تبليغاتX
16 آذر
انجمن اسلامی دانشجویان 1358

مصاحبه اندیشه آزاد با  اعضای آخرین شورای صنفی دانشگاه

ایام تعطیلات نوروز و چند روز پیش از آن برای من مجالی بود تا بتوانم با تعدادی از اعضای شورای مرکزی و فعالان دوره پنجم شورای صنفی ملاقات و از نزدیک گفتگو کنم .اگر ایام تعطیل به واسطه بازگشت از نشست سیاسی انجمنهای اسلامی در پردیس قم دانشگاه تهران به زاهدان جهت دفاع از خود در کمیته انضباطی دانشجویان دانشگاه بر من سخت شد اما در بازگشت به تهران فرصت آن را یافتم که در سه دیدار جداگانه مصاحبه هایی را با این عزیزان ترتیب دهم که حاصل آن چیزی است که در ادامه میخوانید.

مصاحبه با فعالان دوره پنجم و ششم شورای صنفی دانشجویان

اسدی و طریقتی را نخست 27 اسفند در پارک لاله تهران ملاقات کردم .گرچه پیش از این هم بارها طریقتی را به عنوان دانشجوی فیزیک و اسدی را به عنوان شخصیتی جالب و بسیار شوخ در دانشگاه میشناختم .اما گفتگو با این دو بر سر آنچه از دست داده ایم و یا آنچه که بود  و با تجدید خاطره ای که این دو از شورای پنجم یا " شورایی که بسته شد" و شورای ششم "شورایی که هیچ گاه آغاز نشد" مهم می نمود. طریقتی دوران خدمت وظیفه خود را در تهران میگذراند و اسدی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی مالک اشتر تهران است بنابراین پیدا کردن این دو کار چندان سختی نبود به نحوی که در ساعات آغازین شب پیاده خود را از محل کارم در خیابان لاله زار جنوبی تهران تا انقلاب ،خیابانی که متعلق به ما دانشجویان است رساندم و کمی بعد در پارک لاله گفتگویی بین ما به عنوان دو نسل از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان آغاز شد که در زیر می خوانید.

- در ابتدا ضمن یک توضیح کوتاه پیرامون کلیت شورای صنفی و سوابق آن در دانشگاه بگویید.

طریقتی: اگر بخواهیم ریشه شورای صنفی را بیابیم برمیگردد به زمانی که برخی از کسانی که در دوران دانشجویی خود عضو کنفدراسیون دانشجویان ایران در خارج از کشور بودند دردوران دوم خرداد و درون وزارت علوم به این نتیجه رسیدند که تشکلی ایجاد کنند که ویژگی های آنزمان را داشته باشد چرا که  نمی توانستند به تشکلهای موجود امید وار باشند د.این بود که شورای صنفی از همان سال 76  در دانشگاه های کشور پا گرفت .

- آقای اسدی اخیرا اتهامات چندی علیه شورای صنفی پنجم و دبیر اول و دوم آن مطرح است.از جمله اینکه شخص دکتر اکبری از موارد فساد اخلاقی سخن به میان آورده اند. در این زمینه چه پاسخی دارید؟

اسدی: ببینید در غیاب ما حرفهای زیادی میتوانند بگویند ولی آیا در حضور خود افراد هم میشود چنین ادعاهایی را کرد؟مثلا من به خاطر دارم که یک زمانی دنبال این بودند که از آقای سراج بهانه بگیرند و حتی او را با موتر تعقیب میکردند .اما حداکثر اشکالی که میتوانستند از او بگیرند این بود که روزی یک نخ سیگار می کشید.

- دکتر اکبری در آخرین موضع گیری خودشان اعلام کردند که بارها و بارها اعضای شورا به من مراجعه و از من میخواستند که نسبت به حضور دو نفر که در تشکیلات مشکل ساز هستند اقدام کنم .شما چه می گویید؟

اسدی: این حرف اصلا قابل استناد نیست.مسائل تشکلها به خودشان مربوط میشود. اگر دو نفر مشکل دارند ،بقیه میتوانند رای گیری کنندو آنها را عزل کنند.اصلا چرا کسانی که این حرفها را مطرح میکنند ، مدرک رو نمی کنند و اسم نمی آورند؟

- البته من هم در پاسخ ایشان ،ضمن بیان بیان اینکه این اتهامات غیر قابل اثبات و کذب محض است .اعلام کردم که حاضریم با دعوت از دو تن از اعضای برجسته شورا،آقایان سراج و صفاکیش جلسه پرسش و پاسخ یا تریبون آزاد گذاشته شود که با حضور خودشان  این مسائل مطرح شود  و نه اینکه پشت سر دو دانشجوی فارغ التحصیل موضع گیری کنند.که ایشان پاسخ دادند : این دو برای دانشگاه سم اند و ورود یکی شان به دانشگاه ممنوع است.

شما در این رابطه چه می گویید؟

طریقتی: این موضوع که آقای سراج ممنوع الورود به دانشگاه است درست ،اصلا ایشان ممنوع الورود به استان هستند. ولی آیا مجرم بودند؟ ایشان رتبه کنکور ارشدشان 2 بود که اول اعلام کردند 150 و بعد مشخص شد تک رقمی بوده والان هم دانشجوی ارشد تاریخ دانشگاه تهران هستند و دانشجوی دکتر ظریفیان معاون دانشجوی و فرهنگی سابق وزارت علوم هستند.

من مدتی پیش تماس با ایشان گرفتم گویا ایران نبودند؟

طریقتی: بله اگر چنین کسی به قول دکتر اکبری ممنوع الورود است با این حساب باید ممنوع الخروج از کشور هم باشد در حالیکه ایشان تا همین چند روز پیش مسافرت دانشجویی به تایلند داشتند و تازه هم از سفر برگشته اند.

- شما کادر مرکزی شورا چگونه ارزیابی میکنید؟

اسدی: من نظرم اینست که دیگر چنین شورایی تکرار نخواهد شد.حتی اگر هم شما بتوانید دو.باره شورا را برپا کنید که من بعید میدانم بشود نمی توانید این چنین آدم های هم فکر و همسویی را گرد آم بیاورید که فارغ ازتعصبات دانشکده ای و رشته ای و قومی فعالیت کنند.

- عملکرد شورا در دوره های قبل چگونه بود؟

اسدی: ما دوره پنجم بودیم دوره اول و دوم در سالهای 77تا 79 آقای کاوه نظری دبیر اول شد.

دوره سوم سال 80-79 آقای نوذر صفری بود و دوره چهارم هم  81-80 بود که آقای منوچهر علی نژاد  دبیر شدند.در این سالها یا وحدت و هم دلی نبود و یا اینکه اعضای شورا دنبال مسائل شخصی بودند یکی امتیاز مخابرات دانشگاه را می گرفت یکی بوفه و کسی به فکر دانشجو نبود.

- حمایت دانشجویان را پس از بروز درگیری های انضباطی چگونه دیدید؟

اسدی: من واقعا  از این موضوع گله مندم . من خاطرم هست همان کسانی که میلاد سراج را حمایت می کردندو او خودش را برای آنها وقف کرده بود پشتش را خالی کردند و وقتی به دانشگاه قزوین تبعید شد  با تمسخر از او یاد میکردند.

-دانشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

طریقتی :در حق ما ظلم کردند.طبق قانون می بایست دانشگاه برای هر کدام ارز دانشجویانش که دادگاه داشته باشنمد وکیل بگیرد.من یادم هست که یم بار فردی را به جرم قتل عمد در خوابگاه گرفتند و دانشگاه برایش وکیل گرفت.اما برای آقای سراج دانشگاه در دادگاه انقلاب وکیل نفرستاد،اما چون ایشان عضو جبهه مشارکت بود آنها تماس گرفتند که ما از تهران وکیل بفرستیم و در نهایت هم وکلایی در زاهدان از ایشان دفاع کردند و تبرئه شد.

- پس از صدور این احکام شورا چه کرد؟

طریقتی: ما دوباره رای گیری کردیم و شورای مرکزی جدید تشکیل شد.

سال 83 هم من آقای طریقتی مهدی دانش نظر و خانم کردی نزاد بودیم که انتخابات را برگزار کردیم که دانشگاه اعلام کرد انتخابات به حد نصاب نرسیده و آراء  را باطل کرد.در حالیکه من یادم هست  فقط در دانشکده مهندسی نفر اول 150 رای آورده بود.یا  مثلا در انتخابات دوره قبل نفر اول مهندسی 22 رای آورده بود.

در سال 84 هم انتخابات را برگزار کردیم که گفتند به حد نصاب نرسیده ولی تا جایی که من اطلاع دارم نفر اول 700 رای آورده بود که آمار بسیار بالایی بود.

- چه بلایی بر سر دفتر و امکانات شورا آمد؟

اسدی: بعد از آقای سراج من چون دفتردار بودم و تمام نامه ها از زیر دست من در می آمد کپی یرخی سندها را نگه داشتم .ولی مدارک در زونکن های انجمن موجود بود و گمان میکنم هنوز هم باشد.

- تا جایی که من میدانم دانشگاه دفاتر شورا به دیگر تشکلها  واگذار کرده است.

اسدی: اطلاع ندارم ولی فکر می کنم آقای فاضل مدیر امور دانشجویی اسناد را در اختیار داشته باشد.

بعد از ماجراهای سال 82 و 83 شما ودیگر اعضای شورای مرکزی چه کردید؟

طریقتی:بچه اکثرا جذب فعالیتهای علمی شدند .برخی ها هم مثل آقای صفاکیش چون حذف ترم و تعلیق بودند عملا حذف سیاسی شدند و نمی توانستند کاری بکنند.ولی همگی در زمینه علمی موفق بودند.

مثلا از بچه های ما سه نفر دانشجوی شیمی بودن آقای باوفا آقای فاتحی و تیمور تاش که اینها هر سه رتبه زیر 20 کنکورکارشناسی ارشد شدند.

اسدی: من خودم چون آدمی نبودم که از فعالیت های جمعی دست بکشم وارد انجمن علمی مکانیک شدم و در سال 83 انجمن را احیا کردیم توانستیم دو شماره از نشریه تخصصی گام اول را منتشر کنیم که من در شماره 6 ام مدیر مسئول و در شماره 7 ام هم مدیر مسئول و هم سردبیر بودم.علاوه برر این نماینده کمیسون علمی استان در مجمع مرکزی سازمان ملی جوانان کشور در سالهای 84و 85 بودم.

یا آقای مجتبی محمودی سردبیر نشریهع ساختار انجمن علمی عمران بود.

طریقتی:بچه های شورا یک برهه نشریه تخصص با جذب بهترین اساتید دانشگاه که الان هیچ کدام هم نیستند به نام آکوا تدوین کردند که وزارت علوم استقبال زیادی کرد اما همکاری مسئولین وجود نداشت و تعطیل شد.

اسدی:این که بگویند اعضای شورا فلان بودند و فلان کذب است وگرنه آقای سراج شاگرد اول گروه تاریخ بود ،من خودم داانشجوی کارشناسی ارشد هوافضای دانشگاه صنعتی مالک اشتر هستم.خانم کردی نژاد تهران ارشد می خواند.

اگر قرار بود که اتهامات مسئولین دانشگاه صحت داشته باشد آقای صفاکیش یا سراج الان حذف شده بودند.در حالیکه صفاکیش الان در سازمان انرژی اتمی کار میکند که بیشترین سخت گیری ها را در جذب نیرو دارد.

حرف آخرتان برای دانشجویان چیست؟

گرچه بعید میدانم شورا دوباره تشکیل شود اما به هر حال باز هم تاکید میکنم آن شورا تکرار نخواهد شد.شورایی که یک ترم چهارده هزار ساعت کاردانشجویی را به دانشگاه می بخشد و هم و غم اش مشکلات دانشجو باشد.شورایی که اعضای آن مثل آقای سراج هم عضو انجمن باشد و هم در شورا فعالیت کند و هم در عرصه علمی موفق باشد.من بعید میدانم اما برای شما آرزوی موفقیت میکنم که بتوانید شورایی بدور از مسائل سیاسی و. حاشیه ای تشکیل دهید و در کارتان موفق باشید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:3  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

مصاحبه با میلاد سراج دبیر اول پنجمین شورای صنفی دانشجویان

میلاد سراج را نخستین بار فردای روز مصاحبه با طریقتی و اسدی در پارک ملت تهران ملاقات کردم.جلسه با هماهنگی اسدی تشکیل شد اما تاخیر 90 دقیقه ای من باعث شد  اسدی که قصد سفر به شهرستان داشت  جلسه را ترک و من بالاجبار تنها  با  سراج گفتگو و قرار یک مصاحبه رسمی و با حضور دیگر اعضای شورای مرکزی دوره پنجم را در هفته دوم سال نو گرفتم .اما این ملاقات سرانجام با پیگیری و خوش قولی که صفت بارز سراج است در روز 14 فروردین با حضور ایشان و دنا دانش نظر دیگر عضو شورا فراهم شد.

آنچه در ادامه می آید گزیده ای ازمصاحبه مفصل با ایندوست.

  -آقای سراج در ابتدا توضیح کوتاهی از عملکرد شورای پنجم که شما دبیر اولی آن را بر  عهده داشتید بفرمایید.

سراج:شورای پنجم شاید موفق ترین دوره از بدو تاسیس شورای صنفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده باشد.ما توانستیم اساسنامه مجزایی علاوه بر آیین نامه شورای صنفی موظف شورای عالی انقلاب  فرهنگی تدوین کنیم که به تایید وزارت علوم رسید .

علاوه بر این ما بیشترین تعامل را با دانشگاه داشتیم و کمیته های ما توانستند در بسیاری موارد مشکلات را حل کنند . اگر هم مشگلی حل نشد به ختاطر مسائلی بود که برخی ها با اشتباهات خود ایجاد کردند.

-رابطه شورای صنفی با مسئولین چگونه بود؟مثلا با معاون دانشجویی و فرهنگی و مدیر کل دانشجویی که قاعدتا بیشترین برخورد شورا با آنها  است ، مشکلی وجود داشت؟

سراج:نه اگر بخواهیم عملکرد کمیته های مختلف شورا رابررسی کنیم موفق ترین کمیته های ما کمیته مسکن با مسئولیت آقای فاتحی بود که در تعامل با معاون دانشجویی وفرهنگی و اداره اموردانشجویی توانست بسیاری مشکلات دانشجویان  را حل کند .

دانش نظر:حل مشکلات فن کوئل ها و کولرها به نحوی که درخوابگاه های ادبیات در راهروی هر طبقه 2 کولر وجود داشت.سیستم نظافت خوابگاهها بسیار بی نظم بود که منسجم شد.برخی خوابگاهها با پیگیری شورا نوسازی و ایزوله شدند.موتور خانه ها و دیگ های آن نوسازی شد.برای خوابگاههای ادبیات اجاق گاز در نظر گرفتیم.در محوطه خوابگاه محلی برای ورزش احداث کردیم و برای سیستم تهویه و گرمایش و سرمایش کتابخانه ها که بخصوص در ایام امتحانات مشکل ساز می شد اقدام کردیم.

سراج: مشکلی وجود نداشت .هیچ مشکلی نبود که به آقای فاضل گفته شود و دو روزه حل نشود.

دانش نظر:در خصوص کاردانشجویی با ما همکاری کردند و متناسب با نیاز شورا ساعات کاردانشجویی اختصاص داده شد.من حتی هنوز هم شماره آقای فاضل و آقای مباشری رئیس اداره تغذیه را دارم .این ها با ما کمال همکاری را داشتند.

سراج: و همین طور آقای فروزان نیا  معاون آقای فاضل .

نساجی: البته الان دانشگاه معاون مدیر کل امور دانشجویی ندارد.

دانش نظر : بله از سال 83 این پست حذف شد.

-پس درگیری های شورا با معاون دانشجویی آن  زمان به کجا بر می گشت؟

سراج:مشکل ازمسائل کمیته تغذیه شروع شد. شورا مدتها بود که که به منظور ارتقا کیفیت سلف سرویس ها پیشنهاد داده بود که سلف به بخش خصوصی واگذار شود .اما این امر محقق نشد تا اینکه در مهر سال 81 دانشگاه در اطلاعیه ای اعلام کرد که سلف به بخش خصوصی واگذار شده است.

دانش نظر : ماجرا از این قرار بودکه آقای اسماعیل پور مسئول سلف و کارمند دانشگاه در همان سال بازنشسته شده و پیشنهاد داده بودند که سلف به ایشان واگذار شود . این بود که دیدیم همان کارمندها و کارگران تنها با اسم شرکت خصوصی بر گشتند. نتیجه این شد که کیفیت سلف به جز هفته اول به مراتب افتضاح تر گردید.

 - مشکل این شرکت در کجا بود؟

سراج: مسئله این جا بود که دانشگاه هیچ گونه مناقصه ای برگزار نکرد.من در برخورد با مسئولین اعلام کردم آیا دانشگاه مدرکی در این باب دارد و یا یک تکه روزنامه وجود دارد که درآن آگهی مناقصه سلف سرویس ها به چاپ رسیده باشد؟ به همین خاطر بود که من عنوان کردم دانشگاه سلف سرویس ها را هدیه داده است.

و سر همین لفظ هدیه دادن سلف بود که اولین بار کمیته انضباطی از من و از شورا شکایت کرد.

- یعنی مشکل شما با کمیته همین بود؟

سراج:خیر مشکل اساسی تر از این حرف ها بود.مسئله به اینجا برمی گشت که در سالهای 80 تا 82  کادر کمیته ناقص بود و عملا فاقد عضو هیئت علمی و یک عضو دانشجویی بود.من این مساله را در گفتگو مشترک به همراه معاون دانشجویی-فرهنگی آنزمان با روزنامه شرق اعلام کردم.چرا که عملا تمامی جلسات و احکام صادره کمیته در این سالها فاقد اعتبار و وجاهت قانونی بود.

استدلال معاون دانشجویی این بود که چون طبق قانون جلسات با سه نفر رسمیت می یابد احکام صحیح است.من در جواب عرض کردم که طبق قانون اگر از بین 5 عضو کمیته دو نفر غایب باشند جلسه رسمی خواهد بود نه اینکه کلا کمیته شامل سه نفر باشد.

برگردیم به موضوع کمیته تغذیه و سلف سرویس ها .شما گفتید کیفیت غذا نازل تر شد.نتیجه این ماجرا چه بود؟

سراج:مشکل زمانی حادتر شد که سلف سرویس به مدت دو هفته تن ماهی مسموم به دانشجویان داد.که موجب مسمومیت شدید تعدادی از دانشجویان شد. به نحوی که در بیمارستان بستری شدند .و زمانی که من به عیادت دانشجویان رفتم برخی به من فحش می دادند و میگفتند تو چه جور نماینده ای برای ما هستی.

ما آنزمان اعتراض کردیم و تعدادی از تن ماهی ها را برای آزمایش به بهداشت دانشگاه تحویل دادیم که آنها اعلام کردند مشکلی وجود ندارد وتنها کمی آلرژی زا بوده است.

این گذشت تا اینکه هفته سوم هم همان تن ها را سرو کردند و ما این بار مجبور شدیم نمونه تن ها را به اداره استاندارد  استان تحویل دهیم که آنها در پاسخ اعلام کردند که 11 مورد باکتری خطرناک بی هوازی در کنسرو ها وجود دارد.

که ما این موضوع را به اطلاع وزارت علوم رساندیم . به گونه ای که روزنامه شرق به همین خاطر با من و معاون دانشجویی دانشگاه مصاحبه کرد که قبلا توضیح دادم.

-در ماجرای شورا چه کسانی حکم خوردند؟

سراج:از میان اعضای شورا 6 نفر حکم خوردند .به جز من آقای محمد صفاکیش (نماینده دانشکده اقتصاد و دبیر دوم شورا)علیرضا تیمور تاش (نماینده علوم در شورای مرکزی)محمد باوفا(کمیته تغذیه)عباس فاتحی(دبیر کمیته مسکن)و خانم شعبان لو (نماینده خوابگاه خواهران در شورای مرکزی).

- چه حکمی صادر کردند؟

سراج:برای شخص من دو ترم حذف ترم با محرومیت از تمامی تسهیلات بعد از یک سال بازگشت به دانشگاه و تعلیق تا پایان تحصیلات دانشگاه .یعنی اینکه کوچکترین خلافی که دوباره از شما سر بزند حکم حذف دو ترم دوباره اجرا می شود..موضوع جالب این که حکم را به در منزل فرستادند و حتی برای دفاع از خودم به کمیته انضباطی احضار هم نشدم .در غیاب من حکم صادر شد و نکته جالب تر این که برای من حکم ممنوع الورود به دانشگاه زدند.

-چنین حکمی مبنی بر ممنوعیت ورود به دانشگاه در ردیف های 20 گانه تنبیهات آیین نامه کمیته انضباطی دانشجویان و جود ندارد.

سراج:بله و جالب تر آنکه معاون دانشجویی آقای دکتر مریدی شخصا با امضای خود مرقوم کرده بودند که هر اتفاقی در دانشگاه بیفتد شما مقصر هستید.

یعنی با ممنوع الورود شدن به دانشگاه ، حتی فرصت درخواست تجدید نظر را هم به شما ندادند؟

سراج:خیر . در واقع اصلا پرونده من به عنوان دبیر اول یک تشکل به کمیته انضباطی ربطی نداشت و بایست در هیئت نظارت بر تشکلها مطرح می شد .

-برای دیگر دوستانتان چه حکمی صادر شد؟

سراج:برای بفیه حذف یک ترم  و دو ترم تعلیق.

- احکام مورد تجدید نظر قرار نگرفت؟

سراج:چرا با پیگیری در وزارت علوم حکم من تبدیل شد به انتقال از دانشگاه به دانشگاه چمران که بعد در نهایت به دانشگاه امام خمینی قزوین منتقل شدم.

- چرا دانشگاه حکم مممنوعیت ورود برای شما صادر کرد؟

سراج:این مسئله به ماجرای تحصن بم و حکم شورای تامین استان بر می گشت.که در آنجا برای من به عنوان نماد شورای صنفی دانشگاه حکم ممنوعیت ورود به استان را زدند .دانشگاه هم از آنها تقلید کرد و به نوبه خودش در کوبیدن شورای صنفی تلاس کرد.

- پس شما حکم شورای تامین استان را هم در پرونده دارید.

سراج:بله و همین طور پای ما به دادگاه انقلاب هم کشیده شد.

- ماجرای شورای تامین استان و تحصن چه بود؟

سراج:ماجرا به زلزله بم بر می گردد که در این حادثه ما و جمعی از دانشجویان برای کمک رسانی و امداد بهآنجا رفته بودیم.بعد از اتمام عمیلات امداد رسانی من قصد بازگشت داشتم اما ارتش برای جلوگیری از انتقال بیماری ما را درقرنطینه نگه داشته بود. همان جا بود که آقای صفاکیش به من تلفنی اطلاع داد که دانشجویان طومار امضایی جمع کرده و به شورا تحویل داده اند که در آن  از دانشگاه خواسته شده به خاطر مسائل بم و حضور بسیاری ازدانشجویان در امداد رسانی امتحانات دو هفته به تعویق بیفتد.از من پرسیدند که ما چه کنیم ؟من پرسیدم چقدر امضا جمع شده؟ که گفتند چهارهزار امضا.

- آن موقع دانشگاه کمتر از 12 هزار دانشجو داشت.

سراج:بله و 4 هزار امضا خیلی زیاد بود.من هم گفتم که شورا نامه ای تنظیم و به ضمیمه امضا ها به دانشگاه ارائه کند.

این گذشت تا من از بم برگشتم و در محل مسجد قائم مهندسی جلسه ختمی برای درگزشتگان زلزله برگزار شد که در آن مقامات استان مثل استاندارو مفرماندارو امام جمعه زاهدان حضور داشتند.من هم به همراه استادم آقای دکتر مرادیبه مسجد رفتیم.از طرف دیگر بچه های شورای صنفی هنر هم نمایشگاه عکسی از زلزله برپا کرده بودند.

ناگهان تعدادی از دانشجویان سعی کردند با تجمع در مقابل مسجد ، دکتر اکبری را مجاب کنند تا با تقاضای تاخیر امتحانات موافقت کند.یکی از دانشجویان به نام آقای شیخی که هم اتاقی اش را در زلزله از دست داده بود به شدت متاثر شده و نمی توانست جلوی خودش را بگیرد و عملا سردمدار آنها شده بود.آقای فاتحی ما هم که با ایشان دوستی داشت همراهشان شعار میداد .

من که تا آن زمان در مسجد و کناردکتر اکبری نشسته بودم با شنیدن سر و صدا بیرون آمدم و سعی کردم آقای فاتحی و دوستانش را آرام کنم چون که بودندکسانی که می خواستند از این ماجرا بهره برداری و ما را بد جلوه دهند بخصوص که مقامات استان هم آنجا بودند.اما کار به جای باریک کشیده شده بود به طوری که متحصنین من و شورای صنفی را هم به همدستی با مسئولین متهم و بر علیه ما هم شعار می دادند.من که دیدکم تلاش بی فایده است برگشتم ولی متحصنین  کار را خراب تر کردند و با جلوگکیری از خروج استاندارو امام جمعه و فرماندار عملا دید آنها را نسبت به تشکلها و بخصوص شورای صنفی منفی کردند.

یعنی اشتباه افراد در آن ماجرا به حساب شورای صنفی گذاشته شد؟

سراج:بله آقای فاتحی همان شب تازه متوجه شده بود که چه اشتباهی کرده آ»دو عذر خواهی کرد .من گفتم عذرخواهی بی فایده است چون که حالا دیگر برخی ها به مراد دلشان رسیده اند. شورای تامین استان تشکیل جلسه داد و برخی تمام تلاششان را به کاربستند تا بگویند ماجرا زیر سر شورا بوده و از این دست حرفها که ببینید ما از دست اینها چه می کشیم و اینها همان هایی هستند که فلان کردند و...

نتیجه این شد که شورا ی تامین ما را مقصر دانست و من را به نمایندگی از بقیه ممنوع الورود به استان کرد.

این ماجرا در پایان سال 82 بود؟

سراج:بله بهمن 82 ایام امتحانات و بعد از زلزله بم. اما حکم زمانی صادر شد که دانشگاه تعطیل و دانشجویان از دانشگاه رفته بودند .حکم شورای تامین و کمیته انضباطی به در منزل ما رسید و من عملا دیگر به دانشگاه برنگشتم.

بعد دانشگاه تمام گناهان تاریخ بشریت را به گردن ما انداخت .بیانیه های متعدد بر علیه ما نوشته شد .

بیانیه جامعه اسلامی؟

سراج:جامعه بیانیه داد .انجمن اسلامی اقتصاد بیانیه داد.بیانیه ای به اسم دانشجویان مستقل منتشر شد.یکی می نوشت شما به مردگان زلزله هم رحم نکردید یکی می گفت شما به آن ها توهین کردید. این در حالی بود که هلال احمر بم از شورای صنفی دانشگاه به خاطر خدماتشان در امر کمک رسانی و امداد تقدیر کرد و تقدیر نامه اش هم موجود است.

اتفاقا خود دکتر اکبری ما را در خرابه های بم دید و پیش من آمد و در آغوش من گریست.

دکتر اکبری ؟

سراج:.بله صحنه دردناکی بود. ایشان بسیاری از اقوامشان را در زلزله از دست داده بودند.رابطه ما اینگونه بود.اصلا دکتر اکبری هر دوهفته یک بار به اتاق ما در خوابگاه دانشکده ادبیات سر میزد و چای می خورد. 

پس با این حساب کل دانشگاه بر علیه شما موضع گرفت؟

سراج:بله بیانیه هایی به اسم شورا منتشر می شد که نه مهر داشت و نه امضا ولی تلاش میکرد جو را ملتهب و بر علیه ما ذهنیت را منفی کند.مثلا بیانیه ای با عنوان ولوله در ولوله ...من یادم هست که یک شب دو تا امتحان داشتم .یکی اروپای قرون جدید .

با دکتر مرادی و از کتاب دکتر علی شریعتی؟

سراج:بله . فردا صبح سر جلسه ایشان به من با حالت نگران گفتند سراج داری چه کار می کنی؟پرسیدم چه شده؟ ایشان کاغذی را در آوردند و گفتند یعنی تو از این خبر نداری؟ گفتم نه اینکه نه مهر دارد نه سربرگ ونه امضا.ایشان گفتند به هر حال همه جا پر از اینهاست.

جوری شد که اطلاعات استان مرا احضار کرد برای آنکه ببیند این مسائل کار کیست و فضا آرام شود.

از شما بازجویی شد؟

سراج:نه من یک شب مهمان آنها بودم و یک کبابی هم به ما دادند(با لبخند میگوید)هدف این بود که ببیننند ماجرا زیر سر چه کسی است. .همان جا از من خواستند با دکتر اکبری تلفنی وقت ملاقات بگیرم و رودررو حرفهایمان را بزنیم.

در مقابل این بیانیه ها من هم خواستم بیانیه ای بنویسم که جواب بدهم با عنوان " گر از این کویر وحشت به سلامتی گذشتیم........ ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد " اما از آنجا که یک نسخه از آن را باید یک روز پیش از انتشار به حراست دانشگاه می دادیم من توسط اداره اطلاعات احضار شدم و آنها برای آرام کردن فضا از من خواستند تا کاری نکنم.

ماجرای دادگاه انقلاب چه بود؟

سراج:آن هم از همین جریانات بود .تشکلها و مسئولین بر علیه ما در حدود 5000 امضا جمع کردند و من و تعدادی از بچه ها مثل آقای رضایی در دادگاه از خودمان دفاع کردیم.اول قاضی به اسم آقای قاضی حمیدی بود که با دیدن آن همه امضا تصور میکرد ما دنبال جنجال و حاشیه و اینها هستیم و می خواهیم خودمان را به عنوان اپوزوسیون مطرح کنیم .

بعد قاضی عوض شد و ما هم تبرئه شدیم.در حالی که ما نه مثل خیلی های دیگر دنبال حاشیه بودیم و نه اصلا تشکل سیاسی بودیم .مثلا علی اصغر رضایی که وکیل شورا بود و دانشجوی الهیات دانشگاه ،ایشان 8 سال سابقه جنگ داشت ،از 16 سالگی جبهه رفته و جانباز 30 درصد بود . چنین کسی که 30 درصد از وجودش را برای این مردم داده کسی که سنش نسبتا بالا  و متاهل هم بود ،چنین کسی که دانشجوی جوگیر دنبال حاشیه نیست.

- جریان دزدیده شدن دختر دانشجو چه بود؟

سراج:ماجرا از آنجا شروع شد که از خوابگاه دختران دبیرستان که آنزمان به داخل در نداشت و باید برای ورود حتی در شبها از داخل خیابان عبور میکردند،به شورا گزارش دادند که در یک ساعتی از روز به مدت 4-5 ماه یک ماشین پلاک دولتی که اتفاقا شماره آنرا هم دانشجویان برداشته بودند دم در خوابگاه دبیرستان دختران می ایستد و ضمن توزیع عکسهای مستهجن ، اعمال ناپسندی هم انجام میدهد.گزارش و پیگیری ما به حراست دانشگاه بی فایده بود ، تا اینکه آقای احمدی دبیر آنزمان کمیته انضباطی و تعدادی از دانشجویان حزب اللهی سر بزنگاه او را گیر آوردند و پس از کتک زدنش تحویل مقامات دادند.

اما پس از مدتی آن فرد آزاد شد و آقای احمدی را گرفتند.در مقابل دانشجویان بسیجی عکسهای این فرد را به سایت آیت ا..شاهرودی گزارش دادندکه باعث دستور ایشان برای پیگیری شد.در نتیجه چند نفر را از جمله همان آقا و آقای شمس را برای شناسایی بردندو علیرغم آنکه محاسن اش را زده بود دانشجویان اورا شناسایی کردند.

کمی بعد یکی از دخترهایی که او را شناسایی کرده بود از دم در خوابگاه دزدیده می شود .دانشجویان دوست اورا میبینند که در خیابان جیغ میکشد و از حال میرود.با جمع شدن دانشجویان ساکن خوابگاه ارشد که در آن نزدیکی بوده دانشکده مهندسی تحصن میکند.

من در آنزمان در اتاقم در خوابگاه 16 ادبیات بودم که دکتر اکبری با من تماس گرفت و از من خواست برای آرام کردن دانشجویان به آنجا بروم و حتی اتومبیل خود را هم برای من فرستاد.

از طرف دیگر دانشجویان مذهبی با بیان اینکه ناموس اسلام در خطر است کتابخانه مهندسی و دانشجویان را ذبه جنب و جوش واداشته به سمت کوی اساتید حرکت میکنند که در آنجا آقای پاینده مسئول حراست را به جرم کوتاهی در این مساله تک منیزنند.

من به محض رسیدن دانشجویان را آرام کردم و و از آنان خواستم تا در محل سالن امتحانات مهندسی جمع شده و مشکل را پیگیری کنیم.

در آنجا من و آقای رضایی وکیل شورا ضمن ارائه گزارش از این ماجرا ،خواستار توضیح حراست به خاطر کوتاهی در اینم مساله شدیم که اشلن در پاسخ فریاد زدند :حرف او(رضایی)را گوش ندهید او شبانه است!! یعنی بزطرگترین گناه ما شبانه بودن آقای رضایی بود!!

جلسه که تمام شد من به استانداری رفتم و در کنار آقای مهندس ملایی معاون امنیتی سیاسی استانداری تا صبح آخرین اطلاعات را لحظعه به لحظه دریافت میکردم.تا اینکه اول صبح اطلاع دادند که دختر دانشجو پیدا شده است.

بنابراین ما همه کاری برای جلوگیری و همجچنین حل این مساله کردیم.

 - چه شد مثلا که حالا دکتر اکبری ماجرای دزدیده شدن  دختر دانشجو را به گردن  شما می اندازد ؟

سراج: به هر حال تاریخ را قوم فاتح می نویسد .بعد از رفتنم بود که چنین حرفهایی را شنیدم.

یک سری افراد دیگر هم بودند که علیه من تبلیغات میکردند. اینها در دانشگاه برای خودشان بروبیایی داشتند اینها اگثرا معتاد و مشکلات اخلاقی داشتند.برای بسیاری تشکلها و جاهای مختله دانشگاه کار میکرد و پول زور به اسم کاردانشجویی میگرفتند.

در واقه حکم شعبان بی مخ های دانشگاه را داشتند.

سراج: بله از چند جت کار دانشجویی میگرفتند و هر کس را هم که تاییدشان نمی کرد دردسر برایش درست می کردند.اینها میخواستند از شورای صنفی دانشکده اقتصاد هم کاردانشجویی بگیرند .

کا ردانشجویی جامعه اسلامی هم بودند و من خاطرم هست که در دفتر ما تریاک مصرف میکردند.

سراج: بله با همه بودند ولی ما ترم اول کار دانشجویی رد نکردم و ترم بعد هم علیرغم اینکه اینها خودشان را به می چسباندند و به اسم شورا اعمال خلاف انجام میدادند ما تاییدشان نکردیم و از همان جا بود که برعلیه ما شروع به توطئه کردند.یک جوری شد که این اوخر پرندگان و چرندگان دانشگاه هم علیه ما شکایت میکردند.

- بعد از این احکام چه شد؟

دانش نظر:بعد از صدور این احکام چون به لحاظ قاونی افراد محکوم نمی توانستند به فعالیت ادامه دهند کادر شورا تغییر کرد .من به عنوان دبیر اول و خانم کردی نژاد هم دبیر دوم شدند.

در دوره بعد هم ما انتخابات را برگزار کردیم که به رسمیت شناخته نشد.

-ازعملکرد دیگر کمیته های شورا بگوئید.

سراج:کمیته بهداشت ما که مسئولش آقای مجتبی محمودی (عمران 80 ) بود کارش همکاری با کمیته مسکن و تغذیه بود .مثلا کمیته سلف را موظف کرد که برای کارگران لباس فرم سفید تهیه کند و در ماجرای تن ماهی های مسموم هم نقش بسزایی داشت.مثلا ما پیشنهاد دادیم برنج اوروگوئه ای را که سهمیه دانشگاه بود  بفروشد و با تامین اعتبار برنج پاکستانی بخرد که دکتر مریدی معاون دانشگاه این پیشنهاد را پذیرفت و برای بهبود کیفیت غذا اقدام کرد.

دانش نظر:که البته این کار غیر قانونی بود و دکتر مریدی هنوز هم فکر می کنم باید به سازمان بازرسی کشور برای این کار جواب پس بدهد.

- انتشار نشریه کار کمیته فرهنگی بود؟

سراج:بله نشریه آوا که با هزینه خود اعضا منتشر شد تنها یک شماره و یک خبر نامه منتشر کرد که بعد توقیف شد. آنهم به بهانه دیر کرد .در حالیکه گاهنامه ها موظف به زمان خاصی نیستند و تازه شماره دوم هم منتشر شده بود.

غیر از اینها بردهای شورا و جمع آوری امضا و کارهای تبلیغاتی و نظر سنجی ها کار بچه های فرهنگی بود.

ما کمیته شبانه هم داشتیم که آقای مهدی خرمی مسئول آن بود. البته دستشان بسته بود ولی تلاش زیادی برای رایزنی با مسئولین جهت اقداماتی مثل حفظ کارت سلف شبانه ها و ارائه خوابگاه دبیرستان و خودگردان برای شبانه ها کرد.

اما کمیته دیگر ما که دچار مشکل اصطکاک با مسئولین شد،کمیته آموزش با مسئولیت آقای بهلولی از دانشکده اقتصاد بود که حتی برای اساتید هم تلاش میکرد و توانست برای بسیاری از ایشان اتاق مجزا با کامپیوتر و اینترنت بگیرد .در حالیکه پیش از این از همین ها هم محروم بودند.البته دکتر کمالیان (معون مالی و اداری آنزمان) در این رابطه با ما کمال همکاری را داشتند.

دانش نظر:اتفاقاتی افتاد که دانشگاه را با کمیته آموزش و شورا درگیر کرد.یکی جلسه نقد انجمنهای علمی دانشکده علوم و شورا بود که اعضای انجمن فیزیک از وضع بد گروه گله کردند .من خودم دانشجوی فیزیک بودم ان وقت ها صحبت این بود که چند نفر از اساتید که برای ادامه تحصیل بورس شده و به خارج از کشور رفته بودند دیگر برنمی گردند. گروه استاد نداشت و ما مشکلاتی زیادی داشتیم .انتقادات  آن جلسه به گوش مدیر گروه فیزیک رسید و ایشان از ما و شورا گله مند شدند .

از طرف دیگر دکتر مریدی هم از ما به خاطر همکاری با انجمنهای علمی به عنوان دخالت در کار آنها شکایت کرد.و در یک جلسه دیگر هم که پرسش و پاسخی با حضور مسئولان دانشکده هنر برگزار شد دو تن از اساتید دانشکده از شورا شکایت کردند چرا که انتقادات را توهین می پنداشتند.همین شکایات در کمیته انضباطی مطرح شد.

یعنی به خاطر همین ها برای شما حکم زدند؟

سراج:مسائل دیگری هم بود اما هیچ کدام اهمیت نداشت. مثلا آقای صفاکیش به این خاطر حکم خورده بود که موظف شده بود تعدادی اجاق گاز را که ما برای خوابگاه بنت الهدی خواهران  گرفته بودیم تحویل دهد. نگهبان به ایشان به خاطر حضوردم در خوابگاه اشکال گرفته بود .ایشان هم خودش را معرفی کرده و گفته بود که سشما زنگ بزنید به سرپرستی خوابگاه که نماینده شورا ی صنفی در خوابگاه را صدا بزند و ایشان بیاید امضا کند و اینها را تحویل بگیرد. اما نگهبان سر همین مسائل از ایشان شکایت کرده بود.

شما تحصنی هم برگزار کردید؟

سراج:تحصن دانشجویان خوابگاه بنت الهدی بود که گویا گزارش میکنند که چند نفر آقا بالای ساختمان بوده و حمام ها منفذی برای دید داشته است.یادم هست که آنجا آقای شمس که عضو دانشجویی کمیته انضباطی بودند یک حرفی زدند که من در دفاع از دانشجو با ایشان درگیر شدم و ایشان تا مدتها از من فاصله می گرفت.همان جا دانشجویان ساکن خوابگاه خواهران در حمایت از من و بر علیه ایشان امضا جمع کردند.

تحصنی هم در خوابگاه دبیرستان خانم ها به خاطر مسائل گرمایش و اینها بود که من به همراه دکتر مریدی به آنجا رفتم اما از ترس همین پرونده سازی ها داخل نمی رفتم.اما با اصرار دکتر مریدی مجبور شدم بروم و مشکلات ساکنین خوابگاه را جویا شدیم نتیجه این شد که مشکلات دانشجو ها را منعکس کردیم و حتی برایشان امکاتاتی چون اجاق گاز و اینها گرفتیم.

تحصنی هم ودر اعتراض به مطالب عنوان شده در شب قدردر مسجد مهندسی توسط یکی از مبلغین برگزار کردیم که بیانیه ما از بیانیهای همه تشکلها چه مذهبی و چه غیر مذهبی بهتر از آب در آمد.

تحصن به خاطرآب شور چه طور؟

سراج:نه من در آن زمان من عضو شورا نبودم چون تحصنی که به خاطر تانکر آب شور برگزار شد در مهر ماه 81 بود . ومن در انتخابات دوره پنجم در بهمن 81 انتخاب شدم.اما همان موقع هم فعالیت هایی داشتم مثلا در جلسه پرسش و پاسخ دانشکده ادبیات با مسئولین من مجری جلسه بودم.

 - علاوه بر اینها اتهامات زیادی بر علیه شما مطرح است.نظر شما درباره این اتهامات چیست؟

سراج:من شنیدم اتهامات مالی هم مطرح کرده اند . در حالی که من خودم مسئول کمیته مالی بودم و تمام موارد هزینه شده در زونکن ها جمع آوری شده و تنها دانشگاهی که بودجه شورا را طبق قانون به خود آنها ندادند و به میل خوشان هزینه کردند همین دانشگاه بود.ما حتی ترم اول کار دانشجویی خودمان را بعه دانشگاه بخشیدیم و ترم بعد هم که برای 60 نفر  رد کردیم ،همه را برای شورا خرج کردیم .حتی پول کارتریج چاپگرمان را هم خو دمان می دادیم

من که آدم مشکل داری نبودم .کسی که شاگرد اول گروه تاریخ باشد و حداقل 50 مقاله از او در انجمن علمی موجود باشد چنین کسی را میشود متهم کرد.

-در کل شما علت مشکلات پیش آمده را در چه می بینید؟

سراج:در واقع مشکلی بین ما و دکتر اکبری وجود نداشت.ایشان همه جا ما را نزدیکترین افراد به خود میدانست.اگر افطار بود می آمد و کنار میز بچه های شورای صنفی غذا میخورد.خودشان مرتب به اتاق ما سر می زد.

من معتقدم ئدکتر اکبری خودش را بیهوده فدای کسانی کرد که ارزش حمایت او را نداشتندو گرنه ما که با ایشام مشکلی نداشتیم.من خودم به عنوان عضو جبهه مشارکت با دکتر مریدی و یا مسئول حراست دانشگاه نه تنها مشکلی نداشتم بلکه هم خط هم فکر بودند .منتها حراست در آنزمان بی دلیل در امور انضباطی دانشگاه دخالت می کرد و پا را از محدوده اختیارات خود فرا تر می گذاشت.

از طرف دیگر دکتر مریدی هم سو تفاهم ها و اشتباهات را به اغراض شخصی تبدیل کرد.مجموعه کمیته انضباطی هم رفتارهای غیر قانونی مو مشکلاتی داشت که نمی شد نادیده بگیریم.یا اینکه هر کسی در دانشگاه به دانشجویان گیر می داد و ارشاد و تنبیه میکرد که ماجلویشان را گرفتیم .بخصوص از زمانی که انسان بسیار شریفی چون آقای جعفری پناه به مجموعه ادره امور عمومی امدند و مسائل این چنینی حل شد.

به نظرم افرادی با عنوان اصلاح طلب اشتباها و با غفلت و یا اغراض شخصی ما را فدا کردند در حالی که می توانستند در یک فضای منطقی و مبتنی بر درک متقابل جایگاه مسئول و دانشجو با هم همکاری کنند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:4  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 

رضا نساجی زواره ،دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان در گفتگو با خبرنگار سایت تحلیلی - خبری دانشجویان مستقل، ضمن تمجید از سیاستهای دولت نهم در قبال پرونده هسته ای گفت: قاطعیت دولت نهم و در راس آن شخص رئیس جمهور ، باعث شد که هم ایران به جایگاه شایسته خود برسد و هم غرب مجبور به پذیرش جایگاه ایران شود.

این دانشجوی فیزیک دانشگاه سیستان و بلوچستان با تشریح این موضوع که در بحث صلح آمیز هسته ای داشتن یکی از دو فن آوری آب سنگین و و یا غنی سازی کافی است ،افزود :ما امروز با افتخار میتوانیم بگوییم که هم آب سنگین تولید می کنیم و هم سالن غنی سازی مان در آستانه ورود به مرحله خودکفایی و تولید صنعتی است.

نساجی با تشریح عملکرد مسئولین درقبال پرونده هسته ای ایران در دولت هشتم و نهم گفت:این ماجرا خوب، بد و زشت خود را داشت،به گونه ای که شاهدیم از دست اندرکاران قبلی پرونده کسی چون سیروس ناصری به جرم فساد مالی از مدتها پیش متواری است و به کشور بازنگشته،فرد دیگری چون حسن روحانی به عنوان غول سیاسی و عمده مالک شناخته می شود و یکی همچون موسویان به جرم اقدام علیه امنیت ملی به چیزی بسیار پایین تر از جرم خود محکوم شده و این مساله آنقدر مسجل است که حتی اعتراض هم نمی کند.

این در حالی بود که جریانات سیاسی با حمایت از اینان قصد داشتند چنین افرادی را به زیر چتر حمایتی خود ببرند.

وی ادمه داد:در مقابل دیدیم که با انتقال پرونده از وزارت امور خارجه به شورای عالی امنیت ملی و بخصوص در دوران لاریجانی ،ایران به جای سیاست انفعالی از موضع قدرت وارد و دنیا را وادار به عقب نشینی کرد.در حالیکه دنیای غرب نمی توانست این را بپذیرد و چه در زمان روی کارآمدن لاریجانی و چه در زمان جلیلی تلاش کرد با اتخاذ مواضع تند ایران را بترساند و برخی ها تریبون ها و اشخاص نیز در داخل  چه از سر غفلت و چه از سر اغراض سیاسی کوشیدند مسئولین امر را از پیش باخته نشان دهند .در حالیکه گذشت زمان نشان داد هرچه ایران قاطع تر برخورد کند موفق تر خواهد بود و این همه از نگاه قاطعانه احمدی نژاد نشات می گرفت به نحوی که حتی برخی مجریان پرونده نتوانستند خود را آنچنان که باید با نگاه او هماهنگ کنند و در میانه راه بازمانده و جای خود را به دیگری دادند. بنابراین اگر احمدی نژاد را به عنوان فاتح این پرونده "سردارهسته ای"بنامیم سخنی به گزاف نگفته ایم.

وی افزود: رسانه های مغرض می کوشیدند با تحریف مسائل ذهن مردم را نسبت به موفقیت سیاستهای قاطعانه دولت در باب پرونده هسته ای مایوس کنند و تجربه تاریخی ملی شدن صنعت نفت را سرپوش بگذارند و یا در تضاد با شرایط کنونی جلوه دهند .این در حالی بود که سیاست آمریکا و غرب در قبال پرونده هسته ای ایران همان سیاستهای سال 1332 بود و اگر روسیه هم در قبال پرونده هستهای ایران مزورانه برخورد و منافع خود را دنبال می کرد ،شوروی سال 1332 هم همگام با آمریکا و انگلیس از دادن طلاهای ایران به دولت مصدق خودداری و در سرنگونی آن همه گونه تلاشی به خرج داد.

وی با مقایسه عملکرد برخی رسانه ها و جریانات مغرض مدعی ملی گرایی با جریان حزب توده در جریان ملی شدن صنعت نفت گفت:اگر حزب توده عمده ترین جریان سیاسی ایران و مخالف رژیم شاه بود اما در جهت سیاست شوروی و همگام با آمریکا قدم برداشت و به نحضت ملی شدن صنعت نفت خیانت کرد ،امروز شاهد بودیم که همه روزنامه ها و جریانات چپ حتی درون دانشگاه با سیاه نمایی مردم را ناامید و سعی می کردند سیاست هسته ای ایران را اولویت آخر قرار داده و مردم را به این سمت سوق دهند که ضرورت کشور،انرژی هسته ای نیست و هزینه ای که می پردازیم بیش از ظرفیت ها و منافع کشور است .

وی گفت:این تریبون های مدعی اصول گرایی  باید تکلیف خود را با وطن پرستی و مردم گرایی مشخص کنند،چرا که تجربه تاریخی این مردم نشان داده است اینان ملی گرایی تنها در  مقابل اسلام گرایی به کار می برند و ابزاری است بر علیه ملت و نه برای ملت.

این دانشجوی سال چهارم فیزیک دانشگاه با بیان اینکه حال برای رشد و شکوفایی هر چه بیشتر این تکنولوژی لازم است دولت دانشگاه ها را تقویت و پای این علم و بخصوص تکنولوژی غنی سازی را به دانشگاه ها باز کند گفت:برخی مسائل و بخصوص سیاستهای پژوهشی در دراز مدت و با صرف هزینه های کلان جواب می دهد و نسلهای آینده خرمن این صبر و استقامت نسل ما را که فشار های جهانی و هزینه گزاف تورم ناشی از تحریم ها را تحمل کردیم خواهند چید و گرنه در سیاستهای کوتاه مدت و مقطعی انتظار هیچ جهش علمی و اقتصادی را نخواهیم داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:34  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

دانشگاهی که همچنان با سیاست های دوران اصلاحات اداره می شود

Image

 

 مستقل: پيش از اين و در بهمن ماه 1386خبرگزاري فارس گفتگويي با رئيس دانشگاه

سيستان و بلوچستان داشت كه در آن به عملكرد عمراني ايشان پرداخته بود. حال شرايط به گونه اي فراهم شده كه از منظری دیگر به وضعیت دانشگاه نگاه کنیم و بر این اساس با يكي از دانشجويان منتقد اين دانشگاه به گفتگو بنشينيم.

رضا نساجی عضو هیئت موسس و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان(1358) در گفتگو با خبرنگار سایت تحلیلی-خبری دانشجویان مستقل در خصوص برخی از مشکلات و رخدادهای این دانشگاه سخن گفته است. 

آقای نساجی، با خبر شدیم که این روزها دانشگاه سیستان و بلوچستان درگیر مسائلی است که عمده آن به شما و تشکل انجمن اسلامی دانشجویان(1358) بر می گردد. از انجمن اسلامی دانشجویان(1358) بگویید و از شرایط کنونی دانشگاه.

شرایطی که می فرمایید محدود به حال حاضر یا زمان يا دولت خاصی نیست، بلکه به سیاست های مسئولینی که برای یک دهه در این دانشگاه حضور داشته اند بر می گردد. سیاست های انسدادی و رفتارهای امنیتی در این دانشگاه از سیاست های دولت یا وزارت نشأت نمی گیرد. همان طوری که من در یک مقاله ای با عنوان "سیاست های آقایان ربطی به دولت نهم ندارد" عنوان کردم که در نشریات دانشگاه و همین طور در پایگاه اینترنتی انجمن منتشر شد. بدين معني كه اين اولين برخورد نبوده و آخري هم نخواهد بود.

 

با این حساب دانشگاه باید پیش از شما هم چنین مواردی را تجربه کرده باشد؟

بله؛ این مسائل برای اذهان دانشجویان تازگی ندارد که پیش از این شاهد محکومیت انضباطی اعضای شورای صنفی در سال ۸۲ و نیز محکومیت دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات بودیم که تنها گناه شان مطالبه و انتقاد از مسئولین بود که پاسخ دانشجویان پرسشگر را با حکم تبعید و حذف ترم و توبیخ دادند.

به عنوان مثال یکی از دانشجویان مذهبی و عدالتخواه دانشگاه که به عنوان عضو سابق شورای مرکزی یکی از تشکل های دانشگاه پرده از برخی مسائل برداشته و با ارائه اسناد معتبر خواستار رسیدگی شده بود. اما مسئولان نه تنها به مدارک وی توجهی نکردند بلكه اين خود او بود كه در پايان محكوم گرديد.

 

شما این مسئله را ناشی از جهت گیری خاص سیاسی مدیران دانشگاه می دانید؟

نه؛ من دانشگاه سیستان و بلوچستان را بیش از اینکه متأثر از مسائل سیاسی بدانم درگیر قومیت گرایی و روابط  مدیران می دانم. شما توجه کنید که بحث فقط متوجه دانشجوی مذهبی و عدالتخواه نیست بلکه پیکان هجمه به سوی دانشجوی منتقد است.

این اولین بار نیست که کمیته انضباطی در صدد پرونده سازی برای دانشجویان و به خصوص فعالان تشکل ها برمی آید. چرا که در سال ۸۲ و در دوران آقای خاتمی طومار شورای صنفی در هم پیچیده شد و ما تاکنون از داشتن شورای صنفی بی بهره بوده ایم. اینها در زمان دولت اصلاح طلب دانشجوی دوم خردادی را حذف کردند، پس دانشجویان ارزشی را هم در دوران دولت اصول گرا قربانی خواهند کرد.

 

شما این برخوردها را بیش از اینکه انضباطی و اخلاقی بدانید ریشه در مسائل سیاسی و مدیریتی می دانید. این برخوردها چقدر از فضای سیاسی کشور و جامعه نشأت می گیرد؟

هیچ؛ ببینید من روند سیاست های فرهنگی دانشگاه را تشریح می کنم.

در سال 82 و در حالی که در دولت مدعی اصلاحات هستیم و تیم حاکم بر دانشگاه منصوب از جناح موافق آزادی بیان است شاهد برخورد حذفی با اعضای شورای صنفی به عنوان فعال ترین تشکل دانشجویی دانشگاه هستیم، سپس برگزاری مناظره ممنوع شد، در سال 83 تریبون آزاد ممنوع شد، و حال حتی جلسات پرسش و پاسخ شفاهی هم ممنوع است. من اسم این را اختناق می گذارم اختناقی که سیاست داخلی دانشگاه است و ربطی هم به دولت و سیاست های کلی نظام ندارد. چون الآن دولت اصولگرا بر سر کار است ولی در دانشگاه ما سیاست های غلط فرهنگی و سیاسی ادامه دارد، چرا که همان کسانی بر سر کارند که در سال های 76 و 77 با ظهور دولت اصلاحات بر سر کار آمدند و به یکباره نیروهای مذهبی و اصولگرا را تصفیه کردند.

 

شما بازتاب این سیاست ها را چگونه می بینید؟

من اشتباه را در سیاست ها و اولویت های آقایان مسئول در دانشگاه می بینم. آیا واقعا من یا دیگر عضو منتقد انجمن خطری برای دانشگاه یا جامعه هستیم؟ و آیا هم و غم مسئولین باید درهم کوبیدن ما باشد؟ آیا واقعاً ما مشکل نظام هستیم؟ متأسفانه در دانشگاه ما هر کس میزی دارد خود را معصوم و مبرا می داند و بی نیاز از نقد و اگر نقدی به او وارد شود یا انگشت سوال به سوی او بگیرند، آن انگشت را به عنوان زهر چشم می شکنند و آنرا در راستای دفاع از نظام تعبیر می کنند. مشکل اینجاست که دانشجویان و جو عمومی جامعه رفتار ايشان را به عنوان سیاست نظام جمهوری اسلامی تعبیر می کنند و به کلیت نظام تعمیم می دهند. همین امر باعث می شود که اشتباهاتشان مردم را از نظام ناامید و منتقدان را به سمت رفتارهای هنجار شکن ببرد. مسئولان باید بدانند که رفتارهای حذفی، دانشجویان را به خارج از نظام سوق می دهد، در حالی که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران سایه مقدسی است که باید بر سر همه این دانشجویان و همه این مردم باشد و نباید هیچ کس را از این دایره خارج کرد یا از آن ناامید ساخت.

اما در حال حاضر غفلت یا غرض مسئولین به نحوی است که نخبه کشی و هنجارگریزی و فرار از ارزش ها را ترویج می کند در حالیکه ما_منظور مسئولین ما_ حق نداریم به واسطه سلایق شخصی و اغراض خود كه در سپهر حاکمان و حکومت جا می گیرد اشتباهاتی را مرتکب شویم که عده ای آنرا را به کل حاکمیت و نظام تعمیم دهند و به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزش ها عبور کنند.

 

یعنی درواقع شما مشکل را در تقابل مسئولین با منتقدین می بینید؟

متأسفانه در دانشگاه ما مفهوم نقد به هیچ وجه نهادینه نشده، چه بهای سنگینی باید پرداخت تا به دانشجویان بگوییم که شما نه تنها حق دارید که بپرسید بلکه وظیفه دارید و نه تنها حق دارید که پاسخ بشنوید که وظیفه دارند پاسخ شما را بدهند. در واقع هدف ما فرهنگ سازی برای مطالبه بین دانشجویان و پاسخگویی در میان مسئولان بود اما برخی بیهوده همه را دشمن خود فرض می کنند و به نوعی دچار توهم توطئه هستند به نحوی که آنها وادار به برخوردهای خذفی و سیاست های تقابلی و تعارضی می کند. حال آنچه ایشان از آن تعبیر به توهین می کنند، انتقاد است و نوعی تعامل به شمار می رود و نه تعارض و حتی تقابل.

ایشان باید بدانند که ما بر خلاف عده ای که از چارچوب نظام خارج شده اند به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزش ها عبور نمی کنیم اما در مقابل در دفاع از ارزش ها به اشخاص رحم نخواهیم کرد. البته در قاموس فکری ما " انتقاد" با "انکار" به کلی متفاوت است و "نقد" به معنای "نفی" نیست. يعني ما كارهاي مثبت مسئولين را در زمينه هاي عمراني ناديده نمي گيريم.

و اصلاً در راستای همین موضوع نقد بود که تشکل انجمن اسلامی دانشجویان مستقل که بعد ها بدل به انجمن 1358 گردید تشکیل شد.

 

برگرديم به بحث تأسيس انجمن،چگونه انجمن مجوز گرفت؟

در همین فضایی که پیش تر تشریح کردم، ما يعني برخی از فعالان دانشجویی در فعاليت با تشکل های مدعی تفکر ارزشی آن زمان به بن بست رسیديم چرا که مرور زمان نشان داد که این تشکل ها کارکرد اصلی خود را که همان نقد سازنده در چارچوب ارزش های نظام بود از دست داده اند و حتی به حیاط خلوت احزاب و اشخاص و قومیت ها بدل شده اند. بر همین اساس در تيرماه 85 اعضاي هيئت مؤسس ضمن حضور در دفتر مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه های سراسر كشور واقع در خيابان انقلاب تهران، ضمن آشنايي با تشكيلات و ديدگاه هاي اتحاديه براي تشكيل انجمن در دانشگاه سيستان و بلوچستان رايزني كردند كه در نهايت با تنظيم درخواست و اساسنامه انجمن اين درخواست در پايان تيرماه 84 به هيئت نظارت بر تشكل هاي اسلامي دانشگاه تحويل شد.

اما تا پايان تعطيلات تابستاني اين تقاضا مطرح نشد، و پس از دو ماه درگيري اداري و دوندگي در بروكراسي دانشگاه در 17 آبان 85 به ما مجوز اصولي را دادند كه شامل فعاليت محدود در دانشگاه مي شد و مجوز كامل منوط به بررسي اساسنامه انجمن و جمع آوري امضا و تأييد 3 درصد دانشجويان دانشگاه در حدود 500 نفر) به عنوان اعضاي انجمن مي شد. كسب مجوز نهايي ما در حدود 6 ماه ديگر وقت گرفت كه در اين مدت، ما به خاطر محافظه كاري مسئولين مجبور شديم بيش از 10 بار اساسنامه را تغيير داده و اساسنامه جديد ارائه دهيم. اين در حالي بود كه تصويب اساسنامه هاي دانشگاه هاي ديگر كه شباهت زيادي به اساسنامه ما داشت خيلي كمتر از اينها وقت برد.

 

مسئولان چقدر همكاري كردند؟

(با لبخند پاسخ مي دهد)همكاري در كار نبوده است. اما انتظار داريم مسئولان نيازهاي حداقلي ما را برآورده كنند.

مثلاً در بدو درخواست مجوز، آقايان ترجيح مي دادند انجمن هرگز تشكيل نشود، سپس با درخواست مجوز نشريات، درخواست امكانات و لوازم دفتر و تشكيلات، فضاي فيزيكي و دفتر انجمن مخالفت شد.

مثلاً شوراي فرهنگي ما را به هيئت نظارت پاس مي داد يا بر عكس، براي ديدار با رياست دانشگاه هر بار بيش از 6 هفته رفت و آمد لازم بود، در نهايت دكتر اكبري ضمن برخورد از موضع قدرت، با اكراه درخواست هاي ما را مي پذيرفت و ما را به مسئولان ديگر حواله مي داد كه آنها هم كار چنداني از پيش نمي بردند.

تا قبل از ارديبهشت 86، همه درخواست هاي ما موكول به تأييد اساسنامه در هيئت نظارت بود، اما بلافاصله پس از تأييد اساسنامه، انجمن سريعاً انتخابات شوراي مركزي را با حضور خوب دانشجويان برگزار كرد و درخواست هاي خود را از پي گرفت، با تلاش فراوان، نشريه انديشه آزاد، مجوز گرفت و در مدت يك سال 14 شماره به همراه دو ويژه نامه منتشر شد، اما درخواست دفتر و امكانات مسكوت ماند و تا به حال هم عليرغم گذشت 20 ماه از درخواست مجوز انجمن، هنوز ما دفتر يا فضاي فيزيكي نداريم.

 

چرا؟

آقايان اعلام كرده اند كه دانشگاه دفتر و فضاي لازم براي تشكل ها را ندارد و موظف به تأمين فضا براي تشكل ها نيست، اين در حالي است كه همان تشکلی که اکنون شاکی اصلی پرونده انجمن و شخص بنده است عليرغم آنكه 3 سال است هیچ  فعاليتي ندارد به همراه انجمن اسلامي دانشجویان عضو تحكيم وحدت طیف علامه دفاتر متعددي در سطح دانشگاه دارند.

 

شما همه مسائل را به سیاستهای مسئولین منتسب می کنید.فکر نمی کنید بیشتر مشکل به شاکیان خصوصی شما بر می گردد؟

ببینید انجمن یا بهتر است بگویم شخص بنده دو شاکی دارم شکایت دبیر انتصابی جدید يكي از تشكل ها که نه تنها انتخابات برگزار نکرده بلکه به جای آنکه به پرونده مفاسد تشکیلاتی و مالی و سیاسی دبير سابق آن رسیدگی کند درصدد اقدام علیه افراد منتقد برآمده است.

این در حالی است که پیش از این انجمن اسلامی دانشجویان(1358) این مفاسد را برملا و با طرح شکایت در هیئت نظارت خواستار بررسی این پرونده شده بود که هیچ جوابی تاکنون به آن داده نشده و حمایت همه جانبه مسئولین از این تشکل  باعث شده متهم در جایگاه شاکی قرار گیرد!!

دیگر اینکه چند نفر معلوم الحال که در پایان جلسه ضمن توهین به دبیر انجمن اقدام به ضرب و شتم نموده و سپس شکایت کرده اند. با توجه به آنکه شاهدان عینی به نفع انجمن شهادت داده اند، انجمن نیز متقابلاً اقدام به شکایت از ایشان نموده است اما تا اين لحظه هيچ پاسخي به آن داده نشده و حتي عنوان كرده اند چون شما ديرتر اقدام كرده ايد شكايت سودي ندارد.

 اما من مسأله را چیزی بیشتر از شکایت دو نفر ناشناس یا یک دبیر انتصابي در تشکیلاتی که سه سال است هیچ انتخاباتی برگزار نکرده و اتهامات گسترده ای در رابطه با مسائل مختلف به دبیر سابق آن وارد است می دانم که پیش از این مسئولین در مواضعی که در مجامع غیر رسمی اعلام کرده اند این را نشان داده اند.

 

چه مواضعی؟

وقتی مسئولی در بدو انتصاب در یک موضع گیری جنجال برانگیز می گوید: "شما مستقل نیستید و من شما را نمی پذیرم" و یا "اساسنامه شما را شخص رئیس جمهور نوشته" یا اینکه "شما عضو ندارید پس نباید ادعای دفتر و امکانات داشته باشید" یا اینکه "چه کسی به شما مجوز داده؟" و رسماً دگر دیسی فکری تحکیم که این تشکل را به اضمحلال برده تأیید می کند و جانبداری می کند شما اسم این موضوع را چه می گذارید؟

یا یک مسئول دیگر که در جناح مثلاً موافق است در پایان جلسه پرسش و پاسخی که من در آن به انتقاد از سیاست های فرهنگی و علمی دانشگاه و برخی تریبون ها و تشکل ها پرداختم  می گوید: "ما از خواب شب مان هم که شده می زنیم تا ایشان را حذف کنیم" و بعد در جواب یکی از اعضاء، انجمن ما را وابسته می خواند شما هنوز فکر می کنید این مسئله محدود به همین شاکیان و مدعیان است یا کسانی هستند که خود را پشت آنها پنهان کرده اند؟

شما تمام مسائل را به عنوان یک موضوع تشکیلاتی مطرح می کنید در چنین فضایی آیا کمیته انضباطی در چارچوب قانون عمل کرده است یا نه؟

باید برگردیم به فلسفه وجودی کمیته انضباطی و جایگاه حقوقی آن. کمیته انضباطی دانشجویان همانگونه که از نامش بر می آید نهادی است که می باید ضمن حفظ مرزبندی بین مسایل انضباطی- ارشادی با مسایل سیاسی- تشکیلاتی که در حوزه اختیار هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی دانشگاه و کمیته ناظر بر نشریات است و نیز مسائل سیاسی- امنیتی که در حوزه کاری حراست دانشگاه است، برقراری نظم و آرامش عمومی را برعهده بگیرد.

تداخل کاری این نهاد که همواره به دلیل عدم التزام مجریان و مدیران به قانون و آیین نامه های مصوب بوجود آمده می تواند موجب بروز مشکلات عظیمی شود.

از طرف دیگر دخالت کمیته انضباطی در امور هیئت نظارت برتشکل ها چه در  سال های 82 و 83 و چه در حال حاضر وجود داشته و دارد به نحوی که به خود اجازه داده در سال 82  اعضای شورای صنفی را محکوم نماید. امری که امروز هم برای من به عنوان دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان 58 رخ داده است.

 

با توجه به اینکه ترکیب اعضای کمیته انضباطی دانشگاه ها طبق قانون تقریباً همان کادر هیئت نظارت بر تشکل ها و دیگر نهادهای مشورتی و انضباطی دانشگاه هاست چه اصراری دارید که پرونده به هیئت نظارت منتقل شود؟ آیا مورد خاصی در کمیته و فضای حاکم بر آن می بینید؟

چیزی که من می خواهم در اینجا بگویم شاید برای شما عجیب باشد. در دانشگاه ما از مدت ها پیش چیزی به وجود آمده به نام رابط که کار خبرچینی یا فعالیت هایی انجام می دهند به نحوی که اکثر دانشجویان کمیته انضباطی را با رابطین آشکار و مخفی آن (که البته چندان هم مخفی نیستند!!) می شناسند.

 

چنین چیزی در آیین نامه کمیته انضباطی دانشجویان وجود دارد؟

 نه؛ در واقع  نه تنها در آیین نامه کمیته انضباطی مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بلکه در هیچ یک از دانشگاه های کشور چیزی به اسم رابط مخفی یا آشکار وجود ندارد. چه برسد به اینکه برخي افرادی که خود پرونده های تخلفات اخلاقی داشته اند برای فرار از محکومیت انضباطی مجبور به فعالیت در کمیته شده و اقدام به خبرچینی می کنند.

چنین افرادی علاوه بر آنکه از حکم انضباطی مصون می مانند، چتر امنیتی پیدا می کنند. در حالیکه نص صریح قرآن کریم برآن است : " آیا دیگران را امر به معروف می کنید در حالی که خود را فراموش کرده اید؟ "

از این رو افرادی که فاقد خودساختگی و تهذیب نفس هستند نمی توانند وظیفه سنگین امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده گیرند.

 

یعنی شما کلیت فضای کمیته انضباطی را اینگونه ارزیابی می کنید؟

نه؛ این بر می گردد به خرده افراد کمیته. در مقابل این افراد معلوم الحال که بیشتر رابطین مخفی هستند افرادی وجود دارند که وجهه مناسبی داشته و دارای حسن شهرت در دانشگاه هستند و عمده رابطین آشکار را تشکیل می دهند. وجود چنین افرادی علاوه بر اینکه باعث می شود عملکرد فجیع سایر ضابطین توجیه شود باعث ایجاد مشروعیت و مقبولیت کمیته در بین دانشجویان خواهند شد.

ضمن اینکه این تنها مشکل کمیته نیست. مثلا در سال ۸۲ و در دوره پنجم شورای صنفی به دبیر کلی آقای میلاد سراج تنها یک عضو دانشجویی در کمیته وجود داشت و کمیته فاقد عضو هیئت علمی و یک عضو دانشجویی بود. بر همین اساس، زمانی که میلاد سراج در مصاحبه مشترک به همراه معاون دانشجویی دانشگاه با مطبوعات غیرقانونی بودن کمیته و احکام آنرا مطرح کرد توجیه معاون دانشجویی و فرهنگی آن زمان این بود که چون جلسات با سه نفر رسمیت می یابد احکام وجاهت دارد در حالیکه زمانی جلسات رسمیت می یابد که چارت 5 نفره کمیته کامل باشد و تصادفاً یک یا دو نفر غایب باشند. نه اینکه کمیته کلاً سه نفر عضو داشته باشد!!

 

در پایان چه تحلیلی از نتیجه این مسائل و این نوع نگاه حاکم دارید؟

همان طور که قبلاً هم در نشریات دانشجویی و وبلاگ ها عنوان کرده ام باز هم تاکید می کنم که "احکام آقایان برای ما باعث افتخار است و اگر رویه برخورد با عدالتخواهان و منتقدین دلسوز همین باشد، بر مواضع اصولی و ارزشی خود مصر خواهیم ماند."

چرا که مشحص نیست چند نسل دیگر از بهترین دانشجویانمان باید قربانی سياست هاي آقایان شوند. افرادی که عملكردشان در تضاد با ارزش های انقلاب است. معتقدم این احکام مصداق باقیات الصالحات کسانی خواهد شد که هدفشان حق گویی و عدالتخواهی است.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 22:17  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 

پنج شنبه 8 آذر 86 ،علی خضریان«عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای  سراسر کشور » به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه س وب در تالار ملاصدرا حاضر شد تا مختصری از تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران را بازگو کند.

این جلسه که قرار بود از ساعت 19:15 تا 22 برگزار شود با نیم ساعت تاخیر شروع شد وتا ساعت 23:20 ادامه یافت.البته پس از پایان جلسه ،خضریان تا دو ساعت بعد مهمان دانشجویان دانشکده ادبیات بود و از اولویتهاوضرورتهای تشکلهای دانشجویی سخن گفت.اما به علت کوتاهی دوستان تحکیم وحدت(انجمن اسلامی اقتصاد) جلسه پرسش و پاسخ ایشان با مزروعی نماینده اصفهان در مجلس ششم با این جلسه تداخل پیدا کرده بود ، ازطرف دیگر با عنایت خاص افراد ناشناس !! کلیه برگه های تبلیغاتی این جلسه در دانشکده ادبیات یکشبه ناپدید شده بود!!

50 دقیقه نخست جلسه به سخنرانی پیرامون تاریخ جنبش دانشجویی در قبل از انقلاب و حماسه 16آذر و 13 آبان اختصاص یافت ، و پس از انکه تشکیل تحکیم وحدت و حوادث دهه 60 جبش دانشجویی و انجمنهای اسلامی بیان شد، به عنوان اولین سوال شفاهی کامران جلیل از دفتر تحکیم وحدت انجمنهای اسلامی دانشگاه سعی کرد با دفاع از عبدلله نوری ،سروش و .. گفته های خضریان و تاریخ انجمنهای اسلامی را تکذیب کند،خضریان با استناد به مدارک وآنچه که خود حضورا در دانشگاه های مختلف کشور دیده بود به تک تک سولات پاسخ داد و او را به مطالعه بیشتر دعوت کرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 19:50  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->

آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM