تجمع اعتراض آمیز دانشجویان در مجتمع خوابگاهی
شب گذشته و پس از انتشار خبر ضرب و شتم دانشجویان توسط افراد ناشناس، صدها تن از دانشجویان پسر با اجتماع در مجتمع خوابگاهی مهندسی پسران خواستار حضور دکتر اکبری ریاست دانشگاه شدند.
پس از حضور دکتر اکبری دانشجویان خواستار بررسی مسئله و پاسخگویی آقای زند وکیلی مسئول حراست دانشگاه و نیز کوچک زهی مسئول انتظامات شدانشگاه شدند.شعارهایی بر علیه کمیته انضباطی و دکتر اکبری نیز صادر شد که موجب عصبانیت ایشان و تهدید مبنی بر استعفا گردید. جلسه با درگیری لفظی تشکلهای دانشجویی به تشنج کشیده شد.
در حالی که برخی محکومین انضباطی گذشته و افرادی که در تعلیق به سر می بردند از لزوم مصونیت انضباطی سخن میگفتند دکتر اکبری از این مسئله به راحتی گذشت و هیچ پاسخی به دانشجویان نداد.ایشان همچنین در پاسخ به درخواست تشکیل جلسه پرسش و پاسخ عمومی با حضور دانشجویان و مسئولسین زمانی را تا پایان آبان پیشنهاد داد که با اصرار دانشجویان به همین هفته بدل شد اما ایشان در پایان جلسه هم مخالفت خود را با برگزاری چنین جلسه ای اعلام کرد.
این تجمع تا ساعت 24 ادامه یافت و مسئولین سرانجام با انتقال وسائط صوتی جلسه را ترک کردند.این در حالی بود که تا ساعتی بعد دانشجویان و فعالان تشکلهای دانشجویی به بحث در همان مکان ادامه دادند.
شب گذشته تعدادی مرد مسلح با ورود به دانشگاه سیستان و بلوچستان تعدادی از دانشجویان را به شدت مضروب ساختند.
شب گذشته و به دنبال درگیری لفظی یک جوان بلوچ در خیابان دانشگاه با تعدادی از دانشجویان گروهی از افراد مسلح بومی حدود ساعت 9 شب به منظور انتقام گیری وارد دانشگاه شده و با اطلاع از حضور دانشجوی مذکور در سالن فوتبال دبیرستان دانشگاه به این مکان حمله کردند.در این حمله بیش از ده مرد با لباسهای محلی بلوچی و برخی نیز با لباس رسمی با حمل سلاح گرم (کلت) و نیز سلاح های سرد شامل قمه و میلگرد ضمن مسدود ساختن درب ورودی سالن به دانشجویان حمله کردند.
این افراد سپس دانشجوی گفته شده به نام حمید اسدی را محاصره و هرکدام ضرباتی با میلگرد به پشت او وارد کرده و سپس با کشیدن موهای سر وی او را کشیده و چندین بار به سرش لگد وارد کردند.
با خروج این افراد از سالن دانشجویان به نگهبانی اطلاع دادند اما کسی نتوانست مانع خروجشان شود.
با انتقال دانشجویان مضروب به بیمارستان شمس نجفی دبیر کمیته انضباطی و زندوکیلی مسئول حراست دانشگاه از ایشان عیادت کردند.
پیش از این نیز بارها افراد مسلح با ورود به خوابگاه های دانشجویی افرادی را تهدید و یا مضروب ساخته بودند.
پایان پان کرمانیسم
همین مانده بود که اعتماد ملی از افتخارات دو م خردادی ها در عرصه مدیریتی استان محرون و رنج دیده سیبستان و بلوچستان بگوید.
روزنامه اعتماد ملی به تازگی مقاله ای را به قلم
را با عنوان منتشر کرد که برای ما و بسیاری از افرادی که به نوعی با استان سیستان و بلوچستان در ارتباط بوده و نسبت به این قطعه از خاک سرزمینمان دلبستگی و شاید وابستگی داشته و داریم گران تمام شد.
در این مقاله که در تاریخ مرداد ماه و در صفحه روزنامه به چاپ رسید نویسنده سعی کرده بود با بزرگ نمایی عملکرد دو استاندار اصلاحات در سالهای گذشته آنرا به نوعی در مقابل عملکرد استاندارز بومی که انتخاب دولت نهم بوده قرار دهد بویژه حال که این استاندار به ابتکار رئیس جمهور به پست دیگری گماشته شده است.و البته همه این نوشته هم به همین ابتکار و آنچه که در ارتباط با آن رخ داده خواهد پرداخت.پدیده ای که ما فعالان سیاسی و دانشجویی غیر بومی استانم آنرا پان کرمانیسم می نامیم و شاید بیشترین ضربات سیاسی را در دوران دانشجویی و خود از آن متحمل شده باشیم.
این موضوع اینقدر در مسائل استان_ و دانشگاه های آن بویژه_ اهمیت داشت که فقط کافیست بگوییم پایان دوره پان کرمانیست ها در دانشگاه سیستان و بلوچستان به همان اندازه برای فعالان سیاسی مایه مسرت و دلگرمی بود که اضمحلال این پدیده در ساحت کلی سیاست کشور ، که مرگ آن را به این زودیها قرار نیست به تماشا بنشینیم.
و اما جریان پان کرمانیسم چیست ؟
کرمانی های حاضر در عرصه اقتصاد و سیاست بیش از آن که متعلق به جریانات حزبی و سیاسی باشند ، یک قوم اند و ناسیونالیست که در زمینه ناسیونالیسم سیاسی _مدیریتی و اقتصادی بر اصفهانی ها که زمانی نماد این نوع نگرش بودند پیشی گرفته اند ،حضور آنان در کنار یکدیگر در همه عرصه ها همراه با نوعی تساهل و تسامح نسبت به نگرشهای شخصی است و کرمانی بودن بر همه چیز می چربد.با چنین رویکردی است که جریان غالب مجلس هفتم با اتکا به آراء عمده مجلس ،وزارت علوم را برای دکتر زاهدی رقم زد و او نیز بدون توجه به نگرش اصلاح طلبانه افراطی برخی افراد آنها را به صرف آنکه همشهری بودن با خود به مجموعه وزارتخانه وارد و یا تمدید حضورشان را تضمین نمود.
بااین حساب اگر شاهدیم دکتر رستمی به عنوان یک مدیر اصلاح طلب در دوران ریاست بر دانشگاه سیستان و بلوچستان به پست حساس مسئول بررسی شکایتهای وزارت علوم منصوب میگردد نباید از وزیر اصول گرایی چون دکتر زاهدی تعجب کرد ، چرا که آنچه عجیب است حضور خود او در چنان پست مهمی است!!
برگردیم به موضوع شکست پان کرمانیسم در عرصه سیاسی کشور.
اولین نشانه های انحطاط این جریان به انتخابات مجلس شورای اسلامی تهران برمی گردد جایی که دو کاندیدای اصلاح طلب با رویکرد پان کرمانیستی یا حداقل مشکوک به مماشات با این جریان در شکستی مفتضحانه به همراه هیچ کدام از هم قطاران خود موفق به کسب آراء عمومی نشدند. در حالی که مجید انصاری روحانی اصلاح طلب این اواخر و در تلاش برای کسب رای در دور دوم انتخابات از هیچ گونه حمله به احمدی نژاد فرو گذار نکرد و اسحاق جهان گیری کاندیدای حزب کارگزاران و از اعضای خانواده بزرگ هاشمی رفسنجانی (استاندار سابق استان اصفهان در دوره اول ریاست جمهوری خاتمی و وزیر صنایع در دوره دوم ریاست جمهوری او ) به تشکیل جریان همسو با نمایندگان اصول گرای سنتی همچون دکتر عباسپور (عضو حزب موئتله و برادر زن دکتر جاسبی و برگ برنده او در مجلس) در حمایت از لابی جاسبی می اندیشید.
دومین شکست این جریان به برکناری پور محمدی وزیر با نفوذ کشور بر میگردد.پور محمدی _ که بنابر گفته از سوی برخی افراد به احمدی نژاد تحمیل شده بود و سابقه حضورش در وزارت اطلاعات باعث شد که عماد افروغ نماینده اصول گرای مستقل در مجلس هفتم به شدت به حضورش در کابینه احمدی نژاد اعتراض کند _ ناگهان ، شجاعانه از سوی وی کنار زده شد تا پس از چند ماه بی وزیری احمدی نزاد دو روز پیش کسی را به جای او به مجلس معرفی کند.هر چند که با برکناری نیازی به جای او در سازمان بازرسی کشور گمارده شد.
داستان مشکلات پور محمدی با معتمدین احمدی نژاد در این وزارت خانه از جمله سردار افشار مجری انتخابات مدتها بود که تیتر برکناری وی را به دهان روزنامه ها انداخته بود و فقط بهانه برگزاری موفق مرحله دوم انتخابات بود که مدتی مانع احمدی نژاد در تسریع این امر گردید.
شکست سوم شاید در بعد خبری و سیاسی به بزرگی دو شکست قبل نباشد اما بار سیاسی و روانی آن به مراتب بیشتر از مورد قبلی است.انتصاب حبیب الله دهمرده استاندار سابق استان سیستان و بلوچستان به سمت استاداری کرمان زمانی جالب توجه است که بدانیم وی با نگاه ناسیونالیستی شدیدی که که صرفا به موطن خود سیستان دارد نمی تواند از سیاست آنتی کرمانیستی برکنار بماند، بخصوص اگر بدانیم که ریاست 17 ساله او بر دانشگاه سیستان و بلوچستان (که خو او از ادغام دو دانشگاه بلوچستان و تربیت معلم زاهدان بوجود آورد) با حضور کرمانی های دو م خردادی در دانشگاه سیستان و بلوچستان و تسفیه نیروهای اصول گرا پایان یافت و او به دانشگاه زابلی نقل مکان کرد که با جمعیتی در حدود 500 دانشجو به تازگی از دانشگاه سیستان و بلوچستان جدا شده بود .
اما همین دانشگاه با ریاست دکتر دهمرده که دانشیار گروه ریاضی دانشگاه و مدرس مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز هست تا سال 84 که وی از سوی احمدی نژاد به عنوان اولین استاندار بومی استان منصوب شد با بیش از 12 هزار دانشجو قطب دانش کشاورزی و آنهم قطب تجربی این رشته در کشور و از امکاناتی چون بهترین سایت کامپیوتری در سطح دانشگاههای کشور و " مرکز حیات وحش و کشاورزی چاه نیمه "بهره مند شده بود .
کرمانیها نمیتوانند احمدی نژاد را به خاطر انتصاب یک استاندار غیر بومی و آنهم از استان همسایه که تاکنون در چنگشان بوده است شماتت کنند ،چرا مگر این خود آنها نبودند که در جریان سفر نخست وی به استانها و در شهر کرمان از استاندار بومی گله کردند و مگر همین آقای جهانگیری با مدرک لیسانس فیزیک در یکی از مهمترین استانهای کشور به عنوان استاندار غیر بومی منصوب نشد و بعدها به وزارت ترقی نیافت؟
و مگر استاندار سیستان و بلوچستان در دوران دوم خرداد مسئول ستاد خاتمی در استان اصفهان چه کسی بود؟ همان آقای حسینی که ابتدا در زاهدان و سپس با یک پله ترقی استاندار اصفهان شد؟ و حال ایشان و مهندس امینی (استاندار خراسانی بعد از وی در دوران خاتمی)و تاج زاده و محمد رضا خاتمی نبودند که برای جلب مجدد آراء اهل تسنن استان در اقدامی کاملا مزورانه اقدام به اقامه نماز جماعت پشت سر روحانی اهل سنت می نمودند؟ مگر خود آقایان حسینس و امینی در دوران استانداری خود چه خدمتی به اهل سنت کردند و چنین پست کلیدی و فرمانداری و بخشداری به اهل تسنن سپردند که حال چنین سیاسی بازی میکنند؟
برگردیم به جریان پان کرمانیستی که احیانا با تغییر و تحولات در سمتهای دانشگاه سیستان و بلوچستان که پاتوق آنها بوده است برای همیشه بقچه سیاسی _علمی خود را از آنجا برخواهد چید. امری که میشود گفت از همین جابجایی استاندار ، به این طرف کلید خورده است.
شاید در آغاز سال تحصیلی جدید خبری از جریان پان کرمانیستی نباشد اما امیدواریم جریان پان سیستانیستی هم جایگزین آن نشود، اگر چه این استان موطن سیستانی ها و بلوچ ها است و به طور عمده آنان حق دارند در سیاست و اقتصاد و سرمایه های مادی و معنوی آن سهیم باشند ، اما نه دانشگاه جای ناسیونالیسم است و نه قوم سیستانی تنها وارث منابع استان که حق همه اقوام و مردمان باید در آن لحاظ و محترم شمرده شود.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور پیوست
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل با صدور بیانیه ای رسما به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور پیوست.
به گزارش سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل که پیش از این با صدور بیانیه ای موسوم به " مانیفست انجمن اسلامی دانشگاه زابل " در تاریخ 15/10/86 به طور رسمی جدایی خود را از دفتر تحکیم وحدت اعلام و از جریانات تند رو اعلام برائت کرده بود با صدور بیانیه جدیدی با عنوان " بیانیه تحلیلی تبیین مواضع تشکیلاتی و سیاست خارجی" رسما به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر سراسر کشور پیوست.
در بیانیه این تشکل چنین آمده است:
بیانیه تحلیلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل
در تبیین مواضع تشکیلاتی و سیاست خارجی انجمن
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل در حالی حرکت مجدانه خود را در نیل به آرمانهای مقدس جنبش دانشجویی بازیافته که مشکلات و مسائل فراوان توان تشکیلات انجمن را در مخاطره قرار داده است. با این حال و با وجود بحرانهای داخلی که به تازگی پشت سر گذاشته انجمن برخود وظیفه می داند تادر بستر مسائل عمده تشکیلات دانشجویی کشور نیز تبیین موضع و تلاش مضاعف به خرج دهد.
از سوی دیگر فضای کنونی احزاب و تشکلهای سیاسی کشور و علل الخصوص جامعه دانشگاهی به نحوی است که می رود تا عده ای را با یاس از فعالیت سیاسی از گردونه قانون اساسی و ارزشهای انقلاب خارج سازد و یا عده ای دیگر را دچار انحطاط فکری و انزوای سیاسی نماید.اما آنچه مهم است نصب العین قرار دادن دستاوردها و تجربه های نسل های پیشین در این مسیر خطیر است.
تجربه تاریخی مجاهدین خلق در دهه 50 و نگاه نوستالوژیک به فرایند تغییر ایدئولوژی آنان ، ما را واداشت تا در اقدامی پیش گیرانه و پیش از آنکه جرقه این انحرافات دامن گیر یکایک انجمنهای اسلامی شود ، ضمن صدور بیانیه ای از تشکیلات وابسته به تحکیم اعلام استقلال نموده و خود را تشکیلاتی جدا از مجراهای سیاسی موجود نماییم.
با این همه و علیرغم فضای سیاسی محدود و فشارهای موجود در محیط دانشگاه ، رسالت تشکیلاتی ما به عنوان سنگربانان انجمن اسلامی ایجاب می کرد تا چاره جوی مشکلاتی آمده در مسیر کنونی جنبش دانشجویی باشیم ، از این رو با نیم نگاهی به تجربه تشکیلات گذشته انقلابی و دانشجویی و انحرافات بوجود آمده در آنها در سالهای قبل و بعد از انقلاب به این نتیجه رسیدیم که " چاره تحکیم را باید در عبور از تحکیم " یافت و " درمان از درون بی فایده خواهد بود" .
بر همین اساس در صدد یافتن تشکیلات و مجرای جدیدی جهت هدایت پتانسیل و ظرفیت های سیاسی و فکری خویش و در جهت نقد مشفقانه مسائل دانشگاه و جامعه برآمدیم.که در نهایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل ضمن تبیین مواضع تشکیلاتی خود اعلام میدارد که در سالگرد شهدای 7 تیر 1360 و با الهام از این واقعه که سرآغاز انحراف نهایی یکی از بزرگترین تشکیلات انقلابی _ و برخواسته از دانشگاه و دانشجویان و بخصوص از دل انجمنهای اسلامی دانشجویان _ کشور است به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل سراسر کشور می پیوندد تا راه را بر تکرار این تجربه تلخ تاریخی و انقلابی که هر آن ممکن است سرنوشت یکی دیگر از تشکیلات دانشجویی کشور گردد ، بسته شود.
لذا انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل پس از انجمن اسلامی دانشجویان(1358)دانشگاه سیستان و بلوچستان و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار ،سومین انجمنی خواهد بود که با عضویت در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل زمینه ساز تشکیل جبهه فکری جدیدی در حوزه شرق کشور گردیده و تلاش خواهد کرد تا گفتمان نسل سوم انقلاب را بر اساس اندیشه های انقلابی و نگرشهای فرا سیاسی و بدور از هیجانات بیهوده زودگذر و سیاست زدگی ها نهادینه سازد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل
ما و حکایت انجمنی نیوز
به تازگی دوستان از ایجاد وبلاگی خبر داده اند که خبر ساز شده است.
وبلاگی که به گفته مدیران آن !!! قرار است به زودی بدل به سایت مجهزی شود و آنچه که این روزها با عنوان " انجمنی نیوز " و با تیتر " آخرین تئوکرات های انجمنهاي اسلامي " عنوان داشته که " ما آخرین نسل منتقد هستیم. آخرین انجمنهای اسلامی دانشجویان تئوکرات ایران " همگی جدید و بدیع می نمایدو بسیار هم جالب توجه است و شاید همگی هم مورد تایید ما باشد..
دبیران شورای صنفی دانشکده ها مشخص شدند.
با برگزاری انتخابات درون شورایی دانشکده ها دبیران شورای صنفی دانشکده های سه گانه مشخص شدند.
آقایان پیمان فیضی و صابر رستاد از ائتلاف هم پیمانان به ترتیب دبیر شورای دانشکده علوم پایه و مهندسی شدند و مرتضی سراوانی به دبیری دانشکده ریاضی برگزیده شد.
اخبار حاکی از آن است که در پی تشدید اختلافات در اردوی هم پیمانان فیضی از این ائتلاف جدا و برای کاندیداتوری دبیری شورای دانشگاه فعالیت میکند.از طرف دیگر هم پیمانان در پی جلب رای دانشکده ریاضی برای دبیری کل رستاد هستند.
انتخابات شورای مرکزی دانشگاه در آغاز سال تحصیلی برگزار خواهد شد.

پس از چهارسال و تنها در سه دانشکده
انتخابات شورای صنفی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان تایید شد.
سرانجام انتخابات شورای صنفی سه دانشکده مهندسی، علوم و ریاضی به تأیید هیأت نظارت دانشگاه رسید. نشست هیأت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه هفته گذشته برگزار شد و مسؤولان دانشگاه علت تأخیر در برگزاری این نشست را عدم حضور برخی از اعضا و نیز تغییر برخی مسؤولیتها اعلام کردند.
انتخابات شورای صنفی که در سال گذشته برگزار نشده بود با اصرار و فشار تشکلها و نشریات دانشجویی در 29 ادردیبهشت در حالی برگزار شد که شفافیتی در عملکرد مسئولین دیده نمیشد.
مسئولین دانشگاه در اقدامی عجیب و در پایان ثبت نام کاندیداها اعلام کردند که 6 ذتن از کاندیداها ی دانشکده ادبیات انصراف داده اند و ایبن در حالی بود که این 6 تن با امضای نامه ای ضمن رد این موضوع خواستتار چپیگیری این مسئله شدند.انصراف این افراد سبب شد تعداد کاندیداها در انتخابات ادبیات به حد نصاب نرسد و انتخابات تنها در سه دانشکده از مجموع 14 دانشکده دانشگاه برگزار شود.از طرف دیگر مسئولان هنوز هم تعداد رسمی دانشجویان دانشکده ها و حد نصاب واقعی برای انتخابات را اعلام نکرده اند.
هنوز نتایج نهایی را هیإت نظارت اعلام نکرده است . اما نتایجی که از انتخابات 29 اردیبهشت ماه به دست آمده بود نشان از پیروزی کامل ائتلاف (هم پیمانان ) در دو دانشکده مهندسی و علوم پایه و پیروزی نسبی ائتلاف دانشجویان ارزشی (آیین) در دانشکده ریاضی می دهد.
پیش از این نشریات جاتمعه ایسلامی و بسیج دانشجویی با نقل آمارذی از مسئولین خبر از عدم احراز حد نصاب مشارکت30درصد دانشجویان در دانشکده های مهندسی و علوم پایه میداد و تنها شورای صنفی ریاضی را واجد شرایط دانسته بود.
از طرف دیگر انجمن اسلامی دانشجویان (1358) دانشگاه سیستان و بلوچستان با صدور بیانیه ای خواستار خویشتن داری تشکلها و ائتلافهای انتخاباتی در رابطه با مسائل اخیر و شفافیت مسئولین در ارائه آمار و نیز بررسی علل عدم برگزاری انتخابات در دانشکده ادبیات و علوم انسانی شده بود.
دانشگاه سیستان و بلوچستان از سال 88-83 که با صدور حکم انضباطی برای 6 تن از اعضای شورای صنفی، پنجمین دوره شورا منحل شده بود ،شورای صنفی نداشت و سهع بار هم انتخابات به علت عدم احراز حد نصاب منحل گردیده بود. شورای جدید صنفی به عنوان شورای هفتم توسط دانشگاه برسمیت شناخته می شود.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل پیوست
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار با انتشار بیانیه اعلام مواضع و در حمایت از جریانات مستقل در دانشگاههای کشور رسما به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور پیوست.
به گزارش سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل در این بیانیه در دفاع از حضور جریانات دانشجویی مستقل بر مبنای تفکر ناب دانشجویان پیرو خط امام در دانشگاهها چنین آمده است:
بسمه تعالی
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار
در اعلام موضع تشکیلاتی
و حمایت از حضور جریانات مستقل دانشجویی در دانشگاه های کشور
" قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی"
اکنون که شرایط سیاسی و فرهنگی برخی دانشگاههای کشور به گونه ای رقم میخورد که برخی جریانات سیاسی ورشکسته دانشگاه را به آخرین خانه شطرنج سیاسی خود بدل کرده و تلاش دارند دانشجویان را به مانند مهره های سرباز به کار بازی سیاسی خویش گیرند ، رسالت ما دانشجویان معتقد به ارزشهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ایجاب می کند تا با ایستادگی در مقابل این صف بندی ها و مجادلات بیهوده سیاسی که جز یادآوری رنجهای تحمیلی گروهک های مسلح چپ حاکم بر دانشگاه در دهه های آغاز انقلاب و پیش از آن بر جامعه بهره ای ندارد ، حرکت جدیدی را با تشکیل جریانات مستقل دانشجویی در محیط مقدس دانشگاه رقم زنیم که سنگری باشد برای تداوم راه دانشجویان پیرو خط امام در دانشگاهی که به تعبیر امام راحلمان میبایست مبدا تحولات جامعه و انسان سازی باشد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم دریایی و دریانوردی چابهار ضمن تبیین مواضع خود در پیوستن به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور ، اعلام میدارد انجمنهای اسلامی اولین و مهمترین سنگر دانشجویان مسلمان در دانشگاه و پیشگام در انقلاب بوده و همه انجمنها با اعتقاد به ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام راحل (ره) لازم است به اصالت انجمن های اسلامی که همان عملکرد انجمنها در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز حماسه ضد استکباری 13 آبان و نیز هشت سال حضور پررنگ دانشجویان در جبهه های نبرد حق علیه باطل است _ باز گردند ، که در این راه انجمنهای اسلامی مستقل جزء معدود مصادیق حقیقی این الگو هستند.
در چنین فضایی و در آستانه سالگرد جانگداز عروج ملکوتی امام راحلمان ما اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار ضمن تجدید میثاق با آرمانهای رهبر فقید انقلاب و با تاکید بر مواضع اصولی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل و شعار " نقد حاکمان آری ، نقد حاکمیت هرگز " از حضور جریانات مستقل دانشجویی و معتقد به ارزشهای انقلاب در دانشگاه ها دفاع می کنند چرا که دوران یکه تازی افرادی که با غصب نام انجمنهای اسلامی به جای نقد سازنده در جهت مصالح نظام به کار نفی و انکار روی آورده و تلاش دارند با خیال پوچ نظامی مبتنی بر نسخه منحط لیبرال دموکراسی غربی ، دستاوردهای انقلاب و نظام را نادیده بگیرند ، به سر آمده و لازم است مسئولان دانشگاه ها ضمن پرهیز از برخوردهای حذفی با دانشجویان از هر تفکر و تشکیلاتی که باشند زمینه را برای فعالیت همه تشکلها در چارچوب نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فراهم نموده و اجازه دهند دانشجویان خود با بازگشت به ارزشها و آرمانهای جنبش دانشجویی راه خویش را در فعالیت دانشجویی برگزینند که چیزی جز حرکت در راستای پاسداری از میراث جاودان شهدای جنبش دانشجویی نخواهد بود.
والسلام علی من اتبع الهدی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار
با تکیه بر شعار انتقادی انجمنهای اسلامی مستقل
به اصالت انجمنهای اسلامی باز خواهیم گشت
دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار در مصاحبه با سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل گفت : با تکیه بر شعار انتقادی انجمنهای اسلامی مستقل مبنی بر " نقد حاکمان آری ، نقد حاکمیت هرگز" به اصالت انجمنهای اسلامی باز خواهیم گشت.
هادی پور احمدی دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار که در نخستین مصاحبه مطبوعاتی خود پیرامون اهداف و برنامه های شورای مرکزی جدید انجمن ، هدف از پیوستن این انجمن را به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور ، بازگشت به اصالت انجمنهای اسلامی دانشجویان بر مبنای اتخاذ مواضع ارزشی و انتقادی سازنده و دلسوزانه جهت پیشبرد آرمانهای انقلاب اسلامی دانست و افزود : بر همین اساس بود که هیئتی شامل 5 نفر از فعالان دانشجویی دانشگاه درصدد احیای مجدد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار برآمدند.
وی افزود: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چابهار تاکنون عضو هیچ یک از اتحادیه ها و تشکیلات مرکزی کشور نبوده و همین عدم ارتباط باعث شد که انجمن دچار رکود و عملا در آبان ماه سال گذشته تعطیل شود که با تلاش جمعی از اعضای سابق تشکلهای دانشجویی دانشگاه اساسنامه جدیدی بر مبنای خط فکری انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل تدوین و به هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه تقدیم گردید.
وی در پاسخ به این سوال که چرا از میان تشکیلات متعدد انجمنهای اسلامی در سراسر کشور، انجمنهای اسلامی مستقل را برگزیدید گفت : خط مشی و تفکر حاکم بر این اتحادیه همانگونه که در رسانه رسمی این سایت اینترنتی اتحادیه مجسم شده است ، به گونه ای بود که اعضای شورای جدید به این نتیجه رسیدند برای فعالیت در چارچوب نظام مقدس جهوری اسلامی و بر مبنای ارزشهای انقلاب اسلامی ، بهترین جایگاه انجمنهای اسلامی مستقل هستند و اگر قرار باشد روزی به وحدت مجدد انجمنهای اسلامی بر مبنای اصالت آنها _ که همان عملکرد انجمنها در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز حماسه ضد استکباری 13 آبان و نیز هشت سال حضور پررنگ دانشجویان در جبهه های نبرد است _ باز گردیم ، بهترین الگو و مصداق همین انجمنهای اسلامی مستقل هستند.
وی ضمن تشریح فرایند بازگشایی مجدد انجمن اسلامی در دانشگاه گفت : نگاه مثبت مسئولین به مسائل فرهنگی دانشگاه و بویژه همکاری دلسوزانه ریاست محترم دانشگاه با تشکلهای دانشجویی مستقل باعث شد که این فرایند در فاصله درخواست مجوز در 25 بهمن 1386 تا 25 فروردین 87 صورت گرفته و شورای مرکزی انتصابی انجمن به سرعت کار خود را آغاز کند.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد در آغاز سال تحصیلی آینده انتخابات شورای مرکزی با حضور رپرشور دانشجویان برگزار شود .
انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۵۸ برگزار نمی شود
به علت عدم هماهنگی هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان ، انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشکده ادبیات و علوم انسانی که بنا بر پیشنهاد انجمن به تاریخ یک شنبه 12 خرداد موکول شده بود ، تا اطلاع ثانوی برگزار نخواهد شد .
انتخابات اولین شورای مرکزی دانشکده ادبیات ابتدا قرار بود در تاریخ 7 خرداد و با حضور نمایندگان اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور برگزارشود ، اما به تاریخ 12 خرداد موکول شد ،اما هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه زمانی با برگزاری این انتخابات موافقت نمود که تنها یک روز تا برگزاری انتخابات باقیمانده و عملا هعیچ گونه تبلیغاتی صورت نگرفته و انجمن از برگزاری انتخابات مایوس گردیده بود.
از طرف دیگر انجمن اسلامی دانشجویان (1358) با ارسال نامه ای به هیئت نظارت دانشگاه اعلام کرده که انتخابات دانشکده مهندسی و علوم انجمن تا زمانی که به این تشکیلات دفتر و فضای فیزیکی مناسب اعطا نشود انتخابات برگزار نکرده و شورای انتصابی معرفی خواهد کرد.
در حال حاضر تنها انجمن دانشکده ادبیات از مدت یک ماه قبل فضای فیزیکی اندکی را در اختیار دارد و با توجه به توانایی برگزاری انتخابات در همین مکان انجمن اعلام کرده است به منظور پیشگیری از هرگونه تخلف و یا تعلل تشکیلاتی ، تاریخ جدیدی را در آبان ماه 1387 به هیئت نظارت پیشنهاد خواهد کرد.
برگزاري شب شعر و نقد ادبيات انقلاب 
انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان به مناسبت رحلت امام خمینی (ره) برنامه ای با عنوان :
شب شعر و نقد ادبیات انقلابی
"سه دهه انقلاب ، سه دهه دانشگاه"
"دانشجویان خط امام در سوگ امام"
با حضور شاعران جوان دانشگاه های استان و میهمانان محترم آقایان :
"محمد حسین جعفریان" شاعر ،خبرنگار و مستند ساز انقلاب
و "امید مهدی نژاد" شاعر و منتقد ادبیات انقلابی و عدالتخواهی
در تاریخ پنج شنبه 16خرداد ماه 1387 در ساعت 20 الی 22:30 در تالار ملاصدرا دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار می نماید.
نشریات "سراج" ارگان بسیج انشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان و " جاد " ارگان جامعه اسلامی از عدم احراز حد نصاب شرکت دانشجویان در انتخابات شورای صنفی و انحلال شورا در دانشکده های مهندسی شهید نیکبخت و علوم پایه خبردادند.
نشریه پنجره که مناسبات نزدیکی با ائتلاف پیروز در این دو دانشکده ائتلاف " هم پیمانان "دارد پیش از این با ارائه آماری که مدعی است از آموزش دانشکده ها استعلام شده است خبر از شرکت ۴۴ درصدی و ۵۱ درصدی دانشجویان در این انتخابات داده بود.
انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۵۸ در بیانیه ای در رابطه با انتخابات شورای صنفی اعلام موضع خواهد کرد.
انتخابات شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان برگزار شد.
توقیف نشریه منتقد دانشجویی به دستور مسئولین
در پی انتقادات نشریه اندیشه آزاد تریبون انتقادی انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان از عملکرد مسئولین دانشگاه در حوزه فرهنگی و انضباطی ،این نشریه دانشجویی توقیف شد.
به گزارش وبلاگ انديشه آزاد در حالی که شماره جدید نشریه اندیشه آزاد آماده انتشار و منتظر دریافت مجوز چاپ در چاپخانه دانشگاه بود ، آقای ناصری سرپرست حوزه معاونت دانشجویی با امتناع از چاپ نشریه ،تلاش کرد مانع از انتشار شماره 13 ام که به نقد عمکرد فرهنگی وسیاستهای مسئولین در قبال تشکلها اختصاص داشت، شود.
سرپرست معاونت دانشگاه علیرغم اینکه طبق آیین نامه نشریات دانشجویی، بازبینی نشریات پیش از انتشار ،تخلف از قانون می باشد ، به مدت 28 ساعت نشریه را معطل و سعی کرده بود به بهانه های انضباطی مانع از انتشار نشریه شود که در این امر ناکام و سرانجام به بهانه انتشار مصادیق :تهمت ،استهزا،تحقیر و حتک حرمت و حیثیت ، دستور توقیف و عدم اجازه انتشار و ادامه فعالیت را صادر نمود.
برخی تیتر های نشریه اخیر عبارت بودذند از: نظری بر نقد و نظارت برنقد – سیاستهایآقایان ربطی به دولت نهم ندارد-و دعوت شاکیان به مناظره مصاحبه سایت مستقل با دبیر انجمن.
پیش از این هم کمیته انضباطی دانشجویان دانشگاه هم با صدور حکمی "رضا نساجی زواره "دبیر تشکیلات انجمن و مدیر مسئول نشریه " اندیشه آزاد" را به واسطه انتقاداتی که در جلسه پرسش و پاسخ هیئت رئیسه دانشگاه با دانشجویان ،در رابطه با سیاستهای توام با تبعیض و اغراض مسئولین در قبال تشکلها و اولویتهای اجرایی و فرهنگی مسئولین مطرح کرده بود به حذف ترم تحصیلی جاری محکوم نمود.
سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه اعلام کرده که از این پس نشریات انجمن را با امکانات دانشگاه منتشر نخواهد کرد و به همین دلیل انجمن با انتشار مطالب نشریه اندیشه آزاد در " نشریه خبری انتقادی 16آذر " و با هزینه ی شخصی اعضا ،قصد دارد به فعالیت مطبوعاتی خود ادامه دهد.
پاسخی به این همه توضیحات سوال بر انگیز
پاسخ نامه یک دانشجو به نشریه اندیشه آژاد و دبیر انجمن
دوست عزیز
نامه سرشار از شور و در عین حال بیم بود.اگر به گفته شما رویکرد انجمن به سمتی بوده کعه یادآوردوران پر جنب و جوش و تلاش بی شائبه اعضای دوره پنجم شورای صنفی که من آن را یکی از بهترین تیم های دانشجویی در عرصه تشکیلاتی چه صنفی و چه سیاسی میدانم بوده جای بسی شعف و خوشبختی ماست که شاید هرگز تجربه آن روزگار تکرار نشودو دانشجویان نسلی این چنین نیابند که در یک دوره زمانی افرادی با فکرو اندیشه یکسان گرد هم آیند.
دانشجویان سال 81 افرادی را برگزیدند که به حق درخشان ترین عصر فعالینت تشکیلاتی را در این دانشگاه رقم زدند .هرچند که دیگر تشکلها آن را بر نتابیدند و و همصدا با مسئولین تنگ نظر عرصه را بر آنان تنگ کردند و همانان که رای داده بودند پشتشان را خالی کردند.من اسم این را نخبه کشی میگذارم و عمل دیگر تشکلها را خود زنی تشکیلاتی.
آنچه فرمودید تایید میکنم که همان ها که به گاه عشرت تایید و تمجید میکردند به گاه عسرت گوشه عزلت اختیار میکنند.می گویند وقتی کرانول چارلز استوارت پادشاه انگلستان را شکست داد و پیروزمندانه وارد لندن شد مردم او را تشویق می کردند یکی از سرداران گفت: ببینید مردم شما را چقدر دوست دارند، و او پاسخ داد: نه؛ اگر من شکست خورده بودم و به اسارت مرا می بردند، باز هم همین مردم می آمدند و هورا می کشیدند.
اینان غوغاسالار و سوداطلبند، اگر خودمان را ارزان نفروشند، مطاعمان را هم گران نمی خرند. و الا در چنین جامعه ای نباید کاسبی در مسند دبیری نشیند. البته کاسب دیروز هنوز هم کاسب است اما اگر دیروز خورد و خوراک را گران می فروخت، امروز ما را، و اصلاً اعتبار جنبش را ارزان می فروشد. البته اگر به قول شما جنبشی وجود داشته باشد. که من به چشم خود ندیدم، مگر چهار پنج نفری که آن هم بیش از آن که در تعریف جنبش بگنجد به خیزش شبیه است.
با این جمله شما موافقم که مسئولین گناهان کرده و ناکرده خود را به حساب ما می گذارند کما این که به حساب شورای صنفی گذاشتند.
به هر حال نمی فهمم و نمی توانم بفهمم که شخصیتی چون دکتر اکبری که به اشاره خودشان تنها پروفسور دانشگاه هستند و جزو صاحب نظران لااقل در رشته تخصصی خودشان در ایران هستند، باید ذهنیتش به سمتی باشد که چند دانشجو !!_دانشجو و فقط دانشجو نه یک کلمه بیشتر ون ئکمتر _را خطری برای خد احساس من که خود جزءمحدود کسانی بودم که از نسل 82 به بعد از ماجرای دزدیده شدن دختر دانشجو تماما مطلع شدم برایم سخت دردناک بود که دکتر اکبری این چنین اتهام سنگینی را به آنان وارد می کرد و گونه ای از آقایان سراج و صفاکیش سخن میگفت که گویی با جانیان بالفطره روبروست!!
من اشتباه را در سیاست و اولویت بندی آقایان میدانم .آیا واقعا من نساجی _ یا دیگر عضو منتقد انجمن خطری برای دانشگاه ،جامعه یا نظام هستیم ؟و آیا هم و غم مسئولین ما در هم کوبیدن ما باشد؟
من تشکیک شما را در این مسئله که آیا دستهایی پشت پرده ماجرای شاکیان من_من به معنای شخصیت حقوقی و دبیر انجمن که در جلسه سخنرانی کرده است پنهان هست نه میتوانم تکذیب کنم و نه تصدیق که یا دروغ گفته ام و یا نشریه را به جرم تشویش اذهان عمومی خواهند بست که مرا هم به همین عنوان محجور ساخته اند.من میتوانم بگویم که لااقل جای بحث دارد –چه بسا که پرونده های سال 82 و 84 تکرار شده باشد و گرنه به کمیته انضباطی چه ربطی داشت که در سال 82 از دبیر شورای صنفی شکایت کند که چرا عنوان کرده است "شما سلف را هدیه کردید" و یا اصلا چرا باید سه نفر مرا بزنند و بعد همان ها مدعی شوند و شکایت کنند؟
دستهایی در کار است که شاید نتوان رو کرد اما خودشان هم میدانند که حنایی که بسته اند رنگی ندارد.
متاسفانه در دانشگاه ما هر کس میزی دارد خود را معصوم و مبرا می داند و بی نیاز از نقد و اگر نقدی به او وارد شود یا انگشت سوال به سوی او بگیرند ،آن انگشت را به عنوان زهر چشم می شکند و در راستای دفاع از نظام تعبیر میکند .مشکل اینجاست که دانشجویان و جو عمومی جامعه رفتار او را به عنوان سیاست نظام جمهوری اسلامی تعبیر میکنند و به کلیت نظام تعمیم
میدهند.همین امر باعث میشود که اشتباهات او مردم را از نظام ناامید و منتقدان را به سمت رفتارهای هنجار شکن ببرد.مسئولان باید بدانند که رفتارهای حذفی و برخوردهای، دانشجویان را به خارج از نظام سوق می دهد در حالی که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران سایه مقدسی است که باید بر سر همه این دانشجویان و همه این مردم باشد و نباید هیچ کس را از این دایره خارج کرد یا از آن ناامید ساخت.
اما در حال حاضر غفلت یا غرض مسئولین به نحوی است که نخبه کشی و هنجار گریزی و فرار از ارزشها را ترویج می کند در حالیکه ما_منظور مسئولین ما_ حق نداریم به واسطه سلایق شخصی و اغراض خود در سپهر حاکمان و حکومت جا میگیرد اشتباهاتی را مرتکب شویم که عده ای آنرا را به کل حاکمیت و نظام تعمیم دهندو به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزشها عبور کنند.
باری ،به این جمله شما هم اعتقاد دارم که دکتر اکبری خود را فدای دفاع از کسانی کرد که ارزش آن را نداشتند.و یا بهتر است بگوییم دانشجویان را فدای کسانی کرد که ارزشش ر ا نداشتند.
متاسفانه در دانشگاه ما مفهوم نقد به هیچ وجه نهادینه نشده ، چه بهای سنگینی باید پرداخت تا به دانشجویان بگوییم که شما نه تنها حق دارید که بپرسید بلکه وظیفه دارید و نه تنها حق دارید که پاسخ بشنوید که وظیفه دارند پاسخ شما را بدهند.در واقع هدف ما فرهنگ سازی برای مطالبه بین دانشجویان و پاسخ گویی در میان مسئولان بود اما دبرخی بیهوده همه را دشمن خود فرض میکنند و به نوعی دچار توهم توطئه هستند به نحوی که وادار به برخوردهای خذفی و سیاستهای تقابلی و تعارضی می کند.حال آنکه ایشان از آن تعبیر به توهین می کند ،انتقاد است و نوعی تعامل به شمار میرود و نه تعارض و حتی تقابل.
ایشان باید بدانند که ما بر خلاف عده ای که از چارچوب نظام خارج شده اند به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزشها عبور نمی کنیم اما در مقابل در دفاع از ارزشها به اشخاص رحم نخواهیم کرد.البته در قاموس فکری ما " انتقاد" با" انکار" به کلی متفاوت است و" نقد" به معنای" نفی" نیست.
اما بخش دوم نامه شما در رابطه با روابطی بود که نه میتوان آنرا تایید کرد و نه تکذیب . که اگر چنین باشد واسفا. اما به هر جهت اگر حتی اگر تمامک این ادعاها صحیح باشد دلیل نمیشود که سکوت اختیار کنمیم و" دست صبر در آستین عقل بریم " چرا که "نه پای عقل" ای هست "که در دامن قرار کشم ".دیگر جای تقیه و صبر و سکوت نیبست که پای ارزشها و مقدسات درز میان است.اگر خلق سیاست بازب و فعل قدرت طلبی در جامعه نهادینه شود دیگر هیچ تضمینی برای بقای مقبولیت و مشروعیت این نظام وجود نخواهد داشت.
با این تفاسیر اینکه رئیس با وزیری همشهری است و وزیر با فلان نماینده و از این دست مسائل –ضمن اینکه نمی توان آن را انکار کرد _ در چارچوب حکومتی که پسوند اسلامی را یدک میکشد جایی ندارد و. زیبنده نیست .
حکایت تشکلی بدون دفتر بدون بودجه بدون همه چیز...
مصطفی مستور مجموعه داستان کوتاهی دارد به نام حکایت عشقی بدون عین شین قاف .
این داستان و عنوان آن مرا به یاد انجمن خودمان انداخت که نه دفتر دارد نه بودجه و نه هیچ چیز دیگر.
ماجرای دفتر انجمن دیگر قصه هزار و یک شب است .نزدیک به دو سال است که انجمن درخواست مجوز کرده واگر از مدت زمان ده ماه بررسی اساسنامه بگذریم الان دقیقا یک سال از کسب مجوز نهایی و برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان 1358 می گذرد اما نه تنها دفتری ندارد که بودجه ای هم به آن اختصاص داده نشده و تمام هزینه ها را اعضا میپردازند.
در این میان اگر هستند کسانی که ما را وابسته می خوانند حکایتشان کمثل فلان است و گرنه ماجرای محدودیت های ما و فشارهایی که بر ما روا می دارند مصداق اظهر من الشمس است.
در آستانه انتخابات دومین دوره شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان 1358 هستیم ،دوره اول انتخابات در حالی برگزار شد که دفتری نداشتیم که در آن انتخابات شود و هم اکنون نیز یک گام جلوتر نرفته ایم .شما را برای رای دادن به کجا دعوت کنیم؟
خیلی ها می خواستند ما هم مثل قهرمان داستان مستور همان آغاز کار بترسیم و نقطه را وسط کلمه بگذاریم تا تمام شود.تا شروع نشده بمیرد.اما نه ما نقطه را برداشتیم و آخر سطر هم نگذاشتیم. نقطه ها را کنار هم چیدیم و جای آنچه هست نطه چین گذاشتیم .به معنای آنچه باید.....ما سخن از ایده آلها میگوییم و شما از همین هایی که هست.
نقطه ای آخر سطر وجود ندارد.اما باز هم سراغ سر سطر می رویم و سطر های جدید رقم می زنیم.این سطر هم منتظر سطر های قبلی نمی شود و قرار نیست آخری هم باشد....
این بار انتخابات دانشکده ها تفکیک شده است.رای دهید ، رای شما اعتراضی است به سیاستهایشان و اعتمادی است به آنهایی که می آیند ، و اعتقادی است به آنهایی که بودند . رای شما انقلابی خواهد بود بر این خواب نرم!!! پس منتظر صنوق های انتخابات ما باشید.
شایعات و شنیده ها
آقای ناصری سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی در دیدار با یکی از اعضای 1358 ضمن اظهاراتی شگفت انگیز پیرامون آقای نساجی دبیر تشکیلات انجمن را با کروبی دبیر حزب اعتماد ملی مقایسه و گفتند:" نساجی هم مانند کروبی از امکانات تشکیلات برای منافع خود استفاده کرده و همه را بسیج می کند" .ایشان در ادامه با نسبت دادن صفاتی بسیار زشتی چون"خل و چل" افزودند:"اگر آقای نساجی که شمس را مورد حمله قرار می دهد 100 هزار تومان از شمس بگیرد ، از مدافعان وی خواهد شد" .آقای ناصری همچنین به نقل از مسئول نهاد رهبری خبر از برکناری دبیر تشکیلات انجمن دادندکه با ابراز شگفتی اعضای شورای مرکزی روبرو شدند.
ایشان همچنین در پاسخ به دبیر تشکیلات انجمن اسلامی 1358 دانشکده ادبیات که گفته بود این مطالب را به اطلاع دبیر انجمن خواهند رساند ایشان را مورد تمسخر قرار دادند.
ایشان از همان آغاز سال تحصیلی 86 که به عنوان سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی منصوب شدند مواضع جالبی درباره انجمن اعلام کرده بودند.
- در شب توزیع نشریه اندیشه آزاد (ویژه نامه نقد کمیته انضباطی)،فردی با تهدید و ارعاب مسئول نشریات انجمن در دانشکده ادبیات ،اعلام کرده بود توزیع این نشریه باعث حکم خوردن وی خواهد شد.جالب آنکه دبیر کمیته از گفته های ایشان اظهار بی اطلاعی کرد.
- آقای شمس دبیر کمیته در اظهار نظری جالب در حین تحویل حکم حذف ترم دبیر انجمن ،ضمن امتناع از مصاحبه با نشریه اندیشه آزاد گفت:" من با نشریه ای که بسته خواهد شد مصاحبه نمی کنم ."
به نظر میرسد ایشان در جایگاهی هستند که مسائلی که قرار است اتفاق بیفتد را پیشاپیش تحلیل می کنند.
- دبیر انتصابی جدید جامعه اسلامی دانشجویان در جمع دانشجویان دررمسجد قائم مهندسی ضمن بیان اینکه "انجمن 58 باید به جای جنگ با جامعه با انجمنی ها بجنگد" رسالت تشکلهای ارزشی را در جنگ با تشکلهای دیگر دانسته و نیز دبیر انجمن را متهم به ارتباط با مجاهدین خلق کرده و گفت: "شما برای دفتر تحکیم کار می کنید و اقدامات شما به نفع آنهاست."
این در حالی بود که در نشریه اخیر انجمن (ویژه نامه نقد کمیته انضباطی )حداقل سه تیتر اشاره مستقیم به دفتر تحکیم داشت و مطالب نشریه کاغذ اخبار و نیز گفته های اعضای انجمن اسلامی در جلسه پرسش و پاسخ مورد انتقاد قرار گرفته بود.
دبیر انتصابی جدید جامعه که پیش از این به عنوان مسئول فروشگاههای نهاد رهبری در دانشگاه و نیز بوفه ادبیات شناخته می شد در ادامه سخنان خود ضمن تهدید دبیر انجمن به شکایت و حبس شش ماهه بدون خرید ، اعلام کرد قصد دارد آنها را اصلاح کند.
این گفته ایشان مورد تمسخر دبیر انجمن و اعتراض - برخی مسئولین دانشگاه ضمن استقبال از محکومیت انضباطی دبیر انجمن اسلامی انشجویان 1358 اعلام کرده اند: "نساجی باید یک ترم از دانشگاه دور باشد تا آرام شود"و "لازم است
نساجی گوشمالی شود".با این تفاسیر چگونگی قصاص پیش از محاکمه آقایان جای سوال دارد.
- این روزها و در فاصله بین حکم کمیته بدوی و تجدید نظر ،دبیر انجمن بارها و بارها تهدید شده اند. پس از توهین و هجمه به ایشان در پایان جلسه پرسش و پاسخ ،افرادی که مشخص نیست طرفدار چه جریانی هستند ،ایشان را به اخراج و حتی " قتل به شیوه کوی دانشگاه " تهدید و یا ارعاب کرده اند.
- دبیر کمیته انضباطی در پاسخ به سوال اعضای انجمن مبنی بر پیگیری شکایات متقابل انجمن از شاکیان و ضاربان ایشان اعلام کردند: " ار آنجا که شما دیر تر اقدام کرده اید شکایت شما قابل طرح نیست و شما باید زودتر از آنها و فرادی همان روزی که تهدید و توهین به شما شد شکایت می کردید."
به نظر می رسد ایشان دادگاه و مراجع قضایی و انضباطی را با مکانهایی چون نانوایی اشتباه گرفته اند که هر کس زودتر می آید زودتر کامروا می شود.
این در حالی بود که کسانی که ایشان را مورد هجمه و تهدید و توهین قرار داده بودند ،پس از اطلاع از شکایت متقابل انجمن ،شکایت خود را در کمیته انضباطی پس گرفتند.
- یکی از مسئولین دانشگاه در جالب ترین سخنرانی خود در چند سال اخیر اعضای شورای صنفی را متهم به داشتن بمب صوتی ؟؟؟ نمود. به نظر می آید ایشان به شدت تحت تاثیر فیلمهای هالیوودی و یا اعترافات اخیر اعضای دستگیر شده گروهک جندا.. در ایرانشهر هستند.
آقای ناصری سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی به عنوان چهره برگزیده هفته از نگاه نشریه 16آذر انتخاب شدند.
دانشجویان میتوانند با ارسال sms به انجمن شخصیت برگزیده هفته را اعلام نمایند نتایج در نشریه منعکس خواهد شد.
نامه یک دانشجو به نشریه اندیشه آزاد و دبیر انجمن
آب در لانگه مورچگان
دوستان انجمنی
این حرفها را به عنوان یک دانشجوی 82 ای که شاهد حذف سیاسی بهترین فعالان دانشجویی دوران اخیر دانشگاه در اولین سال حضورم در دانشگاه بوده ام میگویم .
به جرات می توانم بگویم هیچ تشکلی را به توانایی و انسجام شورای صنفی دوره پنجم (بهمن 81 تا آغاز مهر 83) ندیده ام ، از آن پس نه عضو تشکل دیگری بودم و نه کسی را به این امر ترغیب می کردم .چرا که یا همه را وابسته به احزاب و اشخاص می دیدم و یا افرادش را ناآگاه و کم سواد که نمی دانند اولویت تشکلها و دانشجویان چیست و آیا اصلا جنبشی وجود دارد که ما به آن بپوندیم ؟
این بود که از بدو تشکیل انجمن 58 یا همان انجمن مستقل همواره به آن به چشم شک و تردید حتی منفی می نگریستم و گمان میکردم شما هم آمده اید تا از سفره قدرت موجود بهره ای ببرید و این سه چهار سال دانشجویی را پلکان ترقی خود کنید.
اما گذشت و این چند شماره نشریات شما و نیز موضع گیری های نقادانه شما کافی بود که مرا دوباره به تکرار ایام پر شور شورای صنفی امیدوار کند هر چند که روشن بود که این ایام دیری نخواهد پایید و دستهایی که دانشجویان را برای تماشا و تشویق میخواهند دست شما را خواهند بست و دانشجویانی که پیش از این شمارا با شور و حرارت تشویق و تمجید می کردند به آرامی شاهد تبعید ، اخراج یا حداقل حذف ترم شما خواهند بود و هیچ کس نخواهد پرسید : او که بود؟
خیلی راحت فراموش میشوید و اگر یادتان آورند ،نیست مگر برای اینکه گناهان کرده ونکرده خود را به گردن شما بیندازند.
من بودم و دیدم چطور کسی که بعدها دانشجوی دختری را دزدید در حین اعمال خلاف عفت توسط بچه حزب اللهی ها و آقای احمدی دبیر سابق کمیته انضباطی بدام افتاد و کتک خورد. اما باز هم دیدم که او را آزاد کردند و دبیر کمیته را گرفتند.
من شاهد بودم که میلاد سراج دبیر شورای صنفی به این مسئله اعتراض کرد و تا پای همه چیزش ایستاد . اما وقتی که رفت عده ای گفتند :شورای صنفی دختر دانشجو را دزدید!!! همانگونه که دکتر اکبری این اواخر هم همین جمله را تکرار کرد.
اینها ما را چه فرض کرده اند؟کور ،کر یا ....؟
تاریخ را قوم فاتح مینویسد. آقای اکبری باز هم پیروز خواهد شد و روی سنگ قبر خاطرات شما گناهان زیر دستانش را خواهد نوشت.که پیش از این هم شورای صنفی را فدای حمایت از کسانی کرد که ارزش دفاع او را نداشتند.و اصلا مگر شورای صنفی با ایشان مشکلی داشت ؟
آقایان انجمنی
شاید ندانیبد اما هرچه در این دانشگاه می گذشته و می گذرد بیش از اینکه جنبه سیاسی و یا فکری داشته باشد ناسیونالیستی است.حس ناسیونالیستی که رئیس و پلیس و روحانی را همداستان کرده راه سخن بر شما میبندد.
این تنها اندکی از ارتباطات تنگاتنگ سیاسی موجود است ،حضور پررنگ عناصری از دانشگاه سیستان و بلوچستان در پستهای بالای وزارت علوم به نحوی است که گمتان نمیکنم صدای اعتراض شما به جایی برسد،چراکه هر گله ای از دانشگاه به وزارتخانه برسد ،از آنجا که در محدوده اخیارات دکتر رستمی (ریاست سابق دانشگاه سیستان و بلوچستان و همشهری ریاست دانشگاه ) به عنوان مسئول شکایات وزارت علوم می باشد ،عینا به شخص رئیس دانشگاه عودت داده خواهد شد و چه بسا دردسر مضاعفی برای شما شود.
از طرف دیگر نقش یکی دیگر از اساتید دانشگاه را که در دورران دولت نهم به وزارتخانه منتقل گردیده نباید فراموش کرد.داستان اینجاست که ایشان دوره دکترای خود را نزد آقای وزیر دکتر زاهدی گذرانده اند و رابطه شاگردی استادی ،اگر نگوئیم سبب این انتقال و انتصاب باشد فلااقل در روابط کنونی حاکم است و می دانید که در بسیاری موارد داناشتن پست و مقام بی حمایت خارجی و داخلی ممکن نیست و بی شک ایشان هم عناصری را که نمی توان نام برد به واسطه همان ویژگی ناسیونالیستی در دانشگاه دارند .
گذشته از این ماجرا ،کسی که ما او را به عنوان وزیر علوم میشناسیم ،پیش از این و در زمانی که دکتر اکبری معاون آموزشی دانشگاه باهنر کرمان بودند در مجموعه ایشان به عنوان مدیر کل آموزش فعالیت کرده اند و بنابراین روابط موجود کاملا طبیعی است که اگر نگوییم رابطه رئیس و مرئوس سابق ،در تعریف مرید و مراد میگنجد.
بگذریم از اینکه شخص وزیر علوم هم از لابی پان کرمانیست ها در عرصه سیاسی کشور بهره میبرد و شایئد اگر این نبود وزیر نمی بود.
آقای نساجی و دوستان انجمنی
حالا دیگر شما را فقط انجمنی میخوانم اگر چه خود مانند شما تئوکرات نیستم و جامعه آرمان خویش را یک جامعه مبتنی بر دموکراسی میدانم اما شما را واقعا انجمنی میدانم حتی اگر دیگران نپذیرند .حال هر اعتقادی هم که داشته باشید مهم ایمان و اراده شما در این راه است.
آنچه شما پیرامون تشکل جامعه اسلامی عنوان کردید برای ما که شاهد دوران 82 و 83 و انتخابات ریاست جمهوری 84 بوده ایم شفاف و روشن است.
اینکه مسئولین جامعه از همه کاندیداها بهره بردند ،اینکه آقای ی.خ مسئول ستاد جوانان آقای هاشمی در استان بود و در عین حال م.ج.ت طرفدار قالیباف بود و باز با هاشمی میگشت و هم محسن رضایی را دعوت می کرد هم لاریجانی و قالیباف اصول گرا را و هم کروبی اصلاح طلب را .اینکه جامعه از سال 83 تاکنون چهار سال انتخابات برگزار نکرد و هیچ کس به آن معترض نشد .اما مگر شما نمی دانید که چه کسانی در هیئت نظارت بر تشکلها هستنمد ؟حداقل سه چهره و از جمله ریاست دانشگاه همشهری دبیر جامعه بودند و بقیه هم منصوب دکتر اکبری.حال شما انتظار داشتید شکایت شما به جایی برسد؟
و حال مگر دبیر انتصابی جدید جامعه که اصلا تخلفات دبیر قبلی برایش مهم نبود و فقط به قصد نابودی منتقدین دست به شکایت زده ،همشهری و همسایه مسئول نهاد رهبری نیست؟و همچنین هم استانی بقیه اعضای هیئت نظارت.
و اصلا چه شد که ناگهان دوباره جامعه با اراده مسئولین زنده شد و بی آنکه هیچ بوروکراسی را بگذراند اقدام به برگزاری جلسه سخنرانی کرد؟(که البته مشتری جز صندلی های خالی نداشت)آیا اینها همگی از رانت نبود؟
من شاهد توهین و ضرب و شتم شما توسط عده ای معلوم الحال نا معلوم در جلسه پرسش و پاسخ هیئت رئیسه دانشگاه بودم اما مگر دکتر اکبری نگفتند "براتی هیچ کس اتفاقی نمی افتد"و "با خیال راحت بپرسید" چرا باید عده ای جرات کنند دانشجویی را که به حسن اخلاق مشهور است بزنند و باز با کمال پررویی همان ها از شما شکایت کنند؟من شاهد بهت و حیرت شما از این متاجرای عجیب که به عقیده من از قبل سازماندهی شده بود ،بودم .شما فکر میکنید چرا چنین افرادی باید سراغ شما بیایند؟
آقای نساجی
حتم دارم در این مدت هم تهدید شده اید و هم احتمالا تطمیع خواهید شد چرا که خیلی چیز ها را میدانید و با شناختی که از شما پیداغ کرده ام از هیچ کس هم هراسی ندارید .اما باید بدانید در این معرکه سیاسی یا باید بترسید یا به آنان بپیوندید.این جا جای جان فشانی نیست .این جا همه چیز لابی و و همشهری بازی است.شما یلاد در این بازی وارد می شوید یا حذف میشوید.هیچ ربطی هم به نظام و انقلاب و دولتهایی که می آیند و میروند ندارد. اینها دولت خود را از صدقه سر همشهریان خود دارند نه شهدای که شما خود را امتداد راه آنها میدانید.به قول خود شما :
" آنهایی که جبهه رفتند سرشان را نداند که آنهایی که جبهه نرفته اند سرمایه دارشوند"
اینها در زمان دولت اصلاح طلب دانشجوی دوم خردادی را سر بریدند ،پس شما دانشجویان اصول گرا را هم در دوران احمدی نژاد سر خواهند برید.و آب هم از آب تکتان نمی خورد.
شما از ما و فعالان شورای صنفی نوشتید و شنیده ام که میلاد سراج را ملاقات و با وی هم سخن شده اید. من هم وظیفه دانستم در پاسخ این محبتی که شما خالصانه و علیرغم تفاوت سلایق سیاسی که بین ما وجود دارد به ما بچه های شورا داشتید برایتان بنویسم .دورانی که با شورای صنفی دوره پنجم داشتیم تکرار نخواهد شد و امیدوارم سرنوشت آنان برای شما هم تکرار نشود.

شوراي صنفي آري اما پرسش و پاسخ ها چه شد؟
شورای صنفی قرار است تشکیل شود .اما پس از سه سال و با تاخیر 6 ماهه،که طبق قانون میبایست در آبان و اردیبهشت هر سال انتخابات برگزارشود.این تنها وعده از وعده های دکتر اکبری بود که عملی شد.
ریاست محترم دانشگاه در پایان سال 1386 و در حایکه 15 ماه بود هیچ دیدارو گفتگویی با دانشجویان نداشت یک روز ظهر بدون هماهنگی و اطلاع قبلی در مسجد قائم مهندسی حاضر و در حالی که حاج آقای انصاریان را در کنار خود می دید پاسخگوی سوالات دانشجویان شد. این جلسه یک شنبه هفته بعد هم در همان محل مسجد مهندسی و ظهر دوشنبه در مسجد ادبیات ادامه یافت و ایشان قول دادند جلسه ای با حضور عموم دانشجویان در سالن آمفی تئاتر فردوسی برگزار کنندکه همگان از نتیجه آن آگاهند.
علاوه بر نقظه نظرانت دانشجویان مسجدی که ایشان را به چاره اندیشی جهت گفتگوی رودررو واداشت ، برگزاری تجمعی توسط دانشجویان در همان ایام در اعتراض به وضعیت نامناسب گرمایش و آب خوابگاهها در محل سازمان مرکزی هم بسیار موثر بود که اگر چه دکتر اکبری مثل همیشه بار روی گشاده دانشجویان را پذیرا شدو به گفتگو با ایشان نشست اما جلسات متعدد امسال با تمام جلسات پرسش و پاسخسالهای گذشته متفاوت بود و آن اینکه دیگر کف و سوت به افتخارکارهای کرده جای خود را به سوال از آنچه هست و آنچه نیست و باید باشد داده بود و مسائلی چون " توسعه نامتوازن" و " عدم وجود شورای صنفی" "کارهای عمرانی دیگر بس است"– " علم کجاست و آزمایشگاه نداریم " مطرح شد که البته هیچ کدام پاسخی نداشت و ایشان بیشتر به تعریف و تمجید از سوابق و برنامه های خود - که از حق هم نگذریم درخشان است- پرداختند والبته از توهین و تمسخر پرسش کنندگان و جنگ روانی هم فرونگذاشتند.
حال با توجه به وعده دکتر اکبری درباره ادامه جلسات پرسش و پاسخ در یکشنبه ها باید پرسید جلسات چه شد؟ و با این تفاسیر ادامه برگزاری جلسات پرسش و پاسخ یک طرفه و صوری به منظور اعمال تبلیغاتی و نمایشی بدون حضور نمایندگان دانشجویان و در یک فضای بسته امنیتی چیزی جز نادیده گرفتن شعور اجتماعی دانشجویان نخواهد بود چرا که حذف منتقدینی که رسالت خود را در انتقاد سازنده میبنند مانعی جدی بر سر راه تعالی و شکوفایی دانشگاه خواهد بود.
پس از 4سال در دانشگاه سیستان و بلوچستان
شورای صنفی دانشجویان تشکیل می شود
پس از چهار سال در دانشگاه سیستان و بلوچستان شورای صنفی دانشجویان مجددا تشکیل میشود.
به گزارش خبرنگار اندیشه آزاد ، پس از گذشت 4 سال از آخرین دوره شورای صنفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان ، با برگزاری انتخابات در 29 اردیبهشت جاری ،هفتمین دوره شورای صنفی دانشجویان در دانشگاه شروع به کار خواهد کرد.
دانشگاه سیستان و بلوچستان آخرین بار و از بهمن 81 تا مهر 83 شورای صنفی پنجم به دبیر اولی میلاد سراج را تجربه کرد که پس از کشمکش طولانی داتشگاه با این تشکل و صدور احکام انضباطی برای 6 تن از اعضای شورای مرکزی موجودیت آن در معرض خطر قرار گرفت.پس از آن و در سالهای 83 84 و 85 انتخابات شورای صنفی با اعمال نظر و ایجاد محدودیت برگزار شد و مسئولان آنرا به دیل به حد نصاب نرسیدن آراء منحل نمودند.
مطابق آیین نامه شورای صنفی دانشجویان دانشگاه هر سال باید در مهر و آّبان انتخابات دوره جدید را برگزار کند ، اما در سال تحصیلی اخیر و با تغییر معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تاکنون انتخابات برگزار نشده بود که سرانجام با فشار دانشجویان و تشکلهای دانشجویی ، ریاست دانشگاه به برگزاری انتخابات تن داد.
در حالی مجریان انتخابات شورای جدید را شورای هفتم می نامند که از زمان شورای پنجم تاکنون این دانشگاه از داشتن شورای صنفی محروم بوده است.از طرف دیگر در طول سالهای اخیر دفاتر و اسناد شورا توسط دانشگاه پلمب و به تشکلهای دیگر واگذار شده اند و شورای جدید فاقد هرگونه امکاناتی است.
گفتنی است ، ثبت نام از کاندیدا ها هم اکنون به اتمام رسیده و قرار است انتخابات در تاریخ 29 اردیبهشت برگزار شود.
سياست هاي آقايان هيچ ربطي به دولت نهم ندارد
بی آنکه بخواهیم از كسي يا جناحي حمایت کنیم و یا از وظیفه اصلی خود به عنوان دانشجو تشکل دانشجویی که نقد دولت و حاکمان است- اگر چه كه نقد سياست هاي اقتصادي ،كار كارشناسي خاص و دانش لازم را مي طلبد كه از عهده ما خارج است و البته زمان لازم است تا بتوان بر درستي يا نادرستي برخي سياستها قضاوت كرد طفره برویم- لازم است پیش از همه به دنیای نه چندان کوچک پیراومن خوکه همان دانشگاه پپردازیم.اما آنچه در اين مقاله مد نظر ماست بررسي اجمالي عملكرد هيئت نظارت بر تشكل هاي دانشگاه سيستان و بلوچستان است كه در كنار ساير نهاد هاي مسئول همچون شوراي فرهنگي و كميته ناظر بر نشريات عهده دار فضاي فرهنگي و سياسي دانشگاه است.
از سال 82 به بعد تلاشي از سوي هيئت نظارت (كه شامل شخص رياست دانشگاه،مسئول نهاد رهبري و نماينده حقوق دانشگاه و نماينده استانداري در دانشگاه به عنوان صاحبان حق راي و معاونت دانشجويي و فرهنگي و دبير هيئت نظارت به عنوان اعضاي ناظر مي باشد)در جهت محدود كردن فعاليت هاي سياسي دانشجويان صورت گرفت ، نخست شوراي صنفي دانشجويان تعطيل و اعضاي آن محكوم ،تعليق و تبعيد شدند،به نحوي كه فعال ترين تشكل دانشگاه كه وظيفه پي گيري حقوق صنفي ،آموزشي و اجتماعي دانشجويان را بر عهده داشت به حاشيه كشيده شد و زمينه براي سركوب ساير تشكل ها فراهم شد.
گام بعدي حذف«مناظره» و «تريبون آزاد» از برنامه هاي دانشگاه بود به نحوي كه به هيچ تشكلي مجوز برگزاري مراسم به صورت تريبون آزاد(كه در آن افراد حقيقي و نمايندگان تشكل ها مي توانستند به بيان آراءو ديدگاه هاي خود به صورت آزاد بپردازند)داده نشد.تمامي اين مراحل در دوران دولت دوم خرداد اتفاق افتاد و تنها با تغيير وزير علوم و جايگزيني دكتر توفيقي به جاي معين بود كه برخي فشار، بر دانشجويان كاسته شد و احكام صادره درباره اعضاي شوراي صنفي دانشگاه همانند بسياري از دانشجويان محكوم سراسر كشور تقليل يافت.اما اين بخشندگي شاهانه مانع از به قهقرا رفتن دانشگاه نشد و اعضاي شوراي صنفي ديگر هرگز نتوانستند انسجام دروني خود را بازيابند و اين ضعف به ساير تشكل ها هم سرايت كرد.
با روي كار آمدن دولت نهم ،گرچه برخي مسئولين انحصار طلب از صحنه دانشگاه حذف شدند و سیاستهای امنیتی مسئولين سابق حراست دانشگاه كنار رفت،اما اقدام دكتر محمودي معاون جديد دانشجويي در برگزاري انتخابات شوراي صنفي با بي رغبتي دانشجويان و بي ميلي برخي مسئولين دو سال پياپي ناكام ماند و يا انتخابات منحل شد و يا اصلا به حد نصاب نرسيد.
در سال اخير هم كه به تازگي و تحت فشار دانشجويان نشريات و تشكلها انتخابات شوراي صنفي قرار است انجام شود شاهد آن هستيم كه هيئت نظارت مانع از برگزاري جلسات پرسش و پاسخ شفاهي مي شود و تنها به پرسش كتبي رضايت مي دهد.
اين امر مسلما با تبليغات برخي جريانات به حساب دولت نهم گذاشته مي شود و تلقي همگان اين خواهد بود كه نه تنها دانشگاه بلكه كل كشور دچار اختناق است و نمي توان انتقاد كرد.اما بايد گفت كه سياست هاي آقايان هيچ ارتباطي با دولت نهم ندارد و هيچ تكليفي از وزارت علوم و معاونت فرهنگي اجتماعي درباره اين مسائل نبوده كه همگي خواست شخصي برخي مسئولين است در جهت كم رنگ كردن نقش دانشجويان و حركت به سمت يك دانشگاه ساكت و بي سروصدا براي پياده كردن هرچه راحت تر برنامه هاي از پيش بافته خودکه چنین سیاستهایی ازدوران دوم خرداد آغاز شد و بدین جا رسید.
به نحوي كه شاهديم هم اكنون فضاي دانشگاه بيشتر شبيه يك دبيرستان بزرگ است و حتي يك مهدكودك رنگارنگ تا يك فضاي آكادميك و دانشگاهي!!
ما چون شیشه ایم اگر بشکنیم تیز تر میشویم
این روزها برای انجمنهای اسلامی مستقل ، روزهای سختی و طاقت فرسایی است .در حالیکه بسیاری انجمنهای اسلامی خارج از چارچوب تحکیم را به انگشت اشاره نشاته رفته اند و متهم به وابستگی به دولت و حاکمان می کنند شاهد آن هستیم که فشارهایی از داخل و خارج دانشگاه برآنان وارد می شود تا تلاش کند در خلا سیاستهای مغرضانه وزارت علوم در دولت قبلی آنان را همچنان از راه خود بازدارد.
هنوز ماجرای شکایت دانشگاه آزاد و مجریان این شرکت خصوصی که تحت لوای علم به تجارت مشغول اند از خضریان عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل ادامه دارد و با قرار کفالت آزاد است ،دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران (پردیس قم) به واسطه شکایت دفتر تحکیم دانشگاه که به دروغ خود را انجمن اسلامی می نامد و ساخته دست رئیس سابق دانشگاه است،درگیر مجامع قضایی است و اما در دانشگاه سیستان بلوچستان هم "ماییم و آب دیده" که همچنان همانانی هستند بودند و نمی خواهند و نمی توانند ما را ببیننند. همانگونه که در مصاحبه با سایت های خبری هم مطرح کردیم ماجرای این شکایت چیزی بیش از شکایت چند دانشجوی معلوم الحال و متن شکایت و امضایی که حالا دیگر همه می دانند کدام یک از مسئولین آنرا تنظیم کرده و به نام دانشجویان ارائه کرده است و یا شکایت تشکلی تحت هدایت افرادی تازه از راه رسیده است.
ما دسهایی را پشت پرده می بینیم که شاید نتوان رو کرد اما خودشان هم می دانند که حنایی که بسته اند رنگی ندارد و همگان دانند آنچه را باید دانست.
اما هر چه می گذرد و تهدید ها و ارعابها بیشتر می شود ،ذره ای از اراده ما در مسیری که انتخاب کرده ایم کم نخواهد شد ،که پیش از این هم بهایی سنگین پرداخته ایم.ما سی امین عضو تشکیلاتی هستیم که در بدو تاسیس با هجمه و توهین و تهدید روبرو شد و بنیان گزاران آن برای انجمنی ماندن هزینه ای سنگینی پرداختند حتی با وجود آنکه از عنوان تحکیم دست کسیدند و به صرف انجمنی بودن رضایت دادند.
دبیر انجمن ما اولین دبیر تشکیلاتی نیست که حکم انضباطی اش را قاب میگیرد و به دیوار اتاق نصب میکند ،که انجمن مان دفتر ندارد و گرنه برای تاریخ تشکیلاتمان هم گواهی می شد بر سینه دیوار انجمن.
پیش از این و در همان سالهای 78 تا 84 که معین و هم پیالگی هایش از درون ما را میکوبیدند و در برون سخن از آزادی بیان می راندند،شاهد بودیم که روسای دانشگاه اجازه می دادند افرادی بیایند و اعضای انجمنهای ما را بزنند و دفتر ها رابگیرند.حتی اگر اعضای انجمن شب را به پاسداری در دفتر می خوابیدند ،عاقبتشان ضرب و شتم بود و جوش خوردن در انجمن با میلگرد هایی که سلاح اما در پایان انتخابات لباسهای همه که هیچ حتي زیر پيراهن هاي آنها پاره شده بود.
آنروز بیت ا..برقراری دبیر منتخب را به جرم انجمنی بودن و تحکیمی نبودن از طبقه بالای ساختمان دانشگاه به پایین پرتاب کردند به گونه ای یک ماه در حال کما بود.
اما فرادی آنروز در حمایت از او دانشجویان تجمع کردند و شعار دادند :حزب فقط حزب ا.. رهبر فقط بیت ا..
آری ،آقایان راست و چپ دانشگاه ما چنین پیشینه ای داریم ،ما زیر پر قو نخوابیده بودیم که حالا با حکم انضباطی بی ارزش شما خوابمان آشفته شود.این شمایید که آشفته اید و نمی دانید چه میکنید. زمانه میگذرد و زمان شما هم خواهد گذشت.
زمانی که مسائل پشت پرده دانشگاه سیستان و بلوچستان را برای خضریان عضو شورای مرکزی اتحادیه می گفتم ،او هم از خود گفت ،گفت که یک ترم حذف سیاسی بوده و خانه نشینش کرده اند . اما باید گفت که آنزمان دوم خرداد بود و به ما بهدید دشمن می نگریست و این موارد عادی بود ،اما حالا و در دوران حاکمیت دولت اصول گرا ،این ها در دانشگاه شما چه می کنند؟
اما اینان باید بدانند که ما اگر نتوانینم این احکام را لغو کنیم ،هر چه از دستمان برآید می کنیم ، تالااقل هزینه این کار را برای کسانی که دانشگاه را حیاط خلوت سیاسی خود کرده اند بالا ببریم . آری برادر اینجا دانشگاه است ، خانه خاله و جای همشهری بازی نیست.
کمیته انضباطی دانشجویان همانگونه که از نامش بر می آید نهادی است که می باید ضمن حفظ مرزبندی بین مسایل انضباطی - ارشادی با مسایل سیاسی _ تشکیلاتی که در حوزه اختیار هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه و و کمیته ناظر بر نشریات است و نیز مسائل سیاسی _امنیتی که در حوزه کاری حراست دانشگاه است ،برقراری نظم و آرامش عمومی را برعهده بگیرد.
تداخل کاری این نهاد که همواره به دلیل عدم التزام مجریان و مدیران به قانون و آیین نامه های مصوب بوجود آمده میتواند موجب بروز مشکلات عظیمی شود.به عنوان مثال در سالهای 82 و 83 دخالت حراست دانشگاه در امور انضباطی و تشکلها باعث شد جو امنیتی و اطلاعاتی بر دانشگاه حاکم و حتی افرادی جرات کنند در امور تشکلها دخالت و احکام غیر قانونی صادر کنند.
از طرف دیگر دخالت کمیته انضباطی در امور هیئت نظارت برتشکلها چه در سالهای 82 و 83 وچه در حال حاضر وجود داشته و دارد به نحوی که به خود اجازه داده در سال 82 در مورد اعضای شورای صنفی پرونده سازی و آنان را محکوم نماید.امری که امروز هم برای دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان 58 رخ داده است.
و اما کمیته انضباطی چیست و چه کسی مسئول احکام آن است؟
اکثر دانشجویان کمیته انضباطی را با دبیر کمیته و رابطین آشکار و مخفی آن (که البته چندان هم مخفی نیستند!!) میشناسند . دبیر کمیته طبق قانون باید هیئت علمی - کارمند یا دانشجوی دانشگاه باشد.اما مسئله اینجاست که آقای شمس دبیر کمیته دانشجوی کارشناسی ارشد ورودی 80 هستند و بدیهی است که دوران دانشجویی ایشان سالها پیش به پایان رسیده است.از طرف دیگر ایشان کارمند رسمی آموزش و پرورش هستند (ایشان دانشجوی کارشناسی دبیری شیمی همین دانشگاه بوده اند و دردوران تحصیل خود در مقطع کارشناسی جز موسسین جامعه اسلامی دانشگاه بوده اند که روابط عمیق کمیته و جلمعه ناشی از همین امر است )و متعهد به خدمت در استان کرمان بوده و نمیتوانند بیش از موعد قانونی دانشجوی دانشگاه یا کارمند باشند و بنابراین حضور ایشان در این پست نقض صریح قانون است.
موضوع دیگر اعضای کمیته است. احکام کمیته انضباطی در دو مرحله صادر میشوند :
کمیته انضباطی بدوی که مرکب از افراد زیر است:1- معلون فرهنگی و دانشجویی 2-مسئول نهاد رهبری در دانشگاه 3- یک نفر عضو هیئت علمی 4- دو عضو دانشجویی
دو عضو دانشجویی که قرار است کار دفاع از حقوق دانشجویان را انجام دهند به پیشنهاد دبیر کمیته که خود حق رای نداشته و تنها و ظیفه تدوین پرونده و ارائه گزارش را برعهده دارد انتخاب شده اند.
در سال ۸۲ و در دوره پنجم شورای صنفی به دبیر کلی آقای میلاد سراج تنها یک عضو دانشجویی در کمیته وجود داشت و کمیته فاقد عضو هیئت علمی و یک عضو دانشجویی بود.بر همین اساس زمانی که میلاد سراج در مصاحبه مشترک به همراه معاون دانشجویی دانشگاه با روزنامه شرق غیر قانونی بودن کمیته و احکام آنرا مطرح کرد توجیه معاون دانشجویی و فرهنگی آنزمان این بود که چون جلسات با سه نفر رسمیت می یابد احکام وجاهت دارد در حالیکه زمانی جلسات رسمیت می یابد که چارت 5 نفره کمیته کامل باشد و تصادفا یک یا دو نفر غایب باشند.نه اینکه کمیته کلا سه نفر عضو داشته باشد!!
کمیته انضباطی تجدید نظر هم میبایست از افراد زیر تشکیل شود:
1-رئیس دانشگاه 2- مسئول نهاد 3- عضو هیئت علمی 4- یک نفر عضو دانشجویی 5- معاون فرهنگی و دانشجویی
با توجه به حضور افراد مذکور چنانچه احکام غیر قانونی یا نامتناسب صادر شود بیش از دبیر کمیته که ئفاقد حق رای است اعضای صاحب رای و بخصوی معاون دانشجویی و مسئول نهاد مقصرند و بنا بر این افرادی که از کمیته به معاون و رئیس دانشگاه یا مسئول نهاد پناه میبرند حکایت آن شعر سعدی است : یکی گوسپندی از چنگ گرگی ربود پسانگه بر او تیغ تیزی گشود
از طرف دیگر این معاون دانشجویی و فرهنگی است که دبیر کمیته را عزل و نصب میکند و بنابراین خود او در این امر مقصر است.
مسئله بعدی رابطین کمیته است .نه تنها در آیین نامه کمیته انضباطی مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بلکه در هیچ یک از دانشگاههای کشور چیزی به اسم رابط مخفی یا آشکار وجود ندارد.چه برسد به اینکه افرادی که خود همگی پرونده های کلان تخلفات اخلاقی داشته اند برای فرار از محکومیت انضباطی مجبور به فعالیت در کمیته شده و اقدام به خبرچینی میکنند.
چنین افرادی علاوه بر آنکه از حکم انضباطی مصون میمانند چتر امنیتی پیدا میکنند که بنابرآن هر چه بکنند باز هم محکوم نخواهند شد .از طرف دیگر برای هر که بخواهند پرونده سازی کرده و دیگران جرات امر به معروف و نهی از منکر ندارند در حالیکه نص صریح قران کریم برآن است :
" آیا دیگران را امر به معروف میکنید در حالی که خود را فراموش کرده اید؟ "
از این رو افرادی که فاقد خود ساختگی و تهذیب نفس هستند نمیتوانند وظیفه سنگین امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده گیرند .
البته در مقابل این افراد معلوم الحال که بیشتر رابطین مخفی هستند افرادی وجود دارند که وجهه مناسبی داشته و دارای حسن شهرت در دانشگاه هستند و عمده رابطین آشکار را تشکیل میدهند.وجود چنین افرادی علاوه بر اینکه باعث میشود عملکرد فجیع سایر ضابطین توجیه شود باعث ایجلاد مشروعیت و مقبولیت کمیته در بین دانشجویان خواهند شد.
لازم است چنین افرادی با پرهیز از از حضور در سیستم نادرست کمیته برای آنان آبرو نخرند مگر آنکه از بنیان اصلاح گردیده و بدست افرادی از سنخ خودشان بیفتد.
مورد آخر تاثیر احکام در آینده دانشجویان است .هر دانشگاه یا نهادی برای پذیرفتن دانشجویان تا فارغ التحصیلان از دانشگاه استعلام به عمل می آورد که الیته بسیاری احکام جنبه استعلام ندارند و برخی نیز پس از گذشت زمان مشخص شامل بخشودگی شده و لازم است که دبیر انجمن آنهارا لغو نماید .اما در اینکه در دانشگاه سیستان و بلوچستان احکام شامل زمان میشوند جای تشکیک جدی وجود دارد که خود امری خلاف قانون است.

دبیر انجمن حذف ترم شد
در پی انتقادات دبیر انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان از وضعیت سیاسی و فرهنگی دانشگاه و نیز سیاستهای غلط عمرانی و آموزشی و پژوهشی درجلسه پرسش و پاسخ هیئت رئیسه دانشگاه با دانشجویان در پایان اسفند 86 و در شرایطی که عموم دانشجویان دانشگاه را ترک کرده بودند مواردی شكايت از آقای رضا نساجی دبیر تشکیلات انجمن در كميته انضباطي دانشجويان مطرح گرديد.
با استناد به بند ه)ماده 1)دستورالعمل اجرایی آیین نامه تشکل های اسلامی دانشگاهیان مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر اینکه مسئول بررسی شکایات افراد حقیقی و حقوقی در ارتباط با فعالیت های تشکلهای اسلامی، هیئت محترم نظارت می باشد لذا شكايات مذكور در كميته انضباطي قابل طرح نمي باشد وکمیته صلاحیت بررسی این پرونده را ندارد.
تاکنون و با وجود تمام تلاشی که مسئولین جهت پرونده سازی علیه دبیر تشکیلات انجمن به کار برده اند تنها شکایات زیر مطرح گردیده است :
1-شکایت دبیر انتصابی جدید جامعه اسلامی که نه تنها انتخابات برگزار نکرده بلکه به جای آنکه به پرونده مفاسد تشکیلاتی و مالی و سیاسی جامعه رسیدگی کند درصدد پرونده سازی علیه افراد منتقد برامده است.
این در حالی است که پیش از این انجمن اسلامی دانشجویان 1358 این مفاسد را برملا و با طرح شکایت در هیئت نظارت خواستار بررسی این پرونده شده بود که هیچ جوابی تاکنون به آن داده داده نشده و حمایت همه جانبه مسئولین از این تشکل نور چشمی و درباری باعث شده متهم در جایگاه شاکی قرار گیرد!!
2- شکایت 40 تن از افراد معلوم الحال که بسیاری در جلسه حضور نداشته و و حتی فیلم یا سندی از ماجرا را مشاهده نکرده و هیچ اطلاعی ندارند و تنها به تحریک برخی افراد که همگی رابطین معلوم الحال کمیته انضباطی هستند اقدام به امضا و شکایت با عنوان اینکه دبیر انجمن " توهین و افترا به نهاد ها و تشکلها "و "تلاش برای برهم زدن نظم عمومی "و "تشویش اذهان عمومی" نموده است ، کرده اند.
3- شکایت چند نفر معلوم الحال که در پایان جلسه ضمن توهین به دبیر انجمن اقدام به ضرب و شتم ایشان نموده و سپس شکایت کرده اند.
با توجه به انکه شاهدان عینی به نفع دبیر انجمن شهادت داده اند ،انجمن نیز متقابلا اقدام به شکایت از ایشان نموده است.
با این وجود و علیرغم آنکه دانشگاه در تعطیلی به سر میبرد احضاریه ای برای دبیر انجمن ارسال شده که ایشان علیرغم آنکه در نشست سیاسی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور در پردیس قم دانشگاه تهران به سر می برد ایشان در روز یکشنبه 20/12/86 بار دیگر در دانشگاه حاضر و دفاعیات خود را به صورت مکتوب ارائه کرد.
در همین حین معدود دانشجویان حاضر در دانشگاه در حمایت از ایشان اقدام به جمع آوری امضا میکنند و خواستار آن میشوند که جلسه کمیته انضباطی بعد از تعطیلات نوروز برگزار شودکه در عرض یک روز 80 امضا جمع آوری میشود.
کمی بعد و در روز پنج شنبه 23/12/86 جلسه کمیته انضباطی بدوی تشکیل شد و رای به حذف ترم جاری دبیر تشکیلات انجمن داد.
کمیته انضباطی دلایل محکومیت نساجی را موارد ۳/۱الفو ۴/۱الف ماده ۶ آیین نامه حدود اختیارات کمیته های انضباطی اعلام کرده که شامل توهین و نشر اکاذیب است .به موجب این قانون هریک از دو بند فوق موجب به یکی از بندهای ۱ تا ۵ ماده یک شیوه نامه خواهد شد که شامل اخطار و یا توبیخ است.
این در حالی است که کمیته حکم حذف یک ترم را صادر کرده که تنها زمانی قابل صدوراست که شاکی یکی از مسئولین یا اعضای هیئت علمی یا کارمندان دانشگاه باشد که چنین شکایتی بر علیه ایشان وجود ندارد.
این در حالی است که انجمن در یک نامه رسمی به هیئت نظارت که نسخه رونوشت آن به کمیته انضباطی و نیز ریاست دانشگاه و همچنین مدیر کل محترم حراست وزارت علوم ارسال گردیده خواستار آن دشده بود که پرونده به هیئت نظارت منتقل شود که آقایان بی توجه به این بند آیین نامه تشکلهای اسلامی دست به صدور این حکم زده اند.
چه كسي اينها را فرستاده بود؟
تعدادي از دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان در جلسه پرسش و پاسخ هيئت محترم رئيسه دانشگاه با دانشجويان با قرار گرفتن در رديف پشت سر آقاي رضا نساجي زواره ضمن توهين به دبير تشكيلات انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه سيستان و بلوچستان به بهانه ديدن پرده ضرباتي را با دست به سر و گردن ايشان وارد و در پايان جلسه به نحو ناراحت كننده اي اقدام به هل دادن ايشان نموده و وقتي كه دبير انجمن از ايشان دليل كار را مي پرسد به او لگد ميزنند كه رد كفش ايشان بر لباس مشكي رنگ ايشان مي ماند و سعي ميكنند او را به بيرون جلسه برده و مورد ضرب وشتم قرار دهند كه با هوشياري آقاي نساجي ناكام مي ماند.
طبق شهادت شاهدان عيني كه نامشان در ذيل نامه خواهد آمد در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان كه ماجرا را ديده است دبير انجمن ميگويند " به نظر ميرسد مخ يكي از آنها تاب دارد "
در خارج از جلسه آقاي نساجي با دو تن از آنان صحبت كرده و ازعلت اين توهينات و هجمه ميپرسد كه ميگويند " اين حمله در دفاع از دكتر اكبري بوده است !! "
در ساعت 2 شب همان دونفر با ورود به طبقه سه خوابگاه 5 (محل سكونت دبير تشكيلات انجمن )او را به دلايل نا معلوم به طبقه اول خوابگاه ميكشانند كه با حضور دو تن از دانشجويان ساكن همان طبقه پس از مدتي او را رها ميكنند.
دبير انجمن بارها و بارها ضمن خويشتن داري سعي ميكند دليل اين حملات و توهينات را بپرسد و حتي اعلام ميكند در صورتي كه از او اشتباهي سر زده حاضر به عذر خواهي است و با ذكر اين موضوع كه" ما دانتشجويان ميهمان عزيزان بلوچ در اين استان و اين دانشگاه هستيم " سعي ميكند آنان را آرام و چريان را ريشه يابي كند ولي آنان از پاسخ خودداري ميكنند.
لذا با توجه به شكايت همان افراد از آقاي نساجي _ انجمن و شخص آقاي نساجي بر خود لازم ميدانند كه از آنان شكايت متقابل نموده و ضمن دفاع از حق ايشان در دفاع از خود در مقابل حمله و توهينات اين چنين خواستار آن هستند كه علت و عوامل پشت پرده اين حادثه مشخص گردد.
بديهي است كه با توجه به روحيه رافت اسلامي و اخلاقي حاكم بر تشكلهاي اسلامي دانشگاه انجمن حاضر است در صورت عذر خواهي افراد مذكور و پس گرفتن شكايت بي اساسشان از حق خود و شكايت خويش صرفه نظر نمايد.
هيئت محترم نظارت بر تشكلهاي اسلامي دانشگاه سیستان و بلوچستان
با سلام
احتراما به اطلاع ميرساند شكايتي از سوي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان از دبير تشكيلات انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه سيستان و بلوچستان در كميته انضباطي دانشجويان مطرح گرديده است.
در توضيح شكايت دبير انتصابي جامعه پيرامون جمله "جامعه دانشگاه تشكلي با افراد فاسد و درباري است" ضمن طرح مجدد شكايت انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه سيستان و بلوچستان و تعدادي از اعضاي سابق جامعه اسلامي دانشگاه و با استناد به بند ه)ماده 1)دستورالعمل اجرایی آیین نامه تشکل های اسلامی دانشگاهیان مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر اینکه مسئول بررسی شکایات افراد حقیقی و حقوقی در ارتباط با فعالیت های تشکلهای اسلامی، هیئت محترم نظارت می باشد،
لازم است به اطلاع رسانده شود كه منظور جامعه اسلامي در سالهاي 83 تا پايان ترم گذشته بوده كه مطابق اسناد موجود و شاهدان عيني تخلفات زير درآن ثبت شده است:
1-با توجه به ماده 21 دستورالعمل اجرایی که هیئت نظارت را مرجع رسیدگی به تخلفات انتخاباتی تشکلها می داند و لزوم برگزاری انتخابات سالیانه در تاریخ معین و عدم برگزاری انتخابات جامعه اسلامی از سال 84 تا کنون برخورد جدی و لغو مجوز جامعه اسلامی لازم می نماید.
2- با توجه به اینکه تنها و تنها یک شخصیت حقیقی و حقوقی تحت عنوان عضو جامعه اسلامی دانشگاه در طول چند سال اخیرفعالیت کرده و در جلسات شوراي عمومی اتحادیه جوامع اسلامی کل کشور شركت و دانشگاه صرفا ایشان را به عنوان نماینده جامعه اسلامی می شناسد و نیز مطابق تبصره دوم ماده 5 دستورالعمل اجرایی تشکلها ،مبنی بر عدم مشروطی در دو ترم متوالی یا سه ترم غیر متوالی افراد جهت عضویت در شورای مرکزی ، فعالیت ایشان غیر قانونی بوده است.
3- با توجه به سوء استفاده بعضی از افراد معلوم الحال تحت لوای جامعه اسلامی دانشجویان از اموال بیت المال كه از سال 84 تاكنون بلا استفاده مانده است .
5- موارد متعدد استفاده از اموال بيت المال تحت لواي دعوت سخنران به نفع اشخاص كه يكي از موارد آن تخلفات گسترده با هزينه اعتبارات دانشگاه جهت برگزاري جلسه پرسش و پاسخ با استاندار محترم سيستان و بلوچستان بود كه برگزار نگرديد.(طبق شهادت شاهدان عيني)
6- استفاده از جامعه جهت كاركردهاي قومي و حزبي و ستاد هاي انتخاباتي (سند حكم احزاب با تائيد و امضاي اعضاي شوراي مركزي جامعه دانشگاه موجود است.)
7- دبير انتصابي جديد در شكايت خود نوشته اند جامعه اسلامي تشكلي است زير نظر مستقيم دفتر مقام معظم رهبري و سعي كرده اند ما را در مقابل اتحاديه جوامع اسلامي دانشجويان سراسر كشور قرار دهند – در حالي كه مواضع انجمن در مقابل جامعه اسلامي كل كشور نبوده و تنها تخلفات دفتر دانشگاه سيستان و بلوچستان مد نظر است.
ضمنا ادعاي ايشان مبني بر ارتباط با دفتر رهبري كذب محض است كه اين موضوع پيگيري قانوني خواهد شد.
7- دريافت وجوهي تحت عنوان كار دانشجويي در ترمهايي كه جامعه فعاليت غير قانوني داشته و يا تنها عضو آن (دبير سابق) در حالت تعليق آموزشي به سر مي برده اند مصداق مصرح سوء استفاده از بيت المال مي باشد.
حال كه تحت فشار افشاگري هاي انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه سيستان و بلوچستان ، ایشان تشکل جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه را تحویل فرد ديگري داده است بايستي دبير انتصابي جديد ضمن اعلام جرم عليه ايشان كليه تخلفات را پيگيري كرده و به علت موارد فساد مالي كه شهادت شاهدان عيني آن موجود است و نيز عدم برگزاري انتخابات در دو سال گذشته بازخواست نمايد .
چنانچه دبير جديد در اين زمينه اقدام نمايد (كه رويه كنوني وي در توديع دبير سابق و تحويل جامعه اين چنين نبوده است) ما نيز ضمن اصرار بر مواضع شفاهي و نيز شكايت خود از دبير سابق جامعه با ايشان همراه خواهيم بود ، ولي چنانچه از وظيغه خود در اين زمينه سر باز زند شكايت و مواضع شفاهي انجمن پيرامون آنكه جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان تخلفات مالي و تشكيلاتي داشته شامل حال دبير انتصابي جديد نيز خواهد بود.
فلذا انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه سيبستان و بلوچستان ضمن طرح مجدد شكايت خود از متخلفين در جامعه اسلامي دانشگاه سيستان و بلوچستان ، خواستار رسيدگي به علل عدم پيگيري شكايت قبلي توسط هيئت نظارت بر تشكلها و نيز علت عدم برخورد با دبير جامعه در حين دو سال اخير به خاطر تخلفات تشكيلاتي و مالي مي باشد.
والعاقبه للمتقين
هيئت محترم نظارت بر تشكلهاي اسلامي دانشگاه سیستان و بلوچستان
با سلام
احتراما به اطلاع ميرساند شكايتي از دبير تشكيلات انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه سيستان و بلوچستان در كميته انضباطي دانشجويان مطرح گرديده است.
با استناد به بند ه)ماده 1)دستورالعمل اجرایی آیین نامه تشکل های اسلامی دانشگاهیان مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر اینکه مسئول بررسی شکایات افراد حقیقی و حقوقی در ارتباط با فعالیت های تشکلهای اسلامی، هیئت محترم نظارت می باشد و با توجه به اينكه بسياري از افراد مذكور در آن جلسه حضور نداشته و فيلم يا هرگونه مدركي از جلسه را مشاهده ننموده اند لذا شكايات مذكور در كميته انضباطي قابل طرح نمي باشد.
لذا انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه سيستان و بلوچستان و شخص آقاي رضا نساجي زواره دبير تشكيلات انجمن از كليه امضا كنندگان نامه به جرم توهين _افترا به شخص حقيقي و حقوقي ايشان و نيز تشكيلات انجمن و نيز اخلال در كار تشكيلات دانشجويي شكايت نموده وتقاضا دارد برخورد جدي با چنين افرادي كه سعي در آسيب رساندن به تشكل انجمن را دارند شود.
پیشاپیش از حسن عنایت شما سپاس گزاریم.
آرمانخواهی هزینه دارد
و ما هزینه اش را میپردازیم
دبیر انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۵۸ دانشگاه سیستان و بلوچستان در مصاحبه با وبلاگ اندیشه آزاد گفت :احکام آقایان برای ما باعث افتخار است و ما داغ یک عذر خواهی و یا نوشتن یک ندامتنامه را به دلشان خواهیم گذاشت.
وی افزود :معتقدم عملکرد کمیته انضباطی در دوران آقای شمس مصداق مصرح ظلم است و چون سکوت در مقابل ظلم عین ظلم است با افتخار از انتقاداتی که به اشان و کادر متصل به وی دفاع کرده و قصد عقب نشینی ندارم .
وی با بیان اینکه عده ایز کاسه داغ تر از آش شده اند و می خواهند عقده ها و خصومت های خود را به نام حمایت از کمیته انضباطی و ریاست دانشگاه خالی کنند ـ گفت:عبارتی که من در جلسه پرسش و پاسخ با مسئولین بکار بردم و آقایان دست آویز خود قرار داده اند این تمثیل سعدی بود که:" شما سنگ رابسته اید و سگ را گشاده "و منظور اینکه شما دانشجویان مذهبی و فعالان تشکلها را محکوم میکنید در حالی که اکثر اعضای کمیته افراد دارای سوسابقه هستند که برای فرار از محکومیت به خبر چینی روی آورده اند.
وی گفت این در حالی بود که شخص دکتر اکبری رئیس دانشگاه بارها و بارها با بکار بردن تعابیر زننده قصد ایجاد جنگ روانی را در هنگام طرح سوالات و پاسخ گویی به من داشت.که البته از پاسخ دادن به هم سوالات طفره رفت.
وی ادامه داد :معتقدم آقایان نمیتوانند مصداق مناسبی برای امر به معروف باشند چرا که به مانند آیه کریمه :"اتامرون الناس وتنهون انفسکم " کسانی که خود سراپا اشکالند نمی توانند مجری امر به معروف ونهی از منکر باشند.
وی ادامه داد:این اولین بار نیست که کمیته انضباطی در صدد پرونده سازی برای دانشجویان و بخصوص فعال تشکلهاذ برمیآید چرا کهع در سال ۸۲ و در دوران آقای خاتمی هم با دسیسه رئیس دانشگاه و حراست آنزمان و کمیته انضباطی پرونده شورای صنفی در هم پیچیده شد و ما تاکنون از داشتن شورای صنفی بی بهره بوده ایم .
وی با اشاره به پرونده یکی دیگر از دانشجویان مذهبی و عدالتخئواه دانشگاه که پرده از فساد مالی برخی افراد برداشته و با ارائه اسناد معتبر خواستار رسیدگی شده بود گفت:مسئولان نه تنها به مدارک وی توجهی نکرندند بلکه وی را به کمیته و دادگاه کشاندند و کمیته در یک عملیات جنگ روانی توانست او را محکوم ونماید.
وی با طرح این سوال که آیا پاداش عدالتخواهی و مطالبه احکام کمیته انضباطی است گفت:این کار مسئولین عملا نوعی توهین و دهن کجی به تمام دانشجویان مسجدی عدالتخواه و حزب الهی بودچرا که مداح مسجد دانشگاه و دانشجوی نمونه را کردند .
وی ادامه داد:معتقدم این احکام مصداق باقیات الصالحات کسانی خواهد شد که هدفشان حق گویی و عدالتخواهی است.
وی همچنین از اقدام اعضای سابق شورای صنفی دانشگاه در اعاده حیثیت از ریاست دانشگاه و کمیته انضباطی خبر داد .دکتر اکبری و دبیر کمیته انضباطی دانشگاه بارها و بارها با استفاده از عدم آگاهی دانشجویان نسبت به شورای صنفی سال ۸۲ (آخرین شورای صنفی تشکیل شده دانشگاه)آنان را متهم کرده و حتی دکتر اکبری ایشان را برای دانشگاه سم خوانده بود.
دانشجويان بازيچه جنگ قدرت نشوند
جدالي كه ميان كميته انضباطي وبرخي مسئولين دانشگاه در گرفته،ريشه در انتصابات ترم گذشته دارد،مسئولين جديد جريان كنوني حاكم بر كميته انضباطي را برنمي تابند و بنابراين تداوم اين جدال،به حذف يكي از دو طرف خواهد انجاميد.در اين جريان طبيعي است كه برخي قرباني خواهند شد(به حق يا ناحق) و برخي نيز دانسته يا ندانسته بازيچه دست طرفين مي شوند،بايد به هوش بود كه گذشته از اين كه كدام بر حق اند يا كدام ناحق و يا اينكه كدام پيروز خواهند شد،دانشجويان و تشكل هاي دانشجويي آلت دست اهالي قدرت نشوند،چرا كه دير يا زود برنده و بازنده اين ميدان مشخص خواهد شد،ولي آن چه مهم است آنكه جدال آقايان كم اهميت تر از آن است كه حيثيت و اعتبار دانشجويي و جنبش دانشجويي به هدر رود و يا به گونه اي شود كه طرفين دعوا از اعتبار جنبش در اين باب هزينه كنند.
نكته ديگر كه مهم مي نمايد نگاه بي طرفانه و در عين حال عدالت خواهانه است.بايستي كه عملكرد و اهداف و نيات دو طرف را به سنگ آزمون محك زد و ديد كه علت و نيز حاصل اين جدال چه بوده و چه خواهدبود،شايد كه هر دو طرف به حق يا ناحق يكديگر را بكوبند و هر دو در پي اميال خويش باشند.كما اينكه هيچ كدام سابقه درخشاني در مدت كار خود نداشتند و پايگاه دانشجويي هم ندارند.
چنانچه از نظر ديگري به مسئله بنگريم و ميان افراد و تشكيلات و همچنين رييس و مرئوس تفاوت قائل شويم( كه البته به حكم عقل بايد قائل شد) اين نكته اهميت مي يابد كه ممكن است برخي از اين افراد در حالي قرباني جنگ رؤساي خود شوند كه نه عملكرد منفي داشته اند و نه سنخيتي با ايشان دارند.
آنچه كه نشريه كاغذ اخبار انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده هاي مهندسي و ادبيات(دفتر تحكيم وحدت) در هفته گذشته با موضوع « ورود يك رابط كميته انضباطي به خوابگاه دختران» به عنوان تيتر اول خود برگزيد،شايد نمونه اي از اين سوء برداشت ها(اگر نگوييم سوء نيت ها) بود كه ريشه آن را پيش از آنكه بخواهيم در سياست نقد كميته بجوييم بايست در اتفاقات اخير و جنگ وجدال هاي مديريتي (كه بيشتر سياسي است) يافت.
مشكلاتي كه در ساختار و نيز اكثر اعضاي كادر كميته انضباطي وجود دارد بر همه واضح و مبرهن است.اما اين مسئله دليل نمي شود كه تمام كادر آن را از دم تيغ اتهام بگذرانيم و يكي قرباني جنگ بزرگان شود.آن هم كسي كه نه سوء سابقه دارد و نه به سوء نيت متهم است و حتي از محبوبيت زيادي بين دانشجويان برخوردار است.
گمانه زني ها گوياي آن است كه عده اي قصد دارند علقه هاي تشكيلاتي خود را در انجمن و نشريه كاغذ اخبار،وسيله اي براي تخليه عقده هاي قومي و شخصي و حتي فكري خود كنند و عضويت يك نفردر كميته انضباطي،حتي اگر كارنامه مثبتي داشته باشد كافيست تا گناهان ديگر به وي هم تعميم داده شود و با سوء استفاده از سوء برداشتهاي تشكيلات كميته انضباطي در ميان دانشجويان وي را به .
قصد دفاع يا كتمان حقيقت در مورد كميته انضباطي را نداريم چرا كه معتقديم « سكوت در قبال ظلم، عين ظلم است» اما اين بدان معنا نيست كه در تقابل با كميته انضباطي دست به هر عمل نادرستي بزنيم و اخلاق نقد را ناديده بگيريم.بالاخص آنكه اين تقابل و تعارض ممكن است به نفع ديگراني تمام شودكه خود سراپا اشكالند.
نقد كميته انضباطي شرايط و مجال( و نيز شهامت) خود را مي طلبد كه در اين راستا نشريه انجمن(ويژه نامه انديشه آزاد) به صورت ويژه نامه كميته انضباطي به زودي منتشر خواهد شد اما با رعايت اخلاق و انصاف و به دور از تعارضات و تمايلات شخصي، به نحوي كه با احترام واعتقاد به وجدان بيدار دانشجويان،اجازه دهيم خود آنان در اين رابطه اقدام كنند.
وقتی همه نمی خواهند....
بيو گرافي:رضا نساجي زواره – دانشجوي فيزيك 83- متولد اردستان در استان اصفهان است ،سال 83 عضو شوراي مركزي بسيج دانشجويي دانشگاه شد. سپس از بسيج جدا و سخنگوي جامعه اسلامي دانشگاه شد .در سال 84 در پي انتصاب دبير جديد كه هيچ سابقه كار تشكيلاتي و فرهنگي نداشت ازجامعه جدا و به نشريه زبان سرخ پايگاه شهيد عباسي پيوست .در پي تعطيلي اين نشريه به همراه كليه همكارانش در پايگاه در اعتراض به سياستهاي بسيج دانشجويي دانشگاه استعفا داد.وبه مدت دوترم تنها كار مطالعاتي نمود.سپس به همراه چند تن ديگر در سال 85انجمن اسلامي دانشجويان مستقل(1358) را تشكيل داد.
16 آذر)آقاي نساجي،با تشكر از وقتي كه در اختيار نشريه 16 آذر قرار داديد،با توجه به اينكه اين روزها درگير انتشار نشريه انديشه آزاد هستيد.ابتدا از چگونگي تاسيس انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه براي خوانندگان نشريه بگوييد.
دبير تشكيلات انجمن)اگر بخواهم درباره فلسفه وجودي و چرايي تاسيس انجمن بگويم بايد به هيئت مؤسس انجمن اشاره كنم.اعضاي هيئت مؤسس ما كه در حال حاضر نشريه انديشه آزاد را منتشر مي كنند بسياري اعضاي سابق بسيج دانشجويي و جامعه اسلامي دانشجويان هستند كه بواسطه اشكالات تشكيلاتي يا اختلاف نظر در ديدگاههاي سياسي و فكري با تشكلهاي مذكور كه هر كدام نوعي علقه سياسي و دولتي و يا وابستگي فكري دارند در پايان سال تحصيلي 85-84 تصميم گرفتند تشكل جديدي در دانشگاه تاسيس كنند كه بتوانند در قالب اين تشكل ديدگاهها و آرمان هاي خود را پي گيري كنند.چهار گزينه مطرح بود:
1-جنبش عدالت خواه دانشجويي كه به خاطر حضور نماينده آن در دانشگاه(كانون قرآن و عترت)و جلوگيري از موازي كاري و تقابل و تعارض تشكيلاتي صرفه نظر شد.
2-طيف شيراز تحكيم وحدت،كه دوستان براي جلوگيري از تضاد با طيف ديگر تحكيم وحدت روي آن توافق نكردند.
3-احياي كانون هاي نهاد رهبري(كانون كفا)كه در آنزمان فعاليت نداشت به ما پيشنهاد شد ولي دوستان براي آنكه بتوانند آزادانه سخن بگويند و بدور از هر گونه وابستگي به نهاد و حزب يا اداره اي،به پشتوانه يك تشكيلات مركزي در سراسر كشور كار كنند،آن را رد كردند.
4-اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل كه در آن زمان در 30 دانشگاه حضور داشت و خط فكري و انسجام تشكيلاتي آن به نحوي بود كه دوستان به اتفاق آراء روي آن توافق كردند.
16 آذر)چرا با كانون قران و جنبش عدالت خواه همكاري نكرديد؟
دبير انجمن)اين سوالي است كه در ذهن نسل دوم انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه يعني ورودي هاي 85 و 86 كه نشريه شما را منتشر مي كنند،بوجود مي آيد.
بسياري از اعضاي ما مستقيم يا غير مستقيم از سالهاي 83 تا كنون با كانون قرآن و عترت دانشگاه همكاري داشته اند،اما اختلافات فكري و اجرايي بين ما بوده است كه در عين حال كه مانع از همكاري سازنده نشده و دو طرف بيشترين تعاملات را با يكديگر داشته اند،اما اين اختلاف ايجاب مي كرد كه فعاليت هاي ما در چارچوب جديدي و به صورت موازي و با رويكرد منتقدانه به عملكرد كانون قرآن كه جزء پيشگامان جنبش عدالت خواه در سراسر كشور است پيگيري شود.
16 آذر)مي شود اين اختلافات را توضيح دهيد؟
دبير انجمن)بهتر است بحث را اينجا باز نكنيم،نشريه انديشه آزاد در شماره هاي آينده به صورت مفصل به تشريح و نقد عملكرد جنبش و كانون خواهد پرداخت.
16 آذر)برگرديم به بحث تاسيس انجمن،چگونه انجمن مجوز گرفت؟
دبير انجمن)در تير ماه 85 اعضاي هيئت مؤسس ضمن حضور در دفتر مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل سراسر كشور واقع در خيابان انقلاب تهران،ضمن آشنايي با تشكيلات و ديدگاههاي اتحاديه براي تشكيل انجمن در دانشگاه سيستان و بلوچستان رايزني كردند كه در نهايت با تنظيم درخواست و اساسنامه انجمن اين درخواست در پايان تيرماه 84 به هيئت نظارت بر تشكلهاي اسلامي دانشگاه تحويل شد.
اما تا پايان تعطيلات تابستاني اين تقاضا مطرح نشد،و پس از دو ماه درگيري اداري و دوندگي در بوروكراسي دانشگاه در 17 آبان 85 به ما مجوز اصولي را داد كه شامل فعاليت محدود در دانشگاه مي شد و مجوز كامل منوط به بررسي اساسنامه انجمن و جمع آوري امضا و تاييد 3 درصد دانشجويان دانشگاه(در حدود 500 نفر)به عنوان اعضاي انجمن مي شد.كسب مجوز نهايي ما در حدود 6 ماه ديگر وقت گرفت كه در اين مدت ما به خاطر محافظه كاري مسئولين مجبور شديم بيش از 10 بار اساسنامه را تغيير داده و اساسنامه جديد ارائه دهيم.اين در حالي بود كه تصويب اساسنامه هاي دانشگاههاي ديگر كه شباهت زيادي به اساسنامه ما داشت خيلي كمتر از اينها وقت برد.
16 آذر)در اين مدت چه فعاليتهايي داشتيد؟
دبير انجمن)اگر چه در اين مدت با درخواست نشريات،امكانات،دفتر و برگزاري جلسه سخنراني و موارد اين چنيني موافقت نشد،اما ما توانستيم برد تبليغاتي مشتركي با هيئت دانشجويي دانشكده مهندسي در سلف سرويس مهندسي و نيز بردهايي در ادبيات راه اندازي كنيم كه ديدگاهها و اخبار انجمن را انعكاس مي داد.
علاوه بر اينها در 16 آذر 85 بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه پيرامون روز دانشجو و انتخابات شوراي اسلامي صادر شد كه واكنش هاي مختلفي را در بر داشت.
در چند مورد از قبيل حوادث دانشكده هنر دانشگاه تهران و نشريات توهين آميز دانشگاه اميركبير...نامه سرگشاده تقدير از رئيس جمهور در پيگيري چند پرونده مفسدان اقتصادي و ..و نيز در تجمع اعترض آميز در مقابل سازمان مركزي دانشگاه در اريبهشت 86 در اعتراض به توهين استاد اخراجي دانشكده هنر دانشگاه تهران به يك دانشجوي دختر و ...موضع گيري داشتيم.
16 آذر)مسئولان چقدر همكاري كردند؟
دبير انجمن)(با لبخند پاسخ مي دهد)همكاري در كار نبوده است.اما انتظار داريم مسئولان حداقل نيازهاي ما را برآورده كنند.
مثلا در بدو درخواست مجوز،آقايان ترجيح مي دادند انجمن هرگز تشكيل نشود،سپس با درخواست مجوز نشريات،درخواست امكانات و لوازم دفتر و تشكيلات،فضاي فيزيكي و دفتر انجمن مخالفت شد و اساسنامه بارها و بارها رد شد.
مثلا شوراي فرهنگي ما را به هيئت نظارت پاس مي داد،يا بر عكس براي ديدار با رياست دانشگاه هر بار بيش از 6 هفته رفت و آمد لازم بود،در نهايت دكتر اكبري ضمن برخورد از موضع قدرت،با اكراه درخواست هاي ما را مي پذيرفت و ما را به مسئولان ديگر حواله مي داد كه آنها هم كار چنداني از پيش نبردند.
16 آذر)مسئله فضاي فيزيكي و دفتر انجمن به چه صورت بوده است؟
دبير انجمن)تا قبل از ارديبهشت 86،همه درخواستهاي ما موكول به تاييد اساسنامه در هيئت نظارت بود،اما بلافاصله پس از تاييد اساسنامه،انجمن سريعا انتخابات شوراي مركزي را با حضور خوب دانشجويان برگزار كرد و درخواستهاي خود را از پي گرفت،با تلاش فراوان،نشريه انديشه آزاد،مجوز كسب كرد و در عرض سه هفته،سه شماره به همراه دو ويژه نامه منتشر شد،اما درخواست دفتر و امكانات مسكوت ماند و تا به حال هم عليرغم گذشت 20 ماه از درخواست مجوز انجمن، هنوز ما دفتر يا فضاي فيزيكي نداريم.
16 آذر)چرا؟
دبير انجمن)آقايان اعلام كرده اند كه دانشگاه دفتر و فضاي لازم براي تشكلها را ندارد و موظف به تامين فضا براي تشكلها نيست،اين در حالي است كه جامعه اسلامي عليرغم آنكه 3 سال است فعاليتي ندارد به همراه انجمن اسلامي تحكيم وحدت دفاتر متعددي در سطح دانشگاه دارند.
16 آذر)نحوه همكاري دفتر نهاد با شما چگونه بود؟
دبير انجمن)در واقع در نهاد رهبري در دانشگاهها،ملجا و ماواي همه تشكلها از انجمن تا جامعه و بسيج و ...است اما متاسفانه سال گذشته در دانشگاه ،نهاد به هيچ وجه سياستهاي جالبي در مورد ما نداشت.در آغاز تاسيس،مسئول نهاد كه عضو هيئت نظارت بر تشكلها بود آب پاكي را روي دست ما ريخت با اين جمله كه :سياست دانشگاه بر اين است كه تشكلها اضافه نشوند.
در حالي كه ما هيچگونه امكاناتي از قبيل تلفن،فاكس و كامپيوتر نداشته و نداريم و همه هزينه از جيب خود اعضا پرداخته مي شود،مسئول نهاد حتي اجازه استفاده از فاكس انجمن را هم به ما نمي داد.
البته اميدواريم مسئول جديد نهاد رويه غلط سال گذشته را ادامه ندهند.
16 آذر)از نشريات خودتان بگوييد.
دبير انجمن)در حال حاضر ما دو نشريه داريم:
.1-نشريه تحليلي انتقادي انديشه آزاد كه تا كنون 8 شماره از آن منتشر شده است و حاصل كار اعضاي قديمي تر انجمن است.
2-نشريه خبري انتقادي 16 آذر كه حاصل كار نسل دوم انجمن است و در آغاز كار است.
اما اين كه نشريات ما با اين حجم وسيع و سطح بالاي كيفي منتشر مي شوند و مورد استقبال دانشجويان قرار مي گيرند مسئله ديگري است.در حال حاضر همه مخارج انجمن بر عهده خود اعضاست،مبايل من به قول دوستان،لپ تاب انجمن است و همه كارها را بدون كمك دانشگاه انجام مي دهيم.
اين در حالي است كه وقتي انتقادي از مسئولين مي شود،آنها سريعا موضع گيري مي كنند و گاه در محافل خصوصي عليه سياست هاي نشريات حرفهايي از قول ايشان شنيده مي شود.
16 آذر)در نهايت از برنامه هاي آتي انجمن بگوييد.
دبير انجمن)همه برنامه هاي فكري و اجرايي ما از قبيل نشريات،جلسات سخنراني و طرح مطالعاتي به نام «شريعت مطهر»منوط به دريافت امكانات و دفتر است كه اميدواريم هر چه زودتر انجام شود.
16 آذر)از وقتي كه به ما داديد متشكريم.
دبير انجمن)من هم تشكر مي كنم و براي شما و همه اعضاي جديد انجمن آرزوي موفقيت دارم.
يعقوب مير نهاد کیست؟
نشريات دانشگاه سيستان و بلوچستان نوشتند:يعقوب ميرنهاد روزنامه نگار و دبير انجمن"جوانان صداي عدالت" به اعدام محكوم شده است.يعقوب ميرنهاد در حالي كه در نشريات ژينو و كاغذ اخبار به عنوان " فعال مردمي و روزنامه نگار " معرفي شده است كه اطلاعات دقيقتر نشان مي دهد وي فردي تبعه افغانستان بوده كه ارتباطش با گروه تروريستي عبدالمالك ريگي به اثبات رسيده است.
انتصاب برخي افراد در انجمن اسلامي به تشكل"جوانان صداي عدالت" كه توسط ميرنهاد و با اخذ مجوز تاسيس شده بود باعث شده كه يكي از اعضاي سابق انجن در گفتگو با راديو فردا و يكي ديگر از اعضاي كنوني آن در مصاحبه با راديو دويچوله آلمان به زنداني شدن وي اعتراض كنند.
دانسته يا ندانسته مسئله اين است!
آنچه كه با عنوان «ورود يك رابط كميته انضباطي به خوابگاه دانشجويان دختر» در نشريه كاغذ اخبار به چاپ رسيد اينقدر برايم حساس و سؤال برانگيز بود كه تا شخصا با"متهم" صحبت نكردم،نتوانستم آرام بگيرم.ماجرا از اين قرار بوده كه در تعطيلات بين ترم و زمان ثبت نام دانشجويان جديدالورود ترم بهمن، آقا كه به عنوان والدين دانشجويان دختر جهت گرفتن خوابگاه مراجعه كرده بوده اند بدون اطلاع از مقررات خوابگاه وارد محوطه خواهران مي شوند.خانم نوري سرپرست خوابگاه هاي ادبيات دختران ضمن اطلاع به يكي از اعضاي كميته انضباطي از وي مي خواهد كه آنها را از محوطه بيرون كند كه ايشان بدون اخذ كارت يا مؤاخذه دانشجويان والدين ايشان را از محوطه خارج مي نمايد.
اين اولين بار نيست كه دوستان انجمني ما دانسته يا ندانسته مطلبي را عنوان مي كنند كه هيچ سنديتي نداشته و در اغلب موارد توهين و افترا به اشخاص حقيقي و حقوقي است.پيش از اين هم انجمني ها در بيانيه اي كه در اعتراض به درخواست دانشجويان جهت تقليل الات ضربي تئاتر همايش بيداري دانشجويي( در آستانه شب شهادت امام جواد(ع)) صادر كردند،دانشجويان مذهبي با اين عنوان كه " همين ها بودند كه مي خواستند بين خوابگاه ها ديوار بكشند"متهم ساختند.اين ادعاها مي تواند پيگرد قانوني داشته باشد.
استقلال به فكر است نه به حزب و تشكل!!
در شماره 2 نشريه 16 آذر سر مقاله اي به چاپ رسيد كه در آن به حضور تاج زاده عضو مطرح جبهه مشاركت ايران اسلامي اشاره و نقطه نظرها و بازتاب ها و برخوردهاي وي و نشريات و تشكل هاي دانشگاه را مرود انتقاد قرار داده بود.از آنجا كه سياست نشريه 16 آذر و بطور كلي"انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه" همواره بر نفي سياست بازي و سياست ورزي و مشي عدالت خواهي با تكيه بر شعار" حزب فقط حزب ا... راست و چپ در بيراه" بوده است طبيعتا نمي تواند بپذيرد كه شخصي چون تاج زاده با اعمال عوام فريبانه حزب متبوع خود كه سياستي ديرينه در جذب اقوام و اقليت ها بوده است در استان حاضر شود و نشريات دانشگاه چه آناني كه تشكلي هستند و هزينه بيت المال را در انعكاس آراي سياسيوني چون او مصروف داشته اند و چه نشرياتي كه صاحب امتياز حقيقي داشته و با هزينه شخصي انتشار مي يابند(نشريات مستقل دانشجويي) دانشگاه را بدل به فضايي براي زنده كردن كساني كنند كه پيش از اين امتحان خود را پس داده اند و ديگر هيچ پايگاه مردمي ندارند.
البته سياست انجمن اسلامي دانشجويان 1358 هيچ گاه بر نقد اصلاح طلبان نبوده چرا كه معتقد است كه اولويت كنوني نقد دولت نهم مجلس هفتم و بطور كلي احزاب و جريانات و مدعيان اصول گرايي است چرا كه " از ماست كه بر ماست" و نقد اصلاح طلبان آن هم در شرايطي كه ديگر بر مسند قدرت نيستند حكم " لگد به افتاده " را دارد.
در همين راستا انجمن خود را به جريان " آرمان گرا و عدالت خواه" انتساب مي دهد و ترجيح مي دهد عملكرد مدعيان اصول گرايي را مو شكافي كند و تشكل هاي دانشجويي عدالت خواه و افراد و مسئوليني را كه خارج از احزاب راست مشي هستند را مطرح و در مقابل آنان مي دهد.بر همين اساس بوده كه تا كنون در برنامه هاي خود تنها كساني را دعوت به سخنراني كرده كه دانشجو بوده اند همچون"حسين كميلي( عضو شوراي مركزي جنبش عدالتخواه،مهدي عباسي مهر(عضو شوراي مركزي تحكيم وحدت طيف شيراز) و خضريان ( عضو شوراي مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل) و يا با كساني مصاحبه كرده كه در جريانات مستقل اصول گرايي و عدالت خواه بوده اند چون "عماد افروغ" و " سعيد ابوطالب" كه خود بزرگترين منتقدان احمدي نژاد و مجلس هفتم بوده اند.
اما عملكرد نشريه پنجره شايد به گونه اي ديگر بوده باشد اين نشريه در عين حال كه همواره موانع اصلاح طلبان را انعكاس داده است در آغاز نمي خواست يا نمي توانست موضع مستقل و غير حزبي"انجمن اسلامي دانشجويان 1358 (مستقل سابق) " را بپذيرد و در همين باب چندين بار مطالبي غير واقعي را پيرامون انجمن و نشريات انجمن در نشريه و در سايت خود منتشر نموده بود.
اين مطلب چنين است:
مدیر مسؤول محترم نشریه 16 آذر
با توجه به این که در دومین شمارهی نشریهی وزین «16 آذر» مطالبی در مورد نشریه «پنجره» منتشر شده است، خواهشمندیم توضیحات زیر را برای رفع ابهامات به وجود آمده در شمارهی بعدی منتشر نمایید:
نشریهی 16 آذر در یادداشتی با عنوان «دانشگاه خانه احزاب نیست!!!» به انتقاد از احزاب پرداخته و پس از ذکر نقلقولهایی از یک فعال دانشجویی نوشته است: «اما در دانشگاه زاهدان ... بر خلاف تعهد تشکلها و نشریات دانشجویی شاهد بودیم که نشریات گوی سبقت را از یکدیگر در زمینه چانهزنی با احزاب و انعکاس دیدگاههای آنان میربایند./ نشریه به اصطلاح مستقل پنجره (که انجمنی نیست ولی انجمنیها را دوست دارد) مصاحبه اختصاصی با تاجزاده را در دستور کار قرار داد و انجمن اسلامی ناگهان چنان تمکن مالی پیدا کرد که ...»
- صحبت از «تعهد نشریات دانشجویی» شده است. دست کم در مورد پنجره باید اعلام کنیم که هیچگونه «تعهد»ی نسبت به شخص یا گروهی ندارد و اگر منظور نویسنده سخنانِ فعالِ دانشجویی مذکور است که از آن نقل قول شده است، باید بگوییم نظر ایشان برای خودشان قابل احترام است. از نظر ما ادعای ایشان تا حد زیادی بیمعنی است، چه برسد به این که به شعارهای ایشان «تعهد» داشته باشیم. پرداختن نشریات به احزاب سیاسی که بازیگر اصلی صحنهی سیاستند، حق تمام نشریات است، به ویژه نشریات سیاسی. کسی نمیتواند نشریهای را از پرداختن به این مسائل منع یا بدین خاطر آن را سرزنش کند.
- استقبال نشریات از آقای تاجزاده به عنوان صاحبنظر مسائل سیاسی، مدیر سابق دولتی و عضو حزب و سازمانی فعال و باسابقه، نباید چندان غیرطبیعی به نظر برسد. ضمن این که نمایندهی «انجمن اسلامی دانشجویان مستقل» هم در آنجا حضور داشت و اتفاقاً ایشان «گوی سبقت را از بقیه ربود» چون هم در حین سخنرانی به گفتگو با آقای تاجزاده و اعضای جبهه مشارکت پرداخت و هم در حین ضیافت ناهار جبهه مشارکت و هم در لابی هتل پس از دیگر نشریات دانشجویی مصاحبهای اختصاصی با آقای تاجزاده داشت. (البته این مصاحبه هنوز منتشر نشده است. عکسهای این جلسه در آرشیو پنجره موجود است.)
- در مورد «چانهزنی» با احزاب توضیح کافی داده نشده است. نشریات دانشجویی بر سر چه چیزی با ایشان چانهزنی کردهاند؟ با توجه به این که در ادامه به موضوع «تمکن مالی» اشاره شده است، به خواننده ممکن است چنین القا شده باشد که نشریات دانشگاه از ایشان و حزب متبوعشان انتظار کمک مالی داشتهاند. اگرچه نشریه «16 آذر» با ابهام چنین نظری را بیان کرده است، ما به صراحت اعلام میکنیم که مورد حمایت هیچ گروه و حزبی نیستیم. اگر ادعای دیگری دارید، بهتر است با صراحت بیان کنید. مصاحبه با شخصیتها لزوماً به معنی امتیاز دادن به آنها نیست، چنانکه بخش عمدهای از مصاحبهی «پنجره» باآقای تاجزاده، به انتقاد از سیاستهای اصلاحطلبان اختصاص داشت. البته مصاحبههای تبلیغاتی هم نشریات انجام میدهند که در زمرهی تبلیغات دستهبندی میشوند. معمولاً اینگونه مصاحبهها را با عنوان «رپرتاژ آگهی» منتشر میکنند و پول خوبی - حتا بیش از تبلیغات عادی - هم از شخص یا شرکت مورد نظر میگیرند. هیچ کدام از مطالب یا مصاحبههای ذکر شدهو مورد انتقاد نشریهی «16 آذر»، اینگونه نیست. مصاحبهی تبلیغاتی شبیه به مصاحبهای است که «16 آذر» در همان شماره با یک شرکتِ خصوصیِ پیمانکارِ پروژهی فضاسازیِ دانشگاه انجام داده است و ایشان، هم از خود و هم از سوابق شرکتش، تعریف و تمجید کرده و حتا از کارفرما هم کمی انتقاد کرده است. البته این مصاحبه بدون عنوان «رپرتاژ آگهی» منتشر شده است. (منظور ما این نیست که برای این مصاحبه حتماً از این شرکت خصوصی پولی دریافت شده است. گرفته شده باشد، هم هیچ ایرادی ندارد. تبلیغات حق هر نشریهای است. فقط منظور ما نشان دادن تفاوت مصاحبهی تبلیغاتی با مصاحبهی عادی است.)
- مستقل بودن یا نبودن، افتخاری نه برای ماست و نه برای هیچ نشریهی دیگری. مستقل بودنِ نشریه یک ویژگی است و معنای روشنی دارد و آن هم این که صاحب امتیازِ آن، شخص حقیقی، یعنی دانشجو است. هر نشریهای یا مستقل است یا نیست. به کار بردن عباراتی نظیر «به اصطلاح» زیبندهی نشریات دانشجویی نیست. اگر دستاندرکاران «16 آذر» دلایل و مدارکی دارند که نشاندهندهی وابسته بودن «پنجره» به جایی است، بهتر است با صراحت بیان کنند، در غیر این صورت این گونه اظهارات جز ابراز خصومت حاصلی ندارد.
با توجه به این که «انجمن اسلامی دانشجویان مستقل» با حمایت از بیانیه اعتراض به توقیف موقت نشریه «قلم انجمن» نشان داد که فارغ از دیدگاههای سیاسی به حقوق نشریات احترام میگذارد و در مواقع لزوم از حقوق صنفی آنان دفاع میکند، انتظار داریم در نشریات خود لحن محترمانهتری نسبت به دیگر نشریات داشته باشد. البته این بدین معنا نیست که به انتقاد و مخالفت با دیگران نپردازد، بلکه انتظار ما این است که حین اظهار نظر در مورد دیگران مستدل و باصراحت و به دور از کنایه و ایهام عمل کند تا جایی برای برداشتهای نادرست باقی نماند.

مقصر كيست؟هيچ كس؟!!
سر انجام صبر و تحمل دانشجويان مقيم خوابگاه هاي پسران دانشگاه كه از تاريخ 25 دي تا كنون آب خوابگاه ها و سيستم گرمايشي شان گاه به طور كلي قطع و گاه با نوسانات همراه بوده است به پايان رسيد تا دانشجويان با تجمع در مقابل سازمان مركزي دانشگاه خواستار ملاقات با مسئولين شدند.
لحظاتي بعد دكتر اكبري در سالن كنفرانس مركزي(مثل هميشه) با روي گشاده دانشجويان را به حضور پذيرفت و حرف هاي آنها را شنيده در حالي كه خلا شوراي صنفي و نيز در تحصن احساس مي شد،خبري از دوستان انجمن اسلامي و نيز تشكل هاي ديگر به عنوان حركت هاي اصيل دانشجويي نبود،مسئول بسيج بنا به حسن تصادف در آن محل حاضر بود اما هيچ صحبتي از دوستان بسيجي در آن رد و بدل نشد.اين در حالي بود كه مسئولين حراست و كميته انضباطي به رهبري آقاي شمس (بنا به وظيفه) حضور پر رنگي در جمع داشتند.در پاسخ به سؤالات دانشجويان پيرامون مشكل سردي آب خوابگاه ها و قطع سيستم گرمايشي (بخصوص در دانشكده مهندسي) دكتر اكبري،ضمن طرح مشكل كمبود سوخت در سراسر كشور در سرماي بي سابقه امسال ،از اقدامات خود و همكارانش در تامين سوخت از چابهار و مناطق ديگر گفت و افزود: حتي زماني بود كه با پيشنهاد يكي از دانشجويان ما به سراغ شركت نفت شيراز رفتيم اما هزينه يك ميليون توماني حمل و نقل و 100 هزار تومان براي هر تانكر به حدي بالا بود كه ديون محاسبات اداري به ما اجازه چنين كاري را نداد و ما مجبور شديم از چابهار واردكنيم.وي با بيان اينكه دانشگاه 25 موتور خانه دارد افزود مصرف روزانه دانشگاه 30 هزار ليتر است در حالي كه ما حداكثر توانستيم همين مقدار را كه كفاف يك روز را هم نمي دهد از چابهار وارد نماييم.
اين در حالي بود كه اقاي جعفري پناه مسئول اداره امور عمومي كه پيگيري تامين سوخت را بر عهده دارد مصرف سوخت دانشگاه را بيش از 30 هزار ليتر و حتي تا 63 و 70 هزار ليتر برآورد كرد.
سپس رضا نساجي دبير انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه با اشاره به وضعيت خوابگاه ها در سال هاي 83 و بعد از آن گفت:مشكل سردي آب خوابگاه در سال 84 توسط دكتر محمودي ( معاون سابق دانشجويي و فرهنگي) رفع شد.
وي افزود:مشكل دوباره سردي خوابگاه را بايد در اين جستجو كرد كه سال 84 ما 15 هزار دانشجو داشتيم ولي اكنون 22 هزار دانشجو داريم و سهميه سوخت دانشگاه همان مقداري است كه بوده و بنابراين كفاف افزايش جمعيت را نمي دهد وي با اشاره به سياست هاي عمراني دانشگاه گفت:سؤال ما اين است كه آيا سياست هاي دانشگاه و رؤساي آن متوازن بوده و آيا به اندازه رشد جمعيت دانشجويان،امكانات و خوابگاه ها و زيرساخت ها هم پيداكرده است؟
وي با اشاره به عكس هايي كه دكتر اكبري از وضعيت لوله ها و سازه هاي تامين گرماي دانشگاه در اختيار دانشجويان قرار داد گفت:اين عكس نه تنها پاسخ قانع كننده اي براي ما نيستند بلكه ايجاد سؤال مي كنند كه آيا زير ساخت هاي دانشگاه مناسب است يا نه؟
وي در ادامه با بيان اين كه لازم بود شوراي صنفي وجود داشته باشد تا اين خواسته ها را پيگيري كند خواستار تشكيل دوباره شوراي صنفي شد كه اين سخنان وي با تشويق حضار روبرو شد.
دكتر اكبري در پاسخ به سؤال پيرامون زيرساخت ها، آماري در حدود چند صد ميليون هزينه جهت نوسازي آن ها كرد ولي از پاسخ به سؤال پيرامون سياست هاي رؤسا دانشگاه طفره رفت.
وي همچنين از شوراي صنفي به عنوان نهاد مؤثر كه بايد مستقل و غير سياسي باشد سخن مي گفت كه در اين ميان نساجي با اشاره به اينكه شوراي صنفي مهمترين و قوي ترين تشكل دانشگاه در سال هاي 82 و ماقبل آن بوده و حتي تشكل سياسي دانشگاه هم تحت تاثير آن بوده اند گفت:شما مي گوييد شوراي صنفي بايد ايجاد شود گويي كه هرگز شوراي صنفي نبوده و يا خود به خود بسته شده استو وي افزود: اين شما بوديد كه شوراي صنفي را در سال 82 بستيد.
دكتر اكبري با طرح اتهام عليه اعضاي سابق شورا،آنها را سياسي خواند و گفت برخي از آنها مشكلات اخلاقي داشتند كه نساجي با به اين سخنان وي گفت:اينكه شما آنها را سياسي مي خوانيد به اين علت بوده تشكل هاي سياسي دانشگاه ضعيف بوده اند و شورا جور آنها را هم مي كشيد.ضمن اينكه اتهامات شما عليه اعضاي شورا را هم هيچ كس نمي پذيرد.
در اين ميان يكي از دانشجويان ورودي 84 و كميته انضباطي نيز به طرح اتهام عليه اعضاي شورا پرداخت كه نساجي از او پرسيد: شما كه اعضاي شوراي صنفي را نديده ايد چگونه آنها را متهم مي كنيد؟
وي افزود به دكتر مريدي معاون دانشجويي فرهنگي در سال 82 شورا را تعطيل كرد و براي آنها احكام انضباطي صادر نمود و تا زماني كه در اين دانشگاه مسئوليتي داشت مانع از برگزاري انتخابات شورا گرديد.در سال هاي 84 و 85 هم عليرغم تلاش دكتر محمودي انتخابات يا به حدنصاب نرسيد يا تاييد نشد چرا كه نسل جديد دانشجو هيچ اطلاعي در مورد وظايف و كاركردها و جايگاه شورا نداشتند.
در اين ميان يكي از دانشجويان ضمن تشريح اوضاع دانشگاه قبل و بعد از حضور دكتر اكبري به عنوان مدير دانشگاه با بيان اينكه حاضر است عليرغم آنكه در آستانه فارغ التحصيلي از دانشگاه است تشكيل شوراي صنفي را بر عهده بگيرد و تلاش خود را جهت برگزاري يك انتخابات سالم به كار گيرد، كه دكتر اكبري از پيشنهاد وي استقبال كرد.سرانجام اين جلسه با قول تشكيل شوراي صنفي و بدون آنكه پاسخ قانع كننده اي به سؤالات دانشجويان پيرامون مشكلات زيرساختي و سياست هاي عمراني دانشگاه داده شود پايان پذيرفت.اما دكتر اكبري بعد از پايان جلسه هم به صورت رو در رو و دوستانه با دانشجويان به گفتگو پرداخت.
دانشگاه در خواب
در حالی که تنها ۱۶ روز به انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی باقی مانده ُدانشگاه سیستان و بلوچستان کما فی السابق در خواب است و هیچ تشکلی برنامه ای در این باره ندارد. نشریات تشکلی و مستقل دانشگاه روی انتخابات سرمایه گذاری نکرده و کمترین خبری در این بارهع انعکاس داده نشده است.
در این میان انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۵۸ دانشگاه قصد داشت برنامه پرسش و پاسخی با حضور سعید ابوطالب در دانشگاه برگزار کند که آنهم بواسطه برخی مشکلات لغو شد.
- سرانجام دكتر محمد حسن نشاطي چهره نام آشنايي كه به «سخت گيري در قانون» و نيز در ميان دانشجويان گروه برق شهرت داشت،به دانشگاه فردوسي مشهد منتقل شد و قرار است از ترم اخير به صورت پروازي صرفا براي درس الكترونيك 3 دانشجويان برق(الكترونيك)در دانشگاه تدريس نمايد.دكتر شهرام مهنا ديگر استاد گروه برق به جاي ايشان به عنوان مدير كل آموزش دانشگاه منصوب شده اند.دكتر نشاطي در دوران تدريس خود در دانشگاه الكترونيك 2 و 3، تكنيك پالس و مدارهاي مخابراتي زبان تخصصي و گاه مغناطيس را ارائه مي داد كه بسياري از دانشجويان از سخت گيري هاي ايشان گله مي كردند.وي همچنين سيستم عامل آموزشي گلستان را از دانشگاه صنعتي اصفهان خريداري و آموزش دانشگاه را اينترنتي نمود ،اين نرم افزار همچنان با مشكلاتي روبروست و به ويژه در ايام انتخاب واحد و حذف و اضافه مشكل ساز مي شود.برخي از اين مشكلات به اين موضوع برمي گشت كه آقاي دكتر نشاطي و اندكي از مسئولين آموزش دانشكده ها و اجازه دخل و تصرف در سيستم گلستان را داده و در اين مدت ايشان عملا تبديل به امپراطوري براي سيستم گلستان شده بود.
- پس از آنكه آقاي زند وكيلي به عنوان مسئول حراست دانشگاه منصوب گرديدند،آقاي دكتر خليفه لو جانشين ايشان در اداره روابط عمومي دانشگاه گرديد.ايشان پيش از 84 نيز اين مسئوليت را بر عهده داشتند با اين تفاوت كه در آن زمان دانشجوي دكترا به شمار مي آمدند.آقاي زند وكيلي مدت چند ماه هر دوي اين مسئوليت ها را بر عهده داشت.
- آقاي دكتر زهرا زاده جانشين دكتر شيخ در اداره امور فرهنگي شد.دكتر شيخ در مدت 2/5 سال فعاليت در مقام رياست اداره امور فرهنگي و دبيري شوراي فرهنگي دانشگاه تغييرهايي در تشكيلات ايجاد نكردند و اين اداره همچنان همان حال و هواي دوران رياست مهندس سبحاني در سال هاي 83 و قبل از آن را دارد.
براي همه اين عزيزان آرزوي موفقيت در تمام عرصه هاي فرهنگي و علمي و زندگي داريم.
انتخاب نشريات و نشريات انتخاباتي
دانشگاه ما هر چه نداشته باشد، نشريه زياد دارد چه نشريه تشكيلاتي چه دولتي و چه مستقل.كه سخن ما هم در اين مقاله بيشتر حول همين نشريات مستقل است.
هر ساله اواخر مهر و اوايل آبان كه مي شود خيلي از دانشجويان به تكاپو مي افتند كه مجوز نشريه بگيرند تا گيرهاي اداري و قانوني نشريه خود را رفع كنند و تا تنور انتخابات داغ است يك شماره منتشر كنند و بعد هم كه انتخابات تمام شد و لابي ها به نتيجه رسيد(يا نرسيد!!)ديگر هيچ،مي رود تا سال آينده كه باز بايد يك شماره منتشر كنند.
اما براستي سوال اينست كه نشريات انتخابات را پرشور برگزار ميكنند يا نه،انتخابات است كه نشريات را پر شرو شور ميكند؟در جامعه بدوي(به لحاظ همه چيز) دانشگاه سيستان و بلوچستان كه هنوز تشكلهاي آن بايد همچون باديه نشينان خيمه بزنند خانه بدوش باشند تكليف نشريات مستقل مشخص است،دفتر كه هيچ،كسي تحويلشان نمي گيرد،البته به نظر من آنها هم بايد متقابلا مسئولين را تحويل نگيرند(اين به اون در)كه البته حق هم دارند!!
بگذريم از خيلي چيزها كه براي نشريات مستقل حق مسلم آنهاست!!و البته حق مسلم تشكل ما هم است.اما در بحث كيفيت نشريات كه حدود صد سال از كميت آنها عقب تر است كافي است چند نشريه را بررسي كنيم.نشريه "نداي آغاز" يكي از اينهاست كه البته كه در عوض همين امسال دو شماره از آن منتشر شد و جاي بسي شعف دارد،اما اگر يكي دو عنوان آن را بررسي كنيم.مثلا در مقاله اي دنباله دار با مضمون چپ در ايران در شماره اول در نگاه اول خوشحال شدم كه بالاخره يك مقاله منسجم و نسبتا عميق در تحليل از اوضاع سياسي ايران منتشر شده و نويسنده آن يكي از دانشجويان دانشگاه و البته از دوستان تشكيلاتي ماست.اما تا آخر كه دنبال كردم نامي آشنا اما مستتر در پايان مقاله نگاهم را جلب كرد،"تقي رحماني".اين بود كه به شدت از توليد مطلب در نشريه نااميد شدم .ستون ديگري به يك بحث جامعه شناسي اختصاص داشت كه براي من كه حوزه مطالعاتي در همين بحث است بسيار خوشايند بود بخصوص كه نويسنده آن خانمي از دانشجويان دانشگاه و مدير مستقل يكي از نشريات دانشگاه باشد،اما در پايان مقاله متاسفانه نام استاد"غلامعباس توسلي"چهره آشناي علوم اجتماعي ايران و استاد دانشگاه تهران را ديدم بدين معني كه اين مطلب هم عملا حاصل صنعت عظيم copy paste بوده و هيچ مطلبي توليدي در ير تا پاي نشريه به چشم نمي خورد.
در شماره انتظار مي رفت كه مطالب بهبود يابد و بر درصد مشاركت خود دانشجويان در توليد مطالب افزوده شود اما متاسفانه شواهد چيز ديگري را نشان مي داد كه به عنوان مثال در شماره دوم مقاله چپ در ايران ديگر نام تقي رحماني به چشم نمي خورد و گويي سانسور شده بود.بيچاره رحماني كه كمي بعد به دانشگاه آمد و بي آنكه بداند جلسه سخنراني او مجوز ندارد و عاملا غير قانوني است!!
به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان 1358دانشگاه سيستان وبلوچستان
سعيد ابوطالب مجلس را نقد مي كند
سعيد ابوطالب نهم اسفند با حضور در دانشگاه سيستان و بلوچستان به نقد عملكرد مجلس و دولت خواهد پرداخت.
انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان برنامه پرسش و پاسخی با حضور سعید ابوطالب نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با محوریت
1-نقد عملکرد مجلس هفتم شورای اسلامی
2-نقد سیاستها و برنامه های دولت نهم
3-نقد جریانهای اصول گرایی و تحدید حدود مابین اصول گرایان مستقل و سایر جریانات مدعی اصول گرایی در تاریخ 9 اسفند 86 برگزار ميكند.
انا للله و انا اليه راجعون
قلب دانشجويان از غم از دست رفتن يكي از اساتيد دلسوز و فرزانه دانشگاه «دكتر پرويز عظيمي» مملو از غم و اندوه بود كه خبر درگذشت معلم اخلاق و ايثار « دكتر محمد خشنودي» همگان را در هاله اي از ماتم فرو برد.
وجود ايشان كه در شمار مفاخر جامعه علمي كشورمان و منشا بسياري از خدمات در دانشگاه و كشور و مصداق "مداد العلماء افضل من دماء الشهدا " بود ، بويژه آنكه همواره در تدريس و تعليم به استاد شهيد ولي الله نيكبخت تاسي مي نمود.
درگذشت اين استاد بنام دانشگاه سيستان و بلوچستان را به شما و اساتيد محترم و دانشجويان تسليت عرض مي نماييم .خداوند روح ايشان و ديگر اساتيد از دست رفته دانشگاه را با شهيد بزرگوار نيكبخت محشور گرداند.
تحليل شما غلط است!
در شماره چهار نشريه آزاد (شماره اول سال اخير) كه اختصاص به ترم اولي ها داشت،مسائلي پيرامون مديريت دانشگاه و جريان هاي حاكم قبل و اخير در مقاله اي با عنوان«اينجا فقط يكي بود.....» منتشر شد كه افرادی چون مرا كه به عنوان يك دانشجوي سال بالايي شاهد برخي مسائل بوده ام و نيز به جريانات داخل دانشگاه و استان آگاهي هاي نسبي پيدا كرده ام، به تعجب و تامل واداشت.
نويسنده نشريه شما كه نامش هم در ذيل مقاله ذكر نشده بود تا امكان گفتگوي رودرو و توجيه برخي مسائل خود هم شود،ضمن بررسي روند آباداني دانشگاه از سال 81 تاكنون و مقايسه آن با سال هاي قبل تاريخ كاري دانشگاه را به سه دوره قبل از دوم خرداد(دوران آقاي دكتر دهمرده ،استاندار كنوني) دوران حاكميت طيف دوم خرداد بر دانشگاه سال 81 (دوران آقاي دكتر رستمي) و دوره سوم ،سالهاي مديريت آقاي دكتر اكبري تقسيم كرده بود.
نويسنده مقاله ضمن دفاع از عملكرد دكتر دهمرده به عنوان كسي كه در سر پست رياست دانشگاه سيستان وبلوچستان،دانشگاه زابل و استانداري سيستان و بلوچستان همچون يك آبادگر كاركرده است،دوران دوم را دوران در جازدن و حتي عقبگرد و ويراني دانسته وسعي كرده بود عملكرد دكتر اكبري را در مقابل دكتر رستمي قرار دهد. اما در واكنش به اين تحليل آخر،حداقل سخني كه مي توان گفت اينست كه:«تحليل شما غلط است!!»كاملا غلط و آن هم غلط سياسي و نه مديريتي!!
- آيا آقاي دكتر اكبري كه شما او را قطب مخالف دكتر رستمي دانسته ايد،در دوران وي به پست معاون آموزشي نرسیدكه مي توان گفت،انتصاب ايشان هم به رياست دانشگاه پيش از آنكه ناشي از همكاري متقابل باشد،ناشي از روابط متقابل يك جريان سياسي-ناسيوناليستي به عنوان اعضاي يك جريان فكري و در عين حال به عبارت خودماني تر «همشهري»است.
- و آيا اطلاع نداريد كه همين آقاي دكتر رستمي اكنون عهده دار چه مسئوليت مهمي در وزارت علوم تحقيقات و فن آوري است؟ وآيا حضور ايشان كه باز هم در سايه غلبه جنبه ناسيوناليستي اين جريان به جنبه فكري و سياسي آن و پيروزي روابط دوستانه بر«گفتمان ارزشي و عدالت خواهي حاكم بر دولت نهم و وزارت علوم»مي باشد به عنوان «مسئول شكايات وزارت خانه»نقش اصلي را در انتصابات چندساله دنشگاه و حتي پس از تغيير و تحولات ناشي از روي كار آمدن دولت نهم نداشته است؟
- آيا فكر نمي كنيد تمديد احكام برخي مسئولين محترم و يا انتصابات اخير شامل بسیاری معاونین و مسئولين به سفارش برخي بالانشين هاي وزارت خانه صورت گرفته باشد؟
- و آيا به نظر شما سياست هاي فرهنگي و سياسي و حتي علمي و آموزشي ناشي از تحميل برخي انتصابات از طرف مسئولين خارج از دانشگاه(چه چپ و چه راست)بوده باشد؟كه حتي مي توان گفت انتصاب همين«جناب آقاي دكتر زاهدي»وزير محترم علوم تحقيقات و فن آوري ،نوعي تحليل از طرف جريان راست سنتی و عدالت ستيز مجلس به احمدي نژاد بوده است؟
به نحوي كه هم اكنون شاهديم وزارت علوم به حدي از آشفتگي و نابساماني رسيده كه صداي تمام مسئولين داخل و خارج وزارت خانه را در آورده است.
و آيا اكنون كه احمدي نژاد در پي پس زدن اين وزراي تحميلي بر آمده و در پايان كار مجلس مدعي اصول گرايي (كه در واقع آن تنها اصل كاري آن اصل مصلحت بوده است)كابينه خود را ترميم مي نمايد نگاهي نو به وزارت علوم و مجموعه هاي تابعه اجتناب ناپذير نيست؟
آري دوستان،شمايي كه در پي آرمان گرايي و عدالت خواهي بر آمده ايد،بهتر است تمام اين فشارها و تحميل هارا كه دامنگير خودتان هم بوده و مانع از كاركرد مفید از تشكيلات شما شده است در تفكر حاكمه و مديراني ببينيد كه دورتادور شما حلقه زده اند و بي آنكه اعتقادي به عدالت خواهي و ارزش ها داشته باشند خود را در پس دولت نهم پنهان كرده اند و عملا هر چه مي كنند به نام دولت و نظام تمام مي شود.
آري عزيزان،چشم ها را بايد شست،جور ديگر بايد ديد.
نامه سرگشاده جمعي از دانشجويان به دكتر اكبري

در حاشيه سفر مجدد رياست جمهوري به استان سيستان و بلوچستان و توجه بيش از پيش مسئولين به مسائل جاري دانشگاه،جمعي از دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان بر آن شديم كه بپرسيم مگر نه آن است كه آموزش و پژوهش سرلوحه كار وزارت علوم و مجموعه دانشگاه مي باشد پس چرا آنچه كمتر مورد توجه و پرسش واقع مي شود اين دو مسئله مهم و حياتي است.
فارغ از مسائل سياسي و فرهنگي چه درصدي از وقت رياست دانشگاه به بررسي عملكرد مسئولين در اين حوزه ها اختصاص دارد و محوطه ي زيبا و رنگارنگ با آبنماهاي متنوع بعد از يك كلاس آموزشي مطلوب يا يك آزمايشگاه مفيد بسيار زيباتر و مفيد فايده تر از وقت گذراني و از سر بيكاري گشت زدن است.
رياست محترم دانشگاه آقاي دكتر اكبري شما هنگام حضور هميشگي خود در محوطه ونظارت مستقيم خود بر كار محوطه سازي چند بار از دانشجوياني كه در اطراف ساختمان كلاس ها بوده اند پرسيده ايد كه كداميك از اساتيدشان بر سر كلاس تشريف نياورده اند. يا چند بار بر خود زحمت داده ايد به ساختمان كلاسها تشريف بياوريد.
*طرح گرانت كه ويژه تشويق مقالات اعضاي هيات علمي است چه اصولي تصويب شده با توجه به اينكه تشويق ها به كساني تعلق مي گيرد كه حدنصاب امتيازات را در دو سال گذشته از مدت مورد نظر كسب كنند،پاسخ گويي به اين سؤالات لازم مي نمايد.
1-در مورد اعضا هيات علمي كه حايز شرايط مقدماتي نمي باشند چه كمك پژوهشي در اين غالب در نظر گرفته شده است.
2-تفاوتي بين رشته ها در اين طرح لحاظ نشده و در اين مورد تمهيدي انديشيده نشده .
3-سهم و نقش دانشجويان در مقاطع مختلف كه مجريان اصلي طرح هاي پژوهشي مي باشند كاملا ناديده گرفته شده و هيچ انگاشته شده است.
4-چرا تا كنون اعلام نشده كه از اعتبارات اين طرح چه مبلغي به چعه گروهي اعطا شده است.
*عدم اعطاء طرح پژوهشي به اعضاء هيئت علمي طرح سربازي بر چه اساس و مبنايي مي باشد.
*معاونت پژوهشي كداميك از گروههاي غير فعال در زمينه هاي پژوهشي را به اين زمينه كشانيده است و با در نظرگرفتن يك يا دو گروه آموزشي جدا چه كار پژوهشي در دانشگاه صورت مي پذيرد و سهم تك تك گروه ها در توليد مقالات دانشگاه چقدر است.
و سخني چند پيرامون حوزه محترم معاونت آموزشي و عملكرد آن:
*رياست محترم حوزه معاونت آموزشي،آيا تا كنون از خود پرسيده ايد كه چند درصد ساعت هاي كلاس هاي آموزشي دانشگاه مفيد است؟
*معاونت آموزشي به جز برگزاري آزمون ها كه خود نحوه مراقبت و نظارت بر آنها مورد سؤال است چه نظارتي بر نحوه آزمون ها از جانب شما می شود؟
*نحوه ي پوشش سرفصل هاي درس و تعداد جلسات كلاس ها چقدر براي شما مهم است؟
*چه نظارتي بر نحوه تشكيل كلاس ها در مقاطع تحصيلات تكميلي صورت مي پذيرد؟
*با توجه به افزايش چندصد درصدي تعداد دانشجويان در طول سال هاي اخير امكانات معاونت آموزشي به چه ميزان تغییر كرده است.
*آيا مي توان پرسيد كه با توجه به بودجه هايي كه صرف ظاهر دانشگاه مي شود آنچه تحت عنوان تشويق به دانشجويان به اصطلاح استعداد درخشان پرداخت مي شود منصفانه است؟
دانشكده علوم و صادرات دانشجو
نگاهي نه لزوما ژرف به اوضاع كمي و كيفي دانشكده علوم و نيز در كنار آن «دانشكده اقتصاد و علوم اداري»دانشگاه در سال هاي اخير مي تواند مايه بسي تامل و در عين حال تاسف باشد.
افزايش آمار« انصرافي،تغيير رشته،ميهماني، انتقالي وحتي اخراجي» در اين دانشكده مسئله اي است كه در عين اهميت[روزافزون] تا كنون در هيچ كجا روي آن بحث نشده است و هيچ كس نمي پرسد مسئوليت اين روند غلط با كيست؟ آمار تغيير رشته از رشته هاي علوم پايه،به خصوص فيزيك به رشته هاي ديگر و به خصوص تغيير رشته در درون خود دانشگاه به رشته هاي «اقتصاد»،«مديريت»«حسابداري» به حدي بوده است كه مسئولان گروه هاي مذكور را به اخذ سياست هاي مخالف واداشت و به عنوان مثال گروه حسابداري تصميم گرفت با اعمال حداقل معدل 14 براي تغيير رشته از ساير رشته ها و از ساير دانشگاه ها،راه را بر عده كثيري از داوطلبان تغيير رشته تنگ كرده و و در عين حال كلاس كاري خود را بالا ببرند.
اگر بخواهيم دلايل اين همه تغيير رشته،انصرافي و ميهماني و انتقالي را كه بيشتر معطوف به گروه فيزيك و پس از آن به رشته رياضي محض است به صورت كلي بيان نماييم مي بايست به نكات زير اشاره كنيم:
1- عدم تامين شغلي رشته هاي علوم پايه و اينكه برخي رشته ها همانند فيزيك و رياضي محض آينده شغلي نداردو....دانشجويان بايد شغل آينده خود را حداكثر در دبيري آموزش و پرورش و يا تدريس خصوصي محدود نمايند.
۲- رتبه هاي دانشجويان:پذيرش دانشجويان در رشته هاي فيزيك،رياضي محض و كاربردي و شيمي محض به صورتي است كه حداقل هاي كنكور و عموما پس از دو سال كنكور به علوم پايه و دبيري رضايت مي دهند و تنها زماني به چنین رشته هایی و به خصوص دانشگاه س و ب مي آيند كه از همه جا قطع اميد كرده باشند.اين رتبه هاي ضعيف باعث مي شود در برخي رشته هاي ثقيل مانند فيزيك و رياضي ،بسياري از دانشجويان از پس برخي دروس برنيايند و به حداقل نمرات رضايت دهند.اين روند در تقليل سطح گروه ها مؤثر است.
3- ويژگي هاي خاص رشته هاي دانشكده اقتصاد:رشته هاي مديريت و حسابداري پيش از آنكه در تعريف علم (همانند علوم پايه )بگنجند،زمينه سازي شغلي هستند و از همان آغاز دانشجو با ديد شغل تامين و درآمد ممكن به كلاس درسي پا مي گذارد.
در عين حال نمي توان از كنار اين مسئله گذشت كه اين رشته ها و گرايش هاي سه گانه اقتصاد در مقابل رشته هاي علوم پايه اصطكاك كمتري دارند و دشواري درس هاي فيزيك و رياضي را ندارند.
4- كمبود امكانات:رشته فيزيك كه يكي از قديمي ترين رشته هاي دانشگاه است هم اكنون از نبود حداقل امكانات رنج مي برد و آزمايشگاه هاي آن خواسته يا ناخواسته به روز نشده اند.
تلاش برخي اساتيد هم براي تجهيز آزمايشگاه ها بواسطه وجود پاره اي از مشكلات و هزينه هاي بسيار زيادي كه لوازم آزمايشگاهي فيزيك مي طلبد،به جايي نرسيده و كسي نيز قدردان زحمات ايشان نبوده است.
5-بافت گروه ها:بافت عمده گروه هاي دانشگاه بواسطه دوري از فضاهایآكادميك ديگر و عدم رغبت ساير دانشگاه ها و اساتيد به همكاري و حضور در اين استان و اين دانشگاه رو به سمتي مي رود كه سختگيري هاي بي جا جايگزين سيستم هاي آموزشي صحيح و دلسوزي استاد و دانشگاه در حق دانشجو جاي خود را به لجاجت ها و برخي اغراض شخصي داده است.
مسلم است كه هر گاه سيستمي دچار تحول ،جايگزيني و اصلاحات نشود،رو به خودكامگي و سرانجام نابودي مي رود.سيستم آموزش و پژوهش دانشگاه سيستان و بلوچستان هم از اين قاعده مستثني نيست،به خصوص كه برخي گروه ها به اين مسئله مشهور و انگشت نما شده اند.
چرا نبايد پايگاه حقوقي براي دانشجويان تعريف شود كه ضمن اعاده حقوق ايشان ،مانع از يك جانبه گرايي برخي در كسوت هيئت علمي و مسئول و مدير شوند و به نقد و بهبودي سيستم كمك نمايند؟ و چرا نشريات حتي يك خط از مطالب خود را به انتقاد از آموزش ،پژوهش و اساتيد اختصاص نمي دهند؟
آيا اين مسئله ناشي از هراس دانشجو از استاد نيست كه مي ترسد آمدنش به دانشگاه را به اين زودي ها رفتني نباشد؟چرا كه نمونه اي از اين نقد را در نشريات دانشجويي داشته ايم كه منجر به دائم العمر شدن تحصيل ورودي هاي 81 مهندسي شيمي دانشگاه شد،امري كه ممكن است در حق هر دانشجو و هر گروهي رقم بخورد و تحصيل را به كام خيلي ها تلخ كند.
اما گذشته ازاين مسئله ،همه اين عوامل راكه كنار هم بگذاريم مي توانيم تحليلي از اين روند منفي در دانشكده علوم بدست دهيم.امري كه باعث شده به عنوان مثال از 80-70 دانشجوي ورودي 83 گروه فيزيك تنها 15 نفر باقي بمانند و از اين تعداد 15 نفر معلوم نيست چند نفر بتوانند در 8 ترم فارغ التحصيل شوند چه بر سد به آنكه به فكر قبولي در كنكور كارشناسي ارشد باشند.شايداگر دلسوزي استاد راهنماي ورودي هاي 83 فيزيك.
نمي بود امروز زنجير گروه فيزيك حلقه مفقوده اي به نام ورودي هاي 83 را جستجو مي کرد.
اگر چه گروه فيزيك با ورود اساتيد جديد و بازگشت اساتيد مامور به تحصيل در خارج از كشور و نيز با افزودن امكاناتي چون سايت مجزاي كامپيوتر (جهت دانشجويان فيزيك و زيست شناسي)در حال بازيابي خويشتن است اما باز هم اراده قوي تري را جهت مقابله با روند صادرات دانشجو به دانشگاه آزاد دانشكده اقتصاد و ساير دانشگاهها مي طلبد.
و بايد پرسيد كه آيا بورس اساتيد به خارج از كشور بهترين راه چاره است و يا مي توان همچو برخي گروه هاي ديگر دست ياري به سوي اساتيد پروازي دراز كرد و يا بهتر است سياست هاي كلان همچون بورس دانشجويان موفق دوره هاي كارشناسي ارشد و دكتراي دانشگاه هاي داخل كشور در دستور كار قرار بگيرد.
بايد ديد كه سياست هاي دانشگاه جهت افزايش تعداد دانشكده و تجزيه دانشكده علوم به سه دانشكده،رياضي،شيمي و فيزيك در رشد اين رشته ها مؤثر است و افزايش كميت در بهبود كيفيت مؤثر خواهد بود؟
رابطه ديپلماتيك با مصر و خائنين به فلسطين هيچ توجيه اي ندارد
دانشجويان متحصن با برگزاري تريبون آزاد در جريان روز دوم تحصن در مقابل دفتر نمايندگي سازمان ملل در شهر زاهدان خواستار اتخاذ سياستهاي قاطعانه و در عين حال حساب شده دولت در پشتيباني از مردم و دولت منتخب فلسطين و مقابله با اسرائيل و متحدانش شدند.
دانشجوياني كه به دعوت تشكلهاي انجمن اسلامي دانشجويان مستقل و كانون قرآن و عترت دانشگاه سيستان و بلوچستان در مقابل دفتر نمايندگي سازمان ملل در زهدان تحصن كرده بودند با برگزاري تريبون آزاد در رابطه با فلسطين و راهكارهاي موجود و نيز به بيان انتقادات خود از عملكرد دستگاه هاي بين المللي و نيز ديپلماسي كشورمان در اين زمينه پرداختند.
در ابتدا خانم دانشور دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه ، ضمن انتقاد شديد از سازمان ملل و دستگاه هاي مدعي بين المللي ، سازمان ملل را دفتر تبليغات امريكا خواند و از مثمر ثمر بودن اقدامات آن ابراز نااميدي كرد. وي با بيان اينكه شوراي امنيت مبدل به حيات خلوت امريكا شده است و تنها براي سرپوش گذاشتن بر عملكرد اسرائيل به كار مي آيد تنها راه رهايي فلسطين را اتحاد ملتها و نه دولتها _ كه پيش از اين امتحان خود را پس داده اند _ دانست.
سپس رضا نساجي زواره دبير تشكيلات انجمن اسلامي دانشجويان مستقل ضمن تشريح عملكرد تشكلهاي متحصن در طول دو روز اخير و بيانيه ها و نامه سر گشاده اي كه به دبير كل سازمان ملل نوشته شد ، ضمن انتقاد از دولتهاي اسلامي و سازمان ملل افزود: ما نمي توانيم به سازماني اميدوار باشيم كه در آن 5 كشور به جاي همه كشور ها تصميم ميگيرند.
وي سپس دولتمداران جمهوري اسلامي ايران مخاطب قرار داد و گفت : با چه توجيهي دولت به سمت مذاكره با مصر مي رود در حاليكه تجربه سه دور مذاكره ناكام با امريكا ميتواند اين سرمشق را بدهد كه مذاكره زماني موثر است كه دو طرف هم سطح باشند و معامله سياسي حاصل پاياپاي باشد.
وي افزود: زماني كه مذاكره امريكا مطرح بود امريكاييها به خاطر باتلاق عراق هم كه شده در مقابل ما زانو زند اما برقراري ارتباط با مصر در حال مطرح شد كه مصر براي ما پيش شرط ميگذارد و در پاسخ به جمله رئيس جمهور كه گفته بود "هر زماني كه مصر بخواهد سفارت آن در تهران افتتاح خواهد شد "ما پاسخ شنيديم كه "اگر ايران نام خالد اسلامبولي را از خياباني به اين نام در تهران بردارد برخي مشكلات حل خواهد شد" و در واقع مصر در حالي براي رابطه ناز ميكند كه اصلا اين رابطه نه توجيه سياسي دارد و نه اقتصادي و اصلا با ايدئولوژي نظام و انقلاب در تضاد است .وي افزود :
" قرار بود انقلاب اسلامي مبدا صدور انقلاب باشد اما بعد از جنگ تحميلي ما خود را به مرزهاي جغرافيايي كشور محدود كرديم و برخي براي آنكه بتوانند پسته هايمان را صادر كنند از خير صدور انقلاب گذشتند."
وي سپس با اشاره به اينكه برخي بهانه برقراري ارتباط با مصر را كمك به غزه و باز شدن مرز مصر برروي محاصره شدگان فلسطيني مي دانند گفت :«مثل اينها بمانند آن است كه ما سنگرمان را به دشمن بدهيم تا در عوض به زخمي ها يمان آب بدهد. »
وي در پايان ضمن بيان اينكه رويكرد دولت نهم بازگشت به ارزشهاي فراموش شده انقلاب بوده است
افزود :« اما اين رويه و اين استدلال كه دولت نگاه ارزشي دارد نبايد اين حق را در ذهن دولت و مردم و دانشجويان ايجاد كند كه مذاكره و معامله با مصر مجاز است و تابوي مذاكره با آمريكا را براي شكستن ديوار مرزي بين فلسطين و مصر ميتوان شكست."
وي افزود « چرا ايران نبايد از موضع قدرت وارد شود و مصر و امثال آن را وادار كند كه خود مرز را بگشايند ؟ و چرا حالا كه مصر به عنوان كشور اسلامي خود دغدغه اي نسبت به غزه ندارد ما خودمان را و سياستمان را كوچك كنيم كه آقايان به اصطلاح مسلمان به حال غزه دل بسوزانند؟»
در ادامه يكي از طلاب شركت كننده در تحصن به نمايندگي از طلاب زاهدان با اشاره با سرنوشت ديكتاتورهايي چون صدام حسين و شارون پايان كار جنايتكاراني چون اولمرت و بوش را مصداق " اللهم اشغل الظالمين بالظالم " دانست و آنان را از اجراي احكام مجازات الهي بيم داد .
در اين هنگام دانشجويان با شعار "مرگ بر اسرائيل " ، "مرگ بر آمريكا " و "مرگ بر انگليس" از سخنان وي حمايت كردند.
سخنران بعدي يكي از دانشجويان بود كه با اشاره به سخنراني تاريخي استاد مطهري در رابطه با اسرائيل و قيام عاشورا خواستار بسط فرهنگ شهادت و قيام عاشورايي به سياست خارجي كشور و نيز افكار توده هاي مردم شد و افزود: به تعبير استاد مطهري شمر 1400 سال پيش مرد و امروز اولمرت شمر زمانه است.
سپس يكي ديگر از طلاب مدرسه عالي امام صادق(ع)در زاهدان با اشاره به اينكه فرهنگ جهاد و شهادت طلبي در جامعه ما كم رنگ شده است افزود هرزمان ولي فقيه اراده كند ما طلاب در اين امر پيشقدم خواهيم شد و در عمليات استشهادي درنگ نخواهيم كرد .
در اين هنگام دانشجويان شعار دادند :" حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست " و " واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد "
سخنران بعدي امير جلاليان دانشجوي الهيات بود كه ضمن تشريح جايگاه قانوني شوراي امنيت و دبير كل سازمان ملل افزود: مطابق منشور سازمان ملل دبير كل نبايد به هيچ عنوان تحت فرمان دولت و يا مقام غير قرار بگيرد و متوجه وظايف و مسئوليتهاي اش در عرصه جامعه بين الملل باشد و هيچ كس را تحت نفوذ قرار ندهد.
اين عضو فعال انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه سيستان و بلوچستان در ادامه سخنان خود به نقض آشكار حقوق بين الملل در زمينه قواعد جنگي و قوانين مدون ديگر اشاره كرد و دبير كل سازمان ملل را به انجام وظايف قانوني خود در برقراري صلح و برخورد با تجاوزات رژيم صهيونيستي فراخواند و مسلمانان جهان را به وحدت كلمه و موضع گيري قاطعانه در مقابل اسرائيل فراخواند.
در اين هنگام دانشجويان شعار دادند: " دبير كل ملل كجاست حقوق بشر " "دبير سازمان ملل خجالت خجالت " "پيروزي فلسطين وعده قطع يقين"
در پايان برنامه و بعد از نماز جماعت ظهر و عصر دانشجويان در مقابل دفتر نمايدگي سازمان ملل ، قطع نامه پاياني تحصن قرائت شد .
دانشجویان دانشگاه های زاهدان در مقابل دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد تحصن می کنند
دانشجویان دانشگاه های زاهدان در اعتراض به جنایات اخیر رژیم صهیونیستی و سکوت ننگین مجامع جهانی و بخصوص سازمان ملل و نیز کشور های اسلامی نسبت به فاجعه انسانی رخ داده در نوار غزه تحصن دو روزه ای را در مقابل دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در شهر زاهدان برگزار خواهند کرد.
به گزارش خبرنگار سایت مستقل از زاهدان ، دانشجویان دانشگاه های شهر از روز سه شنبه ساعت 9 صبح تحصنی را در مقابل این دفتر آغاز و به نشانه همدردی با مردم مظلوم غزه که در شرایط نامساعد ی به لحاظ کمبود سوخت و مواد غذایی و دارو بسر می برند، شب را در همان مکان سپری خواهند نمود. این تحصن تا بعد از نماز ظهر و عصر روز چهار شنبه 10/11/86 ادامه خواهد یافت.
همچنین دانشجویان بیانیه ای صادر نمودند که در آن از قشرهای مختلف مردم بخصوص دانشجویان و طلاب اعم از شیعه و اهل تسنن دعوت به شرکت دراین مراسم به عمل آوردند.
نگاهي بر طنز و نقد درنشريات اين وري
اشاره:مدتي است كه نشريات وابسته دبه دفتر تحكيم وحدت دانشگاه ،نشريه انديشه آزادو سياستهاي انتقادي آن رتا آماج حملات خود قرار داده اند.
مطلبی که در زیر می خوانید نوشته یکی از دانشجویان است که در انتقاد و واکنش به مطالب منتشره در نشریه اندیشه آزاد و انتقادات مطروحه علیه آن از سوی دیگر نشریات خطاب به اندیشه آزاد نوشته شده است و سعی شده که بدون هیچ گونه اعمال نظر و تلخیصی به چاپ برسد.
نشریه اندیشه آزاد را می گیرم و مثل اکثر دانشجویان اول سروقت صفحه آخر آن می روم تا ببینم این بار طنز هفته شامل چه مطالبی است.آگهی های بازرگانی،خاطرات یک مسئول و داستان خرها برای من که تا کنون حداقل پنج عنوان نشریه دانشجویی کشوری را که به صورت مجلات ماهنامه در سطح کشور توزیع می شوند به طور کامل خوانده ام مطالب تازه ای نیستند.
-آگهی های بازرگانی برخلاف آنچه که در نشریه انجمن اسلامی (کاغذ اخبار)آمده مطالب تازه ای نیست و .این سبک ابتکار برزو بیطرف طنزنویس ماهنامه سوره است که از مدتها قبل توسط ایشان و با کیفیت عالی کار می شود.اما این نوع طنز در نشریات دانشجویی عدالت خواه جدیدا مورد استفاده قرار می گیرد و نوع چاپ شده آن در نشریه اندیشه آزاد شاید نوع قوی و منحصر به فردی باشد چرا که هر دفعه در قالب اطلاعیه و آگهی های حزبی هم چپ را نقد میکند و هم راست را و به راستی نشان داده از هیچ کجا خط نمی گیرد چرا که هر سه جناح چپ و راست و کارگزاران(که هم چپ است و هم راست)به طور مساوی نقد کرده است.
-اما خاطرات یک مسئول و داستان خرها همان طور که خود نشریه اعلام کرده سبک کار نشریه خیزش دانشگاه علم و صنعت تهران (مجمع حزب ا... و جنبش عدالت خواه)بوده و توسط آقایان مجید شاکری و مجید عبدالهی ابداع شده که دوستان اندیشه آزاد آنرا تغییراتی داده اند و شماره های جدیدی از آنرا منتشر کرده اند.
-نوع چهارم سبک طنز نشریه،معمای هفته است که تا کنون سه چهار بار منتشر شده است و در آن سعی شده متناسب با موضوع نشریه ،یکی از مسائل روز دانشگاه مطرح شود مسائلی چون عدم تخصیص امکانات به انجمن،اسراف در دانشگاه و ... بهانه هایی بوده اند که در این قالب کوتاه اما موفق بیان شده اند..
-سبک دیگری که در این نشریه چاپ شده و از همه فخیم تر و استوارتر بوده ،سبک داستانی بوده که تنها یک بار در قالب داستان طنز کریستف کلمب منتشر شده است که آن هم نوعی شفافیت بیش از حد و صراحت را در خود داشت که می توانست تقلیل یابد.به خاطر دارم که یک مصاحبه طنز با ادبیات داستانی در شماره اول نشریه چاپ شده بود که لبه تیز انتقاد را به سوی اعضای سابق پرونده هسته ای ایران همچون موسویان،سیروس ناصری و حسن روحانی نشان گرفته بود.
اطلاعیه ها و بیانیه هایی که با امضای انجمن اسلامی تحکیم وحدت دانشجویان و انجمن اسلامی دانشگاه های مجهول به چاپ می رسید هم احتمالا هدفی جز در هم شکستن ادبیات قبیح حاکم بر نشریات و بیانیه های این دو تشکل که یکی این وری و دیگری اون وری بوده اند نداشته است.
اما در مجموع غیر از دسته بندی طنزها و انتقادات نشریه باید چند نکته را مد نظر داشت:
1-نوع جدیدی از ادبیات طنز در این نشریه ابداع شده و در انواع قبلی طنز حاکم بر نشریات دانشگاهی و گاها تحلیلی مانند سوره (حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی) ابتکار و نوآوری شده است.
2-مهمترین مشکل آنها،شفافیت و صراحت آن است که جامعه دانشگاهی را بر نمی تابد و می بایست تقلیل یابد چرا که زیبایی طنز به رمزآلود بودن آن است.
3-افزایش طنز در برخی شماره ها از کیفیت آثار کاسته است هر چند که اکثر مخاطبان نشریات در دانشگاه ما از خواندن مطالب تحلیلی و تفصیلی و طولانی پرهیز دارند و ترجیح می دهند اخبار دانشگاهی ،طنز دانشجویی و انتقادات صریح بشنوند و بخوانند.شاید مهمترین انگیزه مسئولین نشریه از انتشار مطالب طنز آنهم به این صورت صریح جذب مخاطب بوده چرا که وقتی تشکلی دفتر و امکانات ندارند تنها راه جذب نیرو و مخاطب آن نشریات تشکل است.
در میان دانشجویان و تشکلها هم موضع گیری هایی در قبال نشریه صورت می گیرد،عده ای از دانشجویان خواهان افزایش طنز آن هستند و عده ای دیگر به واسطه تفاوت سلایق خواهان افزایش مطالب تحلیلی و خبری اند.تشکلها هم گاها با دید غضب به نشریه نگریسته اند چرا که خود زیر ذره بین اندیشه آزاد بوده اند.
اما اگر انتشار نشریه دوم انجمن مستقل با نام 16 آذر که مدتهاست از آن سخن به میان می آید صورت گیرد می توان امیدوار بود که سلایق مخاطبان تفکیک و برای هر کدام تریبون جداگانه در نظر گرفت و بر زیبایی کار افزود.می توان امید داشت با تجهیز و تمکین انجمن اسلامی دانشجویان مستقل و افزایش توان اجرایی آنها بر کیفیت کار نشریات و ژورنالیسم آنها افزوده شود چرا که پتانسیلی که در این نشریه دیده می شود در کمتر دانشگاهی و کمتر نشریه ای دیده شده است.امیدوارم این نکات در بهبود فضای حاکم بر نشریه موثر گردد و پاسخگوی نیاز جامعه دانشگاهی باشد.
(سیالات 83 )
دانشگاه خانه احزاب نيست!!!
حضور تاج زاده به عنوان يكي از چهره هاي مطرح جبهه مشاركت در استان سيستان و بلوچستان،باز هم خاطرات انتخابات گذشته در اين استان را زنده كرد كه هر بار ايام انتخابات يكي از مسئولين(عضو دوم خردادي ها) در پي جلب آراء اقوام و گروه هاي مختلف فكري،مذهبي و نژادي استان حضور پيدا مي كنند و با وعده و وعيدهاي پوچ آرا را به سمت خود جلب مي كنند و مي روند كه مي روند ....
اما حضور تاج زاده اين بار با سرمايه گذاري بسياري محافل و اشخاص همراه بود،ضمن تشكيل جلسات شاخه جوانان جبهه مشاركت ايران اسلامي،برخي اساتيد و دانشجويان هم در اين حلقه گرد آمدند و حتي به انعكاس گفتگوها و رايزني هاي خود پرداختند در حالي كه حضور اعضاي تشكلهاي دانشجويي در احزاب امري ناپسند و خارج از تعهد اجتماعي تشكلها مبني بر جدايي سياست از اجتماع و احزاب از تشكلهاي دانشجويي است.
اين موضوع مورد تاكيد بسياري از سران تحكيم وحدت نيز هست. « حسين نقاشی» دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران(شاخه سنتي طيف علامه)در رابطه با ارتباط شاخه هاي دانشجويي احزاب و تشكلها مي گويد:«انجمن هاي اسلامي به سپهر جامعه مدني مربوط مي شوند و گروههاي سياسي، سپهرجامعه سياسي را تمشيت مي كنند،اين دو كاملا از هم جدا هستند» و نيز مي گويد:«انجمن هاي اسلامي دانشجويان بايد در چنين جامعه تفكيك يافته اي در نهاد مدني و جامعه مدني فعاليت كند و به عنوان يك تشكل اسلامي به فعاليت هاي مذهبي و ديگر فعاليت ها بپردازد و اگر هم به فعاليت هاي سياسي روي مي آورد بايد تنها در حد مباحث آكادميك باشد.»
وي در پاسخ به اين سوال كه شاخه دانشجويي احزاب تا چه اندازه در جريان دانشجويي و جنبش هاي دانشجويي تاثيرگذار بوده است مي گويد:«شاخه دانشجويي احزاب هيچ ارتباطي با جريان دانشجويي ندارد بلكه تنها به عنوان بازوي حزب در دانشگاهها مي توان از آن نام برد»و نيز مي گويد:«به علت عدم تفكيك سپهرمدني از سپهر سياسي در جامعه ايران،عملا چه بخواهيم و چه نخواهيم تشكلهاي وارد سياست خواهند شد، در حالي كه ورود به عرصه سياست كاركرد شاخه دانشجويي احزاب است.»
اما در دانشگاه زاهدان ،كه شاخه مدرن طيف علامه دفتر تحكيم وحدت انجمن هاي اسلامي دانشجويان حضور دارد بر خلاف تعهد تشكلها و نشريات دانشجويي شاهد بوديم كه نشريات گوي سبقت را از يكديگر در زمينه چانه زني با احزاب و انعكاس ديدگاههاي آنان مي ربايند.
نشريه به اصطلاح مستقل پنجره(كه انجمني نيست ولي انجمني ها را دوست دارد)مصاحبه اختصاصي با تاج زاده را در دستور كار قرار داد و انجمن اسلامي ناگهان چنان تمكن مالي پيدا كردكه توانست نشريه كاغذ اخبار را در چهار صفحه 3A و به قطع روزنامه اي و بدون استفاده از امكانات چاپي دانشگاه منتشر نمايد.
در مقابل اين افزايش توان ناگهاني كه باعث شد نشريه مذكور از 100 تومان به 50 تومان به نفع خوانندگان خود تنزل قيمت كند،دوستان انجمني ضمن انعكاس سخنان تاج زاده در دو شماره متمادي،مصاحبه جداگانه اي با او انجام داده و به همراه گزلرشاتي از جلسه شاخه جوانان جبهه مشاركت در استان،آن را تحت پوشش مطبوعاتي قرار دهند.
در كنار اين مطالب،مقاله اي با عنوان «احزاب مانع قدرت گرايي» به چاپ رسيد كه ضمن نقد برخي سخنان احمدي نژاد و سياست هاي اقتصادي او،قصد داشت احزاب را منتقد موازي دولت معرفي نمايد كه مانع از انحصارطلبي خواهند شد.اما آيا به نظر شما جبهه مشاركت كه پس از پيروزي اصلاح طلبان و از درون دولت دوم خرداد تشكيل شده است به عنوان يك حزبي دولتي مي تواند نقش منتقد سازنده و دلسوز را بازي كند يا در پي سهم خواهي و موارد اين چنيني است؟
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه سيستان و بلوچستان برگزار می کند:
پاسخ به شبهات
پیرامون تاریخچه انجمن اسلامی
دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی دانشجویان مستقل
جلسه پرسش و پاسخ به مناسبت روز دانشجو
با حضور:
علیرضا خضریان
از فعالان جنبش دانشجویی
۸ آذر ماه ۱۳۸۶-آمفی تئاتر ادبیات دانشگاه سيستان و بلوچستان
شيرازي ها معترض شدند:
مدعيان تحكيم را ساكت كنيد
بياتيان دبير دفتر تحكيم وحدت طيف شيراز در جلسه ديدار با احمدي نژاد هم با انتقاد از كساني كه خود را مدعي تحكيم ميدانند از دولت خواستمانع از يكه تازي آن ها به نام انجمن اسلامي و دفتر تحكيم وحدت شود.وي اتفكر حاكم بر طيف شيراز را تفكر حزب الهي انتقادي دانست و علامه ايها را به خاطر انحصار طلبي در تشكيلات محكوم كرد .
خبر ديگر اينكه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير كبير كه سال گذشته از طيف علامه دفتر تحكيم و حدت جدا شده بود سرانجام به طيف شيراز تحكيم پيوست و در ديدار با رهبري هم عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير كبير كه براي كناره گيري از طرف طيف علامه به شدت تحت فشار هستند به نمايندگي از طيف شيراز تحكيم صحبت كرد .
دانشگاه هايي چون اميركبير ،فردوسي مشهد ،گيلان ، ياسوج و قزوين اعضاي دفتر تحكيم وحدت انجمن هاي اسلامي دانشجويان طيف شيراز هستند. قرار است انتخابات شوراي مركزي تحكيم آبان ماه برگزار شود كه از اعضاي حال حاضر آن تنها بياتيان قادر به شركت در انتخابات دوره جديد هستند .
چه بر سر آب زابل مي آيد ؟؟
به نام خدای مهربون و حکیمی که به واسطه حکمت و رحمتش به ما بنده های جسور و پررو هیچی نمی گه.
اوایل ترم پیش بود که از بچه های دانشگاه شنیدم آب آبیاری چمن های دانشگاه از آب شیرینی تامین میشه که دولت هزینه کرده تا برسه به دست مردم زاهدان.خیلی ناراحت شدم و رفتم تو فکر که چرا باید ارزش چمن های دانشگاه و ظاهرسازی و عوام فریبی (البته وزرا و مسئولین هم جزء عوامند)از ارزش بچه های پاک و معصومی که دارن تو بابایان و شیرآباد زندگی می کنن بیشتر باشه؟
وقتی رفتم دنبال تحقیق که واقعا چرا قضیه این جوریه فهمیدم دولت یک بودجه بالای پونصد میلیون تومنی رو داده به دانشگاه تا یک تصفیه خونه ی آب بزنه و دانشگاه بتونه از فاضلاب تولیدی خودش آب مورد نیاز فضای سبز و آبنماهای دانشگاه رو تامین کنه.
که بالاخره بعد از چند سال به بهره برداری رسید ولی...
این تصفیه خونه ی آب (سپتیک) فقط آب دانشکده ی ادبیات و کوی اساتید رو تامین می کنه و آب دانشکده مهندسی هیچ.
یعنی چون هیشکی صداش در نیومد و هیچ اعتراضی نشد الان چند ساله که آبیاری چمنای دانشکده مهندسی از آب شیرین و حق مردمه.
چند وقت پیش رفته بودم چهارراه رسولی که دیدم یک پیر مرد با یک بچه ی ده دوازده ساله دارن یک گاری پر از بانکه های بیست لیتری آب رو می کشن. رفتم جلو ازشون پرسیدم اینا چیه؟گفتن اینجا آب تمیز و شیرین برا خوردن نداریم باید آب خوردن مونو هر بیست لیتری 150 تومن بخریم.بعد که آمدم دانشگاه از یکی از کارگرای فضای سبز که داشت چمنا رو با فشار زیاد آب، سیراب می کرد پرسیدم این آب که داری به چمنا میدی شیرینه؟ یه نگاه به من کرد و شروع کرد از آب خوردن بعد هم گفت آره آب شیرین زابله.
(خیلی برا خودمو، دانشجوها و بیشتر برا مسئولا افسوس خوردم که فردای قیامت چه جوری میخوایم جواب اون پیر مرد و بچه های یتیم بابایان و شیر آباد رو بدیم).
تا روز دو شنبه هفتم خرداد که صبح با دوستم داشتیم می رفتیم برا صبحانه نون بگیریم. دیدیم چند تا از کارگرا با آب شیرین (که به صورت اسراف چمنا رو باهاش آب میدن) دارن با همون آب، خیابون رو هم می شورن (اونم دقیقا تو مسیری که اکثر مسئولین و مهمونای دانشگاه از اون مسیر رد می شن تا برسن به تالار فردوسی). بعد دیدیم که یه پیکان سفید آمد و به کارگرا گفت اون شیلنگی که بزرگتره رو بردارین و قشنگ همه ی خیابونو خیس کنین و بشورین بعد که کمی جلوتر رفتیم دیدیم که یه پراید141 نقره ای آمد و به یکی از کارگرا که داشت چمنو آب می داد دستور داد که برو خیابونو خیس کن. چمنا رو بعد میتونی آب بدی.خیلی ناراحت شدیم و رفتیم ازش پرسیدیم که چه خبره؟ باز کی می خواد بیاد دانشگاه که این جوری ظاهر سازی می کنین؟برگشت بهمون گفت که ما این کار رو هر روز می کنیم و شما خواب تشریف داشتین!!! بعد هم انگار نه انگار داریم باهاش حرف می زنیم سوار ماشینش شد و رفت .
تازه فهمیدیم که : ما واقعا تا حالا خواب بودیم .......
صبح همون روز و روز بعدش دیدم که چند تا کارگر و باغبون دارن جلوی آمفی تئاتر فردوسی رو (همون آمفی تئاتری که هر روز دانشجوهای عزیز!!! از جلوش رد میشن) تمییز و قشنگ می کنن رفتم جلو و از یکی از کارگرا پرسیدم چه خبره ؟گفت :قراره چهارشنبه مهمون بیاد دانشگاه که بعد فهمیدیم اقتصاد دانان کشوری اند.
واین طوری بود که تصمیم گرفتیم بیدار شیم.و برای اولین حرکت و اولین سوال از طریق همین مقاله و نشریه از مسئولا بپرسیم که:
.جوابگوی این همه اسراف آب شیرین در داخل دانشگاه با توجه به کمبود آب در شهر کیه؟
2.ما از هر کی تو دانشگاه پرسیدیم که از چه کسی دستور می گیره و این همه اسراف می کنه به ما جواب دادن از بالا بهمون دستور میدن.می خوایم بدونیم این بالا سری کیه؟
و منتظر جواب های قانع کننده ی شما مسئولین هستیم.
صفحه نخست