تبليغاتX
16 آذر - داستان یک مملکت
انجمن اسلامی دانشجویان 1358

این داستان :تحکیم

جلسه هيات دولت است.خاتمي رو مي كند به وزير آموزش عالي و مي گويد:آقاي مدير از دانشگاه چه خبر؟

-خبري نيست.طيف علامه فلان است و فلان،فلان دانشگاه،...

- نه،طيف علامه نه،مشكل من شيراز است من از اينها مي ترسم...

آري بايد هم بترسد،هر كسي كه نقد بشود مي ترسد،بخصوص كه نقد منطقي و بر مبناي ارزش هاي پذيرفته شده جامعه باشد،و بخصوص كه بدور از تندروي باشد، نبودكه شيرازي ها و مستقل ها بهاي سنگيني را در دوران دوم خرداد پرداختند.

بگذاريد قدري عقب تر برگرديم،زمستان سال 85 است،قرار است نشست دفتر تحكيم وحدت در دانشگاه شيراز برگزار شود،اما عليرغم تلاش هاي سيد مهدي طباطبايي دبير تشكيلات تحكيم،برگزاري نشست با مشكلات عديده اي روبروست،دانشگاه شيراز همكاري نمي كند،استانداري فارس از انجمني ها مي خواهد كه از برگزاري نشست خودداري كنند،و آقايان كروبي وخاتمي كه به عنوان رؤساي قوه مقننه و مجريه از دادن پيام به مناسبت نشست مثل ساير نشست هاي گذشته خودداري مي كنند.

اشتباه نكنيد احمدي نژادي در كار نيست،دولت دوم خرداد است،نماينده هاي دوم خردادي در دفتر كروبي نشسته اند و نمي خواهند او پيام دهد،آقاي ابطحي رييس دفتر خاتمي هم بهانه مي كند كه روز پنج شنبه است و كسي نيست كه پيام را تايپ كند!!

نشست برگزار مي شود،بدون هيچ امكاناتي،تنها با پتوهايي كه هلال احمر استان براي زلزله زده ها و امثال اينها در اختيار دارد،برخي از انجمن ها در نشست شركت نمي كنند و به رهبري علي افشاري( عضو سابق بسيج دانشگاه كه بعدها عضو شوراي مركزي تحكيم شدو در حال حاضر در آمريكا به سر مي برد) در دانشگاه علامه تهران نشست جداگانه اي برگزار مي كنند و پس دو طيف شيراز علامه از هم جدا مي شوند.

فرداي آنروز بر سر دفتر تحكيم وحدت بين اعضاي دو طيف درگيري و ضرب و شتم مي شود،نيروي انتظامي دخالت مي كند و مجبور مي شود براي خاتمه جدال دفتر را پلمپ كند.حالا انجمن هاي اسلامي در به در شده اند.چه چيزي بهتر از اين؟ ديگر نه دفتر تحكيمي هست و نه انجمن هاي اسلامي مستقل دفتر و امكاناتي دارند.خواب وزير علوم خوش باد!!عمر رييس جمهور محبوبمان دراز!! دانشجو مي خواهيم چكار؟ دانشجويي كه پايش را از گليمش درازتر كند بايد پايش را قلم كرد.

به قول فروغ فرخ زاد" من بار خود را بردم و كار خود را كردم" ما كه دو بار رييس جمهور شديم،نفر بعدي هر كاري دلش مي خواهد بكند.دانشجو ديگر به دردم نمي خورد.

اصلا دستور مي دهم به وزير علوم جديد(توفيقي) كه اجازه نكند تحكيم نشست سالانه برگزار كند بگذار كه انجمن بشكند،چي فكر كرده اند.چقدر منت سرم مي گذارند كه ما تو را اولين بار دعوت به شركت در انتخابات كرديم. آخه ساده لوح ها!!شما چه كاره ايد؟؟سر پيازيد يا ته پياز؟ فكر كرديد مملكت دست شماست؟

اگر به دعوت حاج آقا نبود عمرا نمي آمدم!!همان چند سال وزارت ارشاد بس بود.آبرو برايم نماند.يكي مي گويد ويديو را آزاد كن يكي مي گويد ممنوع كن!!حاج آقا خودش لطف كرد و گفت شما بيا ما حمايتت مي كنيم.خدا حفظش كند.نگاه نكنيد بچه ها تو انتخابات مجلس ششم آبروي حاج آقا را بردند.اينها ظاهر قضيه است!!حاج آقا ولي نعمت ماست!!ما هر چه داريم،اصلا نظام هر چه دارد از ايشان دارد،شما چه مي فهميد؟؟ ما مي فهميم كه اون بالا بالاها هستيم.

چارتا جوان لق خيال كرده اند با تحصن و تجمع مي شود مملكت را اصلاح كرد.نه آقا ما فقط زورمان به جنتي مي رسيد كه آن هم البته نرسيد.مگر مي شود شوراي نگهبان را برداشت.اگر برش دارند كه هر خري( معذرت مي خواهم) سرش را مي اندازد و مثل گاو مي رود توي مجلس.خدا خر را مي شناخت كه بهش شاخ نداد. همين دفتره"فاطمه حقيقت جو"را مي گويم،همين كه فكر كرده مجلس هم جاي پارتي و است،رفت توي مجلس ديديد چه كرد؟الآن كجاست؟ خدا مي داند تو فرانسه چه مي كند.خدا همه را اصلاح كند.ما كه به نوبه خودمان اصلاحات كرديم.بقيه اش كار خداست.

تا اين جاي كار هم همه اش كار خدابوده و حاج آقا!! حاج آقا خيلي زحمت كشيده واسه نظام.جزء استوانه هاي نظام است.جاي پدر بوده براي ما.اگر او نبود معلوم نبود الآن ما كجا بوديم.الآن ناطق نوري داشت تو مملكت وتسه خودش رياست جمهوري مي كرد.ولي خودمانيم،حالش را گرفتم ها!!20 ميليون راي زدم توي سرش،خودش هم نفهميد از كجا خورد.چه مي دانست بنده خدا.طول كشيد تا فهميد كه كار كار حاج آقاست.اي ول حاج آقا!!كاري باهاشان كرد كه 8 سال ديگر هم تو كف بمانند.دلشان خوش است شوراي نگهبان دارند و قوه قضاييه و سپاه را.

جمع كنيد بساطتان را!!مجلس را عشق است كه مال ماست!!خودم هم كه هستم!!به قول مي گويد:" من هستم پس حكومت مي كنم" گور باباي مردم.اينها برايشان فرقي نمي كند كي رييس جمهور باشد.مردم نان مي خواهند.گوشت گران نشود.چه مي فهمند" توسعه سياسي" يعني چه؟

صلا من خودم هم نفهميدم اينكه " به آفتاب سلامي دوباره خواهم كرد" يعني چه؟

ما كه يك عمر است داريم سلام مي كنيم.البته ملت هم سلام مي كنند."سلام بر خاتمي" "درود بر بازرگان"الكي كه نمي گويند.تازه هر كه مرا مي بيند ياد مصدق هم مي افتد.عجب كاري كرديم ها!!يك شبه همه اين مرده ها را از توي گور در آورديم علم كرديم.اينكه اصلاحات نيست معجزه است.رفورم و اصلاح طلبي يواش يواش است.بابا ما معجزه كرديم.كي اينها را مي فهمد؟اصلا من براي كه دارم حرف مي زنم؟شماها چه مي فهميد بابا... بريد پي كارتان... ملت گريگوري نفهم... .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 10:53  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->

آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM