کینه خرداش و خرناز تنها مربوط به مسائل عشقولانه نمی شد بلکه ریشه در مسائل تئوریک و این حرفها داشت.
در واقع خرزاد و خرداش از دو طبقه کاملا متفاوت بودند.خرزاد یکی از «خرپول زاده»ها بود که خانوادهاش یعنی خانواده«خر تبارش»یکی از خانواده های سرشناس و وابسته به قدرت به شمار می آمد.خود خرزاد از مدتها قبل عضو انجمن خرهای دانشگاه شده بود و مقالاتی در نشریه «کاغذ خرها»می نوشت.در یکی از این مقالات،او توده های مردم را به دو دسته تقسیم کرده بود:
1-دسته اول:«خر پول ها»که تحت عنوان بورژوا شناخته می شوند و نشانه ی آنها این بود که پالان زیبایی را حمل می کنند.هر چه این پالان زیباتر و در آن از ابریشم و نقوش بیشتری استفاده شود نشانگر ثروت و نفوذ بیشتر آنها محسوب می شود.
2-دسته دوم:در مقابل طبقه آرشیو کرات و اشرافی،طبقه«خر حمال ها»قرار دارند که همان پرولتاریا یا طبقه کارگری بودند. علت مشخصه خر حمال ها،حمل خورجین به عنوان نماد کارگر به پالان به عنوان نماد کارفرما و اشرافی گری بود،هر چه خورجین گشادتر و کهنه تر باشد،طبقه مزبور در طبقه پایین تری از هرم طبقاتی جامعه قرار دارند.این طبقه بندی خشم خرداش را برانگیخت و او در مقاله ای که در نشریه«اندیشه خرها»چاپ کرد مبانی فکری خرزاد را مورد انتقاد قرار داد.تو خرها را به سه دسته تقسیم کرد:
1-دسته اول:خرهایی که ویژگی ها و خواص خاص خودشان را داشتند.
2-دسته دوم:خرهایی که ویژگی ها و خواص شان با دسته اول کلی متاوت است.
3-دسته سوم:خرهایی که هم با دسته اول و هم دسته دوم در خواص و ویژگی ها متفاوتند.
صفحه نخست