات که ابتکار خود اوست استفاده میکند .

این بود که با ایمیل این وبلاگ تماس گرفتیم و خواستار شفاف سازی موضوع شدیم.از آنجا که نوشته های آن توسط افرادی با تفکرات و تشکیلات متفاوتی ویراستاری شده و نظرات شخصی هیچ کدام نیست قرار شد ما هم ارائه مطلب بدهیم به شرطی که آقایان و خانمها !! از خطوط قرمز ما عدول نکنند.

اما تا کنون دوستان از وبلاگ انجمن و وبلاگ های مرتبط از وبلاگ نشریه پنجره گرفته تا وبلاگ دبیر انجمن استفاده فراوان کرده اند ولی مجموعه انجمن تاکنون هیچ مطلبی که بیانگر آرا و نظرات آنها باشد ارائه نکرده است.

ادامه همکاری ما هم با این شرایط بستگی به نحوه عملکرد وبلاگ وسایت مذکور در چند ماه آینده و نیز نظرات تشکیلاتی و شخصی اعضا خواهد داشت.جهت اطلاع بیشتر شما آدرس و بخشی از معرفی نامه وبلاگ را در اینجا آورده ایم .

                                                                                                                                                                       

" وبلاگی که پیش روی شماست مجموعه دست نوشته ها و اخبار و مقالاتی است که به قلم 6 دانشجو و دانش ‏آموخته عضو انجمنهای اسلامی دانشجویان نگاشته می شود.‏
نظرات هیچ کدام از اعضا دیدگاه تشکیلاتی نیست و تنها در این مقال به بیان برخی دیدگاههای شخصی خود ‏پرداخته اند ، دیدگاهی که یا نتوانسته اند در تشکیلات و انجمن خود بیان کنند و یا به تاثیر آن در جایگاه مذکور چندان ‏امیدوار نبوده اند.‏
نخستین بار اندیشه ساخت چنین پایگاهی _ پایگاهی که بتوانند بدون تاثیر و تاثر از تشکیلات یا شخص یا مسئله ‏خاصی به نقد جنبش دانشجویی در ایران و تغیر و تحولات جامعه دانشگاهی و بخصوص به تشکلهای دانشجویی ‏بپردازد _ در دیدار دو تن از اعضای انجمنهای اسلامی _ یکی از فراکسیون دموکراسی خواه دفتر تحکیم وحدت (طیف ‏علامه) و دیگری از طیف شیراز دفتر تحکیم وحدت _ مطرح شد زمانی که به این نتیجه رسیدیم تابوی اختلافات فکری ‏انجمنهای اسلامی شکستنی است و می توان خانه ای ساخت به نام تحکیم وحدت که همه انجمنهای اسلامی ‏کشور باز بدان بازگردند حتی انجمنهای عضو اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر ‏کشور .‏
جالب آنکه نه اعضای انجمنهای طیف شیراز از عملکرد برخی انجمنهایشان راضی اند که بیشتر به سمت بسیجی ‏شدن و ریش دار شدن می روند و ئه انجمنی های طیف علامه همه یکدست مخلص و چاکر دموکراسی و لیبرال ‏دموکراسی اند.‏
برخی از ما " اصول گرای اصلاح طلب" اند و برخی" اصلاح طلب اصول گرا" و برخی در هیچ کدام از این واژه ها نمی ‏گنجند .اما در مجموع به قول یکی از فعلالان مستقل همه ما " منتقد معتقد " هستیم.‏
نه ما فقط با الهام از اندیشه های شریعتی و چمران دو اسطوره انجمنهای اسلامی و با تاکید بر میراث شهدایمان:‏
شهید محمد حنیف نژاد : اولین دبیر کل انجمنهای اسلامی کشور، عضو موسس نهضت آزادی، نماینده جبهه ملی و ‏نهضت آزادی در دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران(کرج) ، موسس سازمان مجاهدین خلق ایران .‏
شهید سعید محسن : عضو موسس نهضت آزادی و از موسسین سازمان مجاهدین خلق ایران .‏
شهید اصغر بدیع زادگان: دانشیار مهندسی شیمی دانشکده فنی دانشگاه تهران و از موسسین سازمان مجاهدین ‏خلق ایران .‏
شهید سید مجید شریف واقفی : دانشجوی برجسته مهندسی برق دانشگاه آریا مهر (صنعتی شریف) و از شهدای ‏قربانی سازمان مجاهدین خلق ایران.‏
شهید مرتضی صمدیه لباف : دانشجوی فیزیک دانشگاه آریا مهر (صنعتی شریف) و از شهدای قربانی سازمان ‏مجاهدین خلق ایران.‏
شهید مرتضی چمران: از فعالان انجمن اسلامی دانشجویان ایران در امریکا و اعضای نهضت آزادی در ایران،از فعالان ‏جنبش امل و حرکه المحرومین در لبنان و اسوه بسیجیان ایران، وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران .‏
معلم شهید انقلاب دکتر علی شریعتی: از فعالان کنفدراسیون دانشجویان مسلمان ایران ،از فعالان مقاومت الجزایر ‏در فرانسه و معلم و استاد دانشجویان مسلمان ایران.‏
ضمن تاکید بر قداست نظامی که بر مبنای خون شهیدان و خون دل اماممان و رنج 1400 ساله شیعه در طول ‏تاریخ(به گفته دکتر شریعتی) تشکیل یافته ،نظامی تئوکرات و دین محور را بر تمام نسخه های پوسیده لیبرال ‏دموکراسی و سوسیال دموکراسی ترجیح داده و برای تحقق نظامی که شایسته اتصال به نظام ایده آل مهدی باشد ‏می کوشیم .در این راه نه از نقد بسیج هراس داریم نه از تهمت وابستگی به اجانب که نقدمان را از نقد رهبری و ‏بالاترین جایگاه در حکومتی که مدعی عنوان اسلامی است ، آغاز خواهیم کرد.‏
حرفهایی را که بنا به مصلحت تشکیلاتی و یا عدم تطابق با سیاستهای کلی تشکلهایمان نمی توان زد در اینجا ‏فریاد خواهیم کرد که آغازی باشد بر پایان دگم اندیشی ها و وابستگی ها.‏
با این رویکرد وبلاگ انجمنی ها شروع به کار کرده و با پیوستن چهارتن دیگر به کادر سردبیری به زودی این وبلاگ با ‏همت شما به سایت بدل خواهد شد.‏
هم اکنون اعضای شورای مرکزی وبلاگ عبارتند از :‏
‏1- فرهاد سمیعی : عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فروسی مشهد ‏
دفتر تحکیم وحدت طیف شیراز ‏
‏2- مریم اصلان دوز : عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز ‏
دفتر تحکیم وحدت طیف علامه شاخه دموکراسی خواه
‏3- ایمان شهیدی فر :‏
عضو اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور.‏
‏4- الف.تهماسب : عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان ‏
دفتر تحکیم وحدت طیف علامه شاخه دموکراسی خواه ‏
‏5- مهدی امیری کاشی: عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی تهران
دفتر تحکیم وحدت طیف علامه شاخه دموکراسی خواه ‏
‏6- سیما سعد آبادی : عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران
دفتر تحکیم وحدت طیف علامه شاخه روشنگری ‏
‏ ‏
برای درج مقالات و آثار خو.د مطالب را به ایمیل ما بفرستید . مدیر وبلاگ مطالب شما را به ایمیل دیگر اعضای ‏شورای سردبیری فرستاده و با تایید اکثریت ، مطالب منتشر خواهد شد.‏"###
                       پایان مطلب وبلاگی انجمنی نیوز

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 19:37  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

دبیران شورای صنفی دانشکده ها مشخص شدند.

با برگزاری انتخابات درون شورایی دانشکده ها دبیران شورای صنفی دانشکده های سه گانه مشخص شدند.

آقایان پیمان فیضی و صابر رستاد از ائتلاف هم پیمانان به ترتیب دبیر شورای دانشکده علوم پایه و مهندسی شدند و مرتضی سراوانی به دبیری دانشکده ریاضی برگزیده شد.

اخبار حاکی از آن است که در پی تشدید اختلافات در اردوی هم پیمانان فیضی از این ائتلاف جدا و برای کاندیداتوری دبیری شورای دانشگاه فعالیت میکند.از طرف دیگر هم پیمانان در پی جلب رای دانشکده ریاضی برای دبیری کل رستاد هستند.

انتخابات شورای مرکزی دانشگاه در آغاز سال تحصیلی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 19:23  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

پس از چهارسال و تنها در سه دانشکده

انتخابات شورای صنفی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان تایید شد.

 

سرانجام انتخابات شورای صنفی سه دانشکده مهندسی، علوم و ریاضی به تأیید هیأت نظارت دانشگاه رسید. نشست هیأت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه هفته گذشته برگزار شد و مسؤولان دانشگاه علت تأخیر در برگزاری این نشست را عدم حضور برخی از اعضا و نیز تغییر برخی مسؤولیتها اعلام کردند.

انتخابات شورای صنفی که در سال گذشته برگزار نشده بود با اصرار و فشار تشکلها و نشریات دانشجویی در 29 ادردیبهشت در حالی برگزار شد که شفافیتی در عملکرد مسئولین دیده نمیشد.

مسئولین دانشگاه در اقدامی عجیب و در پایان ثبت نام کاندیداها اعلام کردند که 6 ذتن از کاندیداها ی دانشکده ادبیات انصراف داده اند و ایبن در حالی بود که این 6 تن با امضای نامه ای ضمن رد این موضوع خواستتار چپیگیری این مسئله شدند.انصراف این افراد سبب شد تعداد کاندیداها در انتخابات ادبیات به حد نصاب نرسد و انتخابات تنها در سه دانشکده از مجموع 14 دانشکده دانشگاه برگزار شود.از طرف دیگر مسئولان هنوز هم تعداد رسمی دانشجویان دانشکده ها و حد نصاب واقعی برای انتخابات را اعلام نکرده اند.

هنوز نتایج نهایی را هیإت نظارت اعلام نکرده است . اما نتایجی که از انتخابات 29 اردی‌بهشت ماه به دست آمده بود نشان از پیروزی کامل ائتلاف (هم پیمانان ) در دو دانشکده مهندسی و علوم پایه و پیروزی نسبی ائتلاف دانشجویان ارزشی (آیین) در دانشکده ریاضی می دهد.

پیش از این نشریات جاتمعه ایسلامی و بسیج دانشجویی با نقل آمارذی از مسئولین خبر از عدم احراز حد نصاب مشارکت30درصد دانشجویان در دانشکده های مهندسی و علوم پایه میداد و تنها شورای صنفی ریاضی را واجد شرایط دانسته بود.

از طرف دیگر انجمن اسلامی دانشجویان (1358) دانشگاه سیستان و بلوچستان با صدور بیانیه ای خواستار خویشتن داری تشکلها و ائتلافهای انتخاباتی در رابطه با مسائل اخیر و شفافیت مسئولین در ارائه آمار و نیز بررسی علل عدم برگزاری انتخابات در دانشکده ادبیات و علوم انسانی شده بود.

دانشگاه سیستان و بلوچستان از سال 88-83 که با صدور حکم انضباطی برای 6 تن از اعضای شورای صنفی، پنجمین دوره شورا منحل شده بود ،شورای صنفی نداشت و سهع بار هم انتخابات به علت عدم احراز حد نصاب منحل گردیده بود. شورای جدید صنفی به عنوان شورای هفتم توسط دانشگاه برسمیت شناخته می شود.

 

ادامه مطلب در وبلاگ برگردان

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 16:21  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل پیوست

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار با انتشار بیانیه اعلام مواضع و در حمایت از جریانات مستقل در دانشگاههای کشور رسما به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور پیوست.

به گزارش سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل در این بیانیه در دفاع از حضور جریانات دانشجویی مستقل  بر مبنای تفکر ناب دانشجویان پیرو خط امام در دانشگاهها چنین آمده است:

 

بسمه تعالی

 

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار

در اعلام موضع تشکیلاتی

 و حمایت از حضور جریانات مستقل دانشجویی در دانشگاه های کشور

 

 " قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی"

اکنون که شرایط سیاسی و فرهنگی برخی دانشگاههای کشور به گونه ای رقم میخورد که برخی جریانات سیاسی ورشکسته دانشگاه را به آخرین خانه شطرنج سیاسی خود بدل کرده و تلاش دارند دانشجویان را به مانند مهره های سرباز به کار بازی سیاسی خویش گیرند ، رسالت ما دانشجویان معتقد به ارزشهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ایجاب می کند تا با ایستادگی در مقابل این صف بندی ها و مجادلات بیهوده سیاسی که جز یادآوری رنجهای تحمیلی گروهک های مسلح چپ حاکم بر دانشگاه در دهه های آغاز انقلاب و پیش از آن بر جامعه بهره ای ندارد ، حرکت جدیدی را با تشکیل جریانات مستقل دانشجویی در محیط مقدس دانشگاه رقم زنیم که سنگری باشد برای تداوم راه دانشجویان پیرو خط امام در دانشگاهی که به تعبیر امام راحلمان میبایست مبدا تحولات جامعه و انسان سازی باشد.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم دریایی و دریانوردی چابهار ضمن تبیین مواضع خود در پیوستن به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور ، اعلام میدارد انجمنهای اسلامی اولین و مهمترین سنگر دانشجویان مسلمان در دانشگاه و پیشگام در انقلاب بوده و همه انجمنها با اعتقاد به ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام راحل  (ره) لازم است به اصالت انجمن های اسلامی که  همان عملکرد انجمنها در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز حماسه ضد استکباری 13 آبان و نیز هشت سال حضور پررنگ دانشجویان در جبهه های نبرد حق علیه باطل  است _  باز گردند ، که در این راه انجمنهای اسلامی مستقل جزء معدود مصادیق حقیقی این الگو هستند.

در چنین فضایی و در آستانه سالگرد جانگداز عروج ملکوتی امام راحلمان ما اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار ضمن تجدید میثاق با آرمانهای رهبر فقید انقلاب و با تاکید بر مواضع اصولی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل  و شعار " نقد حاکمان آری ، نقد حاکمیت هرگز " از حضور جریانات مستقل دانشجویی و معتقد به ارزشهای انقلاب در دانشگاه ها دفاع می کنند چرا که دوران یکه تازی افرادی که با غصب نام انجمنهای اسلامی  به جای نقد سازنده در جهت مصالح نظام به کار نفی و انکار روی آورده و تلاش دارند با خیال پوچ نظامی مبتنی بر نسخه منحط لیبرال دموکراسی غربی ، دستاوردهای انقلاب و نظام را نادیده بگیرند  ، به سر آمده و لازم است مسئولان دانشگاه ها ضمن پرهیز از برخوردهای حذفی با دانشجویان از هر تفکر و تشکیلاتی که باشند زمینه را برای فعالیت همه تشکلها در چارچوب نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فراهم نموده و اجازه دهند دانشجویان خود با بازگشت به ارزشها و آرمانهای جنبش دانشجویی راه خویش را در فعالیت دانشجویی برگزینند که چیزی جز حرکت در راستای پاسداری از میراث جاودان شهدای جنبش دانشجویی نخواهد بود.

والسلام علی من اتبع الهدی

 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 16:26  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

با تکیه بر شعار انتقادی انجمنهای اسلامی مستقل

به اصالت انجمنهای اسلامی باز خواهیم گشت

 

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار در مصاحبه با سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل گفت : با تکیه بر شعار انتقادی انجمنهای اسلامی مستقل مبنی بر " نقد حاکمان آری ، نقد حاکمیت هرگز"  به اصالت انجمنهای اسلامی باز خواهیم گشت.

هادی پور احمدی دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار که در نخستین مصاحبه مطبوعاتی خود پیرامون اهداف و برنامه های شورای مرکزی جدید انجمن  ، هدف از پیوستن این انجمن را به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور ، بازگشت به اصالت انجمنهای اسلامی دانشجویان بر مبنای اتخاذ مواضع ارزشی و انتقادی سازنده و دلسوزانه جهت پیشبرد آرمانهای انقلاب اسلامی دانست و افزود : بر همین اساس بود که هیئتی شامل 5 نفر از فعالان دانشجویی دانشگاه درصدد احیای مجدد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار برآمدند.

وی افزود: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار تاکنون عضو هیچ یک از اتحادیه ها و تشکیلات مرکزی کشور نبوده و همین عدم ارتباط باعث شد که انجمن دچار رکود و عملا در آبان ماه سال گذشته تعطیل شود که با تلاش جمعی از اعضای سابق تشکلهای دانشجویی دانشگاه اساسنامه جدیدی بر مبنای خط فکری انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل تدوین و به هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه تقدیم گردید.

وی در پاسخ به این سوال که چرا از میان تشکیلات متعدد انجمنهای اسلامی در سراسر کشور، انجمنهای اسلامی مستقل را برگزیدید گفت : خط مشی و تفکر حاکم بر این اتحادیه همانگونه که در رسانه رسمی این سایت اینترنتی اتحادیه مجسم شده است ، به گونه ای بود که اعضای شورای جدید به این نتیجه رسیدند برای فعالیت در چارچوب نظام مقدس جهوری اسلامی و بر مبنای ارزشهای انقلاب اسلامی ، بهترین جایگاه انجمنهای اسلامی مستقل هستند و اگر قرار باشد روزی به وحدت مجدد انجمنهای اسلامی بر مبنای اصالت آنها _ که همان عملکرد انجمنها در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز حماسه ضد استکباری 13 آبان و نیز هشت سال حضور پررنگ دانشجویان در جبهه های نبرد است _ باز گردیم ، بهترین الگو و مصداق همین انجمنهای اسلامی مستقل هستند.

وی ضمن تشریح فرایند بازگشایی مجدد انجمن اسلامی در دانشگاه گفت : نگاه مثبت مسئولین به مسائل فرهنگی دانشگاه و بویژه همکاری دلسوزانه ریاست محترم دانشگاه با تشکلهای دانشجویی مستقل باعث شد که این فرایند در فاصله درخواست مجوز در 25 بهمن 1386 تا 25 فروردین 87 صورت گرفته و شورای مرکزی انتصابی انجمن به سرعت کار خود را آغاز کند.

وی در پایان ابراز امیدواری کرد در آغاز سال تحصیلی آینده انتخابات شورای مرکزی با حضور رپرشور دانشجویان برگزار شود .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 16:24  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۵۸ برگزار نمی شود

 

به علت عدم هماهنگی هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان ، انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشکده ادبیات و علوم انسانی که بنا بر پیشنهاد انجمن به تاریخ یک شنبه  12 خرداد موکول شده بود ، تا اطلاع ثانوی برگزار نخواهد شد .

انتخابات اولین شورای مرکزی دانشکده ادبیات ابتدا قرار بود در تاریخ 7 خرداد و با حضور نمایندگان اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور برگزارشود ، اما به تاریخ 12 خرداد موکول شد ،اما هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه زمانی با برگزاری این انتخابات موافقت نمود که تنها یک روز تا برگزاری انتخابات باقیمانده و عملا هعیچ گونه تبلیغاتی صورت نگرفته و انجمن از برگزاری انتخابات مایوس گردیده بود.

از طرف دیگر انجمن اسلامی دانشجویان (1358) با ارسال نامه ای به هیئت نظارت دانشگاه اعلام کرده که انتخابات دانشکده مهندسی و علوم انجمن تا زمانی که به این تشکیلات دفتر و فضای فیزیکی مناسب اعطا نشود انتخابات برگزار نکرده و شورای انتصابی معرفی خواهد کرد.

در حال حاضر تنها انجمن دانشکده ادبیات از مدت یک ماه قبل فضای فیزیکی اندکی را در اختیار دارد و با توجه به توانایی برگزاری انتخابات در همین مکان انجمن اعلام کرده است به منظور پیشگیری از هرگونه تخلف و یا تعلل تشکیلاتی ، تاریخ جدیدی را در آبان ماه 1387 به هیئت نظارت پیشنهاد خواهد کرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 16:26  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

برگزاري شب شعر و نقد ادبيات انقلاب

انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان به مناسبت رحلت امام خمینی (ره) برنامه ای با عنوان  :

                       شب شعر و نقد ادبیات انقلابی

                 "سه دهه انقلاب ، سه دهه دانشگاه"

                  "دانشجویان خط امام  در سوگ امام"

با حضور شاعران جوان دانشگاه های استان و میهمانان محترم آقایان :

"محمد حسین جعفریان" شاعر ،خبرنگار و مستند ساز انقلاب

 و "امید مهدی نژاد" شاعر و منتقد ادبیات انقلابی و عدالتخواهی

در تاریخ پنج شنبه 16خرداد ماه 1387 در ساعت 20 الی 22:30 در تالار ملاصدرا دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار می نماید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 13:52  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

نشریه اندیشه آزاد توقیف شدتوقیف میشود

نشریه اندیشه آزاد ارذگان انجمن اسلامی داتنشجویان ۱۳۵۸ دانشکده ادبیات و علون انسانی که بعه تازگی تغییر مدیر مسئول داد بود و قرار بود با مسئولیت حامد درویش زاده شماره سیزدهم که نقد عملکرد فرهنگی دانشگاه بود منتشر شود به دستور کمیته ناظر بر نشریات به ۶ ماه توقیف محکوم شد.

این نشریهع که از ۲۴ روز قبل توقیف شده بود به مدت ۱۴ روز غیر قانونی توقیف بود چرا که طبق قانون می بایست کمیته تشکیل جلسه داده و در مورد آن تصمیم میگرفت.

اتهام وارد برنشریه چاپ مطزلب طنزی بود که در آن به آرا و عقاید دکتر سروش انتقاد شده بود

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:25  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

بسمه تعالی

 

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان 1358دانشگاه سیستان و بلوچستان

در حمایت از جایگاه شورای صنفی

 و پاسخ به نشریات بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دانشجویان

 

با توام یار دبستانی من!!

           تو اگر گوش به حرف دل من نسپاری

                      من اگر مهر تو در سینه خود جا ندهم

                              گوش تو پر سخن از حرف کسی خواهد شد

                                                       که درون دل من کینه تو می کارد....

      همکلاسی مگذار.....

                     مگذار این ره بس مانده که در پیش گرفتیم شبی

                                          بیش از این ماند و از پس نرسد فردایی..........

 

انتخابات شورای صنفی در حالی با حضور پرشور دانشجویان برگزار شد که کمترین شفافیتی در گفته ها و کردار مسئولین دانشگاه در قبال انتخابات و آمار دانشجویان و کاندیداها ندیدیم. امتناع مسئولین از اعلام آمار واقعی دانشجویان و حد نصاب لازم برای تایید انتخابات تا آخرین لحظات شمارش آراء و سرنوشت مبهم انتخابات دانشکده ادبیات که به بهانه انصراف تعدادی از کاندیداها لغو گردید در حالی ادامه دارد که آمار ضد و نقیضی از برخی نشریات و تریبون ها ارائه می شود که همگان را در هراس از لغو انتخابات فرو برده است.این در حالی است که ائتلاف هم پیمانان اعلام کرده شواهد مستندی با تایید مقامات آموزش دانشکده ها مبنی بر حضور 41 درصدی در دانشکده علوم و 55 درصدی در مهندسی در اختیار دارد. از طرف دیگر کاندیداهای دانشکده ادبیات اعلام کرده اند که انصراف نداده اند و به اعتراض برخی کاندیداها که مدارک لازم را جهت احراز صلاحیت کاندیداتوری ارائه کرده اند رسیدگی نشده است.

از سوی دیگر نشریات بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دانشجویان در اقدامی عجیب به تحلیل و در واقع تکذیب این انتخابات پرداخته اند . نشریه "جاد" ارگان جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در موضعی عجیب ضمن انکار این آمار خبر از عدم تشکیل شورا در دانشکده های علوم و مهندسی داده و نیز موارد جالب توجهی در باب انتخابات ابراز داشته است.

از جمله آنکه " نمایندگان مختلف درهنگام شمارش بحث و جدل داشتند و این امر باعث تمسخر مسئولین شد" .این اظهارات در حالی بود که نماینده جبهه مشترک آیین و آیینه و ماه که تصادفا دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان 1358 هم هست ،در کنار نماینده ائتلاف همپیمانان که ایشان هم تصادفا عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی (تحکیم وحدت) است ، با اعلام این امر که تا ارائه آمار واقعی دانشجویان و استعلام رسمی از آموزش دانشگاه ، آراء را نخواهند شمرد خواستار شفاف سازی مسئولین میشوند، در این جا بود که برخلاف ادعای نشریه جاد_  مبنی بر " تمسخر مسئولین " _دو طرف با " تهدید مسئولین " روبرو شدند که دبیر کمیته انضباطی ، دبیر انجمن 58 را متهم به همدستی با تحکیم , و تهدید به اخراج از دانشگاه می کرد و یا دیگر مسئول دستور به اخراج عضو شورای تحکیم از محل شمارش آراء می داد.

در چنین شرایطی و تنها با اعتماد به اظهارات سرپرست حوزه معاونت دانشجویی و فرهنگی بود که هر دو ائتلاف حاضر به شمارش آراء شدند.

از طرفی نشریه " سراج " ارگان بسیج دانشجویی دانشگاه با انتشار عنوان "نخستین گام به زیان دانشجویان برداشته شد" در یک عمل خلاف اخلاق سیاسی ضمن انکار آراء دانشجویان به پیش داوری و قضاوت پیش از انجام هیچ جرمی پرداخته و عملا شورای صنفی را در زمره مطرودین و " والضالین " قرار داده است.

دوستان بسیجی ما و دبیر انتصابی جدید جامعه باید بدانند که:

1- شورای صنفی کنونی نه بر دانشجویان و نه ضد دانشجو بلکه از دانشجویان است و افراد حاضر در آن حاصل آرا خود دانشجویان هستند و نفی شورا توهین به آرا 1070 دانشجو در دانشکده مهندسی و 618 نفر در دانشکده علوم و 316 نفر در دانشکده ریاضی است. آیا وقت آن نرسیده که مایی که سیستم حکومتی جمهوری اسلامی را پس از 2500 سال جاگزین نظام استبدادی ساخته و 30 سال برای آن هزینه پرداخته ایم به بعد جمهوری آن نگاه مثبتی داشته و به آراء مردم احترام بگذاریم ؟ اگر غیر از این است و پاسخ شما به جمهوری اسلامی آری نیست سخن دیگری است، اما مطمئنیم دست کم شما هم مثل همه ما دانشجویان و تشکلهای ارزشی به اصل جمهوری اسلامی اعتقاد دارید .

2- پیروزی ائتلاف هم پیمانان در شورای صنفی دانشکده های علوم و مهندسی در حالی رقم خورد که شاهد آن بودیم که دانشجویان ارزشی و اصول گرا در حرکتی منسجم و در خور تحسین ضمن تشکیل دو ائتلاف دانشجویی آیین و آیینه در دانشکده های مهندسی و ریاضی به همراه ائتلاف انجمنهای علمی دانشکده علوم (مجمع ائتلافی هدایتگران- ماه) جبهه متحدی را بدون استفاده از تابلو و عنوان تشکل یا افراد خاص تشکیل دادند که با شعارها و وعده های حساب شده ای چون : " تبدیل شورای صنفی از جایگاه قضایی – امنیتی به جایگاه ارشادی انضباطی" و " انتخاب دو عضو کمیته انضباطی به پیشنهاد شورای صنفی"  ، "انتخاب یک عضو شورای فرهنگی دانشگاه به انتخاب شورای صنفی به مانند عضویت نماینده بسیج دانشجویی در این شورا " و نیز " تلاش بری فعالیت تشکلها و فعالان دانشجویی با تشکیل شورای هماهنگی تشکلها با میانجی گری شورای صنفی" ، به رقابت با دیگر ائتلافها پرداختند گر چه که در پایان بواسطه تبلیغات کم رنگ و نیز برخی سوء تبلیغات دیگران و برچسب هایی که به آنان وارد شد تنها در دانشکده ریاضی موفق به کسب نتایجی در خور شدند.

برچسب هایی که ریشه در حساسیت امروزی عمده دانشجویان به برخی جریانات به اصطلاح مذهبی داشت . جریاناتی که هنوز هم نشریات و اظهاراتشان به این حساسیت ها دامن می زند و اگر امروز جبهه مشترک با عدم اقبال عمومی روبرو شده و برش سیاسی خود را در بدنه دانشجویان کم رنگ می بیند ناشی از عملکردهای این چنین تریبون هایی است به گونه ای که باید جلسات مناظره شبیه آنچه به همت اعضای شورای مرکزی انجمن 1358 برگزار شد ،بارها و بارها تشکیل شود تا ضمن بیان نگرش روشن فکرانه  و رویکردهای انتقادی مذهبی ها و تشکلهای اصول گرا " آب رفته به جوی بازگردد."

3-به راستی اگر بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دانشجویان از حضور انجمنی ها بر سر صندوق ها ناراضی اند به این سوال پاسخ دهند که چرا خودشان بر سر صندوق نبودند و آیا به عنوان تشکل اصول گرا اصلا با جبهه مشترک هیچ تعاملی داشته و اصلا دغدغه ای برای شورای صنفی داشتند؟

4-جامعه و بسیج باید بدانند شورایی که تشکیل شده حاصل تلاش چهار ساله همه دانشجویان و بخصوص برخی تشکلها و نشریات چون " اندیشه آزاد " ، "پنجره" ،"16  آذر "و نشریات انجمن اسلامی (تحکیم) است و فارغ از اینکه چه کسانی به آن راه یافته اند نفس وجود آن آنقدر مقدس و با ارزش است که لازم است اختلاف های فکری را کنار بگذاریم و تنها به وجود نماینگان دانشجویان به عنوان تریبون انتقادی و حقوقی شان بیندیشیم.

ای کاش جامعه و بسیج به جای جنگ با دیگر تشکلها رسالت خود را در نقد و نهادینه سازی فرهنگ پرسشگری در میان دانشجویان و فرهنگ پاسخگویی در میان مسئولین می دانستند.که از این دو تشکل ندیدیم در مواضع و یا نشریات خود حتی یک کلمه انتقاد از مسئولین دانشگاه و یا مسئولین کشور بگویند و تنها نشریات "اندیشه آزاد" و "16 آذر" و در مواردی نشریه "خیمه" این بار را بر دوش کشیده و پاسدار حیثیت و آرمانهای تشکلهای ارزشی شده اند.

5- این دو تشکل در حالی به جنگ زرگری روی آورده اند که از طرف دیگر آرمانخواهی و مطالبه گری و وحدت رویه تشکیلاتی را از یاد برده اند. به گونه ای که شاهدیم دبیر جدید تشکل جامعه در اولین اقدام رسمی خود به جای رسیدگی به موارد متعدد تخلفات مالی و تشکیلاتی اعضای سابق تشکل مذکور اقدام به پرونده سازی بر علیه منتقدان می نماید که نتیجه آن صدور حکم انضباطی برای دبیر انجمن 1358 است و بسیج هم مانند دیگر تشکلهای مذهبی هیچ گونه حساسیتی نسبت به این موضوع نشان نداده و حتی زمانیکه نشریه منتقد اندیشه آزاد توقیف میشود ، اکثریت این تشکل های مدعی مذهبی کاملا بی تفاوت ظاهر میشوند که در قاموس شان نقد و دفاع از جایگاه نقد تنها در حد یک شعار است.

انتخابات اخیر فرصتی بود تا مدعیان آرمان گرایی و عدالتخواهی با هر پرچم و مدعایی از "عدالتخواهی" گرفته تا "رهبری" و "مدرسه عشق" خود را محک بزنند و نشان دهند که در بدنه جنبش دانشجویی کمترین تاثیری ندارند و آن دسته از فعالان اصول گرا هم که هوشیارانه در جبهه مشترک به فعالیت پرداختند بیش از پیش به نقاط ضعف خود پی برده و لازم است بعد از این مجدانه در جهت پیوستن به جنبش پویای دانشجویی بکوشند.

انتخابات شورای صنفی در مجموع نه تنها انتخاباتی از جنس خود ما بود بلکه مرز دانشجوی خودی و غیر خودی را بیشتر تحدید کرد و فرصتی بود برای تمرین آرمانخواهی و پرسشگری که لازم است همه تریبون ها و تشکلها ضمن احترام به رای دانشجویان ، در همکاری با منتخبان در جهت ساختن دانشگاهی نمونه بکوشند و نیز لازم است که منتخبان با عنایت ویژه به آرمانهای جنبش ضمن تلاش جهت تدوین آیین نامه ای که سند گویای حقوق دانشجویان باشد ، با پرهیز از رفتارهای نسنجیده راه را بر تکرار اشتباهات گذشته ببندند و در صدد تحقق دانشگاهی که مصداق آرمانهای انقلاب و نظام مقدس باشد برآیند.

 

«والعاقبه للمتقین»

 

انجمن اسلامی دانشجویان 1358

دانشگاه سیستان و بلوچستان

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 12:5  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

آیا انتخابات شورای صنفی به حد نصاب نرسید؟؟

نشریات "سراج" ارگان بسیج انشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان و " جاد " ارگان جامعه اسلامی از عدم احراز حد نصاب شرکت دانشجویان در انتخابات شورای صنفی و انحلال شورا در دانشکده های مهندسی شهید نیکبخت و علوم پایه خبردادند.

نشریه پنجره که مناسبات نزدیکی با ائتلاف پیروز در این دو دانشکده ائتلاف " هم پیمانان "دارد پیش از این با ارائه آماری که مدعی است از آموزش دانشکده ها استعلام شده است خبر از شرکت ۴۴ درصدی و ۵۱ درصدی دانشجویان در این انتخابات داده بود.

انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۵۸ در بیانیه ای در رابطه با انتخابات شورای صنفی اعلام موضع خواهد کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 18:21  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

               انتخابات شوراي صنفي

انتخابات شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان برگزار شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 17:54  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

مصاحبه اندیشه آزاد با  اعضای آخرین شورای صنفی دانشگاه

ایام تعطیلات نوروز و چند روز پیش از آن برای من مجالی بود تا بتوانم با تعدادی از اعضای شورای مرکزی و فعالان دوره پنجم شورای صنفی ملاقات و از نزدیک گفتگو کنم .اگر ایام تعطیل به واسطه بازگشت از نشست سیاسی انجمنهای اسلامی در پردیس قم دانشگاه تهران به زاهدان جهت دفاع از خود در کمیته انضباطی دانشجویان دانشگاه بر من سخت شد اما در بازگشت به تهران فرصت آن را یافتم که در سه دیدار جداگانه مصاحبه هایی را با این عزیزان ترتیب دهم که حاصل آن چیزی است که در ادامه میخوانید.

مصاحبه با فعالان دوره پنجم و ششم شورای صنفی دانشجویان

اسدی و طریقتی را نخست 27 اسفند در پارک لاله تهران ملاقات کردم .گرچه پیش از این هم بارها طریقتی را به عنوان دانشجوی فیزیک و اسدی را به عنوان شخصیتی جالب و بسیار شوخ در دانشگاه میشناختم .اما گفتگو با این دو بر سر آنچه از دست داده ایم و یا آنچه که بود  و با تجدید خاطره ای که این دو از شورای پنجم یا " شورایی که بسته شد" و شورای ششم "شورایی که هیچ گاه آغاز نشد" مهم می نمود. طریقتی دوران خدمت وظیفه خود را در تهران میگذراند و اسدی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی مالک اشتر تهران است بنابراین پیدا کردن این دو کار چندان سختی نبود به نحوی که در ساعات آغازین شب پیاده خود را از محل کارم در خیابان لاله زار جنوبی تهران تا انقلاب ،خیابانی که متعلق به ما دانشجویان است رساندم و کمی بعد در پارک لاله گفتگویی بین ما به عنوان دو نسل از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان آغاز شد که در زیر می خوانید.

- در ابتدا ضمن یک توضیح کوتاه پیرامون کلیت شورای صنفی و سوابق آن در دانشگاه بگویید.

طریقتی: اگر بخواهیم ریشه شورای صنفی را بیابیم برمیگردد به زمانی که برخی از کسانی که در دوران دانشجویی خود عضو کنفدراسیون دانشجویان ایران در خارج از کشور بودند دردوران دوم خرداد و درون وزارت علوم به این نتیجه رسیدند که تشکلی ایجاد کنند که ویژگی های آنزمان را داشته باشد چرا که  نمی توانستند به تشکلهای موجود امید وار باشند د.این بود که شورای صنفی از همان سال 76  در دانشگاه های کشور پا گرفت .

- آقای اسدی اخیرا اتهامات چندی علیه شورای صنفی پنجم و دبیر اول و دوم آن مطرح است.از جمله اینکه شخص دکتر اکبری از موارد فساد اخلاقی سخن به میان آورده اند. در این زمینه چه پاسخی دارید؟

اسدی: ببینید در غیاب ما حرفهای زیادی میتوانند بگویند ولی آیا در حضور خود افراد هم میشود چنین ادعاهایی را کرد؟مثلا من به خاطر دارم که یک زمانی دنبال این بودند که از آقای سراج بهانه بگیرند و حتی او را با موتر تعقیب میکردند .اما حداکثر اشکالی که میتوانستند از او بگیرند این بود که روزی یک نخ سیگار می کشید.

- دکتر اکبری در آخرین موضع گیری خودشان اعلام کردند که بارها و بارها اعضای شورا به من مراجعه و از من میخواستند که نسبت به حضور دو نفر که در تشکیلات مشکل ساز هستند اقدام کنم .شما چه می گویید؟

اسدی: این حرف اصلا قابل استناد نیست.مسائل تشکلها به خودشان مربوط میشود. اگر دو نفر مشکل دارند ،بقیه میتوانند رای گیری کنندو آنها را عزل کنند.اصلا چرا کسانی که این حرفها را مطرح میکنند ، مدرک رو نمی کنند و اسم نمی آورند؟

- البته من هم در پاسخ ایشان ،ضمن بیان بیان اینکه این اتهامات غیر قابل اثبات و کذب محض است .اعلام کردم که حاضریم با دعوت از دو تن از اعضای برجسته شورا،آقایان سراج و صفاکیش جلسه پرسش و پاسخ یا تریبون آزاد گذاشته شود که با حضور خودشان  این مسائل مطرح شود  و نه اینکه پشت سر دو دانشجوی فارغ التحصیل موضع گیری کنند.که ایشان پاسخ دادند : این دو برای دانشگاه سم اند و ورود یکی شان به دانشگاه ممنوع است.

شما در این رابطه چه می گویید؟

طریقتی: این موضوع که آقای سراج ممنوع الورود به دانشگاه است درست ،اصلا ایشان ممنوع الورود به استان هستند. ولی آیا مجرم بودند؟ ایشان رتبه کنکور ارشدشان 2 بود که اول اعلام کردند 150 و بعد مشخص شد تک رقمی بوده والان هم دانشجوی ارشد تاریخ دانشگاه تهران هستند و دانشجوی دکتر ظریفیان معاون دانشجوی و فرهنگی سابق وزارت علوم هستند.

من مدتی پیش تماس با ایشان گرفتم گویا ایران نبودند؟

طریقتی: بله اگر چنین کسی به قول دکتر اکبری ممنوع الورود است با این حساب باید ممنوع الخروج از کشور هم باشد در حالیکه ایشان تا همین چند روز پیش مسافرت دانشجویی به تایلند داشتند و تازه هم از سفر برگشته اند.

- شما کادر مرکزی شورا چگونه ارزیابی میکنید؟

اسدی: من نظرم اینست که دیگر چنین شورایی تکرار نخواهد شد.حتی اگر هم شما بتوانید دو.باره شورا را برپا کنید که من بعید میدانم بشود نمی توانید این چنین آدم های هم فکر و همسویی را گرد آم بیاورید که فارغ ازتعصبات دانشکده ای و رشته ای و قومی فعالیت کنند.

- عملکرد شورا در دوره های قبل چگونه بود؟

اسدی: ما دوره پنجم بودیم دوره اول و دوم در سالهای 77تا 79 آقای کاوه نظری دبیر اول شد.

دوره سوم سال 80-79 آقای نوذر صفری بود و دوره چهارم هم  81-80 بود که آقای منوچهر علی نژاد  دبیر شدند.در این سالها یا وحدت و هم دلی نبود و یا اینکه اعضای شورا دنبال مسائل شخصی بودند یکی امتیاز مخابرات دانشگاه را می گرفت یکی بوفه و کسی به فکر دانشجو نبود.

- حمایت دانشجویان را پس از بروز درگیری های انضباطی چگونه دیدید؟

اسدی: من واقعا  از این موضوع گله مندم . من خاطرم هست همان کسانی که میلاد سراج را حمایت می کردندو او خودش را برای آنها وقف کرده بود پشتش را خالی کردند و وقتی به دانشگاه قزوین تبعید شد  با تمسخر از او یاد میکردند.

-دانشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

طریقتی :در حق ما ظلم کردند.طبق قانون می بایست دانشگاه برای هر کدام ارز دانشجویانش که دادگاه داشته باشنمد وکیل بگیرد.من یادم هست که یم بار فردی را به جرم قتل عمد در خوابگاه گرفتند و دانشگاه برایش وکیل گرفت.اما برای آقای سراج دانشگاه در دادگاه انقلاب وکیل نفرستاد،اما چون ایشان عضو جبهه مشارکت بود آنها تماس گرفتند که ما از تهران وکیل بفرستیم و در نهایت هم وکلایی در زاهدان از ایشان دفاع کردند و تبرئه شد.

- پس از صدور این احکام شورا چه کرد؟

طریقتی: ما دوباره رای گیری کردیم و شورای مرکزی جدید تشکیل شد.

سال 83 هم من آقای طریقتی مهدی دانش نظر و خانم کردی نزاد بودیم که انتخابات را برگزار کردیم که دانشگاه اعلام کرد انتخابات به حد نصاب نرسیده و آراء  را باطل کرد.در حالیکه من یادم هست  فقط در دانشکده مهندسی نفر اول 150 رای آورده بود.یا  مثلا در انتخابات دوره قبل نفر اول مهندسی 22 رای آورده بود.

در سال 84 هم انتخابات را برگزار کردیم که گفتند به حد نصاب نرسیده ولی تا جایی که من اطلاع دارم نفر اول 700 رای آورده بود که آمار بسیار بالایی بود.

- چه بلایی بر سر دفتر و امکانات شورا آمد؟

اسدی: بعد از آقای سراج من چون دفتردار بودم و تمام نامه ها از زیر دست من در می آمد کپی یرخی سندها را نگه داشتم .ولی مدارک در زونکن های انجمن موجود بود و گمان میکنم هنوز هم باشد.

- تا جایی که من میدانم دانشگاه دفاتر شورا به دیگر تشکلها  واگذار کرده است.

اسدی: اطلاع ندارم ولی فکر می کنم آقای فاضل مدیر امور دانشجویی اسناد را در اختیار داشته باشد.

بعد از ماجراهای سال 82 و 83 شما ودیگر اعضای شورای مرکزی چه کردید؟

طریقتی:بچه اکثرا جذب فعالیتهای علمی شدند .برخی ها هم مثل آقای صفاکیش چون حذف ترم و تعلیق بودند عملا حذف سیاسی شدند و نمی توانستند کاری بکنند.ولی همگی در زمینه علمی موفق بودند.

مثلا از بچه های ما سه نفر دانشجوی شیمی بودن آقای باوفا آقای فاتحی و تیمور تاش که اینها هر سه رتبه زیر 20 کنکورکارشناسی ارشد شدند.

اسدی: من خودم چون آدمی نبودم که از فعالیت های جمعی دست بکشم وارد انجمن علمی مکانیک شدم و در سال 83 انجمن را احیا کردیم توانستیم دو شماره از نشریه تخصصی گام اول را منتشر کنیم که من در شماره 6 ام مدیر مسئول و در شماره 7 ام هم مدیر مسئول و هم سردبیر بودم.علاوه برر این نماینده کمیسون علمی استان در مجمع مرکزی سازمان ملی جوانان کشور در سالهای 84و 85 بودم.

یا آقای مجتبی محمودی سردبیر نشریهع ساختار انجمن علمی عمران بود.

طریقتی:بچه های شورا یک برهه نشریه تخصص با جذب بهترین اساتید دانشگاه که الان هیچ کدام هم نیستند به نام آکوا تدوین کردند که وزارت علوم استقبال زیادی کرد اما همکاری مسئولین وجود نداشت و تعطیل شد.

اسدی:این که بگویند اعضای شورا فلان بودند و فلان کذب است وگرنه آقای سراج شاگرد اول گروه تاریخ بود ،من خودم داانشجوی کارشناسی ارشد هوافضای دانشگاه صنعتی مالک اشتر هستم.خانم کردی نژاد تهران ارشد می خواند.

اگر قرار بود که اتهامات مسئولین دانشگاه صحت داشته باشد آقای صفاکیش یا سراج الان حذف شده بودند.در حالیکه صفاکیش الان در سازمان انرژی اتمی کار میکند که بیشترین سخت گیری ها را در جذب نیرو دارد.

حرف آخرتان برای دانشجویان چیست؟

گرچه بعید میدانم شورا دوباره تشکیل شود اما به هر حال باز هم تاکید میکنم آن شورا تکرار نخواهد شد.شورایی که یک ترم چهارده هزار ساعت کاردانشجویی را به دانشگاه می بخشد و هم و غم اش مشکلات دانشجو باشد.شورایی که اعضای آن مثل آقای سراج هم عضو انجمن باشد و هم در شورا فعالیت کند و هم در عرصه علمی موفق باشد.من بعید میدانم اما برای شما آرزوی موفقیت میکنم که بتوانید شورایی بدور از مسائل سیاسی و. حاشیه ای تشکیل دهید و در کارتان موفق باشید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:3  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

مصاحبه با میلاد سراج دبیر اول پنجمین شورای صنفی دانشجویان

میلاد سراج را نخستین بار فردای روز مصاحبه با طریقتی و اسدی در پارک ملت تهران ملاقات کردم.جلسه با هماهنگی اسدی تشکیل شد اما تاخیر 90 دقیقه ای من باعث شد  اسدی که قصد سفر به شهرستان داشت  جلسه را ترک و من بالاجبار تنها  با  سراج گفتگو و قرار یک مصاحبه رسمی و با حضور دیگر اعضای شورای مرکزی دوره پنجم را در هفته دوم سال نو گرفتم .اما این ملاقات سرانجام با پیگیری و خوش قولی که صفت بارز سراج است در روز 14 فروردین با حضور ایشان و دنا دانش نظر دیگر عضو شورا فراهم شد.

آنچه در ادامه می آید گزیده ای ازمصاحبه مفصل با ایندوست.

  -آقای سراج در ابتدا توضیح کوتاهی از عملکرد شورای پنجم که شما دبیر اولی آن را بر  عهده داشتید بفرمایید.

سراج:شورای پنجم شاید موفق ترین دوره از بدو تاسیس شورای صنفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده باشد.ما توانستیم اساسنامه مجزایی علاوه بر آیین نامه شورای صنفی موظف شورای عالی انقلاب  فرهنگی تدوین کنیم که به تایید وزارت علوم رسید .

علاوه بر این ما بیشترین تعامل را با دانشگاه داشتیم و کمیته های ما توانستند در بسیاری موارد مشکلات را حل کنند . اگر هم مشگلی حل نشد به ختاطر مسائلی بود که برخی ها با اشتباهات خود ایجاد کردند.

-رابطه شورای صنفی با مسئولین چگونه بود؟مثلا با معاون دانشجویی و فرهنگی و مدیر کل دانشجویی که قاعدتا بیشترین برخورد شورا با آنها  است ، مشکلی وجود داشت؟

سراج:نه اگر بخواهیم عملکرد کمیته های مختلف شورا رابررسی کنیم موفق ترین کمیته های ما کمیته مسکن با مسئولیت آقای فاتحی بود که در تعامل با معاون دانشجویی وفرهنگی و اداره اموردانشجویی توانست بسیاری مشکلات دانشجویان  را حل کند .

دانش نظر:حل مشکلات فن کوئل ها و کولرها به نحوی که درخوابگاه های ادبیات در راهروی هر طبقه 2 کولر وجود داشت.سیستم نظافت خوابگاهها بسیار بی نظم بود که منسجم شد.برخی خوابگاهها با پیگیری شورا نوسازی و ایزوله شدند.موتور خانه ها و دیگ های آن نوسازی شد.برای خوابگاههای ادبیات اجاق گاز در نظر گرفتیم.در محوطه خوابگاه محلی برای ورزش احداث کردیم و برای سیستم تهویه و گرمایش و سرمایش کتابخانه ها که بخصوص در ایام امتحانات مشکل ساز می شد اقدام کردیم.

سراج: مشکلی وجود نداشت .هیچ مشکلی نبود که به آقای فاضل گفته شود و دو روزه حل نشود.

دانش نظر:در خصوص کاردانشجویی با ما همکاری کردند و متناسب با نیاز شورا ساعات کاردانشجویی اختصاص داده شد.من حتی هنوز هم شماره آقای فاضل و آقای مباشری رئیس اداره تغذیه را دارم .این ها با ما کمال همکاری را داشتند.

سراج: و همین طور آقای فروزان نیا  معاون آقای فاضل .

نساجی: البته الان دانشگاه معاون مدیر کل امور دانشجویی ندارد.

دانش نظر : بله از سال 83 این پست حذف شد.

-پس درگیری های شورا با معاون دانشجویی آن  زمان به کجا بر می گشت؟

سراج:مشکل ازمسائل کمیته تغذیه شروع شد. شورا مدتها بود که که به منظور ارتقا کیفیت سلف سرویس ها پیشنهاد داده بود که سلف به بخش خصوصی واگذار شود .اما این امر محقق نشد تا اینکه در مهر سال 81 دانشگاه در اطلاعیه ای اعلام کرد که سلف به بخش خصوصی واگذار شده است.

دانش نظر : ماجرا از این قرار بودکه آقای اسماعیل پور مسئول سلف و کارمند دانشگاه در همان سال بازنشسته شده و پیشنهاد داده بودند که سلف به ایشان واگذار شود . این بود که دیدیم همان کارمندها و کارگران تنها با اسم شرکت خصوصی بر گشتند. نتیجه این شد که کیفیت سلف به جز هفته اول به مراتب افتضاح تر گردید.

 - مشکل این شرکت در کجا بود؟

سراج: مسئله این جا بود که دانشگاه هیچ گونه مناقصه ای برگزار نکرد.من در برخورد با مسئولین اعلام کردم آیا دانشگاه مدرکی در این باب دارد و یا یک تکه روزنامه وجود دارد که درآن آگهی مناقصه سلف سرویس ها به چاپ رسیده باشد؟ به همین خاطر بود که من عنوان کردم دانشگاه سلف سرویس ها را هدیه داده است.

و سر همین لفظ هدیه دادن سلف بود که اولین بار کمیته انضباطی از من و از شورا شکایت کرد.

- یعنی مشکل شما با کمیته همین بود؟

سراج:خیر مشکل اساسی تر از این حرف ها بود.مسئله به اینجا برمی گشت که در سالهای 80 تا 82  کادر کمیته ناقص بود و عملا فاقد عضو هیئت علمی و یک عضو دانشجویی بود.من این مساله را در گفتگو مشترک به همراه معاون دانشجویی-فرهنگی آنزمان با روزنامه شرق اعلام کردم.چرا که عملا تمامی جلسات و احکام صادره کمیته در این سالها فاقد اعتبار و وجاهت قانونی بود.

استدلال معاون دانشجویی این بود که چون طبق قانون جلسات با سه نفر رسمیت می یابد احکام صحیح است.من در جواب عرض کردم که طبق قانون اگر از بین 5 عضو کمیته دو نفر غایب باشند جلسه رسمی خواهد بود نه اینکه کلا کمیته شامل سه نفر باشد.

برگردیم به موضوع کمیته تغذیه و سلف سرویس ها .شما گفتید کیفیت غذا نازل تر شد.نتیجه این ماجرا چه بود؟

سراج:مشکل زمانی حادتر شد که سلف سرویس به مدت دو هفته تن ماهی مسموم به دانشجویان داد.که موجب مسمومیت شدید تعدادی از دانشجویان شد. به نحوی که در بیمارستان بستری شدند .و زمانی که من به عیادت دانشجویان رفتم برخی به من فحش می دادند و میگفتند تو چه جور نماینده ای برای ما هستی.

ما آنزمان اعتراض کردیم و تعدادی از تن ماهی ها را برای آزمایش به بهداشت دانشگاه تحویل دادیم که آنها اعلام کردند مشکلی وجود ندارد وتنها کمی آلرژی زا بوده است.

این گذشت تا اینکه هفته سوم هم همان تن ها را سرو کردند و ما این بار مجبور شدیم نمونه تن ها را به اداره استاندارد  استان تحویل دهیم که آنها در پاسخ اعلام کردند که 11 مورد باکتری خطرناک بی هوازی در کنسرو ها وجود دارد.

که ما این موضوع را به اطلاع وزارت علوم رساندیم . به گونه ای که روزنامه شرق به همین خاطر با من و معاون دانشجویی دانشگاه مصاحبه کرد که قبلا توضیح دادم.

-در ماجرای شورا چه کسانی حکم خوردند؟

سراج:از میان اعضای شورا 6 نفر حکم خوردند .به جز من آقای محمد صفاکیش (نماینده دانشکده اقتصاد و دبیر دوم شورا)علیرضا تیمور تاش (نماینده علوم در شورای مرکزی)محمد باوفا(کمیته تغذیه)عباس فاتحی(دبیر کمیته مسکن)و خانم شعبان لو (نماینده خوابگاه خواهران در شورای مرکزی).

- چه حکمی صادر کردند؟

سراج:برای شخص من دو ترم حذف ترم با محرومیت از تمامی تسهیلات بعد از یک سال بازگشت به دانشگاه و تعلیق تا پایان تحصیلات دانشگاه .یعنی اینکه کوچکترین خلافی که دوباره از شما سر بزند حکم حذف دو ترم دوباره اجرا می شود..موضوع جالب این که حکم را به در منزل فرستادند و حتی برای دفاع از خودم به کمیته انضباطی احضار هم نشدم .در غیاب من حکم صادر شد و نکته جالب تر این که برای من حکم ممنوع الورود به دانشگاه زدند.

-چنین حکمی مبنی بر ممنوعیت ورود به دانشگاه در ردیف های 20 گانه تنبیهات آیین نامه کمیته انضباطی دانشجویان و جود ندارد.

سراج:بله و جالب تر آنکه معاون دانشجویی آقای دکتر مریدی شخصا با امضای خود مرقوم کرده بودند که هر اتفاقی در دانشگاه بیفتد شما مقصر هستید.

یعنی با ممنوع الورود شدن به دانشگاه ، حتی فرصت درخواست تجدید نظر را هم به شما ندادند؟

سراج:خیر . در واقع اصلا پرونده من به عنوان دبیر اول یک تشکل به کمیته انضباطی ربطی نداشت و بایست در هیئت نظارت بر تشکلها مطرح می شد .

-برای دیگر دوستانتان چه حکمی صادر شد؟

سراج:برای بفیه حذف یک ترم  و دو ترم تعلیق.

- احکام مورد تجدید نظر قرار نگرفت؟

سراج:چرا با پیگیری در وزارت علوم حکم من تبدیل شد به انتقال از دانشگاه به دانشگاه چمران که بعد در نهایت به دانشگاه امام خمینی قزوین منتقل شدم.

- چرا دانشگاه حکم مممنوعیت ورود برای شما صادر کرد؟

سراج:این مسئله به ماجرای تحصن بم و حکم شورای تامین استان بر می گشت.که در آنجا برای من به عنوان نماد شورای صنفی دانشگاه حکم ممنوعیت ورود به استان را زدند .دانشگاه هم از آنها تقلید کرد و به نوبه خودش در کوبیدن شورای صنفی تلاس کرد.

- پس شما حکم شورای تامین استان را هم در پرونده دارید.

سراج:بله و همین طور پای ما به دادگاه انقلاب هم کشیده شد.

- ماجرای شورای تامین استان و تحصن چه بود؟

سراج:ماجرا به زلزله بم بر می گردد که در این حادثه ما و جمعی از دانشجویان برای کمک رسانی و امداد بهآنجا رفته بودیم.بعد از اتمام عمیلات امداد رسانی من قصد بازگشت داشتم اما ارتش برای جلوگیری از انتقال بیماری ما را درقرنطینه نگه داشته بود. همان جا بود که آقای صفاکیش به من تلفنی اطلاع داد که دانشجویان طومار امضایی جمع کرده و به شورا تحویل داده اند که در آن  از دانشگاه خواسته شده به خاطر مسائل بم و حضور بسیاری ازدانشجویان در امداد رسانی امتحانات دو هفته به تعویق بیفتد.از من پرسیدند که ما چه کنیم ؟من پرسیدم چقدر امضا جمع شده؟ که گفتند چهارهزار امضا.

- آن موقع دانشگاه کمتر از 12 هزار دانشجو داشت.

سراج:بله و 4 هزار امضا خیلی زیاد بود.من هم گفتم که شورا نامه ای تنظیم و به ضمیمه امضا ها به دانشگاه ارائه کند.

این گذشت تا من از بم برگشتم و در محل مسجد قائم مهندسی جلسه ختمی برای درگزشتگان زلزله برگزار شد که در آن مقامات استان مثل استاندارو مفرماندارو امام جمعه زاهدان حضور داشتند.من هم به همراه استادم آقای دکتر مرادیبه مسجد رفتیم.از طرف دیگر بچه های شورای صنفی هنر هم نمایشگاه عکسی از زلزله برپا کرده بودند.

ناگهان تعدادی از دانشجویان سعی کردند با تجمع در مقابل مسجد ، دکتر اکبری را مجاب کنند تا با تقاضای تاخیر امتحانات موافقت کند.یکی از دانشجویان به نام آقای شیخی که هم اتاقی اش را در زلزله از دست داده بود به شدت متاثر شده و نمی توانست جلوی خودش را بگیرد و عملا سردمدار آنها شده بود.آقای فاتحی ما هم که با ایشان دوستی داشت همراهشان شعار میداد .

من که تا آن زمان در مسجد و کناردکتر اکبری نشسته بودم با شنیدن سر و صدا بیرون آمدم و سعی کردم آقای فاتحی و دوستانش را آرام کنم چون که بودندکسانی که می خواستند از این ماجرا بهره برداری و ما را بد جلوه دهند بخصوص که مقامات استان هم آنجا بودند.اما کار به جای باریک کشیده شده بود به طوری که متحصنین من و شورای صنفی را هم به همدستی با مسئولین متهم و بر علیه ما هم شعار می دادند.من که دیدکم تلاش بی فایده است برگشتم ولی متحصنین  کار را خراب تر کردند و با جلوگکیری از خروج استاندارو امام جمعه و فرماندار عملا دید آنها را نسبت به تشکلها و بخصوص شورای صنفی منفی کردند.

یعنی اشتباه افراد در آن ماجرا به حساب شورای صنفی گذاشته شد؟

سراج:بله آقای فاتحی همان شب تازه متوجه شده بود که چه اشتباهی کرده آ»دو عذر خواهی کرد .من گفتم عذرخواهی بی فایده است چون که حالا دیگر برخی ها به مراد دلشان رسیده اند. شورای تامین استان تشکیل جلسه داد و برخی تمام تلاششان را به کاربستند تا بگویند ماجرا زیر سر شورا بوده و از این دست حرفها که ببینید ما از دست اینها چه می کشیم و اینها همان هایی هستند که فلان کردند و...

نتیجه این شد که شورا ی تامین ما را مقصر دانست و من را به نمایندگی از بقیه ممنوع الورود به استان کرد.

این ماجرا در پایان سال 82 بود؟

سراج:بله بهمن 82 ایام امتحانات و بعد از زلزله بم. اما حکم زمانی صادر شد که دانشگاه تعطیل و دانشجویان از دانشگاه رفته بودند .حکم شورای تامین و کمیته انضباطی به در منزل ما رسید و من عملا دیگر به دانشگاه برنگشتم.

بعد دانشگاه تمام گناهان تاریخ بشریت را به گردن ما انداخت .بیانیه های متعدد بر علیه ما نوشته شد .

بیانیه جامعه اسلامی؟

سراج:جامعه بیانیه داد .انجمن اسلامی اقتصاد بیانیه داد.بیانیه ای به اسم دانشجویان مستقل منتشر شد.یکی می نوشت شما به مردگان زلزله هم رحم نکردید یکی می گفت شما به آن ها توهین کردید. این در حالی بود که هلال احمر بم از شورای صنفی دانشگاه به خاطر خدماتشان در امر کمک رسانی و امداد تقدیر کرد و تقدیر نامه اش هم موجود است.

اتفاقا خود دکتر اکبری ما را در خرابه های بم دید و پیش من آمد و در آغوش من گریست.

دکتر اکبری ؟

سراج:.بله صحنه دردناکی بود. ایشان بسیاری از اقوامشان را در زلزله از دست داده بودند.رابطه ما اینگونه بود.اصلا دکتر اکبری هر دوهفته یک بار به اتاق ما در خوابگاه دانشکده ادبیات سر میزد و چای می خورد. 

پس با این حساب کل دانشگاه بر علیه شما موضع گرفت؟

سراج:بله بیانیه هایی به اسم شورا منتشر می شد که نه مهر داشت و نه امضا ولی تلاش میکرد جو را ملتهب و بر علیه ما ذهنیت را منفی کند.مثلا بیانیه ای با عنوان ولوله در ولوله ...من یادم هست که یک شب دو تا امتحان داشتم .یکی اروپای قرون جدید .

با دکتر مرادی و از کتاب دکتر علی شریعتی؟

سراج:بله . فردا صبح سر جلسه ایشان به من با حالت نگران گفتند سراج داری چه کار می کنی؟پرسیدم چه شده؟ ایشان کاغذی را در آوردند و گفتند یعنی تو از این خبر نداری؟ گفتم نه اینکه نه مهر دارد نه سربرگ ونه امضا.ایشان گفتند به هر حال همه جا پر از اینهاست.

جوری شد که اطلاعات استان مرا احضار کرد برای آنکه ببیند این مسائل کار کیست و فضا آرام شود.

از شما بازجویی شد؟

سراج:نه من یک شب مهمان آنها بودم و یک کبابی هم به ما دادند(با لبخند میگوید)هدف این بود که ببیننند ماجرا زیر سر چه کسی است. .همان جا از من خواستند با دکتر اکبری تلفنی وقت ملاقات بگیرم و رودررو حرفهایمان را بزنیم.

در مقابل این بیانیه ها من هم خواستم بیانیه ای بنویسم که جواب بدهم با عنوان " گر از این کویر وحشت به سلامتی گذشتیم........ ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد " اما از آنجا که یک نسخه از آن را باید یک روز پیش از انتشار به حراست دانشگاه می دادیم من توسط اداره اطلاعات احضار شدم و آنها برای آرام کردن فضا از من خواستند تا کاری نکنم.

ماجرای دادگاه انقلاب چه بود؟

سراج:آن هم از همین جریانات بود .تشکلها و مسئولین بر علیه ما در حدود 5000 امضا جمع کردند و من و تعدادی از بچه ها مثل آقای رضایی در دادگاه از خودمان دفاع کردیم.اول قاضی به اسم آقای قاضی حمیدی بود که با دیدن آن همه امضا تصور میکرد ما دنبال جنجال و حاشیه و اینها هستیم و می خواهیم خودمان را به عنوان اپوزوسیون مطرح کنیم .

بعد قاضی عوض شد و ما هم تبرئه شدیم.در حالی که ما نه مثل خیلی های دیگر دنبال حاشیه بودیم و نه اصلا تشکل سیاسی بودیم .مثلا علی اصغر رضایی که وکیل شورا بود و دانشجوی الهیات دانشگاه ،ایشان 8 سال سابقه جنگ داشت ،از 16 سالگی جبهه رفته و جانباز 30 درصد بود . چنین کسی که 30 درصد از وجودش را برای این مردم داده کسی که سنش نسبتا بالا  و متاهل هم بود ،چنین کسی که دانشجوی جوگیر دنبال حاشیه نیست.

- جریان دزدیده شدن دختر دانشجو چه بود؟

سراج:ماجرا از آنجا شروع شد که از خوابگاه دختران دبیرستان که آنزمان به داخل در نداشت و باید برای ورود حتی در شبها از داخل خیابان عبور میکردند،به شورا گزارش دادند که در یک ساعتی از روز به مدت 4-5 ماه یک ماشین پلاک دولتی که اتفاقا شماره آنرا هم دانشجویان برداشته بودند دم در خوابگاه دبیرستان دختران می ایستد و ضمن توزیع عکسهای مستهجن ، اعمال ناپسندی هم انجام میدهد.گزارش و پیگیری ما به حراست دانشگاه بی فایده بود ، تا اینکه آقای احمدی دبیر آنزمان کمیته انضباطی و تعدادی از دانشجویان حزب اللهی سر بزنگاه او را گیر آوردند و پس از کتک زدنش تحویل مقامات دادند.

اما پس از مدتی آن فرد آزاد شد و آقای احمدی را گرفتند.در مقابل دانشجویان بسیجی عکسهای این فرد را به سایت آیت ا..شاهرودی گزارش دادندکه باعث دستور ایشان برای پیگیری شد.در نتیجه چند نفر را از جمله همان آقا و آقای شمس را برای شناسایی بردندو علیرغم آنکه محاسن اش را زده بود دانشجویان اورا شناسایی کردند.

کمی بعد یکی از دخترهایی که او را شناسایی کرده بود از دم در خوابگاه دزدیده می شود .دانشجویان دوست اورا میبینند که در خیابان جیغ میکشد و از حال میرود.با جمع شدن دانشجویان ساکن خوابگاه ارشد که در آن نزدیکی بوده دانشکده مهندسی تحصن میکند.

من در آنزمان در اتاقم در خوابگاه 16 ادبیات بودم که دکتر اکبری با من تماس گرفت و از من خواست برای آرام کردن دانشجویان به آنجا بروم و حتی اتومبیل خود را هم برای من فرستاد.

از طرف دیگر دانشجویان مذهبی با بیان اینکه ناموس اسلام در خطر است کتابخانه مهندسی و دانشجویان را ذبه جنب و جوش واداشته به سمت کوی اساتید حرکت میکنند که در آنجا آقای پاینده مسئول حراست را به جرم کوتاهی در این مساله تک منیزنند.

من به محض رسیدن دانشجویان را آرام کردم و و از آنان خواستم تا در محل سالن امتحانات مهندسی جمع شده و مشکل را پیگیری کنیم.

در آنجا من و آقای رضایی وکیل شورا ضمن ارائه گزارش از این ماجرا ،خواستار توضیح حراست به خاطر کوتاهی در اینم مساله شدیم که اشلن در پاسخ فریاد زدند :حرف او(رضایی)را گوش ندهید او شبانه است!! یعنی بزطرگترین گناه ما شبانه بودن آقای رضایی بود!!

جلسه که تمام شد من به استانداری رفتم و در کنار آقای مهندس ملایی معاون امنیتی سیاسی استانداری تا صبح آخرین اطلاعات را لحظعه به لحظه دریافت میکردم.تا اینکه اول صبح اطلاع دادند که دختر دانشجو پیدا شده است.

بنابراین ما همه کاری برای جلوگیری و همجچنین حل این مساله کردیم.

 - چه شد مثلا که حالا دکتر اکبری ماجرای دزدیده شدن  دختر دانشجو را به گردن  شما می اندازد ؟

سراج: به هر حال تاریخ را قوم فاتح می نویسد .بعد از رفتنم بود که چنین حرفهایی را شنیدم.

یک سری افراد دیگر هم بودند که علیه من تبلیغات میکردند. اینها در دانشگاه برای خودشان بروبیایی داشتند اینها اگثرا معتاد و مشکلات اخلاقی داشتند.برای بسیاری تشکلها و جاهای مختله دانشگاه کار میکرد و پول زور به اسم کاردانشجویی میگرفتند.

در واقه حکم شعبان بی مخ های دانشگاه را داشتند.

سراج: بله از چند جت کار دانشجویی میگرفتند و هر کس را هم که تاییدشان نمی کرد دردسر برایش درست می کردند.اینها میخواستند از شورای صنفی دانشکده اقتصاد هم کاردانشجویی بگیرند .

کا ردانشجویی جامعه اسلامی هم بودند و من خاطرم هست که در دفتر ما تریاک مصرف میکردند.

سراج: بله با همه بودند ولی ما ترم اول کار دانشجویی رد نکردم و ترم بعد هم علیرغم اینکه اینها خودشان را به می چسباندند و به اسم شورا اعمال خلاف انجام میدادند ما تاییدشان نکردیم و از همان جا بود که برعلیه ما شروع به توطئه کردند.یک جوری شد که این اوخر پرندگان و چرندگان دانشگاه هم علیه ما شکایت میکردند.

- بعد از این احکام چه شد؟

دانش نظر:بعد از صدور این احکام چون به لحاظ قاونی افراد محکوم نمی توانستند به فعالیت ادامه دهند کادر شورا تغییر کرد .من به عنوان دبیر اول و خانم کردی نژاد هم دبیر دوم شدند.

در دوره بعد هم ما انتخابات را برگزار کردیم که به رسمیت شناخته نشد.

-ازعملکرد دیگر کمیته های شورا بگوئید.

سراج:کمیته بهداشت ما که مسئولش آقای مجتبی محمودی (عمران 80 ) بود کارش همکاری با کمیته مسکن و تغذیه بود .مثلا کمیته سلف را موظف کرد که برای کارگران لباس فرم سفید تهیه کند و در ماجرای تن ماهی های مسموم هم نقش بسزایی داشت.مثلا ما پیشنهاد دادیم برنج اوروگوئه ای را که سهمیه دانشگاه بود  بفروشد و با تامین اعتبار برنج پاکستانی بخرد که دکتر مریدی معاون دانشگاه این پیشنهاد را پذیرفت و برای بهبود کیفیت غذا اقدام کرد.

دانش نظر:که البته این کار غیر قانونی بود و دکتر مریدی هنوز هم فکر می کنم باید به سازمان بازرسی کشور برای این کار جواب پس بدهد.

- انتشار نشریه کار کمیته فرهنگی بود؟

سراج:بله نشریه آوا که با هزینه خود اعضا منتشر شد تنها یک شماره و یک خبر نامه منتشر کرد که بعد توقیف شد. آنهم به بهانه دیر کرد .در حالیکه گاهنامه ها موظف به زمان خاصی نیستند و تازه شماره دوم هم منتشر شده بود.

غیر از اینها بردهای شورا و جمع آوری امضا و کارهای تبلیغاتی و نظر سنجی ها کار بچه های فرهنگی بود.

ما کمیته شبانه هم داشتیم که آقای مهدی خرمی مسئول آن بود. البته دستشان بسته بود ولی تلاش زیادی برای رایزنی با مسئولین جهت اقداماتی مثل حفظ کارت سلف شبانه ها و ارائه خوابگاه دبیرستان و خودگردان برای شبانه ها کرد.

اما کمیته دیگر ما که دچار مشکل اصطکاک با مسئولین شد،کمیته آموزش با مسئولیت آقای بهلولی از دانشکده اقتصاد بود که حتی برای اساتید هم تلاش میکرد و توانست برای بسیاری از ایشان اتاق مجزا با کامپیوتر و اینترنت بگیرد .در حالیکه پیش از این از همین ها هم محروم بودند.البته دکتر کمالیان (معون مالی و اداری آنزمان) در این رابطه با ما کمال همکاری را داشتند.

دانش نظر:اتفاقاتی افتاد که دانشگاه را با کمیته آموزش و شورا درگیر کرد.یکی جلسه نقد انجمنهای علمی دانشکده علوم و شورا بود که اعضای انجمن فیزیک از وضع بد گروه گله کردند .من خودم دانشجوی فیزیک بودم ان وقت ها صحبت این بود که چند نفر از اساتید که برای ادامه تحصیل بورس شده و به خارج از کشور رفته بودند دیگر برنمی گردند. گروه استاد نداشت و ما مشکلاتی زیادی داشتیم .انتقادات  آن جلسه به گوش مدیر گروه فیزیک رسید و ایشان از ما و شورا گله مند شدند .

از طرف دیگر دکتر مریدی هم از ما به خاطر همکاری با انجمنهای علمی به عنوان دخالت در کار آنها شکایت کرد.و در یک جلسه دیگر هم که پرسش و پاسخی با حضور مسئولان دانشکده هنر برگزار شد دو تن از اساتید دانشکده از شورا شکایت کردند چرا که انتقادات را توهین می پنداشتند.همین شکایات در کمیته انضباطی مطرح شد.

یعنی به خاطر همین ها برای شما حکم زدند؟

سراج:مسائل دیگری هم بود اما هیچ کدام اهمیت نداشت. مثلا آقای صفاکیش به این خاطر حکم خورده بود که موظف شده بود تعدادی اجاق گاز را که ما برای خوابگاه بنت الهدی خواهران  گرفته بودیم تحویل دهد. نگهبان به ایشان به خاطر حضوردم در خوابگاه اشکال گرفته بود .ایشان هم خودش را معرفی کرده و گفته بود که سشما زنگ بزنید به سرپرستی خوابگاه که نماینده شورا ی صنفی در خوابگاه را صدا بزند و ایشان بیاید امضا کند و اینها را تحویل بگیرد. اما نگهبان سر همین مسائل از ایشان شکایت کرده بود.

شما تحصنی هم برگزار کردید؟

سراج:تحصن دانشجویان خوابگاه بنت الهدی بود که گویا گزارش میکنند که چند نفر آقا بالای ساختمان بوده و حمام ها منفذی برای دید داشته است.یادم هست که آنجا آقای شمس که عضو دانشجویی کمیته انضباطی بودند یک حرفی زدند که من در دفاع از دانشجو با ایشان درگیر شدم و ایشان تا مدتها از من فاصله می گرفت.همان جا دانشجویان ساکن خوابگاه خواهران در حمایت از من و بر علیه ایشان امضا جمع کردند.

تحصنی هم در خوابگاه دبیرستان خانم ها به خاطر مسائل گرمایش و اینها بود که من به همراه دکتر مریدی به آنجا رفتم اما از ترس همین پرونده سازی ها داخل نمی رفتم.اما با اصرار دکتر مریدی مجبور شدم بروم و مشکلات ساکنین خوابگاه را جویا شدیم نتیجه این شد که مشکلات دانشجو ها را منعکس کردیم و حتی برایشان امکاتاتی چون اجاق گاز و اینها گرفتیم.

تحصنی هم ودر اعتراض به مطالب عنوان شده در شب قدردر مسجد مهندسی توسط یکی از مبلغین برگزار کردیم که بیانیه ما از بیانیهای همه تشکلها چه مذهبی و چه غیر مذهبی بهتر از آب در آمد.

تحصن به خاطرآب شور چه طور؟

سراج:نه من در آن زمان من عضو شورا نبودم چون تحصنی که به خاطر تانکر آب شور برگزار شد در مهر ماه 81 بود . ومن در انتخابات دوره پنجم در بهمن 81 انتخاب شدم.اما همان موقع هم فعالیت هایی داشتم مثلا در جلسه پرسش و پاسخ دانشکده ادبیات با مسئولین من مجری جلسه بودم.

 - علاوه بر اینها اتهامات زیادی بر علیه شما مطرح است.نظر شما درباره این اتهامات چیست؟

سراج:من شنیدم اتهامات مالی هم مطرح کرده اند . در حالی که من خودم مسئول کمیته مالی بودم و تمام موارد هزینه شده در زونکن ها جمع آوری شده و تنها دانشگاهی که بودجه شورا را طبق قانون به خود آنها ندادند و به میل خوشان هزینه کردند همین دانشگاه بود.ما حتی ترم اول کار دانشجویی خودمان را بعه دانشگاه بخشیدیم و ترم بعد هم که برای 60 نفر  رد کردیم ،همه را برای شورا خرج کردیم .حتی پول کارتریج چاپگرمان را هم خو دمان می دادیم

من که آدم مشکل داری نبودم .کسی که شاگرد اول گروه تاریخ باشد و حداقل 50 مقاله از او در انجمن علمی موجود باشد چنین کسی را میشود متهم کرد.

-در کل شما علت مشکلات پیش آمده را در چه می بینید؟

سراج:در واقع مشکلی بین ما و دکتر اکبری وجود نداشت.ایشان همه جا ما را نزدیکترین افراد به خود میدانست.اگر افطار بود می آمد و کنار میز بچه های شورای صنفی غذا میخورد.خودشان مرتب به اتاق ما سر می زد.

من معتقدم ئدکتر اکبری خودش را بیهوده فدای کسانی کرد که ارزش حمایت او را نداشتندو گرنه ما که با ایشام مشکلی نداشتیم.من خودم به عنوان عضو جبهه مشارکت با دکتر مریدی و یا مسئول حراست دانشگاه نه تنها مشکلی نداشتم بلکه هم خط هم فکر بودند .منتها حراست در آنزمان بی دلیل در امور انضباطی دانشگاه دخالت می کرد و پا را از محدوده اختیارات خود فرا تر می گذاشت.

از طرف دیگر دکتر مریدی هم سو تفاهم ها و اشتباهات را به اغراض شخصی تبدیل کرد.مجموعه کمیته انضباطی هم رفتارهای غیر قانونی مو مشکلاتی داشت که نمی شد نادیده بگیریم.یا اینکه هر کسی در دانشگاه به دانشجویان گیر می داد و ارشاد و تنبیه میکرد که ماجلویشان را گرفتیم .بخصوص از زمانی که انسان بسیار شریفی چون آقای جعفری پناه به مجموعه ادره امور عمومی امدند و مسائل این چنینی حل شد.

به نظرم افرادی با عنوان اصلاح طلب اشتباها و با غفلت و یا اغراض شخصی ما را فدا کردند در حالی که می توانستند در یک فضای منطقی و مبتنی بر درک متقابل جایگاه مسئول و دانشجو با هم همکاری کنند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:4  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

مناظره می کنیم

 

در پی بی توجهی مسئولین دانشگاه و هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان به شکایات و افشاگریهای انجمن اسلامی داتشجویان 1358 و همچنین اعضایس سابق جامعه اسلامی در رابطه با مفاسد تشکیلاتی و مالی دبیر سابق جامعه ،هم اکنون که دانشگاه اقدام به انتخاب دبیر انتصابی برای این تشکل نموده و دبیر جدید بجای آنکه در مقام مدعی در مقابل این تخلفات گسترده اقدام نماید ذر راستای سیاستهای همیشگی این تشکل در صدد شکایت از شاکیان برآمده است ، انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان دبیر جدید و سابق این تشکل را به مناظره رودر رو و در شرایط عادلانه با حضور عموم دانشجویان دعوت می نماید.

 تاریخ و شرایط مناظره در اطلاعیه های بعدی انجمن به اطلاع دانشجویان خواهد رسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:56  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

توقیف نشریه منتقد دانشجویی به دستور مسئولین

 

در پی انتقادات نشریه اندیشه آزاد تریبون انتقادی انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان از عملکرد مسئولین دانشگاه در حوزه فرهنگی و انضباطی ،این نشریه دانشجویی توقیف شد.

به گزارش وبلاگ انديشه آزاد در حالی که شماره جدید نشریه اندیشه آزاد آماده انتشار و منتظر دریافت مجوز چاپ در چاپخانه دانشگاه بود ، آقای ناصری سرپرست حوزه معاونت دانشجویی با امتناع از چاپ نشریه ،تلاش کرد مانع از انتشار شماره 13 ام که به نقد عمکرد فرهنگی وسیاستهای مسئولین در قبال تشکلها اختصاص داشت، شود.

سرپرست معاونت دانشگاه علیرغم اینکه طبق آیین نامه نشریات دانشجویی، بازبینی نشریات پیش از انتشار ،تخلف از قانون می باشد ، به مدت 28 ساعت نشریه را معطل و سعی کرده بود به بهانه های انضباطی مانع از انتشار نشریه شود که در این امر ناکام و سرانجام به بهانه انتشار مصادیق :تهمت ،استهزا،تحقیر و حتک حرمت و حیثیت ، دستور توقیف و عدم اجازه انتشار و ادامه فعالیت را صادر نمود.

برخی تیتر های نشریه اخیر عبارت بودذند از: نظری بر نقد و نظارت برنقد – سیاستهایآقایان ربطی به دولت نهم ندارد-و دعوت شاکیان به مناظره مصاحبه سایت مستقل با دبیر انجمن.

 پیش از این هم کمیته انضباطی دانشجویان دانشگاه هم با صدور حکمی "رضا نساجی زواره "دبیر تشکیلات انجمن و مدیر مسئول نشریه " اندیشه آزاد" را به واسطه انتقاداتی که در جلسه پرسش و پاسخ هیئت رئیسه دانشگاه با دانشجویان ،در رابطه با سیاستهای توام با تبعیض و اغراض مسئولین در قبال تشکلها و اولویتهای اجرایی و فرهنگی مسئولین مطرح کرده بود به حذف ترم تحصیلی جاری  محکوم نمود.

سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه اعلام کرده که از این پس نشریات انجمن را با امکانات دانشگاه منتشر نخواهد کرد و به همین دلیل انجمن با انتشار مطالب نشریه اندیشه آزاد در " نشریه خبری انتقادی 16آذر "  و با هزینه ی شخصی  اعضا ،قصد دارد به فعالیت مطبوعاتی خود ادامه دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:0  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

پاسخی به این همه توضیحات  سوال بر انگیز

پاسخ نامه یک دانشجو به نشریه اندیشه آژاد و دبیر انجمن

 

دوست عزیز

نامه سرشار از شور و در عین حال بیم بود.اگر به گفته شما رویکرد انجمن به سمتی بوده کعه یادآوردوران پر جنب و جوش و تلاش بی شائبه اعضای دوره پنجم شورای صنفی که من آن را یکی از بهترین تیم های دانشجویی در عرصه تشکیلاتی چه صنفی و چه سیاسی میدانم بوده جای بسی شعف و خوشبختی ماست که شاید هرگز تجربه آن روزگار تکرار نشودو دانشجویان نسلی این چنین نیابند که در یک دوره زمانی افرادی با فکرو اندیشه یکسان گرد هم آیند.

دانشجویان سال 81 افرادی را برگزیدند که به حق درخشان ترین عصر فعالینت تشکیلاتی را در این دانشگاه رقم زدند .هرچند که دیگر تشکلها آن را بر نتابیدند و و همصدا با مسئولین تنگ نظر عرصه را بر آنان تنگ کردند و همانان که رای داده بودند پشتشان را خالی کردند.من اسم این را نخبه کشی میگذارم و عمل دیگر تشکلها را خود زنی تشکیلاتی.

آنچه فرمودید تایید میکنم که همان ها که به گاه عشرت تایید و تمجید میکردند به گاه عسرت گوشه عزلت اختیار میکنند.می گویند وقتی کرانول چارلز استوارت پادشاه انگلستان را شکست داد و پیروزمندانه وارد لندن شد مردم او را تشویق می کردند یکی از سرداران گفت: ببینید مردم شما را چقدر دوست دارند، و او پاسخ داد: نه؛ اگر من شکست خورده بودم و به اسارت مرا می بردند، باز هم همین مردم می آمدند و هورا می کشیدند.

 اینان غوغاسالار و سوداطلبند، اگر خودمان را ارزان نفروشند، مطاعمان را هم گران نمی خرند. و الا در چنین جامعه ای نباید کاسبی در مسند دبیری نشیند. البته کاسب دیروز هنوز هم کاسب است اما اگر دیروز خورد و خوراک را گران می فروخت، امروز ما را، و اصلاً اعتبار جنبش را ارزان می فروشد. البته اگر به قول شما جنبشی وجود داشته باشد. که من به چشم خود ندیدم، مگر چهار پنج نفری که آن هم بیش از آن که در تعریف جنبش بگنجد به خیزش شبیه است.

با این جمله شما موافقم که مسئولین گناهان کرده و ناکرده خود را به حساب ما می گذارند کما این که به حساب شورای صنفی گذاشتند.

به هر حال نمی فهمم و نمی توانم بفهمم که شخصیتی چون دکتر اکبری که به اشاره خودشان تنها پروفسور دانشگاه هستند و جزو صاحب نظران لااقل در رشته تخصصی خودشان در ایران هستند، باید ذهنیتش به سمتی باشد که چند دانشجو !!_دانشجو و فقط دانشجو نه یک کلمه بیشتر ون ئکمتر _را خطری برای خد احساس من که خود جزءمحدود کسانی بودم که از نسل 82 به بعد از ماجرای دزدیده شدن دختر دانشجو تماما مطلع شدم برایم سخت دردناک بود که دکتر اکبری این چنین اتهام سنگینی را به آنان وارد می کرد و گونه ای از آقایان سراج و صفاکیش سخن میگفت که گویی با جانیان بالفطره روبروست!!

من اشتباه را در سیاست و اولویت بندی آقایان میدانم .آیا واقعا من نساجی _ یا دیگر عضو منتقد انجمن خطری برای دانشگاه ،جامعه یا نظام هستیم ؟و آیا هم و غم مسئولین ما در هم کوبیدن ما باشد؟

من تشکیک شما را در این مسئله که آیا دستهایی پشت پرده ماجرای شاکیان من_من به معنای شخصیت حقوقی و دبیر انجمن که در جلسه سخنرانی کرده است پنهان هست نه میتوانم تکذیب کنم و نه تصدیق که یا دروغ گفته ام و یا نشریه را به جرم تشویش اذهان عمومی خواهند بست که مرا هم به همین عنوان محجور ساخته اند.من میتوانم بگویم که لااقل جای بحث دارد –چه بسا که پرونده های سال 82 و 84 تکرار شده باشد و گرنه به کمیته انضباطی چه ربطی داشت که در سال 82 از دبیر شورای صنفی شکایت کند که چرا عنوان کرده است "شما سلف را هدیه کردید" و یا اصلا چرا باید سه نفر مرا بزنند و بعد همان ها مدعی شوند و شکایت کنند؟

دستهایی در کار است که شاید نتوان رو کرد اما خودشان هم میدانند که حنایی که بسته اند رنگی ندارد.

متاسفانه در دانشگاه ما هر کس میزی دارد خود را معصوم و مبرا می داند و بی نیاز از نقد و اگر نقدی به او وارد شود یا انگشت سوال به سوی او بگیرند ،آن انگشت را به عنوان زهر چشم می شکند و در راستای دفاع از نظام تعبیر میکند .مشکل اینجاست که دانشجویان و جو عمومی جامعه رفتار او را به عنوان سیاست نظام جمهوری اسلامی تعبیر میکنند و به کلیت نظام تعمیم

میدهند.همین امر باعث میشود که اشتباهات او مردم را از نظام ناامید و منتقدان را به سمت رفتارهای هنجار شکن ببرد.مسئولان باید بدانند که رفتارهای حذفی و برخوردهای، دانشجویان را به خارج از نظام سوق می دهد در حالی که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران سایه مقدسی است که باید بر سر همه این دانشجویان و همه این مردم باشد و نباید هیچ کس را از این دایره خارج کرد یا از آن ناامید ساخت.

اما در حال حاضر غفلت یا غرض مسئولین به نحوی است که نخبه کشی و هنجار گریزی و فرار از ارزشها را ترویج می کند در حالیکه ما_منظور مسئولین ما_ حق نداریم به واسطه سلایق شخصی و اغراض خود  در سپهر حاکمان و حکومت جا میگیرد اشتباهاتی را مرتکب شویم که عده ای آنرا را به کل حاکمیت و نظام تعمیم دهندو به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزشها عبور کنند.

باری ،به این جمله شما هم اعتقاد دارم که دکتر اکبری خود را فدای دفاع از کسانی کرد که ارزش آن را نداشتند.و یا بهتر است بگوییم دانشجویان را فدای کسانی کرد که ارزشش ر ا نداشتند.

متاسفانه در دانشگاه ما مفهوم نقد به هیچ وجه نهادینه نشده ، چه بهای سنگینی باید پرداخت تا به دانشجویان بگوییم که شما نه تنها حق دارید که بپرسید بلکه وظیفه دارید و نه تنها حق دارید که پاسخ بشنوید که وظیفه دارند پاسخ شما را بدهند.در واقع هدف ما فرهنگ سازی برای مطالبه بین دانشجویان و پاسخ گویی در میان مسئولان بود اما دبرخی بیهوده همه را دشمن خود فرض میکنند و به نوعی دچار توهم توطئه هستند به نحوی که وادار به برخوردهای خذفی و سیاستهای تقابلی و تعارضی می کند.حال آنکه ایشان از آن تعبیر به توهین می کند ،انتقاد است و نوعی تعامل به شمار میرود و نه تعارض و حتی تقابل.

ایشان باید بدانند که ما بر خلاف عده ای که از چارچوب نظام خارج شده اند به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزشها عبور نمی کنیم اما در مقابل در دفاع از ارزشها به اشخاص رحم نخواهیم کرد.البته در قاموس فکری ما " انتقاد" با"  انکار" به کلی متفاوت است و" نقد" به معنای" نفی" نیست.

اما بخش دوم نامه شما در رابطه با روابطی بود که نه میتوان آنرا تایید کرد و نه تکذیب . که اگر چنین باشد واسفا. اما به هر جهت اگر حتی اگر تمامک این ادعاها صحیح باشد دلیل نمیشود که سکوت اختیار کنمیم و"  دست صبر در آستین عقل بریم " چرا که "نه پای عقل" ای هست "که در دامن قرار کشم ".دیگر جای تقیه و صبر و سکوت نیبست که پای ارزشها و مقدسات درز میان است.اگر خلق سیاست بازب و فعل قدرت طلبی در جامعه نهادینه شود دیگر هیچ تضمینی برای بقای مقبولیت و مشروعیت این نظام وجود نخواهد داشت.

با این تفاسیر اینکه رئیس با وزیری همشهری است و وزیر با فلان نماینده و از این دست مسائل –ضمن اینکه نمی توان آن را انکار کرد _ در چارچوب حکومتی که پسوند اسلامی را یدک میکشد جایی ندارد و. زیبنده نیست .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:9  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

حکایت تشکلی بدون دفتر بدون بودجه بدون همه چیز...

 

مصطفی مستور مجموعه داستان کوتاهی دارد به نام حکایت عشقی بدون عین شین قاف .

این داستان و عنوان آن مرا به یاد انجمن خودمان انداخت که نه دفتر دارد نه بودجه و نه هیچ چیز دیگر.

ماجرای دفتر انجمن دیگر قصه هزار و یک شب است .نزدیک به دو سال است که انجمن درخواست مجوز کرده واگر از مدت زمان ده ماه بررسی اساسنامه بگذریم الان دقیقا یک سال از کسب مجوز نهایی و برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان 1358 می گذرد اما نه تنها دفتری ندارد که بودجه ای هم به آن اختصاص داده نشده و تمام هزینه ها را اعضا میپردازند.

در این میان اگر هستند کسانی که ما را وابسته می خوانند حکایتشان کمثل فلان است و گرنه ماجرای محدودیت های ما و فشارهایی که بر ما روا می دارند مصداق اظهر من الشمس است.

در آستانه انتخابات دومین دوره شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان 1358 هستیم ،دوره اول انتخابات در حالی برگزار شد که دفتری نداشتیم که در آن انتخابات شود و هم اکنون نیز یک گام جلوتر نرفته ایم .شما را برای رای دادن به کجا دعوت کنیم؟

خیلی ها می خواستند ما هم مثل قهرمان داستان مستور همان آغاز کار بترسیم و نقطه را وسط کلمه بگذاریم تا تمام شود.تا شروع نشده بمیرد.اما نه ما نقطه را برداشتیم و آخر سطر هم نگذاشتیم. نقطه ها را کنار هم چیدیم و جای آنچه هست نطه چین گذاشتیم .به معنای آنچه باید.....ما سخن از ایده آلها  میگوییم و شما از همین هایی که هست.

نقطه ای آخر سطر وجود ندارد.اما باز هم سراغ سر سطر می رویم و سطر های جدید رقم می زنیم.این سطر هم منتظر سطر های قبلی نمی شود و قرار نیست آخری هم باشد....

این بار انتخابات دانشکده ها تفکیک شده است.رای دهید ، رای شما اعتراضی است به سیاستهایشان و اعتمادی است به آنهایی که می آیند ، و اعتقادی است به آنهایی که بودند . رای شما انقلابی خواهد بود بر این خواب نرم!!! پس منتظر صنوق های انتخابات ما باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:8  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

شایعات و  شنیده ها

 

آقای ناصری سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی در دیدار با یکی از اعضای 1358 ضمن اظهاراتی شگفت انگیز پیرامون آقای نساجی دبیر تشکیلات انجمن را با کروبی دبیر حزب اعتماد ملی مقایسه و گفتند:" نساجی هم مانند کروبی از امکانات تشکیلات برای منافع خود استفاده کرده و همه را بسیج می کند" .ایشان در ادامه با نسبت دادن صفاتی  بسیار زشتی چون"خل و چل" افزودند:"اگر آقای نساجی که شمس را مورد حمله قرار می دهد 100 هزار تومان از شمس بگیرد ، از مدافعان وی خواهد شد" .آقای ناصری همچنین به نقل از مسئول نهاد رهبری خبر از برکناری دبیر تشکیلات انجمن دادندکه با ابراز شگفتی اعضای شورای مرکزی روبرو شدند.

ایشان همچنین در پاسخ به دبیر تشکیلات انجمن اسلامی 1358 دانشکده ادبیات که گفته بود این مطالب را به اطلاع دبیر انجمن خواهند رساند ایشان را مورد تمسخر قرار دادند.

ایشان از همان آغاز سال تحصیلی 86 که به عنوان سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی منصوب شدند مواضع جالبی درباره انجمن اعلام کرده بودند.

- در شب توزیع نشریه اندیشه آزاد (ویژه نامه نقد کمیته انضباطی)،فردی با تهدید و ارعاب مسئول نشریات انجمن در دانشکده ادبیات ،اعلام کرده بود توزیع این نشریه باعث حکم خوردن وی خواهد شد.جالب آنکه دبیر کمیته از گفته های ایشان اظهار بی اطلاعی کرد.

- آقای شمس دبیر کمیته در اظهار نظری جالب در حین تحویل حکم حذف ترم دبیر انجمن ،ضمن امتناع از مصاحبه با نشریه اندیشه آزاد گفت:" من با نشریه ای که بسته خواهد شد مصاحبه نمی کنم ."

به نظر میرسد ایشان در جایگاهی هستند که مسائلی که قرار است اتفاق بیفتد را پیشاپیش تحلیل می کنند.

- دبیر انتصابی جدید جامعه اسلامی دانشجویان در جمع دانشجویان دررمسجد قائم مهندسی ضمن بیان اینکه "انجمن 58 باید به جای جنگ با جامعه با انجمنی ها بجنگد" رسالت تشکلهای ارزشی را در جنگ با تشکلهای دیگر دانسته و نیز دبیر انجمن را متهم به ارتباط با مجاهدین خلق کرده و گفت:  "شما برای دفتر تحکیم کار می کنید و اقدامات شما به نفع آنهاست."

این در حالی بود که در نشریه اخیر انجمن (ویژه نامه نقد کمیته انضباطی )حداقل سه تیتر اشاره مستقیم به دفتر تحکیم داشت و مطالب نشریه کاغذ اخبار و نیز گفته های اعضای انجمن اسلامی در جلسه پرسش و پاسخ مورد انتقاد قرار گرفته بود.

دبیر انتصابی جدید جامعه که پیش از این به عنوان مسئول فروشگاههای نهاد رهبری در دانشگاه و نیز بوفه ادبیات شناخته می شد در ادامه سخنان خود ضمن تهدید دبیر انجمن به شکایت و حبس شش ماهه بدون خرید ، اعلام کرد قصد دارد آنها را اصلاح کند.

این گفته ایشان مورد تمسخر دبیر انجمن و اعتراض - برخی مسئولین دانشگاه ضمن استقبال از محکومیت انضباطی دبیر انجمن اسلامی انشجویان 1358 اعلام کرده اند: "نساجی باید یک ترم از دانشگاه دور باشد تا آرام شود"و "لازم است

نساجی گوشمالی شود".با این تفاسیر چگونگی قصاص پیش از محاکمه آقایان جای سوال دارد.

- این روزها و در فاصله بین حکم کمیته بدوی و تجدید نظر ،دبیر انجمن بارها و بارها تهدید شده اند. پس از توهین و هجمه به ایشان در پایان جلسه پرسش و پاسخ ،افرادی که مشخص نیست طرفدار چه جریانی هستند ،ایشان را به اخراج و حتی " قتل به شیوه کوی دانشگاه " تهدید و یا ارعاب کرده اند.

- دبیر کمیته انضباطی در پاسخ به سوال اعضای انجمن مبنی بر پیگیری شکایات متقابل انجمن از شاکیان و ضاربان ایشان اعلام کردند: " ار آنجا که شما دیر تر اقدام کرده اید  شکایت شما قابل طرح نیست و شما باید زودتر از آنها و فرادی همان روزی که تهدید و توهین به شما شد شکایت می کردید."

به نظر می رسد ایشان دادگاه و مراجع قضایی و انضباطی را با مکانهایی چون نانوایی اشتباه گرفته اند که هر کس زودتر می آید زودتر کامروا می شود.

این در حالی بود که کسانی که ایشان را مورد هجمه و تهدید و توهین قرار داده بودند ،پس از اطلاع از شکایت متقابل انجمن ،شکایت خود را در کمیته انضباطی پس گرفتند.

- یکی از مسئولین دانشگاه در جالب ترین سخنرانی خود در چند سال اخیر اعضای شورای صنفی را متهم به داشتن بمب صوتی ؟؟؟ نمود. به نظر می آید ایشان به شدت تحت تاثیر فیلمهای هالیوودی و یا اعترافات اخیر اعضای دستگیر شده گروهک جندا.. در ایرانشهر هستند.

 

آقای ناصری سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی به عنوان چهره برگزیده هفته از نگاه نشریه 16آذر  انتخاب شدند.

دانشجویان میتوانند با ارسال sms به انجمن شخصیت برگزیده هفته را اعلام نمایند  نتایج در نشریه منعکس خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:5  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

نامه یک دانشجو به نشریه اندیشه آزاد و دبیر انجمن

آب در لانگه مورچگان

 

دوستان انجمنی

این حرفها را به عنوان یک دانشجوی 82 ای که شاهد حذف سیاسی بهترین فعالان دانشجویی دوران اخیر دانشگاه در اولین سال حضورم در دانشگاه بوده ام میگویم .

 به جرات می توانم بگویم هیچ تشکلی را به توانایی و انسجام شورای صنفی دوره پنجم (بهمن 81 تا آغاز مهر 83) ندیده ام ، از آن پس نه عضو تشکل دیگری بودم و نه کسی را به این امر ترغیب می کردم .چرا که یا همه را وابسته به احزاب و اشخاص می دیدم و یا افرادش را ناآگاه و کم سواد که نمی دانند اولویت تشکلها و دانشجویان چیست و آیا اصلا جنبشی وجود دارد که ما به آن بپوندیم ؟

این بود که از بدو تشکیل انجمن 58 یا همان انجمن مستقل همواره به آن به چشم شک و تردید حتی منفی می نگریستم و گمان میکردم شما هم آمده اید تا از سفره قدرت موجود بهره ای ببرید و این سه چهار سال دانشجویی را پلکان ترقی خود کنید.

اما گذشت و این چند شماره نشریات شما و نیز موضع گیری های نقادانه شما کافی بود که مرا دوباره به تکرار ایام پر شور شورای صنفی امیدوار کند هر چند که روشن بود که این ایام دیری نخواهد پایید و دستهایی که دانشجویان را برای تماشا و تشویق میخواهند دست شما را خواهند بست و دانشجویانی که پیش از این شمارا با شور و حرارت تشویق و تمجید می کردند به آرامی شاهد تبعید ، اخراج یا حداقل حذف ترم شما خواهند بود و هیچ کس نخواهد پرسید : او که بود؟

خیلی راحت فراموش میشوید و اگر یادتان آورند ،نیست مگر برای اینکه گناهان کرده ونکرده خود را به گردن شما بیندازند.

من بودم و دیدم چطور کسی که بعدها دانشجوی دختری را دزدید در حین اعمال خلاف عفت توسط بچه حزب اللهی ها و آقای احمدی دبیر سابق کمیته انضباطی بدام افتاد و کتک خورد. اما باز هم دیدم که او را آزاد کردند و دبیر کمیته را گرفتند.

من شاهد بودم که میلاد سراج دبیر شورای صنفی به این مسئله اعتراض کرد و تا پای همه چیزش ایستاد . اما وقتی که رفت عده ای گفتند :شورای صنفی دختر دانشجو را دزدید!!! همانگونه که دکتر اکبری این اواخر هم همین جمله را تکرار کرد.

اینها ما را چه فرض کرده اند؟کور ،کر یا ....؟

تاریخ را قوم فاتح مینویسد. آقای اکبری باز هم پیروز خواهد شد و روی سنگ قبر خاطرات شما گناهان زیر دستانش را خواهد نوشت.که پیش از این هم شورای صنفی را فدای حمایت از کسانی کرد که ارزش دفاع او را نداشتند.و اصلا مگر شورای صنفی با ایشان مشکلی داشت ؟

آقایان انجمنی

شاید ندانیبد اما هرچه در این دانشگاه می گذشته و می گذرد بیش از اینکه جنبه سیاسی و یا فکری داشته باشد ناسیونالیستی است.حس ناسیونالیستی که رئیس و پلیس و روحانی را همداستان کرده راه سخن بر شما میبندد.

این تنها اندکی از ارتباطات تنگاتنگ سیاسی موجود است ،حضور پررنگ عناصری از دانشگاه سیستان و بلوچستان در پستهای بالای وزارت علوم به نحوی است که گمتان نمیکنم صدای اعتراض شما به جایی برسد،چراکه هر گله ای از دانشگاه به وزارتخانه برسد ،از آنجا که در محدوده اخیارات دکتر رستمی (ریاست سابق دانشگاه سیستان و بلوچستان و همشهری ریاست دانشگاه ) به عنوان مسئول شکایات وزارت علوم می باشد ،عینا به شخص رئیس دانشگاه عودت داده خواهد شد و چه بسا دردسر مضاعفی برای شما شود.

از طرف دیگر نقش یکی دیگر از اساتید دانشگاه را که در دورران دولت نهم به وزارتخانه منتقل گردیده نباید فراموش کرد.داستان اینجاست که ایشان دوره دکترای خود را نزد آقای وزیر دکتر زاهدی گذرانده اند و رابطه شاگردی استادی ،اگر نگوئیم سبب این انتقال و انتصاب باشد فلااقل در روابط کنونی حاکم است و می دانید که در بسیاری موارد داناشتن پست و مقام بی حمایت خارجی و داخلی ممکن نیست و بی شک ایشان هم عناصری را که نمی توان نام برد به واسطه همان ویژگی ناسیونالیستی در دانشگاه دارند .

گذشته از این ماجرا ،کسی که ما او را به عنوان وزیر علوم میشناسیم ،پیش از این و در زمانی که دکتر اکبری معاون آموزشی دانشگاه باهنر کرمان بودند در مجموعه ایشان به عنوان مدیر کل آموزش فعالیت کرده اند و بنابراین روابط موجود کاملا طبیعی است که اگر نگوییم رابطه رئیس و مرئوس سابق ،در تعریف مرید و مراد میگنجد.

بگذریم از اینکه شخص وزیر علوم هم از لابی پان کرمانیست ها در عرصه سیاسی کشور بهره میبرد و شایئد اگر این نبود وزیر نمی بود.

آقای نساجی و دوستان انجمنی

حالا دیگر شما را فقط انجمنی میخوانم اگر چه خود مانند شما تئوکرات نیستم و جامعه آرمان خویش را یک جامعه مبتنی بر دموکراسی میدانم اما شما را واقعا انجمنی میدانم حتی اگر دیگران نپذیرند .حال هر اعتقادی هم که داشته باشید مهم ایمان و اراده شما در این راه است.

آنچه شما پیرامون تشکل جامعه اسلامی عنوان کردید برای ما که شاهد دوران 82 و 83 و انتخابات ریاست جمهوری 84 بوده ایم شفاف و روشن است.

اینکه مسئولین جامعه از همه کاندیداها بهره بردند ،اینکه آقای ی.خ مسئول ستاد جوانان آقای هاشمی در استان بود و در عین حال م.ج.ت طرفدار قالیباف بود و باز با هاشمی میگشت و هم محسن رضایی را دعوت می کرد هم لاریجانی و قالیباف اصول گرا را و هم کروبی اصلاح طلب را .اینکه جامعه از سال 83 تاکنون چهار سال انتخابات برگزار نکرد و هیچ کس به آن معترض نشد .اما مگر شما نمی دانید که چه کسانی در هیئت نظارت بر تشکلها هستنمد ؟حداقل سه چهره و از جمله ریاست دانشگاه همشهری دبیر جامعه بودند و بقیه هم منصوب دکتر اکبری.حال شما انتظار داشتید شکایت شما به جایی برسد؟

و حال مگر دبیر انتصابی جدید جامعه که اصلا تخلفات دبیر قبلی برایش مهم نبود و فقط به قصد نابودی منتقدین دست به شکایت زده ،همشهری و همسایه مسئول نهاد رهبری نیست؟و همچنین هم استانی بقیه اعضای هیئت نظارت.

و اصلا چه شد که ناگهان دوباره جامعه با اراده مسئولین زنده شد و بی آنکه هیچ بوروکراسی را بگذراند اقدام به برگزاری جلسه سخنرانی کرد؟(که البته مشتری جز صندلی های خالی نداشت)آیا اینها همگی از رانت نبود؟

من شاهد توهین و ضرب و شتم شما توسط عده ای  معلوم الحال نا معلوم در جلسه پرسش و پاسخ  هیئت رئیسه دانشگاه بودم اما مگر دکتر اکبری نگفتند "براتی هیچ کس اتفاقی نمی افتد"و "با خیال راحت بپرسید" چرا باید عده ای جرات کنند دانشجویی را که به حسن اخلاق مشهور است بزنند و باز با کمال پررویی همان ها از شما شکایت کنند؟من شاهد بهت و حیرت شما از این متاجرای عجیب که به عقیده من از قبل سازماندهی شده بود ،بودم .شما فکر میکنید چرا چنین افرادی باید سراغ شما بیایند؟

آقای نساجی

حتم دارم در این مدت هم تهدید شده اید و هم احتمالا تطمیع خواهید شد چرا که خیلی چیز ها را میدانید و با شناختی که از شما پیداغ کرده ام  از هیچ کس هم هراسی ندارید .اما باید بدانید در این معرکه سیاسی یا باید بترسید یا به آنان بپیوندید.این جا جای جان فشانی نیست .این جا همه چیز لابی و و همشهری بازی است.شما یلاد در این بازی وارد می شوید یا حذف میشوید.هیچ ربطی هم به نظام و انقلاب و دولتهایی که می آیند و میروند ندارد. اینها دولت خود را از صدقه سر همشهریان خود دارند نه شهدای که شما خود را امتداد راه آنها میدانید.به قول خود شما :

 " آنهایی که جبهه رفتند سرشان را نداند که آنهایی که جبهه نرفته اند سرمایه دارشوند"

اینها در زمان دولت اصلاح طلب دانشجوی دوم خردادی را سر بریدند ،پس شما دانشجویان اصول گرا را هم در دوران احمدی نژاد سر خواهند برید.و آب هم از آب تکتان نمی خورد.

شما از ما و فعالان  شورای صنفی نوشتید و شنیده ام که میلاد سراج را ملاقات و با وی هم سخن شده اید. من هم وظیفه دانستم در پاسخ این محبتی که شما خالصانه و علیرغم تفاوت سلایق سیاسی که بین ما وجود دارد به ما بچه های شورا داشتید برایتان بنویسم .دورانی که با شورای صنفی دوره پنجم داشتیم تکرار نخواهد شد و امیدوارم سرنوشت آنان برای شما هم تکرار نشود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:3  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 شوراي صنفي و مشاركت دانشجويالن

شوراي صنفي آري اما پرسش و پاسخ ها چه شد؟

شورای صنفی قرار است تشکیل شود .اما پس از سه سال و با تاخیر 6 ماهه،که طبق قانون میبایست در آبان و اردیبهشت هر سال انتخابات برگزارشود.این تنها وعده از وعده های دکتر اکبری بود که عملی شد.

ریاست محترم دانشگاه در پایان سال 1386 و در حایکه 15 ماه بود هیچ دیدارو گفتگویی با دانشجویان نداشت یک روز ظهر بدون هماهنگی و اطلاع قبلی در مسجد قائم مهندسی حاضر و در حالی که حاج آقای انصاریان را در کنار خود می دید پاسخگوی سوالات دانشجویان شد. این جلسه یک شنبه هفته بعد هم در همان محل مسجد مهندسی و ظهر دوشنبه در مسجد ادبیات ادامه یافت و ایشان قول دادند جلسه ای با حضور عموم دانشجویان در سالن آمفی تئاتر فردوسی برگزار کنندکه همگان از نتیجه آن آگاهند.

علاوه بر نقظه نظرانت دانشجویان مسجدی که ایشان را به چاره اندیشی جهت گفتگوی رودررو واداشت ، برگزاری تجمعی توسط دانشجویان در همان ایام در اعتراض به وضعیت نامناسب گرمایش و آب خوابگاهها در محل سازمان مرکزی هم بسیار موثر بود که اگر چه دکتر اکبری مثل همیشه بار روی گشاده دانشجویان را پذیرا شدو به گفتگو با ایشان نشست اما جلسات متعدد امسال با تمام جلسات پرسش و پاسخسالهای گذشته متفاوت بود و آن اینکه دیگر کف و سوت به افتخارکارهای کرده جای خود را به سوال از آنچه هست و آنچه نیست و باید باشد داده بود و مسائلی چون " توسعه نامتوازن" و " عدم وجود شورای صنفی" "کارهای عمرانی دیگر بس است"– " علم کجاست و آزمایشگاه نداریم " مطرح شد که البته هیچ کدام پاسخی نداشت و ایشان بیشتر به تعریف و تمجید از سوابق و برنامه های خود - که از حق هم نگذریم درخشان است- پرداختند والبته از توهین و تمسخر پرسش کنندگان و جنگ روانی هم فرونگذاشتند.

حال با توجه به وعده دکتر اکبری درباره ادامه جلسات پرسش و پاسخ در یکشنبه ها باید پرسید جلسات چه شد؟ و با این تفاسیر ادامه برگزاری جلسات پرسش و پاسخ یک طرفه و صوری به منظور اعمال تبلیغاتی و نمایشی بدون حضور نمایندگان دانشجویان و در یک فضای بسته امنیتی چیزی جز نادیده گرفتن شعور اجتماعی دانشجویان نخواهد بود چرا که حذف منتقدینی که رسالت خود را در انتقاد سازنده میبنند مانعی جدی بر سر راه تعالی و شکوفایی دانشگاه خواهد بود.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:11  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

پس از 4سال  در دانشگاه سیستان و بلوچستان

 شورای صنفی دانشجویان تشکیل می شود

 

پس از چهار سال در دانشگاه سیستان و بلوچستان شورای صنفی دانشجویان مجددا تشکیل میشود.

به گزارش خبرنگار اندیشه آزاد ، پس از گذشت 4 سال از آخرین دوره شورای صنفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان ، با برگزاری انتخابات در 29 اردیبهشت جاری ،هفتمین دوره شورای صنفی دانشجویان در دانشگاه شروع به کار خواهد کرد.

دانشگاه سیستان و بلوچستان آخرین بار و از بهمن 81 تا مهر 83 شورای صنفی پنجم به دبیر اولی میلاد سراج را تجربه کرد که پس از کشمکش طولانی داتشگاه با این تشکل و صدور احکام انضباطی برای 6 تن از اعضای شورای مرکزی موجودیت آن در معرض خطر قرار گرفت.پس از آن و در سالهای 83 84 و 85 انتخابات شورای صنفی با اعمال نظر و ایجاد محدودیت برگزار شد و مسئولان آنرا به دیل به حد نصاب نرسیدن آراء منحل نمودند.

مطابق آیین نامه شورای صنفی دانشجویان دانشگاه هر سال باید در مهر و آّبان انتخابات دوره جدید را برگزار کند ، اما در سال تحصیلی اخیر و با تغییر معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تاکنون انتخابات برگزار نشده بود که سرانجام با فشار دانشجویان و تشکلهای دانشجویی ، ریاست دانشگاه به برگزاری انتخابات تن داد.

در حالی مجریان انتخابات شورای جدید را شورای هفتم می نامند که از زمان شورای پنجم تاکنون این دانشگاه از داشتن شورای صنفی محروم بوده است.از طرف دیگر در طول سالهای اخیر دفاتر و اسناد شورا توسط دانشگاه پلمب و به تشکلهای دیگر واگذار شده اند و شورای جدید فاقد هرگونه امکاناتی است.

گفتنی است ، ثبت نام از کاندیدا ها هم اکنون به اتمام رسیده و قرار است انتخابات در تاریخ 29 اردیبهشت برگزار شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:2  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

سياست هاي آقايان هيچ ربطي به دولت نهم ندارد

 

بی آنکه بخواهیم از كسي يا جناحي حمایت کنیم و یا از وظیفه اصلی خود به عنوان دانشجو تشکل دانشجویی که نقد دولت و حاکمان است- اگر چه كه نقد سياست هاي اقتصادي ،كار كارشناسي خاص و دانش لازم را مي طلبد كه از عهده ما خارج است و البته زمان لازم است تا بتوان بر درستي يا نادرستي برخي سياستها قضاوت كرد طفره برویم- لازم است پیش از همه به دنیای نه چندان کوچک پیراومن خوکه همان دانشگاه پپردازیم.اما آنچه در اين مقاله مد نظر ماست بررسي اجمالي عملكرد هيئت نظارت بر تشكل هاي دانشگاه سيستان و بلوچستان است كه در كنار ساير نهاد هاي مسئول همچون شوراي فرهنگي و كميته ناظر بر نشريات عهده دار فضاي فرهنگي و سياسي دانشگاه است.

از سال 82 به بعد تلاشي از سوي هيئت نظارت (كه شامل شخص رياست دانشگاه،مسئول نهاد رهبري و نماينده حقوق دانشگاه و نماينده استانداري در دانشگاه به عنوان صاحبان حق راي و معاونت دانشجويي و فرهنگي و دبير هيئت نظارت به عنوان اعضاي ناظر مي باشد)در جهت محدود كردن فعاليت هاي سياسي دانشجويان صورت گرفت ، نخست شوراي صنفي دانشجويان تعطيل و اعضاي آن محكوم ،تعليق و تبعيد شدند،به نحوي كه فعال ترين تشكل دانشگاه كه وظيفه پي گيري حقوق صنفي ،آموزشي و اجتماعي دانشجويان را بر عهده داشت به حاشيه كشيده شد و زمينه براي سركوب ساير تشكل ها فراهم شد.

گام بعدي حذف«مناظره» و «تريبون آزاد» از برنامه هاي دانشگاه بود به نحوي كه به هيچ تشكلي مجوز برگزاري مراسم به صورت تريبون آزاد(كه در آن افراد حقيقي و نمايندگان تشكل ها مي توانستند به بيان آراءو ديدگاه هاي خود به صورت آزاد بپردازند)داده نشد.تمامي اين مراحل در دوران دولت دوم خرداد اتفاق افتاد و تنها با تغيير وزير علوم و جايگزيني دكتر توفيقي به جاي معين بود كه برخي فشار، بر دانشجويان كاسته شد و احكام صادره درباره اعضاي شوراي صنفي دانشگاه همانند بسياري از دانشجويان محكوم سراسر كشور تقليل يافت.اما اين بخشندگي شاهانه مانع از به قهقرا رفتن دانشگاه نشد و اعضاي شوراي صنفي ديگر هرگز نتوانستند انسجام دروني خود را بازيابند و اين ضعف به ساير تشكل ها هم سرايت كرد.

با روي كار آمدن دولت نهم ،گرچه برخي مسئولين انحصار طلب از صحنه دانشگاه حذف شدند و سیاستهای امنیتی مسئولين سابق حراست دانشگاه كنار رفت،اما اقدام دكتر محمودي معاون جديد دانشجويي در برگزاري انتخابات شوراي صنفي با بي رغبتي دانشجويان و بي ميلي برخي مسئولين دو سال پياپي ناكام ماند و يا انتخابات منحل شد و يا اصلا به حد نصاب نرسيد.

در سال اخير هم كه به تازگي و تحت فشار دانشجويان نشريات و تشكلها انتخابات شوراي صنفي قرار است انجام شود شاهد آن هستيم كه هيئت نظارت مانع از برگزاري جلسات پرسش و پاسخ شفاهي مي شود و تنها به پرسش كتبي رضايت مي دهد.

اين امر مسلما با تبليغات برخي جريانات به حساب دولت نهم گذاشته مي شود و تلقي همگان اين خواهد بود كه نه تنها دانشگاه بلكه كل كشور دچار اختناق است و نمي توان انتقاد كرد.اما بايد گفت كه سياست هاي آقايان هيچ ارتباطي با دولت نهم ندارد و هيچ تكليفي از وزارت علوم و معاونت فرهنگي اجتماعي درباره اين مسائل نبوده كه همگي خواست شخصي برخي مسئولين است در جهت كم رنگ كردن نقش دانشجويان و حركت به سمت يك دانشگاه ساكت و بي سروصدا براي پياده كردن هرچه راحت تر برنامه هاي از پيش بافته خودکه چنین سیاستهایی ازدوران دوم خرداد آغاز شد و بدین جا رسید.

به نحوي كه شاهديم هم اكنون فضاي دانشگاه بيشتر شبيه يك دبيرستان بزرگ است و حتي يك مهدكودك رنگارنگ تا يك فضاي آكادميك و دانشگاهي!!

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 17:27  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

ما چون شیشه ایم اگر بشکنیم تیز تر میشویم

این روزها برای انجمنهای اسلامی مستقل ، روزهای سختی و طاقت فرسایی است .در حالیکه بسیاری انجمنهای اسلامی خارج از چارچوب تحکیم را به انگشت اشاره نشاته رفته اند و متهم به وابستگی به دولت و حاکمان می کنند شاهد آن هستیم که فشارهایی از داخل و خارج دانشگاه برآنان وارد می شود تا تلاش کند در خلا سیاستهای مغرضانه وزارت علوم در دولت قبلی آنان را همچنان از راه خود بازدارد.

هنوز ماجرای شکایت دانشگاه آزاد و مجریان این شرکت خصوصی که تحت لوای علم به تجارت مشغول اند از خضریان عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل ادامه دارد و با قرار کفالت آزاد است ،دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران (پردیس قم) به واسطه شکایت دفتر تحکیم دانشگاه که به دروغ خود را انجمن اسلامی می نامد و ساخته دست رئیس سابق دانشگاه است،درگیر مجامع قضایی است و اما در دانشگاه سیستان  بلوچستان هم "ماییم و آب دیده" که همچنان همانانی هستند بودند و نمی خواهند و نمی توانند ما را ببیننند. همانگونه که در مصاحبه با سایت های خبری هم مطرح کردیم ماجرای این شکایت چیزی بیش از شکایت چند دانشجوی معلوم الحال و متن شکایت و امضایی که حالا دیگر همه می دانند کدام یک از مسئولین آنرا تنظیم کرده و به نام دانشجویان ارائه کرده است و یا شکایت تشکلی تحت هدایت افرادی تازه از راه رسیده است.

ما دسهایی را پشت پرده می بینیم که شاید نتوان رو کرد اما خودشان هم می دانند که حنایی که بسته اند رنگی ندارد و همگان دانند آنچه را باید دانست.

اما هر چه می گذرد و تهدید ها و ارعابها بیشتر می شود ،ذره ای از اراده ما در مسیری که انتخاب کرده ایم کم نخواهد شد ،که پیش از این هم بهایی سنگین پرداخته ایم.ما سی امین عضو تشکیلاتی هستیم که در بدو تاسیس با هجمه و توهین و تهدید روبرو شد و بنیان گزاران آن برای انجمنی ماندن هزینه ای سنگینی پرداختند حتی با وجود آنکه از عنوان تحکیم دست کسیدند و به صرف انجمنی بودن رضایت دادند.

دبیر انجمن ما اولین دبیر تشکیلاتی نیست که حکم انضباطی اش را قاب میگیرد و به دیوار اتاق نصب میکند ،که انجمن مان دفتر ندارد و گرنه برای تاریخ تشکیلاتمان هم گواهی می شد بر سینه دیوار انجمن.

پیش از این و در همان سالهای 78 تا 84 که معین و هم پیالگی هایش از درون ما را میکوبیدند و در برون سخن از آزادی بیان می راندند،شاهد بودیم که روسای دانشگاه اجازه می دادند افرادی بیایند و اعضای انجمنهای ما را بزنند و دفتر ها رابگیرند.حتی اگر اعضای انجمن شب را به پاسداری در دفتر می خوابیدند ،عاقبتشان ضرب و شتم بود و جوش خوردن در انجمن با میلگرد هایی که سلاح اما در پایان انتخابات لباسهای همه که هیچ حتي زیر پيراهن هاي آنها پاره شده بود.

آنروز بیت ا..برقراری دبیر منتخب را به جرم انجمنی بودن و تحکیمی نبودن از طبقه بالای ساختمان دانشگاه به پایین پرتاب کردند به گونه ای یک ماه در حال کما بود.

اما فرادی آنروز در حمایت از او دانشجویان تجمع کردند و شعار دادند :حزب فقط حزب ا.. رهبر فقط بیت ا..

آری ،آقایان راست و چپ دانشگاه ما چنین پیشینه ای داریم ،ما زیر پر قو نخوابیده بودیم که حالا با حکم انضباطی بی ارزش شما خوابمان آشفته شود.این شمایید که آشفته اید و نمی دانید چه میکنید. زمانه میگذرد و زمان شما هم خواهد گذشت.

زمانی که مسائل پشت پرده دانشگاه سیستان و بلوچستان را برای خضریان عضو شورای مرکزی اتحادیه می گفتم ،او هم از خود گفت ،گفت که یک ترم حذف سیاسی بوده و خانه نشینش کرده اند . اما باید گفت که آنزمان دوم خرداد بود و به ما بهدید دشمن می نگریست و این موارد عادی بود ،اما حالا و در دوران حاکمیت دولت اصول گرا ،این ها در دانشگاه شما چه می کنند؟

اما اینان باید بدانند که ما اگر نتوانینم این احکام را لغو کنیم ،هر چه از دستمان برآید می کنیم ، تالااقل هزینه این کار را برای کسانی که دانشگاه را حیاط خلوت سیاسی خود کرده اند بالا ببریم . آری برادر اینجا دانشگاه است ، خانه خاله و جای همشهری بازی نیست.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 17:2  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........ .

طبقه بندی:خیلی خیلی مهم                      تاریخ:.................

                                                                                      شماره:................

 

به: مامور مخصوص         از: دبیر نظمیه    موضوع: حکم عضویت

با توجه به سوابق و برجستگي هايي كه در شما در مدت ترم گذشته سراغ داريم و با توجه به شرايط حاد فرهنگي دانشگاه جناب عالي به عنوان رابط خبري منصوب مي شويد.لذا تا پايات ترم تحصيلي شما وظيفه جمع آوري اخبار و اطلاعات را در سطح دانشگاه بر عهده خواهيد داشت.

ضمنا در جهت حمايت و تشويق جناب عالي در كارهاي فرهنگي متناسب با ميزان اخبار و ساعات فعاليت و هم چنين كميت و كيفيت اطلاعات ارسالي به دفتر براي شما مبلغي در نظر گرفته خواهد شد.لذا تا تاريخ ........ فرصت داريد در جهت قرارداد كار دانشجويي به...........مراجعه نماييد.

محل ماموريت شما به زودي ابلاغ خواهد شد.                                       امضا:

 

دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........ .

طبقه بندی:خیلی خیلی مهم                      تاریخ:.................

                                                       شماره:................

 

به: دبیر نظمیه    از: مامور مخصوص          موضوع: کاردانشجویی و عرض ارادت

دبير محترم نظميه دانشگاه

لازم است به عرضتان برسانم كه بنده در حال حاضر در اتاق ...... خوابگاه .......حضور دارم و هم اتاقي هايم از حضور بنده در نظميه ناراضي بوده و بنده را به خاطر رفتاري كه با برخي از دانشجويان داشته و به آنها تذكر داده ام شماتت مي كنند.

به عنوان مثال تذكر اينجانب به ..........كه به درگيري فيزيكي انجاميد به گوش ايشان رسيده و از آنجا كه بنده دانشجوي شبانه هستم و حضورم در اتاق ايشان غير قانوني است از من خواسته اند كه از نظميه استعفا دهم وگرنه از اتاق اخراج خواهم شد.

لازم به ذكر است كه اعضاي اتاق،مؤسسين تشکل جديد انجمن اسلامي دانشجويان مستقل هستند و نسبت به سياستهاي نظميه به شدت معترضند.

ضمنا اميد است در تعداد ساعات رد شده براي اينجانب تجديد نظر و به ميزان ان افزوده شود.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........ .

طبقه بندی:خیلی خیلی مهم                      تاریخ:.................

                                                       شماره:................

 

به:مامور مخصوص(313)  از:دبیر نظمیه     موضوع:محل ماموریت

آقاي............. مامور مخصوص(313)

نامه جناب عالي مبني بر تهديدها و فشار اعضاي اتاق.......خوابگاه مهندسی ........به دستمان رسيد.

لازم است در مقابل ايشان مقاومت نموده و در اتاق باقي بمانيد.با آقاي ......مسئول اداره....... هماهنگ شده تا از حضور شما در اتاق حمايت شود. از آنجا كه تشكل انجمن اسلامي دانشجويان مستقل كه اعضاي آن در اتاق مذكور به سر مي برند تشكلي منتقد و خطرناك است كه تحت لواي اسلام و عدالت خواهي و آرمان گرايي مسئولين را به شدت مي كوبد و تا كنون نيز از ما حمايت نكرده و تلاش ما براي كشاندن ايشان به سمت خود جهت بهره برداري و مقابله با انجمن اسلامي بي فايده بوده است.لازم است جناب عالي در آن منطقه فعالت نموده و اخبار و اطلاعات اين افراد را به ما برسانيد.به نظر مي رسد خطر اين افراد به مراتب بيشتر از خطر انجمني هاست چرا كه اينها حساب شده و با اصول و منطق خاصي نقد مي كنند و ادعاي بازگشت به ارزش هاي انقلاب را داشته

و قصد دارند ما را مقابل شهدا و انقلاب قرار دهند.لذا از اين پس شما با كد مخفي «محرم 1313» فعاليت نموده و لازم است كه به ايشان اعلام نماييد كه از نظميه دانشگاه كه استعفا داده ايد تا بتوانيد به صورت مخفي فعاليت نماييد و به دنبال يافتن بهانه،اشتباه و موارد خلاف از ايشان باشيد.

التماس دعا

دبير نظميه دانشگاه                    امضا

دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........ .

طبقه بندی:خیلی خیلی مهم                      تاریخ:.................

                                                       شماره:................

 

به: دبیر نظمیه    از: مامور مخصوص(محرم 313)     موضوع:ارائه گزارش

معرفي اعضاي گروهك به اصطلاح مستقل

دبير محترم نظميه دانشگاه

احتراما امار و اخبار تشكل تازه تاسيس انجمن اسلامي دانشجويان مستقل را به خدمت جنابعالي ارائه مي نمايم.اميد است كه اين اخبار در برقراري نظم و امنيت هر چه بيشتر دانشگاه مؤثر شود.

دبير تشكيلات اين تشكل آقاي.......... است كه عضو سابق تشكل جامعه ......... است و پيش از اين نشريه موج را در اين تشكل منتشر كرده است.وي عضو بسيج هم بوده و در شوراي مركزي (حوزه)مسئوليت داشته است.وي در آغاز سال 84 در اعتراض به سياست هاي تشكل جامعه از آنجا خارج مي شود و بار ديگر در بسيج و در نشريه زبان سرخ طنز مي نويسد.

لازم است بدانيد در اين مدت وي ضمن مصاحبه شديداللحني با مسئول خوابگاه ها آقاي.........و دبير دانشجويي آقاي ..........آنها را مسئول مشكلات خوابگاه ها دانسته و عليه آقاي    طنز مي نوشته است.اما سرانجام وي و دوستانش در نشريه زبان سرخ از بسيج اخراج مي شوند.(الحمدلله)

وي در حال حاضر نشريه انديشه آزاد را منتشر مي كند كه حاوي مطالب تند و توهين آميزي است (خدا لعنتش كند) و دوستان وي كه ورودي هاي جديد هستند قصد دارند نشريه ديگري به نام 16 آذر منتشر كنند.(لازم است كه از كار ايشان جلوگيري شود.

اسامي افراد عضو اين تشكل به پيوست ارسال مي گردد.

در خدمت گذاري حاضرم.ضمنا كار دانشجويي بنده فراموش نشود.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313:

طبقه بندی: خیلی مهم

تاریخ:

شماره:                                  دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........

 

به:دبیر نظمیه     از:محرم 313      موضوع:موضوع نشریه مذموم و قبیح آندیشه آزاد

به نظر مي رسد كه اينها قصد دارند در سري نشريه انديشه آزاد نقد تشكل ها را بكنند.اميد است كه با كوبيدن انجمن ها،اين دو نتشكل به جان هم بيافتند و از گير دادن به مسئولين«محترم» دانشگاه باز بمانند.

همچنين لازم است كه به مسئولين اين تشكل ها هم اطلاع دهيد(به صورت مخفي) كه اينها قصد دارند آنها را ضايع كنند و بد نام كنند.در اين راستا چك نويس چند صفحه از مطالب نشريه را كه قرار است بزودي منتشر شود از كمد آنها دزديده ام( همان طور كه مي دانيد اين اسمش دزدي نيست و در جهت مصالح دانشگاه و همين طور نظام(مقدس جمهوري اسلامي) است و ممانعت اخلاقي و شرعي ندارد.

اميد است كه دانشگاه آرام و بي سر و صدايي جهت خدمت گزاري هر چه بيشتر مسئولين داشته باشيم.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

" في قلوبهم مرض"

به نظر مي رسد اينها از نقد تشكلها منصرف شده اند و قصد دارند كارهاي جديدي بكنند.

از آنجا كه سفر رياست جمهور نزديك است،مي خواهند دانشگاه را به جلوه داده و چرنديات خود را در قالب نقد و مطالب فرهنگي در اين سفر ارائه دهند.لازم است كه از كار ايشان جلوگيري شود.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

 

اطلاع يافتم كه آقاي ........مسئول ........مستقل ها با ........ مسئول......... انجمن  .......... ملاقات داشتند و از او خواسته كه به جاي درگيري و مجادله و جنگ زرگري به مطالبه و نقد سازنده و دلسوزانه بپردازند.

مشخص شد كه علت تغيير رويه نشريه و رها كردن نقد تشكل ها،سازش و مصالحه اي است كه بين اين دو فرد معلوم الحال صورت گرفته.مي توانيد با ايجاد شايعه مبني بر اينكه اينها با هم همدستند و به نظام اعتقاد ندارند آنها را بدنام كرده و وجهه آنها را در مسجد و بين مذهبي ها خراب نماييد.

باشد كه توفيقي در جهت خدمت به خدا حاصل گردد

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

 

اطلاع حاصل شد كه در تاريخ......... كه در نشريه مذموم «انديشه آزاد» هم قيد شده بود،جلسه اي با حضور مشاوران جوان استانداري به بهانه نقد عملكرد مشاوران جوان و نقش جوانان در دولت نهم توسط اين مستقل ها برگزار شد.در جلسه شان شركت كردم.به نظر مي رسد كه اين جلسه پوششي براي فعاليتهاي سري و تشكيل تيم هاي زيرزميني  و تربيت سمپاد عليه مسئولين دانشگاه باشد.لازم است كه دقت بيشتري به عمل آيد.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

 

" الصلوة عمود الدين "

آقاي............. از اعضاي فعال تشكل............ شبها تا ساعت 8 صبح مطالعه مي كند و ظهرها از نماز جماعت در مسجد باز مي ماند.مي توانيد اين مسئله را بهانه اي براي تخريب شخصيت ايشان كرده و بگوييد كه ايشان ائمه جماعت مساجد را به تقوا و علم قبول ندارد.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

 

" النكاح سنتي "

آقاي.......... مسئول........... انجمن مستقل مدتي است كه از سفر شهرستان برگشته اند و در بازگشت انگشتر به دست چپ نموده و مدعي اين هستند كه ازدواج كرده اند.لازم است و در صحت و سقم مسئله تحقيق و تفحص شود.ضمنا ايشان در مسجد،كلاس و خوابگاه شيريني پخش نموده اند،كه محل تامين مخارج گزاف آن جاي سؤال است مبادا از بيت المال و بودجه دانشگاه باشد.

تاريخ    ساعت         امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

 

آقاي......... مسئول.........انجمن در سلف سرويس ضمنا بحث با يكي از اعضاي بسيج دانشجويي از ايمان و اعتقاد مهندس بازرگان دفاع كرده و ايشان را فردي مبارز و زندان رفته دانست كه نبايد سياست ليبرالي و عملكرد وي در دولت موقت را با اعتقاد و روحيه انقلاب و اصلاحي وي   كرد.همان طور كه مستحضريد مهندس بازرگان از مطرودين نظام هستند كه حمايت اين افراد از اين شخصيت جاي تامل دارد.

تاريخ    ساعت         امضا

 

آقاي........... از مؤسسين تشكل مذموم و مقبوح انجمن اسلامي دانشجويان مستقل در شماره اخير انديشه آزاد ضمن انتشار مطالبي پيرامون دانشگاه آزاد و طنزهاي با قالب ها و ادبيات متفاوت آقاي جاسبي از دلسوزان نظام را كوبيده و حتي به آقاي........... از استوانه هاي نظام توهين كرده است.

شنيده ها حاكي از آن است كه وي آقاي جاسبي را به نام امپراطور جاسبي خطاب نموده وايشان را نشريه به يك آرشيوكرات و اشرافي گرا تشبيه كرده است.

تاريخ      ساعت      امضا

 

طبق اخبار واصله آقاي خضريان از اعضاي شوراي مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل كه به دعوت اينها به دانشگاه دعوت شده است چندين بار آقاي جاسبي مدير محترم دانشگاه آزاد نقد كرده و در حال حاضر از ايشان شكايت شده و در رفت و آمد به دادگاه به سر مي برد و با قرار كفالت آزاد است.

چگونگي مجوز به چنين فرد مجرم و متهمي از سوي هيئت محترم نظارت بر تشكل ها جاي تاسف است.

تاريخ      ساعت      امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

 

طبقه بندی: محزملنه

تاریخ: ...........................

شماره:............................                                          دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........

 

به: مامور مخصوص محرم 313      از: دبیر نظمیه    موضوع:  حکم تغییر ماموریت

وهم فیها خالدون

مامور مخصو ص –محرم 313

به اطلاع میرساند که ماموریت و منطقه عمیلاتی شما  لو رفته و تا اطلاع ثانوی لازم است از دید افراد پنهان و  از اقدام عملی یا اطلاع رسانی پرهیز نمایید.

بدیهی است که شما دیگر مامور کمیته نبوده و نباید خود را با این عنوان معرفی نمایید .

امید است که از توانایی های شما در موارد دیگر استفاده شود.             التماس دعا

دبير نظميه دانشگاه                    امضا

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:41  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

دانشگاه .............و .............

اداره کل نظمیه

نام : رضا

شهرت:نساجی زواره (مشهور به جنبش)

موضوع:تشکل انجمن اسلامی دانشجویان مستقل (1358)

نامبرده دبیر تشکیلات تشکل انجمن اسلامی مستقل بوده که در آخرین نشست اتحادیه مذکور به عنوان سخنگوی کمیسون سیاسی اتحادیه انجمنهای اسلامی انتخاب گردیده است.وی تاکنون چند عنوان مطلب در سایت خبری تحلیلی دانشجویان مستقل نوشته که از جمله خبر مربوط به مشکلات سوخت در دانشگاه سیستان و بلوچستان –مشروح میزگرد تشکلهای دانشجویی در آذر ماه 86 در دانشگاه-و چند عنوان مصاحبه و بیانیه می باشد.

از آنجا که فرد یاد شده ،در نوشتن طنز تخصص داشته و قصددارد فعالیتهای مطبوعاتی خود را گسترش دهد ،لازم است هر چه بیشتر زیر نظر گرفته شود.(نظر شنبه)

ملاحضات:احتمال عضویت یا شرکت در انتخابات شورای مرکزی اتحادیه انجمنهای مستقل بررسی شود.

نظر یک شنبه :پرونده آموزشی ملاحظه گردید .مشکل خاصی وجود ندارد .نامبرده دانشجوی ترم 8 فیزیک بوده و در یک یا دو ترم آینده فارغ التحصیل خواهد شد.

نظر دوشنبه:نظر یک شنبه صحیح است.

رونوشت به اداره امنیه:و ضعیت شخص مذکور از اتحادیه استعلام شود.

نسبت به استعلام اقدام شود.

اداره کل نظمیه

از طرف........

 

 

 

دانشگاه .............و .............

اداره کل نظمیه

نام :رضا

شهرت: نساج (مشهور به جنبش دانشجویی و جنبش)

موضوع:اقدامات خرابکارانه در خوابگاه دانشجویی

به اطلاع میرساند مدتی است که در خوابگاه 5مهندسی اتاقهای ....و.... افراد مشکوکی ساکن و یا رفت و آمد میکنند و حول شخصی به نام رضا نساجی مشهور به جنبش و پیغمبر خوابگاه 5 جمع می شوند.پیرو گزارش قبلی در تاریخ // در جمع ایشان حاضر و گزارش از سخنان ایشان تهیه نمودم که به پیوست ارسال می گردد.

لازم به ذکر است طرفداران این شخصیت وی را به تاسی از شخصیت دکتر علی شریعتی که مدتی در زندان اوین به پیغمبر بند 5 شهرت داشت ،او را پیغمبر خوابگاه 5 می نامند.

نظر شنبه: ادعای وی در شباهت به دکتر شریعتی محل اشکال است.

نظر یک شنبه: میزان مطالعه وی از کتب این شخصیت بررسی شود.

نظر دو شنبه : با توجه به عدم محبوبیت دکتر شریعتی در میان بسیاری دانشجویان مذهبی ،افشای این موضوع کارکرد مثبت خواهد داشت.

رونوشت به:معاونت ...........و...........                

اداره کل نظمیه

                                                                        از طرف...........

 

 

اداره کل نظمیه

 

مصاحبه/بازجویی  با  :رضا نساجی زواره   فرزند ............

در ارتباط با :گروه موسوم به انجمن اسلامی دانشجویان 1358

 

نسبت به اتهامات و سوالات مطروحه چنانچه پاسخی دارید مکتوب و تایید نمایید.

س: اظهارات خود  را چگونه تایید می کنید.

ج: با امضا تایید میکنم.

س: شما متهم هستید به توهین و تشویش اذهان عمومی ،افترا به نهاد ها و تشکل های دانشگاه .تایید می کنید؟

ج: مشخص نیست کدام نهاد و کدام تشکل  ؟

س: با توجه به اظهارات خودتان  در جلسات متعدد ، هر کدام را که فکر می کنید مرقوم نمایید.

ج: با توجه به مبهم بودن سوال ، فرض را بر توهین به رئیس دانشگاه ،اداره کل نظمیه و تشکل ....گذاشته و پاسخ می دهم.

اگر منظور ریاست دانشگاه باشد ،اصلا به شما چه؟ اصلا به 40 تا دانشجویی که یک مشت رابط اداره نظمیه بوده اند چه مربوط ؟ شما مگر کاسه داغ تر از آش هستید؟خودشان مگر زبان ندارند؟

اگر منظور اداره نظمیه بوده است باز هم به شما چه مربوط ؟شما مگر فوضول مردم هستید؟

اگر تشکل ......است من خود قبلا عضو آنجا بوده ام ،سخنگوی سیاسی بوده ام به شما چه مربوط؟

دیگر حرفی ندارم.

س: طبق شکایت 6 تن از دانشجویان ،شما در پایان جلسه پرسش و پاسخ اقدام به توهین به یکی از آنان نموده اید.در این رابطه چه دفاعی از خود دارید؟

ج:اگر منظور همان کسانی باشد که در پایان جلسه اقدام به ضرب و شتم و توهین به شخص اینجانب نبوده اند لازم است یاد آوری کنم که بنده نه تنها توهین نکرده ام بلکه به بنده توهین شده و خود من شاکی هستم و باید به شکایت من رسیدگی شود.شاهدان حاضرند شهادت بدهند.

س: اگر شما مورد حمله قرار گرفته و به شما توهین شده است ،چرا زودتر شکایت نکردید؟

ج:بنده که قصد ایجاد جنجال ندارم.ضمنا من ایشان را نمی شناختم و فکر نمی کردم مساله اینقدر راحت جدی باشد.حال که اقدام به شکایت نموده اند بنده هم از حق خود برای شکایت متقابل نمی گذرم و باید جواب شکایت بنده داده شود.

س: چون شما دیر تر اقدام به شکایت کرده اید شکایت شمال قابل طرح نیست.

ج:آقا مگه نونواییه که هر کی زودتر اومد زودتر نون بگیره؟مگه صف و صف بندیه و نوبتیه؟

به من توهین شده و کتک خورده ام و شاهد هم دارم .چرا شما شاهد مرا احضار نمی کنید؟

س: اشکال شما از دید ما وارد نیست.دفاع دیگری دارید؟

ج:خیر ندارم.

س: شما متهم هستید به توهین و افترا و برهم زدن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی.در این رابطه چه دفاعی دارید؟

ج:آقا مگه اقتصاده یا شرکته که خصوصی و عمومی داشته باشه؟کودوم ذهن ؟کودوم نظم؟من تازه یه عده رو که قصد جنجال داشتند آروم کردم .من اگر با بچه های فلان تشکل صحبت کنم و آرومشون کنم شما میگید تبانی کردی و وابسته هستی.اگر هم نکنم و سر و صدا کنند می گید بر هم زدن نظم عمومی.آقا من به کودوم ساز شما باید برقصم؟

س: پس شما اقدام به رقص هم می کنید.در این رابطه چه دفاعی دارید؟

ج: چه دفاعی؟ چه کشکی؟ یعنی چی حرف دهن آدم می ذاری آقا؟

س: شما بنده را متهم میکنید.پس اتهام متهم ساختن نهاد های دولتی هم به اتهامات شما افزوده شد.دفاعی دارید؟

ج:چه دفاعی؟آقا مگه با دفاع میشه از پس شما براومد؟باید به شما حمله کرد آقا.

س: شما اقدام به تهدید و حمله نمودید. در رابطه با این اتهام چه پاسخی دارید؟

ج:آقا می بخشید.شما انسان هستید یا نه؟

س: بله .چرا که نه؟

ج:می خواستم بگم اگه ممکنه این رو هم به اتهامات من اضافه کنید که شما رو داخل آدم حساب کردم!!!

گناه سنگینیه نه؟

س: طفره نرید.اتهام اتلاف وقت نهادهای دولتی و نیز تشویش اذهان مدیران به اتهامات شما افزوده شد.

ج: آقا معذرت.یه سوالی برام پیش اومد.من قبلا متهم شده بودم به تشویش اذهان عمومی.حالا متهم شدم به تشویش اذهان مدیران دولتی.یعنی شما جزء بخش خصوصی هستید؟

س: منظور؟

ج: منظورم این بود که تو کار ما عمومی ها و عوام الناس بیچاره دخالت نکنید.ما اگه شمارو نخواهیم باید کی رو ببینیم؟

س:آخرین دفاعیه خودتون را بفرمایید.

ج: من فقط می خواستم در مقابل این دادگاه چند جمله بگم.

اینکه من به خاطر شما دانشجویان اینجا هستم.من دبیر تشکیلات نبودم .... من طنز نویس نبودم...من روزنامه نگار نبودم...من اصلا کاره ای نبودم....من جوگیر شده بودم....من اشتباهی بودم!!!

خدا رو شاهد می گیرم  که من هیچی رو برای خودم نخواستم .هیچی توی جیب خودم نذاشتم .من حتی پول کار دانشجویی های خودم و سایر اعضای انجمن رو برای هزینه های انجمن خرج می کردم.من همه تلفنهای انجمن رو با موبایل خودم انجام می دادم .من کامپیوتر نداشتم.......دفتر نداشتم....بودجه نداشتم.

من قسم میخورم که آب میوه ندزدیدم .مهمان دعوت نکردم که بلیطش رو توی بازار سیاه بفروشم.من مشروط شدم ولی مایوس نشدم.من همه چیزم رو برای این دانشجو ها دادم.

من شریف بدنیا آمدم،عدالتخواه زندگی کردم ،آرمانگرا بودم ....من هیچی رو برای خودم نخواستم .......

 فقط همین ها را می خواستم بگویم. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:36  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

چگونه یک رئیس دانشگاه شویم؟

 

برای این کار شما احتیاج به یک همشهری دارید.همشهری شما می بایست در یک دانشگاه(ترجیحا ویرانه )رئیس بوده و به شدت سیاسی باشد.علاقه ای به آبادانی نداشته و بودجه های وزارتخانه را جهت خودشیرینی بازپس دهد.

-در مرحله اول شما آنقدر صبر می کنید تا گند از کار همشهریان درآید و ایشان به خاطر گندکاری خود ترفیع درجه گرفته و به وزارتخانه منتقل شوند.

- بخت با شما یار است. چون شما همشهری هستید رئیس خواهید شد!!

در مرحله اول شما پیش از همه چیز نیاز به خلوص نیت دارید.ابتدا نیت کرده سپس کلنگ را بردارید.

-آنچه که به شما ارث رسیده یک تپه خاکی است که سگ ها دوروبر آن پرسه می زنند.اولین کاری که می کنید اینست که همه جا را آسفالت می کنید.در این مرحله شما به شدت محبوب خواهید شد.

-مرحله دوم این است که دوروبر آسفالت را جدول نمایید.در این مرحله شما به لقب سردار جدول مفتخر خواهید شد!!

-چیزی که توی مملکت زیاد است همایش است.شما هم ضمن برگزاری چند همایش آبکی از قبیل : کنفرانس انجمن  سیاست گذاری  نخبگان علمی ،نهادهای نظارت در بخش خصوصی،سازمان های مدیریتی اداره کل طرح و توسعه فرهنگ و هنر در شورای شهر و روستای منطقه  ده نایب سفلی

بودجه کلانی از استانداری و سپس وزارتخانه گرفته و صرف چمن کردن محیط دانشگاه می نمایید.از آنجا که این بودجه علاوه بر بودجه رسمی دانشگاه است و صرفا به واسطه تلاشهای فردی شما بدست آمده هیچ احدالناسی حق ایراد گرفتن بر شما را نخواهد داشت.

-در این مرحله ممکن است دانشجویان پررو شوند.بهتر است قبل از هر کار تشکلها را به حاشیه کشانده و ساکت کنید تا همه چیز آرام و خوب پیش برود.

اگر دولت اصلاح طلب است با آنها همکاری نمایید(می توانید در این مرحله از همشهری خود استفاده کنید)تا کسی مانع کارتان نشود.از آنجا که همواره نیمی از قدرت دست جناح مقابل است مرتبا در نمازجماعت و نمازجمعه شرکت و با حضور در صف اول مانع از این شوید که زیر آبتان را بزنند.البته چه چپ باشد چه راست،حزب کارگزاران را از یاد نبرید که از همه مهمتر است و همه هم او را قبول دارند ،آنها را قبول داشته باشید تا همه شما را قبول داشته باشند.

-سیاسی بازی بس است.در این مرحله شما چمن را در اولویت دوم قرارداده و به سنگ کاری روی بیاورید.این همه سنگ نعمت خداست که بهترین جا برای مصرف آنها محیط علمی دانشگاه است.

-رنگ کردن خوابگاه لازم است.فراموش نکنید چون در مملکت همه پیمان کارها دزدند.رنگ کردن را تضمینی انجام دهید تا اگر خراب شد بتوانید یقه ی آنها را بگیرید.

-اگر تشکل جدیدی قصد مجوز گرفتن دارد به او مجوز ندهید که در آینده موی دماغتان خواهد شد.

-در این مرحله دانشگاه آنچنان زیبا  شده که به جای سگ ها،دختر و پسرها در آن آزاد می گردند.

این مهر تائیدی است بر عملکرد عالی شما!!(چشم حسود کور)

اکنون شکستن گردو با دم حق مسلم مسئولین است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:52  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

                                             

انتشار مقاله ای به قلم مسیح علی نژاد روزنامه نگار ساکن لندن در روزنامه اعتماد ملی که در آن سعی کرده بود با بکار بردن عبارات سخیف ، استقبال مردمی از احمدی نژاد را در سفر های استانی را کم اعتبار و محبوبیت شخص وی را به نگاه مردم فریبانه و عوام گرایانه او نسبت دهد، بار دیگر نشان داد مدعیان و طالبان "آزادی بیان" هنوز از فرهنگ آن بی بهره اند و" تعهد بیان" لازم را نهادینه نساخته اند.

از آنجا شخص روزنامه نگار مذکور مدتهاست وجهه ژورنالیستی خود را از دست داده و تبدیل به مهره سوخته روزنامه های زنجیری شده است و این گونه مطالب بارها و بارها در نشریات و از زبانهای دیگر تکرار شده اند، ریشه این نوع نگاه ها را باید در سیاست کلی اصحاب رسانه دوم خرداد در پی شکست در انتخابات ریاست جمهوری سوم تیر 84 دانست.

حال كه دو سال از پيروزي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري84 مي گذرد ، بازخواني برخي گفتارها و پندارهاي برخي چهره ها ضروري است،خصوصا كه از آن زمان تا كنون تنها راه چاره براي جريانات ورشكسته سياسي كشور، اتهام " پوپوليسم و عام گرايي " بوده است.بدين معنا كه اگر آراء مردم در سال 76 از صندوق در آيد به فهم و درك و ويژگي هاي شهروندان يك جامعه مدني برميگردد و اگر همان مردم در سال 84 به احمدي نژاد راي دهند،اين امر ناشي از " احساسات عوام" ، "نا آگاهي توده ها" و به طور كلي پوپوليسم و قشري گرايي است.

پوپولیسم لااقل برای مدتی تنها گریز و راه چاره اصلاح طلبان برای انکار وجهه مردمی و نگاه رجایی وار ویژه او بود.به گونه ای که به عنوان مثال در روزنامه هم ميهن كه به صاحب امتيازي غلامحسين كرباسچي و مديرمسئولي عطرياني فر و سردبيري محمد قوچاني منتشر شد،در هر شماره مطلبي با عنوان پوپوليسم چاپ مي شد، به نحوي كه در آخرين شماره آن سه مطلب حول پوپوليسم و با محور حمله به احمدي نژاد چاپ شده بود،از جمله مقاله اي با عنوان پوپوليستها هميشه نمي خندند كه سعي كرده بود مواضع انتخاباتي وي را عوام فريبانه و در جهت تحريك توده هاي ناآگاه جلوه دهد و در حقيقت حاكميت جامعه را بي خرد و تنها خوانندگان خود را صاحب شعور فرض كرده بود.

حال كه دنبال يك پوپوليست هستيم، بياييد به انتخابات برگرديم.جايي كه آقاي مهدي كروبي نامزد جريان اصلاحات و جامعه روحانيت مبارز كه پس از هاشمي و احمدي نژاد،بيشترين آراء را آورد. اما چگونه؟؟نگاه نه چندان عميق به انتخابات گوياي اين است كه " آيت ا...كروبي!! " تنها با اتكا به دو دليل اول اینکه وعده 50 هزار تومان در هر ماه به هر ايراني و دوم بواسطه تعصبات قومي توانسته چنين راي را كسب كند،امري كه نماد عامل پوپوليسم و عوام فريبي است.

بیاییید نگاه دوباره ای به تبلیغات رسانه ای ایشان در انتخابات ریاست جمهوری داشته باشیم:

 " من مهدي كروبي هستم فرزند احمد كروبي،احمد كروبي رو همه مي شناسند،يه زن داريم ، زنمون را هم همه مي شناسند!! خودم زندان رفته ام،جبهه رفته ام،بچه هام هم زمان جنگ،خارج نرفتند!!خودم هم نرفتم !!.. "

تعجب نكنيد،اينها توهين و افترا نيست، بخشي از بيانات يكي از چهره هاي مطرح جريانات اصلاحات است كه ايشان را به عنوان شيخ اصلاحات و حتي به قول خودش پدر اصلاحات مي شناسند.اما فیلم های تبليغاتي ايشان در انتخابات نهم رياست جمهوري كافي است تا بفهميم چه كسي قرار بوده رييس جمهور اين كشور شود.

اكنون كه بنا به مقتضيات زمان آقاي كروبي سعي در ايجاد وجه روشنفكري و در عين حال اثبات استقلال سياسي خويش دارد،تشكيل حزب جديد اعتماد ملي و همين طور انتشار روزنامه اعتماد ملي كلاهي بس گشاد بر سر همان ملت "عوام كالانعام و الاغنام" كه با قالب نو روشنفكري به بازار عرضه شده است. روزنامه اعتماد ملي بازتاب به مراتب ضعيف تر و در عين حال محافظه كارتري از روزنامه شرق است كه به منظور اجراي سياست هاي حزب هم نام خود تاسيس شد گرچه رويكرد آن بيش از آنكه هم راستاي تفكر كروبي كه التقاط ناشيانه ای از اصلاح طلبي و اصول گرايي است باشد يادآور روزنامه شرق است.

بررسي برخي مطالب به اصطلاح تئوريك گوياي ضعف پشتوانه فكري صاحبان راي آن است،به عنوان مثال در مطلبي كه با عنوان بيماري انحصار به قلم يكي از روشنفكران در كسوت روحاني اين حزب در تاریخ 31 مرداد 86 به چاپ رسيده،آقاي فاضل ميبدي در يك تحليل !! كوتاه با شروع از موضوع اقتدارگرايي توتاليتاريسم و مذمت انحصارطلبي در حوزه سياست و تفسير آيه " الا ان الدين عند الاسلام" به نفع دموكراسي به اين نتيجه مي رسد كه انحصار در دين ومذهب نيز مطرود و پلوراليزم ديني را به عنوان يك اصل خدشه نا پذير مطرح مي نمايد!!

حال بايد پرسيد كه در كدام روش علمي و به كمك كدام استدلال مي توان از حوزه سياست به حوزه دين و ايدئولوژي گريز زد و نتيجه علمي گرفت؟ هر چند توان در فرايند عكس آن با استدلال هاي ايدئولوژيك و مبتني بر فلسفه مي توان وارد حوزه سياست و حتي اجتماعي شد، اما چه كسي مي پذيرد كه از نتيجه عملي مسئله به بنياد علمي آن وصله كرده و با فرايندي شبيه برهان خلف درستي مطلب را اثبات كرد.

در كنار اين مطالب به اصطلاح تئوريك كه از مغزهاي تاكنون خفته مانده روحانيون حزب اعتماد ملي بدر آمده ، ستون هايي چون معرفي وبلاگ ها به چشم مي خورد كه مي توان بدون صرف هزينه سياسي و يا ژورناليستي براي روزنامه،هرگونه مطلبي را انعكاس دهد و گريز مناسبي است به حوزه هايي كه نمي توان به ملاحظات سياسي وارد آن شد،در عين حال قالبي جوان پسند و مدرن است كه در مجموع توانسته كلاهي قشنگ براي حزب اعتماد ملي و نقابي عوام فريب براي يك پوپوليست باشد.كلاه ژورناليستي كه توانسته يك شبه آقاي كروبي را به آيت ا...تبديل كند.كاري كه كه مدتها قبل روزنامه جمهوري اسلامي براي آقاي هاشمي رفسنجاني انجام داده بود بي آنكه صداي كسي در بيايد.چرا كه هر چه باشد در جامعه اي به سر مي بريم كه به شدت عوام زده و دچار چوپانيزم فرهنگي است!!!

البته ما به هیچ وجه قصد ریشخند كروبي را نداشتیم. كافي است نام ايشان را در اينترنت سرچ كنيد .حداقل 4 سايت اولي كه باز مي شود در باب نقد و طنز ايشان است گرچه از زمان انتخابات تا كنون به روز نشده اند.اين نشان مي دهد كه روزنامه اعتمادملي حتي در حق پدر خويش هم خدمتي نكرده و نيست مقاله اي كه در دفاع از ايشان به چاپ رسيده باشد!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:37  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

بيانيه تشكل هاي دانشجويي

پيرامون پرونده اعضاي منتسب به جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه س و ب

مسئولين دانشگاه چه رابطه اي با جريان جامعه دارند؟

 

«به خدا سوگند!بيت المال تاراج شده را هر كجا كه بيابم به صاحبان اصلي آن بازمي گردانم،گرچه با آن ازدواج كرده،يا كنيزاني خريده باشند،زيرا در عدالت گشايش براي عموم است و آن كس كه عدالت بر او گران آيد،تحمل ستم براي او سخت تر است.»                                           « نهج ابلاغه ترجمه خطبه 16»

 

اكنون كه با افشاگری های انجمن اسلامی دانشجویان 1358 و شهادت اعضای سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه در سالهای گذشته و خيانت عده اي با عنوان «دانشجوي اصول گرا» بر همه تشكل هاي ارزشي روشن شده و همگان بر لزوم رسيدگي به پرونده ايشان اصرار و ابرام مي ورزند ، شاهد آن هستيم كه عده اي از مسئولين به واسطه اهمال يا اغراض خود مانع از اجراي عدالت مي شوند.

کار به جایی رسید که دبیر جدید جامعه که به پیشنهاد مسئولین انتصاب شده به جای آنکه به پرونده مفاسد تشکیلاتی و مالی و سیاسی دبیر قبلی رسیدگی کند درصدد شکایت علیه افراد منتقد برآمده است.

 این رو ذکر نکات زیر جهت آگاهی دانشجویان از عملکرد جامعه اسلامي در سالهاي 83 تا پايان ترم گذشته ضروری می نماید:

1-با توجه به ماده 21 دستورالعمل اجرایی که هیئت نظارت را مرجع رسیدگی به تخلفات انتخاباتی تشکلها می داند و لزوم برگزاری انتخابات سالیانه در تاریخ معین و عدم برگزاری انتخابات جامعه اسلامی از سال 84 تا کنون برخورد جدی و لغو مجوز جامعه اسلامی لازم می نماید.

2- با توجه به اینکه تنها و تنها یک شخصیت حقیقی و حقوقی تحت عنوان عضو جامعه اسلامی دانشگاه در طول چند سال اخیر فعالیت کرده و در جلسات شوراي عمومی اتحادیه جوامع اسلامی کل کشور شركت و دانشگاه صرفا ایشان را به عنوان نماینده جامعه اسلامی می شناسد و نیز مطابق تبصره دوم ماده 5 دستورالعمل اجرایی تشکلها ،مبنی بر عدم مشروطی در دو ترم متوالی یا سه ترم غیر متوالی افراد جهت عضویت در شورای مرکزی ، فعالیت ایشان غیر قانونی بوده است.

3- موارد متعدد استفاده از اموال بيت المال تحت لواي دعوت سخنران به نفع اشخاص كه يكي از موارد آن تخلفات گسترده با هزينه اعتبارات دانشگاه جهت برگزاري جلسه پرسش و پاسخ با استاندار محترم سيستان و بلوچستان بود كه برگزار نگرديد.(طبق شهادت شاهدان عيني)

4- استفاده از جامعه جهت كاركردهاي قومي و حزبي و ستاد هاي انتخاباتي (سند حكم احزاب با تائيد و امضاي اعضاي شوراي مركزي جامعه دانشگاه موجود است.)

5- دبير انتصابي جديد در شكايت خود عنوان کرده اند جامعه اسلامي تشكلي است زير نظر مستقيم دفتر مقام معظم رهبري و سعي كرده اند ما را در مقابل اتحاديه جوامع اسلامي دانشجويان سراسر كشور قرار دهند – در حالي كه مواضع انجمن در مقابل جامعه اسلامي كل كشور نبوده و تنها تخلفات دفتر دانشگاه سيستان و بلوچستان مد نظر است.

ضمنا ادعاي ايشان مبني بر ارتباط با دفتر رهبري كذب محض است كه اين موضوع پيگيري قانوني خواهد شد.

6- دريافت وجوهي تحت عنوان كار دانشجويي در ترمهايي كه جامعه فعاليت غير قانوني داشته و يا تنها عضو آن (دبير سابق) در حالت تعليق آموزشي  به سر مي برده اند مصداق مصرح سوء استفاده از بيت المال ميباشد.

حال كه تحت فشار افشاگري هاي انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه سيستان و بلوچستان ، ایشان تشکل جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه را تحویل فرد ديگري داده است ، پيش از هر حركت اعتراض آميز دانشجويي اعلام ميداریم،خواهان آن هستيم كه:

1- ضمن رسيدگي به شكايات اعضاي مستعفي جامعه اسلامي و انجمن از غاصبان اموال عمومي و تشكل جامعه ، مقصر يا مقصرين شناسايي و به دانشجويان معرفي شوند.

2- هر چه از اموال بيت المال در دوران«سلطنت آقايان» بر جامعه اسلامي تلف شده است بازگردانده شود.

3- متصدیان جدید تشكل جامعه اسلامي،مي بايست ضمن همکاری در برخورد با غاصبان بیت المال و عنوان این تشکل دانشجویی ،سیاست خود را در مسایل گذشته وآینده جامعه شفاف و با بازگشت به ارزشهای و آرمانهای جنبش دانشجویی راه را بر تکرار چنین مسائلی ببندند.

4- دبير انتصابي جديد ضمن اعلام جرم عليه ايشان كليه تخلفات را پيگيري كرده و به علت موارد فساد مالي كه شهادت شاهدان عيني آن موجود است و نيز عدم برگزاري انتخابات در دو سال گذشته بازخواست نمايد .

چنانچه دبير جديد در اين زمينه اقدام نمايد (كه رويه كنوني وي در توديع دبير سابق و تحويل جامعه اين چنين نبوده است) ما نيز ضمن اصرار بر مواضع شفاهي و نيز شكايت خود از دبير سابق جامعه با ايشان همراه خواهيم بود ، ولي چنانچه از وظيغه خود در اين زمينه سر باز زند شكايات و مواضع شفاهي انجمن پيرامون جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان تخلفات مالي و تشكيلاتي دبیر سابق شامل حال دبير انتصابي جديد نيز خواهد بود.

از آنجا که رویه دبیر انتصابی جدید تاکنون در جهت توجیه تخلفات دبیرسابق بوده است لذا جهت شفاف سازی هر چه بیشتر موضوع،

دبیر انتصابی جامعه اسلامی دانشجویان را به مناظره رودررو در حضور عموم دانشجویان و در شرایط عادلانه دعوت می نماییم .

5- خواهان آن هستیم شكايات مطروحه در كميته انضباطي دانشجويان عليه شاكيان پرونده جامعه ، باطل و از افرادي كه عليه ايشان پرونده سازي یا صدور حکم شده، عذرخواهي و اعاده حيثيت شود.

6-هيئت نظارت بر تشكل ها و ساير مراجع مسئول دانشگاه بايستي بعد از اين بيش از پيش به وظايف خود واقف شده و ضمن شفاف سازی علل اهمال در این پرونده به سیاستهای توام با تبعیض خود در قبال تشکلها پایان دهند.

در پایان تشکلهای دانشجویی با تاکید مجدد بر مواضع عدالتخواهانه خود اعلام می دارند چنانچه اقدامات لازم از سوی متصدیان جدید تشکل جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان و مسئولین امر در دانشگاه صورت نگیرد دانشجويان مذهبي و تشكل هاي اصول گرا و آرمان خواه در اين امر پيشگام شده و چنانچه حركت مناسبي از سوي مسئولين امر صورت نگيرد خود «عدالت» را در مورد ايشان اجرا خواهند كرد.

                                                                    و العاقبه للمتقين

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:54  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->

آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM