مقاله خرداش پیرامون طبقات جامعه که در واقع یک واکنش سریع و حساب نشده به مقاله خرزاد بود مضحکه عام و خاص شد.این شد که خرداش مدتها خودش را توی اصطبل محبوس کرد تا فکر کند و یک جوری این به اصطلاح سوتی را ماست مالی کند.
سرانجام خرداش توانست یک نظریه جدید تولید کند و آنرا به عنوان یک مقاله تحلیل در نشریه شان چاپ کند.او در این مقاله طبقات مردم را به 5 دسته تقسیم کرده بود:
1-چرندگان:موجودات روزمره که چیزی از زندگی نمی فهمند.
2-پستانداران:موجوداتی هوس باز و دنیا طلب که شهوت و هوای نفس آنها را احاطه کرده است.
3-دوزیستان:موجودات منافق و نان به نرخ روز خور که هم این طرف را دارند و هم اون طرف را.
4-خزندگان:افراد مغرض و فرصت طلب که بدنبال کودتای خزنده هستند.
5-پرندگان:افراد حقیقت طلب و آرمانگرا که سرشان را به خاطر عدم پذیرش مصلحت و گفتن حقیقت از دست می دهند و هر لحظه ممکن است جانشان را بر سر راه حق گویی بدهند.
البته او معتقد بود که در یک بررسی اجمالی و کلی می توان گفت که اکثر خرها بی خاصیت هستند و جزء طبقه بی مهرگان به شمار می آیند.
انتشار این مقاله موجی از انتقادات تعاریف و تمجیدها را در پی داشت و باعث شهرت خرداش و نظریه طبقات اجتماعی وی شد.
صفحه نخست