تبليغاتX
16 آذر
انجمن اسلامی دانشجویان 1358

 

ابتکار یک ایرانی در مبارزه با تحریف نام "خلیج فارس"

عصرایران؛ سید امید عرب- در آستانه نشست اجلاس کشورهای حوزه خلیج فارس که جست وجوی اینترنتی نام خلیج فارس و نیز معادل مجعول آن افزایش می یابد ، ابتکار برنامه نویس ایرانی جویندگان نام جعلی خلیج عربی را با حقیقت های مربوط به نام خلیج فارس بیشتر آشنا می کند.

این برنامه نویس ایرانی که خود را با نام های مستعار "سعید" و "پدرام" معرفی کرده است، به کاربران اینترنت توصیه کرده با جستجوی واژه "Arabian Gulf" (خلیج عربی) سایت گوگل به نتیجه زحمات او پی ببرند.

زمانی که کاربران نام جعلی "Arabian Gulf" را به جای نام اصلی "Persian Gulf" در کادر موتور جستجوی گوگل تایپ می کنند، گزینه های مختلفی به دست می آید که سه یافته اول این موتور را زمانی که باز می کنید، جواب جالب توجهی به شما داده می شود.

معمولا در موتورهای جستجوگر در صورتی که جملات و کلمات اشتباه تایپ شده باشد، گزینه تصحیح شده ظاهر می شود و این برنامه نویس ایرانی نیز با طراحی صفحه ای جالب توجه، به کسانی که نام واقعی "خلیج فارس را تحریف کرده اند آموزش خوبی داده است.

با تایپ گزینه "Arabian Gulf" در موتور جستجوی گوگل و دریافت جواب های متوالی، در اولین گزینه یافت شده به شما توصیه می کنند با مطالعه بیشتر تاریخ، گزینه تان را به خلیج فارس یا "Persian Gulf" تغییر دهید و زمانی که مجددا روی آن کلیک کنید، عبارت لاتین "the gulf you are looking for does not exit. try Persian Gulf" "خلیجی که شما به دنبالش می گردید وجود خارجی ندارد، خلیج فارس را امتحان کنید".

همچنین در قسمت پایین این صفحه یک قسمت متمایل به آبی رنگ و پر رنگ نیز دیده می شود که با فشردن آن، داستان چگونگی تحریف نام خلیج فارس نیز نقل شده است.

نکته قابل ذکر اینکه برنامه نویس ایرانی این گزینه ها را از مدت ها پیش طراحی کرده که هم اکنون به سطح اول گوگل صعود کرده است و در این میان تعدادی از کاربران میهن دوست عصرایران ، پیشنهاد دادند که همزمان با نشست شورای همکاری خلیج فارس، بار دیگر در این باره اطلاع رسانی شود.

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 22:47  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

ما فقط بلدیم عزای فرهنگ را بگیریم

 

سوره و حوزه هنری آینه تمام عیار مسائل فرهنگی ماست.از روز نخستی که امثال قیصر امین پور و جوانهای انقلابی آن زمان (که البته تا به آخر هم انقلابی ماندند) این نهاد را راه انداختند قرار نبود دولتی شود،اما اولین مشکل از همان جایی بروز کرد که حوزه دولتی شد و زیر مجموعه سازمان تبلیغات اسلامی قرار گرفت.و همین امر باعث شد تا برخی کم کم از این مجموعه جدا شوند.

دولتی شدن ، تمام مشکلات حوزه نبود که زمانی مسئله حاد شد که حجت الاسلام زم مدیر حوزه تصمیم گرفت وارد مسائل اقتصادی شود و یک بار شرکت دخانیات را خرید و بار دیگر باشگاه پیروزی را . و البته هیچ کدام از این ها هم کار فرهنگی به شمار نمی رفت بخصوص آنکه مدیریت پرسپولیس هزینه مادی و معنوی زیادی برای زم و حوزه به جا گذاشت.

اما برگردیم به مشکلات فرهنگی و در سطح وسیع تر از حوزه و سازمان .حتی زمان که سید مرتضی در سوره مطلب می نوشت بودند کسانی که با کج فهمی های خود او را آزرده خاطر می ساختند ، امثال حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان و مسیح مهاجری در جمهوری اسلامی.

اما کجایند که ببینند سید مرتضی کجاست.او اکنون به الگویی برای اهل قلم و هنر تبدیل شده و آقای شریعتمداری هنوز که هنوز است قیم و جاده صاف کن و توجیه گر رفتارهای اصول گرایان است و البته حالا دیگر به سوره کاری ندارد که اصلاح طلبان را به عنوان عوامل استکبار و ریشه همه مشکلات می شناسد و هر اتفاقی که بیفتد از افشاگری پالیزدار تا...به گردن دوم خرداد می اندازد.و مسیح مهاجری هم که هنوز که هنوز است در روزنامه جمهوری اسلامی وظیفه خود را برای جلب حمایت قشر مذهبی و راس سنتی از آقای هاشمی انجام میدهد.کاری که مشابه آن را در جناح مقابل عطریانفر و کرباسچی و قوچانی برای جلب حمایت قشر فرهیخته و بیشتر اصلاح طلب از هاشمی انجام میدهند.

اما اگر آوینی اکنون نیست و شریعتمداری به اشتباه خود پی برده ،امتداد کج اندیشی ها و برخوردهای سلبی رادر مدیریت حسن بنیانیان شاهدیم که در جایگاه ریاست سازمان تبلیغات اسلامی ، نقد را در مجموعه سوره برنتابید و در گام نخست جریان تحریریه چهارم به سردبیری وحید جلیلی را از گردونه حذف کرد.جریانی که بیش از یک مجموعه تحریریه و یا چند همکار بود و بیشتر به یک نحله فکری می مانست که برای نخستین بار بود که شاهدیم طرح دیدگاههای اندیشمندان مسلمان و طرح یک چهره واقعی از روشنفکری اسلامی بودیم ،از رفع مظلومیت از چهره مرحوم شریعتی گرفته تا طرح آگاهانه چهره جلال آل احمد و احمد فردید .که دستهای مرتبط با حجتیه در دهه های قبل مانع از آن شده بود که چنین چهره هایی در رسانه و مطبوعات مطرح شوند.به نحوی که مثلا سروش با اعمال نفوذ در تلویزیون مانع شد که برنامه های دکتر فردید ادامه یابد و و نهایتا به حکم آنکه قدر روشنفکران مسلمانی چون شریعتی و فردید را ندانستیم ، باید بپذیریم که تنها چهره  های مطرح روشنفکری در جامعه همان سرئوش و کدیور و نراقی و امثال آن هستند.

"جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال    شب فراق نخفتیم لاجرم زخیال "

نکته جالب اینکه به محض آنکه رهبری در پیام خود از مسئولان میخواهند تا رفع مظلومیت از چهره فرهنگ شود و خواستار مهندسی فرهنگی در این عرصه می شوند ناگهان همان مسئولان سازمان تبلیغات احساس وظیفه میکنند و همایش مهندسی فرهنگی براه می اندازند.اما از خود نمی پرسند که مشکلات فرهنگی از کجا نشات می گیرد؟

مسلما از همین برخوردهای حذفی خود آقایان که اگر سوره ادامه می یافت و امنثال جلیلی از سردبیری و رضا مهدوی از بخش موسیقی حوزه حذف نمی شدند ما نیازمند این مهندسی فرهنگی نبودیم که بواقع " از ماست که بر ماست"و این سیاستهای غلط آقایان کا را را به جایی رسانده که بیشتر نیازمند طبابت فرهنگی هستیم و کار از مهندسی گذاشته.

این سوء مدیریت ها در حالی است که جناح فکری( و نه فقط سیاسی) مقابل از سالها پیش در مسائل فرهنگی و بویژه تئوریک برنامه ریزی کرده و اگر دولت و سیستم های نظارتی نظام برخورد نکرده باشند هیچ گاه نه دچار اختلاف شده و نه به تعطیلی و ورشکستگی انجامیده.

از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب جریان مخاف فرهنگی و بویژه در بخش فلسفی و سیاسی پر رونق ظاهر شده. نخست مجتهد شبستری بود که مخالفت خود را با نظامی سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه ابراز داشت،سپس محسن کدیور و سروش به آن پیوستند و اگر سروش ابتدا وظیفه  خود را دفاع از اسلام در مقابل آیین شیطانی مارکسیسم میدانست کمکم به اندیشه دموکراسی حدااقلی و با حذف لیبرالیسم روی آورد و این نحله امتداد یافت تا امروز که از دموکراسی حداکثری و با قوت هرچه بیشتر لیبرالیزم سخن میگوید.

کار به جایی رسید که احسان نراقی هم تحت لوای روشنفکر دینی توانست برچسبهای های وابستگی به طاغوت را کم رنگ کندو هر چه پررنگ تر از موقعیت های ایمانی و احیاگری دینی و جایگزینی ایمان به جای شریعت و دین شخصی به جای دین اجتماعی سخن بگوید و دیگرانی چون داریوش آشوری و شایگان و پرهام هم مجال سخن گفتن بیابند.

اما در مقابل حسین نصر ، احمد فردید و شاگردانش چون داوری اردکانی و مدد پور به یمن سیاست گذاری های صحیح فرهنگی در رسانه ملی و روزنامه و مطبوعات ما مطرح نشوند و آثار کسی چون آوینی هم تا لحظه شهادت ناشناخته بماند هر چند که قلمی بدست دارد و مردم جبهه را با صدا و دوربین او شناخته باشند.

جریان روشنفکری با انتشار نشریاتی چون کیان با حضور پررنگ دکتر سروش ، راه نو با حضور همه مدعیان روشنفکری و به مسئولیت اکبر گنجی ادامه یافت و پشتوانه فکری دوم خرداد شد . هم اکنون هم ماهنامه تئوریک جبهه مشارکت " آیین " در امتداد این مسیر گام بر میدارد و ما هنوز هم باید به عزای سوره بنشینیم و وحید جلیلی هم باید با کمبود امکانات و حمایت های دانشجویی بسازد و دم برنیاورد که جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تعطیل نماند.

دولت اصول گرا بر سر کار است و شاهدیم که سوره تعطیل می شود ، شاهدیم که به محض حضور قالیباف در شهرداری تغییرات مدیریتی در فرهنگسرای پایداری نشریه یاد ماندگار تعطیل می شود ، کمک های مالی از ناشران محدود به چاپ اول کتابهایشان می شود و هزار و یک مشکل دیگر که نمیتوان مسئولان را بی تقصیر دانست.

متصدیان فرهنگ ما هنوز که هنوز است نقد از دیگران را برنمی تابند ،در حالی کهدر جبهه مقابل این امر مدتهاست نهادینه شده و حتی شاهد نقد از خود در نشریاتی چون راه نو و آیین بوده و هستیم. اگر مهر انگیز کار به نگاه آنتی فمینیستسی راه نو نقد میکند و نقد چاپ میشود ، اگر یوسفی اشکوری در ماهنامه آیین به دیدگاه های مجتهد شبستری نقد وارد میکند و آنرا فاقد استدلال عقلی و فلسفی لازم میشمارد، اگر ناصر فکوهی که هم در شهروند امروز مطلب می نویسد هم در کارگزاران به دیدگاه های موسی غنی نژاد در شهروند نقد مینویسد ، همگی نشان از باروری نقد و در این جریان دارد و البته یک علامت تعجب بزرگ جلوی چشمان سیاسیون ما میگذارد و یک علامت سوال بزرگتر برای مدیران فرهنگی ما.

در حالی که اهالی فرهنگ در سوی ما هنوز در پذیرفتن شریعتی شک دارند و او را به جرم بی دینی مطرود می شمارند جناح مقابل که عمری از محبوبیت و اندیشه او سو استفاده کرده به عبور از شریعتی به جرم دیندار بودن و ایدئولوژیک بودنش می اندیشد و صراحتا هم اعلام م کند.

باذ این همه شریعتی به تعبیر رهبری چهره ای مظلوم مانده است و فردید ها مغفول مانده اند و من فکر میکنم اگر آوینی شهید نشده بود هنوز هم مغفول و مظلوم و شاید منفور می بود!!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 14:28  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

استعفاي دسته جمعي ٢٨  تن از كاركنان انتشارات سوره مهر در اعتراض به روند مديريتي آن

 

بيست و هشت تن از كاركنان انتشارات سوره مهر پس از پنج سال فعاليت، در اعتراض به روند مديريتي آن، دست از كار كشيدند. اين جمع كه معاون بازرگاني، معاون توليد، سرپرست معاونت اجرايي، مدير IT، مسئول و كاركنان فروشگاه‏، مدير و اعضاي طرح و برنامه‏، مسئول اشتراك و... را شامل مي‌شوند، موارد زير را به عنوان دلايل خود براي اين اقدام برشمردند:

-         اولويت چندم كتاب و كتاب‌خواني در مديريت حوزه هنري و عدم حمايت مالي و معنوي از انتشارات.

-         اعمال نگاه‌ها و سياست‌هاي مهاركننده از سوي معاونت اداري- مالي حوزه هنري به بدنه فعال انتشارات و ايجاد موانع گوناگون براي كار.

-         عدم كفايت اعضاي هيئت مديره به دليل چندشغله بودن، عدم اختصاص وقت كافي، عدم آشنايي با روند فعاليت‌ها و عدم همراهي آرماني با اهداف انتشارات.

-         استفاده‌هاي شخصي مديرعامل از جايگاه مديريتي خود.

-         احساس خطر مديرعامل از روند موفقيت‌هاي گروه و تزريق اين فكر به مديريت و دفاتر توليد محتواي حوزه هنري براي حذف گروه.

-         عدم اقدام جدي مديرعامل براي رفع مشكلات و مسائل اساسي بدنه كاري انتشارات.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 13:9  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 

انعكاس خبري تحصن دانشجويان در حمايت از مردم مظلوم فلسطين

خبرگزاري فارس در مصاحبه با دبير تشكيلات انجمن ،  خبرگزاري ايرنا در دوتيتر جداگانه ، ايكنا(خبرگزاري قرآني)، رسا ، سايتهاي مستقل ،عدالتخواهي،عدالتخانه ،مطالبه و حتي سايت گويانیوزُ ُ- اخبار ،بيانيه فراخوان ،نامه سرگشاده به دبير كل سازمان ملل و همچنين قطع نامه پاياني تحصن را پوشش خبري دادند. خبرسراسري كانال دو و سه سيما و همچنين شبكه استاني هامون و روزنامه شهر زاهدان نيز هركدام بخشي از اين برنامه را انعكاس دادند.

خبر گزاری ايسنا در حالي اخبار تحصن را در سه تيتر جداگانه انعكاس دادكه اين سايت توسط اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل تحريم خبري شده است.اين سايت كه وابسته به جهاد دانشگاهي ميباشد در موارد متعددي با ،شانتاژ خبري و انعكاس مواضع ضد ارزشي سعي در حمايت از جريانهاي خاص داشته است و به همين علت انجمن اسلامي دانشجويان ۱۳۵۸ دانشگاه از آنان جهت انعكاس اخبار دعوت به عمل نياورده بود.

 همچنين در پايان تحصن دفتر نمايندگي سازمان ملل ضمن دريافت نظرات و نامه تشكلهاي دانشجويي اعلام كرد كه دفتر سازمان خواستار بررسي درخواستهاي دانشجويان شده است.

           

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 14:51  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->

آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM