تبليغاتX
16 آذر - مصاحبه
انجمن اسلامی دانشجویان 1358

دانشگاهی که همچنان با سیاست های دوران اصلاحات اداره می شود

Image

 

 مستقل: پيش از اين و در بهمن ماه 1386خبرگزاري فارس گفتگويي با رئيس دانشگاه

سيستان و بلوچستان داشت كه در آن به عملكرد عمراني ايشان پرداخته بود. حال شرايط به گونه اي فراهم شده كه از منظری دیگر به وضعیت دانشگاه نگاه کنیم و بر این اساس با يكي از دانشجويان منتقد اين دانشگاه به گفتگو بنشينيم.

رضا نساجی عضو هیئت موسس و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان(1358) در گفتگو با خبرنگار سایت تحلیلی-خبری دانشجویان مستقل در خصوص برخی از مشکلات و رخدادهای این دانشگاه سخن گفته است. 

آقای نساجی، با خبر شدیم که این روزها دانشگاه سیستان و بلوچستان درگیر مسائلی است که عمده آن به شما و تشکل انجمن اسلامی دانشجویان(1358) بر می گردد. از انجمن اسلامی دانشجویان(1358) بگویید و از شرایط کنونی دانشگاه.

شرایطی که می فرمایید محدود به حال حاضر یا زمان يا دولت خاصی نیست، بلکه به سیاست های مسئولینی که برای یک دهه در این دانشگاه حضور داشته اند بر می گردد. سیاست های انسدادی و رفتارهای امنیتی در این دانشگاه از سیاست های دولت یا وزارت نشأت نمی گیرد. همان طوری که من در یک مقاله ای با عنوان "سیاست های آقایان ربطی به دولت نهم ندارد" عنوان کردم که در نشریات دانشگاه و همین طور در پایگاه اینترنتی انجمن منتشر شد. بدين معني كه اين اولين برخورد نبوده و آخري هم نخواهد بود.

 

با این حساب دانشگاه باید پیش از شما هم چنین مواردی را تجربه کرده باشد؟

بله؛ این مسائل برای اذهان دانشجویان تازگی ندارد که پیش از این شاهد محکومیت انضباطی اعضای شورای صنفی در سال ۸۲ و نیز محکومیت دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات بودیم که تنها گناه شان مطالبه و انتقاد از مسئولین بود که پاسخ دانشجویان پرسشگر را با حکم تبعید و حذف ترم و توبیخ دادند.

به عنوان مثال یکی از دانشجویان مذهبی و عدالتخواه دانشگاه که به عنوان عضو سابق شورای مرکزی یکی از تشکل های دانشگاه پرده از برخی مسائل برداشته و با ارائه اسناد معتبر خواستار رسیدگی شده بود. اما مسئولان نه تنها به مدارک وی توجهی نکردند بلكه اين خود او بود كه در پايان محكوم گرديد.

 

شما این مسئله را ناشی از جهت گیری خاص سیاسی مدیران دانشگاه می دانید؟

نه؛ من دانشگاه سیستان و بلوچستان را بیش از اینکه متأثر از مسائل سیاسی بدانم درگیر قومیت گرایی و روابط  مدیران می دانم. شما توجه کنید که بحث فقط متوجه دانشجوی مذهبی و عدالتخواه نیست بلکه پیکان هجمه به سوی دانشجوی منتقد است.

این اولین بار نیست که کمیته انضباطی در صدد پرونده سازی برای دانشجویان و به خصوص فعالان تشکل ها برمی آید. چرا که در سال ۸۲ و در دوران آقای خاتمی طومار شورای صنفی در هم پیچیده شد و ما تاکنون از داشتن شورای صنفی بی بهره بوده ایم. اینها در زمان دولت اصلاح طلب دانشجوی دوم خردادی را حذف کردند، پس دانشجویان ارزشی را هم در دوران دولت اصول گرا قربانی خواهند کرد.

 

شما این برخوردها را بیش از اینکه انضباطی و اخلاقی بدانید ریشه در مسائل سیاسی و مدیریتی می دانید. این برخوردها چقدر از فضای سیاسی کشور و جامعه نشأت می گیرد؟

هیچ؛ ببینید من روند سیاست های فرهنگی دانشگاه را تشریح می کنم.

در سال 82 و در حالی که در دولت مدعی اصلاحات هستیم و تیم حاکم بر دانشگاه منصوب از جناح موافق آزادی بیان است شاهد برخورد حذفی با اعضای شورای صنفی به عنوان فعال ترین تشکل دانشجویی دانشگاه هستیم، سپس برگزاری مناظره ممنوع شد، در سال 83 تریبون آزاد ممنوع شد، و حال حتی جلسات پرسش و پاسخ شفاهی هم ممنوع است. من اسم این را اختناق می گذارم اختناقی که سیاست داخلی دانشگاه است و ربطی هم به دولت و سیاست های کلی نظام ندارد. چون الآن دولت اصولگرا بر سر کار است ولی در دانشگاه ما سیاست های غلط فرهنگی و سیاسی ادامه دارد، چرا که همان کسانی بر سر کارند که در سال های 76 و 77 با ظهور دولت اصلاحات بر سر کار آمدند و به یکباره نیروهای مذهبی و اصولگرا را تصفیه کردند.

 

شما بازتاب این سیاست ها را چگونه می بینید؟

من اشتباه را در سیاست ها و اولویت های آقایان مسئول در دانشگاه می بینم. آیا واقعا من یا دیگر عضو منتقد انجمن خطری برای دانشگاه یا جامعه هستیم؟ و آیا هم و غم مسئولین باید درهم کوبیدن ما باشد؟ آیا واقعاً ما مشکل نظام هستیم؟ متأسفانه در دانشگاه ما هر کس میزی دارد خود را معصوم و مبرا می داند و بی نیاز از نقد و اگر نقدی به او وارد شود یا انگشت سوال به سوی او بگیرند، آن انگشت را به عنوان زهر چشم می شکنند و آنرا در راستای دفاع از نظام تعبیر می کنند. مشکل اینجاست که دانشجویان و جو عمومی جامعه رفتار ايشان را به عنوان سیاست نظام جمهوری اسلامی تعبیر می کنند و به کلیت نظام تعمیم می دهند. همین امر باعث می شود که اشتباهاتشان مردم را از نظام ناامید و منتقدان را به سمت رفتارهای هنجار شکن ببرد. مسئولان باید بدانند که رفتارهای حذفی، دانشجویان را به خارج از نظام سوق می دهد، در حالی که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران سایه مقدسی است که باید بر سر همه این دانشجویان و همه این مردم باشد و نباید هیچ کس را از این دایره خارج کرد یا از آن ناامید ساخت.

اما در حال حاضر غفلت یا غرض مسئولین به نحوی است که نخبه کشی و هنجارگریزی و فرار از ارزش ها را ترویج می کند در حالیکه ما_منظور مسئولین ما_ حق نداریم به واسطه سلایق شخصی و اغراض خود كه در سپهر حاکمان و حکومت جا می گیرد اشتباهاتی را مرتکب شویم که عده ای آنرا را به کل حاکمیت و نظام تعمیم دهند و به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزش ها عبور کنند.

 

یعنی درواقع شما مشکل را در تقابل مسئولین با منتقدین می بینید؟

متأسفانه در دانشگاه ما مفهوم نقد به هیچ وجه نهادینه نشده، چه بهای سنگینی باید پرداخت تا به دانشجویان بگوییم که شما نه تنها حق دارید که بپرسید بلکه وظیفه دارید و نه تنها حق دارید که پاسخ بشنوید که وظیفه دارند پاسخ شما را بدهند. در واقع هدف ما فرهنگ سازی برای مطالبه بین دانشجویان و پاسخگویی در میان مسئولان بود اما برخی بیهوده همه را دشمن خود فرض می کنند و به نوعی دچار توهم توطئه هستند به نحوی که آنها وادار به برخوردهای خذفی و سیاست های تقابلی و تعارضی می کند. حال آنچه ایشان از آن تعبیر به توهین می کنند، انتقاد است و نوعی تعامل به شمار می رود و نه تعارض و حتی تقابل.

ایشان باید بدانند که ما بر خلاف عده ای که از چارچوب نظام خارج شده اند به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزش ها عبور نمی کنیم اما در مقابل در دفاع از ارزش ها به اشخاص رحم نخواهیم کرد. البته در قاموس فکری ما " انتقاد" با "انکار" به کلی متفاوت است و "نقد" به معنای "نفی" نیست. يعني ما كارهاي مثبت مسئولين را در زمينه هاي عمراني ناديده نمي گيريم.

و اصلاً در راستای همین موضوع نقد بود که تشکل انجمن اسلامی دانشجویان مستقل که بعد ها بدل به انجمن 1358 گردید تشکیل شد.

 

برگرديم به بحث تأسيس انجمن،چگونه انجمن مجوز گرفت؟

در همین فضایی که پیش تر تشریح کردم، ما يعني برخی از فعالان دانشجویی در فعاليت با تشکل های مدعی تفکر ارزشی آن زمان به بن بست رسیديم چرا که مرور زمان نشان داد که این تشکل ها کارکرد اصلی خود را که همان نقد سازنده در چارچوب ارزش های نظام بود از دست داده اند و حتی به حیاط خلوت احزاب و اشخاص و قومیت ها بدل شده اند. بر همین اساس در تيرماه 85 اعضاي هيئت مؤسس ضمن حضور در دفتر مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه های سراسر كشور واقع در خيابان انقلاب تهران، ضمن آشنايي با تشكيلات و ديدگاه هاي اتحاديه براي تشكيل انجمن در دانشگاه سيستان و بلوچستان رايزني كردند كه در نهايت با تنظيم درخواست و اساسنامه انجمن اين درخواست در پايان تيرماه 84 به هيئت نظارت بر تشكل هاي اسلامي دانشگاه تحويل شد.

اما تا پايان تعطيلات تابستاني اين تقاضا مطرح نشد، و پس از دو ماه درگيري اداري و دوندگي در بروكراسي دانشگاه در 17 آبان 85 به ما مجوز اصولي را دادند كه شامل فعاليت محدود در دانشگاه مي شد و مجوز كامل منوط به بررسي اساسنامه انجمن و جمع آوري امضا و تأييد 3 درصد دانشجويان دانشگاه در حدود 500 نفر) به عنوان اعضاي انجمن مي شد. كسب مجوز نهايي ما در حدود 6 ماه ديگر وقت گرفت كه در اين مدت، ما به خاطر محافظه كاري مسئولين مجبور شديم بيش از 10 بار اساسنامه را تغيير داده و اساسنامه جديد ارائه دهيم. اين در حالي بود كه تصويب اساسنامه هاي دانشگاه هاي ديگر كه شباهت زيادي به اساسنامه ما داشت خيلي كمتر از اينها وقت برد.

 

مسئولان چقدر همكاري كردند؟

(با لبخند پاسخ مي دهد)همكاري در كار نبوده است. اما انتظار داريم مسئولان نيازهاي حداقلي ما را برآورده كنند.

مثلاً در بدو درخواست مجوز، آقايان ترجيح مي دادند انجمن هرگز تشكيل نشود، سپس با درخواست مجوز نشريات، درخواست امكانات و لوازم دفتر و تشكيلات، فضاي فيزيكي و دفتر انجمن مخالفت شد.

مثلاً شوراي فرهنگي ما را به هيئت نظارت پاس مي داد يا بر عكس، براي ديدار با رياست دانشگاه هر بار بيش از 6 هفته رفت و آمد لازم بود، در نهايت دكتر اكبري ضمن برخورد از موضع قدرت، با اكراه درخواست هاي ما را مي پذيرفت و ما را به مسئولان ديگر حواله مي داد كه آنها هم كار چنداني از پيش نمي بردند.

تا قبل از ارديبهشت 86، همه درخواست هاي ما موكول به تأييد اساسنامه در هيئت نظارت بود، اما بلافاصله پس از تأييد اساسنامه، انجمن سريعاً انتخابات شوراي مركزي را با حضور خوب دانشجويان برگزار كرد و درخواست هاي خود را از پي گرفت، با تلاش فراوان، نشريه انديشه آزاد، مجوز گرفت و در مدت يك سال 14 شماره به همراه دو ويژه نامه منتشر شد، اما درخواست دفتر و امكانات مسكوت ماند و تا به حال هم عليرغم گذشت 20 ماه از درخواست مجوز انجمن، هنوز ما دفتر يا فضاي فيزيكي نداريم.

 

چرا؟

آقايان اعلام كرده اند كه دانشگاه دفتر و فضاي لازم براي تشكل ها را ندارد و موظف به تأمين فضا براي تشكل ها نيست، اين در حالي است كه همان تشکلی که اکنون شاکی اصلی پرونده انجمن و شخص بنده است عليرغم آنكه 3 سال است هیچ  فعاليتي ندارد به همراه انجمن اسلامي دانشجویان عضو تحكيم وحدت طیف علامه دفاتر متعددي در سطح دانشگاه دارند.

 

شما همه مسائل را به سیاستهای مسئولین منتسب می کنید.فکر نمی کنید بیشتر مشکل به شاکیان خصوصی شما بر می گردد؟

ببینید انجمن یا بهتر است بگویم شخص بنده دو شاکی دارم شکایت دبیر انتصابی جدید يكي از تشكل ها که نه تنها انتخابات برگزار نکرده بلکه به جای آنکه به پرونده مفاسد تشکیلاتی و مالی و سیاسی دبير سابق آن رسیدگی کند درصدد اقدام علیه افراد منتقد برآمده است.

این در حالی است که پیش از این انجمن اسلامی دانشجویان(1358) این مفاسد را برملا و با طرح شکایت در هیئت نظارت خواستار بررسی این پرونده شده بود که هیچ جوابی تاکنون به آن داده نشده و حمایت همه جانبه مسئولین از این تشکل  باعث شده متهم در جایگاه شاکی قرار گیرد!!

دیگر اینکه چند نفر معلوم الحال که در پایان جلسه ضمن توهین به دبیر انجمن اقدام به ضرب و شتم نموده و سپس شکایت کرده اند. با توجه به آنکه شاهدان عینی به نفع انجمن شهادت داده اند، انجمن نیز متقابلاً اقدام به شکایت از ایشان نموده است اما تا اين لحظه هيچ پاسخي به آن داده نشده و حتي عنوان كرده اند چون شما ديرتر اقدام كرده ايد شكايت سودي ندارد.

 اما من مسأله را چیزی بیشتر از شکایت دو نفر ناشناس یا یک دبیر انتصابي در تشکیلاتی که سه سال است هیچ انتخاباتی برگزار نکرده و اتهامات گسترده ای در رابطه با مسائل مختلف به دبیر سابق آن وارد است می دانم که پیش از این مسئولین در مواضعی که در مجامع غیر رسمی اعلام کرده اند این را نشان داده اند.

 

چه مواضعی؟

وقتی مسئولی در بدو انتصاب در یک موضع گیری جنجال برانگیز می گوید: "شما مستقل نیستید و من شما را نمی پذیرم" و یا "اساسنامه شما را شخص رئیس جمهور نوشته" یا اینکه "شما عضو ندارید پس نباید ادعای دفتر و امکانات داشته باشید" یا اینکه "چه کسی به شما مجوز داده؟" و رسماً دگر دیسی فکری تحکیم که این تشکل را به اضمحلال برده تأیید می کند و جانبداری می کند شما اسم این موضوع را چه می گذارید؟

یا یک مسئول دیگر که در جناح مثلاً موافق است در پایان جلسه پرسش و پاسخی که من در آن به انتقاد از سیاست های فرهنگی و علمی دانشگاه و برخی تریبون ها و تشکل ها پرداختم  می گوید: "ما از خواب شب مان هم که شده می زنیم تا ایشان را حذف کنیم" و بعد در جواب یکی از اعضاء، انجمن ما را وابسته می خواند شما هنوز فکر می کنید این مسئله محدود به همین شاکیان و مدعیان است یا کسانی هستند که خود را پشت آنها پنهان کرده اند؟

شما تمام مسائل را به عنوان یک موضوع تشکیلاتی مطرح می کنید در چنین فضایی آیا کمیته انضباطی در چارچوب قانون عمل کرده است یا نه؟

باید برگردیم به فلسفه وجودی کمیته انضباطی و جایگاه حقوقی آن. کمیته انضباطی دانشجویان همانگونه که از نامش بر می آید نهادی است که می باید ضمن حفظ مرزبندی بین مسایل انضباطی- ارشادی با مسایل سیاسی- تشکیلاتی که در حوزه اختیار هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی دانشگاه و کمیته ناظر بر نشریات است و نیز مسائل سیاسی- امنیتی که در حوزه کاری حراست دانشگاه است، برقراری نظم و آرامش عمومی را برعهده بگیرد.

تداخل کاری این نهاد که همواره به دلیل عدم التزام مجریان و مدیران به قانون و آیین نامه های مصوب بوجود آمده می تواند موجب بروز مشکلات عظیمی شود.

از طرف دیگر دخالت کمیته انضباطی در امور هیئت نظارت برتشکل ها چه در  سال های 82 و 83 و چه در حال حاضر وجود داشته و دارد به نحوی که به خود اجازه داده در سال 82  اعضای شورای صنفی را محکوم نماید. امری که امروز هم برای من به عنوان دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان 58 رخ داده است.

 

با توجه به اینکه ترکیب اعضای کمیته انضباطی دانشگاه ها طبق قانون تقریباً همان کادر هیئت نظارت بر تشکل ها و دیگر نهادهای مشورتی و انضباطی دانشگاه هاست چه اصراری دارید که پرونده به هیئت نظارت منتقل شود؟ آیا مورد خاصی در کمیته و فضای حاکم بر آن می بینید؟

چیزی که من می خواهم در اینجا بگویم شاید برای شما عجیب باشد. در دانشگاه ما از مدت ها پیش چیزی به وجود آمده به نام رابط که کار خبرچینی یا فعالیت هایی انجام می دهند به نحوی که اکثر دانشجویان کمیته انضباطی را با رابطین آشکار و مخفی آن (که البته چندان هم مخفی نیستند!!) می شناسند.

 

چنین چیزی در آیین نامه کمیته انضباطی دانشجویان وجود دارد؟

 نه؛ در واقع  نه تنها در آیین نامه کمیته انضباطی مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بلکه در هیچ یک از دانشگاه های کشور چیزی به اسم رابط مخفی یا آشکار وجود ندارد. چه برسد به اینکه برخي افرادی که خود پرونده های تخلفات اخلاقی داشته اند برای فرار از محکومیت انضباطی مجبور به فعالیت در کمیته شده و اقدام به خبرچینی می کنند.

چنین افرادی علاوه بر آنکه از حکم انضباطی مصون می مانند، چتر امنیتی پیدا می کنند. در حالیکه نص صریح قرآن کریم برآن است : " آیا دیگران را امر به معروف می کنید در حالی که خود را فراموش کرده اید؟ "

از این رو افرادی که فاقد خودساختگی و تهذیب نفس هستند نمی توانند وظیفه سنگین امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده گیرند.

 

یعنی شما کلیت فضای کمیته انضباطی را اینگونه ارزیابی می کنید؟

نه؛ این بر می گردد به خرده افراد کمیته. در مقابل این افراد معلوم الحال که بیشتر رابطین مخفی هستند افرادی وجود دارند که وجهه مناسبی داشته و دارای حسن شهرت در دانشگاه هستند و عمده رابطین آشکار را تشکیل می دهند. وجود چنین افرادی علاوه بر اینکه باعث می شود عملکرد فجیع سایر ضابطین توجیه شود باعث ایجاد مشروعیت و مقبولیت کمیته در بین دانشجویان خواهند شد.

ضمن اینکه این تنها مشکل کمیته نیست. مثلا در سال ۸۲ و در دوره پنجم شورای صنفی به دبیر کلی آقای میلاد سراج تنها یک عضو دانشجویی در کمیته وجود داشت و کمیته فاقد عضو هیئت علمی و یک عضو دانشجویی بود. بر همین اساس، زمانی که میلاد سراج در مصاحبه مشترک به همراه معاون دانشجویی دانشگاه با مطبوعات غیرقانونی بودن کمیته و احکام آنرا مطرح کرد توجیه معاون دانشجویی و فرهنگی آن زمان این بود که چون جلسات با سه نفر رسمیت می یابد احکام وجاهت دارد در حالیکه زمانی جلسات رسمیت می یابد که چارت 5 نفره کمیته کامل باشد و تصادفاً یک یا دو نفر غایب باشند. نه اینکه کمیته کلاً سه نفر عضو داشته باشد!!

 

در پایان چه تحلیلی از نتیجه این مسائل و این نوع نگاه حاکم دارید؟

همان طور که قبلاً هم در نشریات دانشجویی و وبلاگ ها عنوان کرده ام باز هم تاکید می کنم که "احکام آقایان برای ما باعث افتخار است و اگر رویه برخورد با عدالتخواهان و منتقدین دلسوز همین باشد، بر مواضع اصولی و ارزشی خود مصر خواهیم ماند."

چرا که مشحص نیست چند نسل دیگر از بهترین دانشجویانمان باید قربانی سياست هاي آقایان شوند. افرادی که عملكردشان در تضاد با ارزش های انقلاب است. معتقدم این احکام مصداق باقیات الصالحات کسانی خواهد شد که هدفشان حق گویی و عدالتخواهی است.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 22:17  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->

آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM