بسمه تعالي
««"فلو ان امرا مسلمات مات من بعد هذا اسفاً ما كان به ملوماً بل كان به عندي جديراً" »»
اگر براي اين حادثه تلخ مسلماني از روي تاسف بميرد ملامت نخواهد شد واز نظر من سزاوار است!...
( خطبه 27 نهج البلاغه )
" آن كساني كه در دانشگاه بخواهند ايمان اسلامي و انقلابي را نديده بگيرند و بخواهند با آن برخورد نمايند؛ بدون ترديد بدانيد كه حتي اگر جواهر هم باشند، از آنان مي گذريم و مثل دندان فاسدي آنان را مي كنيم و بيرون مي اندازيم ..."
گزيده اي از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با دانشجويان و دانشگاهيان
ديروز امير كبير و تهران و امروز ......
اگر ديروز مقدسات و شعائر ديني هدف توهين ها و هتك حرمت هاي دشمنان بود، امروز شاهديم كه دست هاي ناپاك عده اي از تربيت يافتگان شرق و غرب كه به ناحق عنوان قشر فرهيخته و فرهنگي و دانشگاهي را يدك مي كشند عفاف و حجاب دانشجوي مسلمان را به سخره مي گيرند.
نهادهاي نظارتي در كشور و به خصوص در محيط مقدس دانشگاه آنچنان ضعيف عمل كرده اند كه بلافاصله پس از وقايع اخير دانشگاه اميركبير در حادثه اي مشابه در دانشكده هنر دانشگاه تهران شاهد بوديم كه " به اصطلاح استادي" با سوءاستفاده از جايگاه خويش و خلأ حضور نهادهاي نظارتي به عملكرد اساتيد، با دريدن پرده هاي عفاف؛ آبرو و حيثيت دانشجوي دختري را به بازي مي گيرد. تا آنجا كه زمزمه هايي از تكرار اين حرمت شكني در دانشگاه هاي ديگر به گوش مي رسد.
بي پروايي به جامانده از دوران ويرانگري فرهنگي، نقطه ضعف بزرگي براي دانشگاه هاست كه لزوم تجديد نظر اساسي و بازسازي اين ويرانه را هر از چندگاهي در وقايعي تأسف بار به رخ مي كشد.
آيا اكنون كه مباني فكري و لزوم انقلاب فرهنگي توسط عده اي روشن فكرنما زير سوال مي رود، انقلاب فرهنگي ديگري لازم نمي نمايد؟
آيا اين سوال به جا نيست كه وقتي نشريه اي به يك باره همه مقدسات را زير پا مي گذارد و از ساحت مقدس معصومين آغاز كرده و تا زير سوال بردن فلسفه حجاب مي تازد، باب بدعت گذاري باز و به رفتار وقيحانه كسي كه به صرف داشتن مدرك در جايگاه استادي نشسته است و هيچ مسئولي بر گزينش و عملكرد وي نظارت نمي كند منجر نمي شود؟
آيا وزارت علوم و نهادهاي نظارتي دانشگاه نمي بايست پاسخگوي اين همه وقاحت باشندمگر نه اينكه اين مساله انعكاس مستقيم نقايص ايشان در قبال گزينش و نظارت بر مسئولين فرهنگي و اساتيد است؟
اينست كه ما دانشجويان به نمايندگي از تمام اقشار مردم و به عنوان پيشگامان انقلاب فرهنگي، مطالبات خويش را با وزارت علوم و نهادهاي مسئول مطرح مي نماييم:
1- تجديد نظر در سياستهاي گزينشي اساتيد در وزارت علوم.
2-تقويت نهادهاي نظارتي بر عملكرد اساتيد به مثابه نهادهاي انضباطي دانشجويان و حراست دانشگاه.
3- اخراج و مجازات استادان خاطي به گونه اي كه راه بر هرگونه حرمت شكني بسته شود .
4-پاسخ گويي اهمال مسئولين وزارت علوم در قبال مسائل اخير و موارد مشابه.
والسلام علي من تبع الهدي
صفحه نخست