تبليغاتX
16 آذر - انتقاد
انجمن اسلامی دانشجویان 1358

اعتماد ملي،كلاهي براي يك پوپوليست

 

«من مهدي كروبي هستم فرزند احمد كروبي،احمد كروبي رو همه مي شناسند،يه زن داريم،زنمون را هم همه مي شناسند!! خودم زندان رفته ام،جبهه رفته ام،بچه هام هم زمان جنگ،خارج نرفتند!!خودم هم نرفتم!!...»

تعجب نكنيد،اينها توهين و افترا نيست،بخشي از بيانات يكي از چهره هاي مطرح جريانات اصلاحات است كه ايشان را به عنوان شيخ اصلاحات و حتي به قول خودش پدر اصلاحات مي شناسند          تبليغاتي ايشان در انتخابات نهم رياست جمهوري كافي است تا بفهميم چه كسي قرار بوده رييس جمهور اين كشور شود.

حال كه دو سال از پيروزي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري 84 مي گذرد،بازخواني برخي گفتارها و پندارهاي برخي چهره ها ضروري است،خصوصا كه از آن زمان تا كنون تنها راه چاره براي جريانات ورشكسته سياسي كشور،اتهام«پوپوليسم» و عام گرايي بوده است.

بدين معنا كه اگر آراء مردم در سال 76  از صندوق در آيد به فهم و درك و ويژگي هاي شهروندان يك جامعه مدني برميگردد و اگر همان مردم در سال 84 به احمدي نژاد راي دهند،اين امر ناشي از «احساسات عوام» «نا آگاهي توده ها» و به طور كلي پوپوليسم و قشري گرايي است.

اما حالا كه دنبال يك پوپوليست هستيم،بياييد به انتخابات برگرديم.جايي كه آقاي مهدي كروبي نامزد جريان اصلاحات و جامعه روحانيت مبارز كه پس از هاشمي و احمدي نژاد،بيشترين آراء را آورد.

اما چگونه؟؟نگاه نه چندان عميق به انتخابات گوياي اين است كه «آيت ا...كروبي!!» تنها با اتاكا به دو دليل 1- وعده 50 هزار تومان در هر ماه به هر ايراني   2- بواسطه تعصبات قومي توانسته چنين راي را كسب كند،امري كه نماد عامل پوپوليسم و عوام فريبي است.اما اكنون كه بنا به مقتضيات زمان آقاي كروبي سعي در ايجاد وجه روشنفكري و در عين حال اثبات استقلال سياسي خويش دارد،تشكيل حزب جديد اعتماد ملي و همين طور انتشار روزنامه اعتماد ملي كلاهي بس گشاد بر سر همان ملت  عوام كاانعام والاغنام  كه با قالب نو روشنفكري به بازار عرضه شده است.

روزنامه اعتماد ملي بازتاب به مراتب ضعيف و در عين حال محافظه كارتري از روزنامه شرق است كه به منظور اجراي سياست هاي حزب هم نام خود تاسيس شد گرچه رويكرد آن بيش از آنكه همراستاي تفكر كروبي كه به طور ناشيانه از اصلاح طلبي و اصول گرايي است باشد يادآور روزنامه شرق است.بررسي برخي مطالب به اصطلاح تئوريك گوياي ضعف پشتوانه فكري صاحبان راي آن است،به عنوان مثال در مطلبي كه با عنوان بيماري انحصار به قلم يكي از روشنفكران در كسوت روحاني اين حزب به چاپ رسيده،آقاي فاضل ميبدي در يك تحليل !!كوتاه با شروع از موضوع اقتدارگرايي توتاليتاريسم و مذمت انحصارطلبي در سياست و تفسير آيه  «‌‌‌‌الا ان الدين عند الاسلام » به نفع دموكراسي به اين نتيجه مي رسد كه انحصار در دين ومذهب نيز مطرود و پلوراليزم ديني را به عنوان يك اصل خدشه نا پذير مطرح مي نمايد!!

حال بايد پرسيد كه در كدام روش علمي و به كمك كدام استلال مي توان از حوزه سياست به حوزه دين و ايدئولوژي گريز زد و نتيجه علمي گرفت؟ هر چند توان در فراين عكس آن با استدلال هاي ايدئولوژيك و مبتني بر فلسفه مي توان وارد حوزه عللي سياست و حتي اجتماعي شد،اما چه كسي مي پذيرد كه از نتيجه عملي مسئله به بنياد علمي  آن وصله كرده و با فرايندي شبيه برهان خلف درستي مطلب را اثبات كرد.

در كنار اين مطالب به اصطلاح تئوريك كه از مغزهاي تاكنون خفته مانده روحانيون حزب اعتماد ملي بدر آمده كه يادآور شعر زير است:

مخور يارا فريب از عمامه زاهد         كه در گنبد ز بي مغزي صدا بسيار آيد

ستون هايي چون معرفي وبلاگ ها به چشم مي خورد كه مي توان بدون صرف هزينه سياسي و يا ژورناليستي براي روزنامه،هرگونه مطلبي را انعكاس دهد و گريز مناسبي است به حوزه هايي كه نمي توان به ملاحظات سياسي وارد آن شد،در عين حال قالبي جوان پسند و مدرن است كه در مجموع توانسته كلاهي قشنگ براي حزب اعتماد ملي و نقابي عوام فريب براي يك پوپوليست باشد.كلاه ژورناليستي كه توانسته يك شبه آقاي كروبي را به آيت ا...تبديل كند.كاري كند كه مدتها قبل روزنامه جمهوري اسلامي براي آقاي هاشمي رفسنجاني انجام داده بود بي آنكه صداي كسي در بيايد.چرا كه هر چه باشد در جامعه اي به سر مي بريم كه به شدت عوام زده و دچار چوپانيزم فرهنگي  است!!!

به عنوان مثال در روزنامه هم ميهن كه به صاحب امتيازي غلامحسين كرباسچي و مديرمسئولي عطرياني فر و سردبيري محمد قوچاني منتشر شد،در هر شماره مطلبي با عنوان پوپوليسم چاپ مي شد،به نحوي كه در آخرين شماره آن سه مطلب حول پوپوليسم و با محور حمله به احمدي نژاد چاپ شده بود،از جمله مقاله اي با عنوان پوپوليستها هميشه نمي خندند كه سعي كرده بود مواضع انتخاباتي وي را عوام فريبانه و در جهت تحريك توده هاي ناآگاه جلوه دهد و در حقيقت حاكميت جامعه را بي خرد و تنها خوانندگان خود را صاحب شعور فرض كرده بود.

البته ما كروبي را ريشخند نكرديم كافي است نام ايشان را در اينترنت سرچ كنيد حداقل 4 سايت اولي كه باز مي شود در باب نقد و طنز ايشان است گرچه از زمان انتخابات تا كنون به روز نشده اند.اين نشان مي دهد كه روزنامه اعتمادملي حتي در حق پدر خويش هم خدمتي نكرده و نيست مقاله اي كه در دفاع از ايشان به چاپ رسيده باشد!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 12:34  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->

آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM